بهداشت کار

بهداشت کار

 

سر و صدا شایع ترین عامل زیان آور محیط کار است . حداکثر سر و صدای مجاز در محیط کار در یک شیفت 8 ساعته، 85-90 dB می باشد . صوت بیش از حد مجاز سبب ناشنوایی های حسی، عصبی و یا هر دو می گردد . افزایش فشار، قند و کلسترول خون، اضطراب، ناراحتی عصبی و اختلالات شنوایی در کودکانی که مادرانشان به هنگام بارداری در معرض سر و صدای بیش از حد مجاز بوده اند، از دیگر اثرات سوء آن بر سلامت انسان می باشد . برخی فلزات سنگین، حلال ها، آفت کش ها و سایر مواد شیمیایی نیز سبب کاهش شنوایی حسی- عصبی می گردند .

    ناشنوایی شغلی به هر گونه ناشنوایی جزیی یا کلی در یک یا هر دو گوش که در زمان اشتغال فرد و به علت آن ایجاد شده باشد، اطلاق می گردد . عوامل متعددی در ایجاد ناشنوایی شغلی موثرند که حوادثی همچون ضربه به سر، افتادن از بلندی، برخورد اجسام تیز به جمجمه، انفجار، اصابت پلیسه یا تراشه فلز گداخته به پرده و مجرای گوش، تماس با برخی فلزات و مواد شیمیایی و سرو صدای بیش از حد مجاز، از آن جمله اند .

    کاهش شنوایی ناشی از سر و صدای بلند، شایع ترین و مهم ترین علت کاهش شنوایی است که اغلب در محیطی با شدت صوت 85-90 dB و بعد از گذشت سالها ایجاد می شود . کاهش شنوایی ناشی از سر و صدا، به عوامل گوناگونی بستگی دارد که شدت صوت، مدت تماس و حساسیت فردی از مهم ترین آنها به شمار می آیند . حد مشخص و واضحی برای شدت صوت زیان آور وجود ندارد و سر و صدای مجاز در محیط کار یک برآورد آماری است که به طور معمول برای حفاظت شنوایی 90 درصد شاغلین تعیین می گردد . طبق استاندارد اداره ایمنی و سلامت کار در آمریکا، حداکثر سر و صدای مجاز در محیط کار در یک شیفت 8 ساعته 90dB می باشد .

    کاهش شنوایی ابتدا در حوالی فرکانس 4 هزار هرتز بروز می کند . متاسفانه قبل از آن که بیمار متوجه شود (به فرکانس های گفتاری برسد) آسیب قابل توجهی ایجاد شده است . این کاهش شنوایی از دو مرحله عبور می کند : مرحله اول که برگشت پذیر و موقتی است و مرحله دوم که برگشت ناپذیر و دائمی است . چون اکثر قوانین کار، آخرین کارفرما را مقام مسئول مشکلات قلمداد می کنند و دعواهای قانونی و ادعاهای خسارات فراوانی در این زمینه مطرح می شود، لذا کارخانه ها، بر آزمون های شنوایی قبل از استخدام تاکید می ورزند .

    کسی که در محیط پر سر و صدا کار می کند باید مرتب معاینه شود . معاینه باید حداقل پس از 14ساعت مرخصی انجام شود تا موارد کاهش شنوایی موقتی باعث تشخیص غلط کاهش شنوایی دائمی و برگشت ناپذیر نشود . کاهش شنوایی ناشی از سر و صدا، ابتدا خود را به شکل وز، وز گوش و (نه کاهش شنوایی) بروز می دهد، بنابراین در صورتی که صدا بیش از85dB در 8 ساعت شیفت کاری باشد باید برنامه پیشگیری از افت شنوایی به کار رود . برنامه پیشگیری از کاهش شنوایی شامل موارد زیر است : اندازه گیری صدا (اولین قدم در برنامه حفاظت شنوایی)، تعیین منابع تولید صدا و اندازه گیری سر و صدای محیط که توسط کارشناسان بهداشت حرفه‌ای انجام می پذیرد .

    اقدامات پیشگیری مهندسی و اجرایی : در مرحله اول طراحی، دستگاهها و ابزار پر سر و صدا باید به شکلی تغییر یابند که آلودگی صوتی کمتری ایجاد نمایند . به عنوان مثال برای اتصال قطعات، به جای پرچ کردن، از جوش دادن آنها استفاده کرد . کار گذاشتن صدا خفه کن (muffler) در دستگاهها، به کارگیری مواد میرا کننده (Damping) برای سطوح مرتعش و یا محصور نمودن دستگاههای پر سر و صدا به جهت محافظت از سایر افراد شاغل در کارگاه، نمونه هایی از روش کنترل مهندسی می باشند . تعمیر و نگهداری مداوم و منظم ابزار، تجهیزات و دستگاهها موجب

    می گردد که صداهای اضافی ناشی از سستی و فرسودگی کاهش یابد . با وجود این که بهترین روش کنترل سر و صدا به کارگیری اقدام های مهندسی است، گاهی این اقدام ها به علت کاستی های تکنولوژی و یا هزینه زیاد عملی نمی باشد . به این صورت باید روشهای اجرایی را به کار بست و مدت زمان قرار گرفتن کارگر در محیط پر سر و صدا را کاهش داد . و یا با ایجاد شیفت در گردش در بخش های مختلف کارخانه از توقف طولانی یک کارگر در مکان پر سر و صدا جلوگیری کرد .

     آموزش و تعلیم : در راستای موفقیت یک برنامه پیشگیری باید آثار زیان آور سر و صدا بر سلامتی انسان به مدیران و کارگران تفهیم گردد .

     استفاده از تجهیزات حفاظت شنوایی بهترین وسیله ای است که باید کاملاً اندازه باشد و کارگر به طور مرتب از آن استفاده کند . به طور کلی این تجهیزات به سه نوع تقسیم می گردند :

    الف: Ear Plug : معمول ترین وسیله حفاظت شنوایی در میان کارگران است . استفاده راحت و ارزان بودن از ویژگیهای آن می باشد . گاهی کارگران از گلوله های پنبه ای یا پشمی به جای Ear Plug استفاده می کنند که متاسفانه کارآیی ندارد .

    ب: Canal Cap : این وسیله، تنها دهانه مجرای گوش را می پوشاند

    ج: Ear Muff : وسیله ای از جنس پلاستیک و لاستیک با دو صفحه بزرگ اسفنجی است که روی هر دو گوش را کاملاً می پوشاند . قابل شست و شو بوده و برخلاف Ear Plug به سهولت گم نمی شود و یکبار مصرف نیست . مشکل اندازه نبودن برای مجاری گوش را ندارد، اما به هنگام کار سنگین و در هوای گرم مرطوب به کار بردن آنها مشکل است .

    3 تا 6 ماه پس از استخدام فرد در یک فضای پر سر و صدا، باید سنجش و ارزیابی مرتب شنوایی انجام شود و با آزمون اولیه مقایسه گردد . ثبت اطلاعات : نتایج سنجش شنوایی پیش از استخدام و دوره ای، هم چنین اطلاعات مربوط به سر و صدای محیط کار به منظور رعایت ضوابط طبی و قانونی باید در پرونده پزشکی کارگر ثبت گردد .

    مراجع ^: بیماری های ناشی از کار- دکتر بلوری

اقدامات هنگام وقوع حادثه

اقدامات هنگام وقوع حادثه

نیروهای بهداشتی درمانی و بهداشت محیط درکنار سایر گروه های امداد و نجات بعنوان امدادگر در محل وقوع حادثه درنجات مصدومین مشارکت فعال داشته و درشناسایی محلهای مناسب اسکان موقت ودائم وسایر عوامل تأثیرگذار برسلامت آسیب دیده گان شامل موارد ذیل مداخله نمایند :

الف – حضور کلیه نیروها درمنطقه براساس تقسیمات از قبل پیش بینی شده

ب- بررسی وضعیت شبکه توزیع آب در نقاط شهری وروستایی

ج- درصورت عدم اطمینان از شبکه توزیع آب توصیه براستفاده از آبهای بسته بندی

د- انجام مستمر کلرسنجی از آبهای موجود درمنطقه وتوصیه برافزایش میزان کلر باقیمانده تامیزانppm 18/0 در شبکه توزیع وتانکرهای توزیع هنگام بازگیری ppm 2 و هنگام تخلیه ppm 1

ح – نمونه برداری باکتریولوژیکی آب بطور وسیع باتوجه به افزایش موارد شکستگی وبصورت پراکنده درشبکه توزیع ،‌تانکرهای مستقر در منطقه وارسال نمونه ها به نزدیکترین آزمایشگاه آب وفاضلاب شهرستان ویا استان معین واعلام موارد نامطلوب به متولیان تأمین آب بمنظور اصلاح سیستم توزیع آب

ط- انجام آزمایشات شیمیایی باتوجه به وسعت وشکستگی ها ومنابع توزیع آب واعلام موارد نامطلوب به متولیان تأمین کننده آب

و- آموزش سالمسازی آب درحجم های مختلف به گروههای آسیب دیده همراه با توزیع دستورالعملهای مربوطه

ر- شماره گذاری ( کدگذاری ) منابع ثابت وسیار توزیع آب باتوجه به وسعت منطقه

ز- تعیین نقاط آلوده ومخازن آلوده برروی نقشه منطقه مورد نظر

ه- پیگیری موارد آلوده کلرباقیمانده صفر ، شکستگیها و 000 تارفع مشکل

 

بهداشت نظارت برمواد غذایی

( شامل کلیه مواد غذایی وارد به منطقه بصورت بسته بندی ، فله و 000 )

نظارت برانبارهای نگهداری مواد غذایی باتوجه به تنوع مواد غذایی واردبه منطقه

نمونه برداری از مواد غذایی وارسال به آزمایشگاه کنترل مواد غذایی

آموزش دست اندرکاران نگهداری وتوزیع مواد غذایی درزمینه جلوگیری از آلودگیهای احتمالی مواد غذایی

توصیه براستفاده از مکانهای مناسب که دارای حداقل شرایط مناسب بهداشتی جهت نگهداری مواد غذایی باشند.

توزیع کنندگان مواد غذایی میبایست دارای کارت تندرستی ومعاینات مرتبط باشند .

توزیع کنندگان مواد غذایی نسبت به رعایت نکات بهداشت فردی وبهداشت عمومی وپوشیدن لباس مناسب ملزم باشند.

نظارت برنحوه جمع آوری ودفع بهداشتی زباله شامل ( نگهداری زباله درمحل ، جمع آوری زباله و دفع زباله )‌

نظارت برنحوه جمع آوری ودفع بهداشتی فضولات حیوانی

نظارت برنحوه جمع آوری ، حمل ودفع لاشه حیوانات

نظارت برنحوه جمع آوری ودفع بهداشتی فاضلابها

انجام گندزدایی آبهای راکد وفاضلابهای مناطق مختلف ونظارت بر تصحیح آنها

نظارت و مشارکت در احداث توالتهای بهداشتی

نظارت ومشارکت دراحداث حمامهای بهداشتی

سم پاشی محل اسکان آسیب دیده گان قبل از برپایی چادرها واردوگاهها

گندزدایی مرتب سرویسهای بهداشتی

مبارزه با حشرات وجوندگان ناقل بیماریها

جلوگیری از بوجود آمدن محلهای کانون رشد ونمو حشرات وجوندگان دراطراف محل اسکان آسیب دید گان

تعیین محل مناسب جهت استراحت نیروهای بهداشتی مستقر درمنطقه

استفاده از کلیه دستورالعملهای تهیه شده قبل از بروز حادثه

تقسیم مناسب نیروی انسانی باتوجه به نیروهای موجود بمنظور جلوگیری از فرسایش توان جسمی و روحی آنها

3-بعد از وقوع حادثه:

تیم اعزامی به منطقه میبایست کلیه اقدامات انجام گرفته را توسط نیروهای مستقر در منطقه به سطوح بالاتر گزارش نماید وهمچنین باتمام اعضای تیم های بهداشتی درمانی منطقه ارتباط مناسبی داشته باشد واطلاعات مربوط به بروز وشیوع بیماریها را بصورت روزانه کسب نماید تا در صورت بروز غیر منتظره بیماریهای واگیردار بصورت مشترک باسایر واحدهای بهداشتی درمانی نسبت به مهار وشناسایی منبع آن اقدام نماید .

درضمن استمرار کلیه فرایندهای بند 2 آسیب دیدگان تازمان اسکان دائم ورسیدن به شرایط مطلوب بهداشتی بمنظور ارتقاء سطح سلامت گروههای آسیب دیده وجلوگیری از بروز بیماریها ادامه خواهد داشت .

تصویری از یک ویروس

شصویری از یک ویروس

نمونه ای از محیط کشت در آزمایشگاه پاتوبیولوژی

نمونه ای از محیط کشت در آزمایشگاه پاتوبیولوژی

آلودگی هوا

 

·         چند بار تا به حال دوده خفه کننده ماشین‌ها را در خیابان دیده‌اید؟

·         چرا در روز روشن آسمان آبی را نمی‌بینید؟

·         فوران دوده از کارخانجات صنعتی چه فوایدی دارد؟

·         پناهگاه بیماران تنفسی در شهر آلوده کجا می‌تواند باشد؟

این آلودگی هواست که طبیعت زیبا را در خود گم می‌کند و زندگی سالم را نه تنها از انسان‌ها بلکه از تمام موجودات سلب می‌کند.

 موضوع چیست؟

ازن که جز اصلی مه دود است، گازی است که از ترکیب اکسید نیتروژن و هیدروکربنها در حضور نور آفتاب بوجود می‌آید. در اتمسفر ، ازن بطور طبیعی به صورت لایه‌ای که ما را از اشعه ماورای بنفش محافظت می‌کند، وجود دارد. ولی زمانی که در سطح زمین تولید شود، کشنده است.

 

 از کجا می‌آید؟

اتومبیلها ، کامیونها و ... یکی از اصلی ترین منابع ازن هستند. در سال 1986 مقدار حیرت انگیز 6.5 میلیون تن هیدروکربنهای مختلف و 8.5 میلیون تن اکسیدهای نیتروژن توسط خودروهای موتوری وارد هوا شدند. نیروگاهها ، کارخانه‌های شیمیایی و پالایشگاههای نفت نیز سهم بزرگی در همین مساله دارند و نیمی از انتشار هیدروکربنها و نیتروژن در کشور آمریکا مربوط به آنهاست. 

 

 خطر مه دود

صدمات ریوی ناشی از هوای آلوده به ازن ، خطری است که هر 3 نفر از 5 نفر با آن روبرو هستند. اکثر مردم نمی‌دانند که مه دود به غیر از انسان به سایر موجودات زنده هم آسیب می‌رساند. مه دود ازنی مسئول صدمات زیاد به درختان کاج و نابودی محصولات کشاورزی در بسیاری از مناطق کشاورزی است.

 

 هوای آلوده چیست؟

هر ماده‌ای که وارد هوا شود ، خواص فیزیکی ، شیمیایی و زیستی آن را تغییر می‌دهد و به چنین هوای تغییر یافته هوای آلوده گویند.

 

 زباله‌های موجود در هوا

هوای شهرها دارای یک ترکیب از گازهای آلوده کننده می باشد .گازهای کشنده ناشی از کارخانجات با دوده ، اکسید نیتروژن ،مونوکسید کربن و سرب اگزوز ماشینها ترکیب می شود.

 

 عوامل آلوده کننده هوا

·         عوامل طبیعی :

فوران های شدید آتشفشان , وزش توفان , بادهای شدید و … گازها و ذراتی را وارد می‌کنند و سبب آلایش آن می‌شوند.

·         فعالیت انسان :

کارخانجات صنعتی ، کشاورزی ، شهرسازی ، وسایل گرمازا ، نیروگاهها ، وسایل نقلیه و ... از عوامل آلوده کننده هوا هستند.

 

 مواد آلوده کننده هوا

·         مونوکسید کربن :

گاز سمی مونوکسید کربن بطور عمده مربوط به خودروهایی است که مصرف سوخت آنها بنزین می‌باشد. این خودروها مقدار زیادی گاز CO را از طریق لوله اگزوز وارد هوا می‌کنند.

·         دی اکسید گوگرد :

عمدتا مربوط به نفت کوره (نفت سیاه) است که در بعضی صنایع و تاسیسات حرارت مرکزی و تولید نیرو مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دی اکسید گوگرد

·         اکسیدهای نیتروژن دار:

بطور عمده مربوط به نفت کوره ، گازوئیل و مقدار کمتری مربوط به مصرف بنزین و نفت سفید است.  

·         هیدروکربن‌های سوخته نشده:

عمدتا مربوط به خودروهایی است که بنزین مصرف می‌کنند. نفت کوره و گازوئیل در این مورد سهم کمتری دارند.

·         ذرات ریز معلق :

به طور عمده از سوختن نفت کوره حاصل می‌شود.

·         برمید سرب :

در نتیجه مصرف بنزین در موتور اتومبیل‌ها حاصل می‌شود.

·         سایر ترکیبات سربی :

بنزین خودروها اغلب دارای ماده‌ای به نام تترا اتیل سرب است، که به منظور روان کردن کار سوپاپ‌ها و بهسوزی بنزین به آن اضافه می‌شود. این ماده هنگام سوختن بنزین باعث پراکنده شدن ذره‌های جامد و معلق ترکیبات سرب در هوا می‌شود که هم سمی‌اند و هم به صورت رسوب‌های جامد وارد دستگاه تنفسی می‌شوند.

فلوئورید سرب

 بالا ، بالا ، بالاتر

در جایی دور ، بالای سر ما ، لایه نامرئی و ظریفی از ازن وجود دارد که ما از تشعشعات خطرناک ماورای بنفش خورشیدی محافظت می‌کنند. لایه ازن قرنهاست که آنجا بوده است.

 ... و دورتر

 

ولی اکنون انسان این سپر محافظ را از بین می‌برد. کلرو فلوئورو کربنها (CFCS) ، هالونها (halons) ) و سایر مواد شیمیایی مصنوعی ، در 10 تا 50 کیلومتری بالای سر ما شناورند. آنها تجزیه شده و ملکولهایی آزاد می‌کنند که ازن را از بین می‌برد.

 

CFC  ها چه چیزهایی هستند؟

CFC ها موادی هستند که صدها مصرف گوناگون دارند. زیرا آنها تقریبا غیر سمی و مقاوم در برابر شعله بوده و به راحتی تجزیه نمی‌شوند. به خاطر چنین پایداری ، آنها تا 150 سال باقی خواهند ماند. گازهای CFC به آرامی تا ارتفاعات 40 کیلومتری صعود کرده و در آنجا تحت نیروی عظیم تشعشعات ماورای بنفش خورشید شکسته شده و عنصر شیمیایی کلر را آزاد می‌کنند. بعد از آزادی هر اتم کلر قبل از برگشت به زمین که سالها طول می‌کشد، حدود صد هزار مولکول ازن را از بین می‌برد. سه و شاید پنج درصد لایه ازن در سطح جهان تاکنون توسط گازهای CFC تخریب شده است.

 

 بعدش چی؟

با تخریب ازن در لایه‌های بالای اتمسفر ، کره زمین اشعه ماورای بنفش دریافت می‌کند که موجب بروز سرطان پوست ، بیماری آب مروارید چشم و تضعیف سیستم دفاعی بدن می‌شود. با نفوذ بیشتر اشعه ماورای بنفش از لایه‌های اتمسفر ، اثرات آن روی سلامتی بدتر شده ، بهره دهی محصولات کشاورزی و جمعیت ماهیها کاهش خواهد یافت و آسایش هر فرد روی این سیاره تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

 

 نگرانی روز افزون

اثرات زیست محیطی مقادیر عظیمی از مواد زاید خطرناک که هر ساله تولید می‌شود، موجب نگرانی بیش از پیش شده است. در سال 1983 ، 266 میلیون تن مواد زاید خطرناک تولید شده است.

 

 به هدر ندهید...

کشورهای پیشرفته بیش از هفتاد هزار ماده شیمیایی مختلف تولید می‌کنند که بیشتر آنها بطور کامل از نظر ایمنی آزمایش نشده‌اند. استفاده نامحتاطانه از این مواد ، مواد غذایی و آب و هوای ما را آلوده کرده و اکوسیستمهایی را که ما به آنها متکی هستیم، شدیدا تهدید می‌کند. 

 

نوشته ای ادبی درباره آلودگی هوا

آلودگی هوا:

انشالله که چیزی نمیشه نوشته نیما درباره آلودگی هوای تهران خواندنی است. بیشتر مردم زیاد اهمیتی به آلودگی هوا نمی‌دهند، می‌گویند انشاالله چیزی نمی‌شود. این انشاالله‌ها تا حالا بیش از صد نفر را در تهران در همین چند روز گذشته کشته است. اگر هم در دراز مدت فکری برای آلودگی نشود چندین سال از عمر متوسط تهرانی‌ها خواهد کاست. در مورد آلودگی هوا مشکل هم فرهنگی است و هم سیاسی. از اون جهت فرهنگی است که مردم تو ایران زیاد دوست ندارند که به مشکلات آینده فکر کنند یا حتی مشکلات الان شان را جدی بگیرند. این خودش را در وضعیت سوانح هوایی، زلزله و آلودگی هوا نشان می دهد. کشورهای دیگر جهان سومی هستند که چنین مشکلاتی دارند. مثلا مکزیکو سیتی مشکل آلودگی هوا را دارد یا پاکستان و بنگلادش مشکل شهرهای بسیار پرجمعیت. خیلی از این مشکلات راه حلهایی دارند که قبولشان برای مردم سنگین است. مثلا اینکه مردم سعی کنند در تهران بیشتر از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند یا در قسمتهایی از شهر خانه‌‌ها به اجبار توسط دولت خریده بشود تا پارک یا اتوبان های بهتر ساخته بشوند و یا اینکه قیمت بنزین افزایش داده بشود. برای حل مشکلات فراگیر جامعه به شرایط زیر نیاز است: ۱- مطبوعاتی که مدام مشکلات را به مردم یادآوری می‌کنند. در این زمینه مطبوعات حتی باید کمی مردم را بترسانند که اگر کاری نکنند خیلی ضرر می‌کنند. ۲- مسئولانی که خلاقیت و شجاعت لازم برای حل مشکلات را داشته باشند. ۳- در صورتی که مسئولان دولتی قادر به حل مشکلات نباشند مکانیزیمی برای مواخذه آنها وجود داشته باشد. ۴- مردم قادر باشند که در دادگاه‌‌ها مقامات مسئول یا دولت را مجبور به خسارت دهی کنند. ۵- مقامات دولتی متوجه شوند که ضرری که مردم می‌بینند به آنها هم ضرر می‌زند. ۶- مطبوعات و مردم موارد موفق را تشویق کنند. تجربه حل مشکلات بنیادی در ایران همیشه بد نبوده است. برای مثال مشکل افزایش بی‌رویه جمعیت تا حد زیادی حل شده‌است. در این مورد فشار مردمی و مطبوعات نبود که منجر به وادار کردن دولت به ارائه راه حل‌هایی شد. بلکه این مقامات دولتی بودند که متوجه شدند اگر نرخ رشد جمعیت بالا سه درصد اول انقلاب ادامه پیدا کند کشور کاملا به هرج و مرج کشیده می‌شود. مسئولانی هم بودند که راه حلهای خلاقانه‌ای برای کنترل جمعیت ارايه کردند (مانند استفاده از خانه‌های بهداشت). متاسفانه در این مورد ما نام هیچ فردی را که پشت این پروژه‌ها بودند را نمی‌دانیم. ای کاش این آدم‌ها بیشتر از اینها در جامعه تشویق می‌شدند. متاسفانه در مورد آلودگی هوا ضرر آنچنان مستقیمی به دولت وارد نمی‌شود (بجز بالا رفتن هزینه بیمارستانها). برای همین این به مردم بستگی دارد که می‌خواهند در این زمینه چه کار بکنند. حداقل کاری که مردم می‌توانند بکنند این باشد که شعار نمایندگان بعدی شورای شهر و مجلس (از تهران) حل مساله آلودگی هوای تهران باشد. روزنامه نگار های ستون اجتماعی روزنامه‌ها وظیفه سنگینی دارند. آنها باید داستانها آه و سوز داری در مورد کسانی که در اثر آلودگی هوا فوت کرده‌اند پیدا کنند و بنویسند تا مردم موضوع برایشان بیشتر تداعی پیدا‌کند. موضوع برایشان بیشتراست.

شرایط مطلوب آب استخر

شرایط مطلوب آب استخر

(اعداد اعشاری ممکنه کمی بهم ریخته باشند مثلا3/0 سه دهم می باشد)

 

کیفیت آب مصرفی استخر‌ها یکی از موارد مهمی ‌است که باید به آن توجه شود، چرا که بیشتر استخرها از آب شهری استفاده می‌کنند اما تعدادی به علت به صرفه بودن از نظر اقتصادی، از آب چاه استفاده می‌کنند ولی در مجموع باید آب مصرفی استخرها کلرزنی شود. تحقیقات این پژوهشگران نشان می‌دهد که در صورت رعایت نکردن بهداشت، بیماری‌هایی از طریق استخر به افراد منتقل می‌شود که از آن جمله می‌توان به بیماری‌های روده‌ای مانند اسهال، شبه حصبه، ناراحتی‌های معده و نیز عفونت‌های گوش، چشم و بینی، بیماری‌های پوستی مقاربتی و تنفسی اشاره کرد.

همچنین استفاده از سرویس‌های بهداشتی پیش از ورود کودکان به استخر اجباری است و شناگران نیز پیش از ورود به استخر باید حتما دوش بگیرند و پس از خروج از آب بدن خود را شستشو دهند تا از ابتلای احتمالی به آلودگی‌ها پیشگیری شود. از طرفی، در صورت ابتلا به سرماخوردگی و یا هر نوع بیماری عفونی یا پوستی از ورود شناگران به استخر تا رسیدن به سلامت کامل باید خودداری شود.

شناگران پیش از ورود به استخر حتما باید حداقل به مدت ۳۰ ثانیه پاها را در حوضچه ضدعفونی قرار دهند و از لیف زدن، اصلاح صورت، استفاده از کرم و ماسک‌های زیبایی و جویدن آدامس خودداری کنند. از آنجا که مخلوط شدن آب استخرها با مواد آرایشی و ترشحات بدن مانند عرق می‌تواند خطراتی داشته باشد، از نظر شیمیایی تصفیه آب استخر و گندزدایی مهم است.

در عین حال میزان pH مناسب آب استخر، ۲/۷ تا ۸ است که بالاتر یا پایین‌تر بودن آن مشکلات پوستی و چشمی‌به وجود می‌آورد. درجه حرارت ایده‌آل برای آب استخرها نیز باید ۲۶تا ۲۸ درجه سانتی‌گراد باشد.بعضی از پارامترهای شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیکی که در کیفیت آب استخرهای شنا مورد توجه می‌باشند عبارتند از :

 PH: PH درجه اسیدی و بازی آب را نشان می‌دهد. PH مناسب آب استخرهای شنا بین ۸-۲/۷ توصیه شده است. خورندگی سطوح، ایجاد لک، تحریک و سوزش چشم و پوست شناگران از اثرات PHپایین و رسوب‌گذاری، کاهش کارایی کلر برای گندزدایی، کدر شدن آب استخر (حالت ابری)، تحریک و سوزش چشم و پوست از اثرات PH بالا در آب استخرهای شناست.
دما نباید بیشتر از ۲۹ درجه باشد چرا که شنا کردن در آبهای بالای ۳۰ درجه ممکن است موجب وقفه تنفسی در فرد گردد.

 شفافیت آبشفافیت از مهمترین ویژگیهای ظاهری آب استخرهای شنا می‌باشد و از جنبه‌های زیر حائزاهمیت است:

عدم وجود ذرات معلق و کلوئیدی که مانع تماس مستقیم و مناسب عامل گندزدا با میکروارگانیسم‌ها می‌شود.


افراد قادر خواهند بود عمق آب استخر را تخمین بزنند و از وجود خطرات احتمالی به آسانی مطلع شوند و می‌توانند با اطمینان خاطر در آب شنا نموده و شیرجه بزنند.
ایجاد شرایط دلپذیر، خوشایند و مطلوب در آب استخر به همراه جنبه‌های زیبا شناختی برای استفاده‌کنندگان.
شفافیت آب استخر باید به حدی باشد که یک صفحه سیاه و سفید به قطر ۱۵ سانتیمتر، در عمیق‌ترین نقطه استخر به راحتی دیده شود.

مشخصه های میکروبی: کیفیت میکروبی آب استخرهای شنا مهمترین عامل در استفاده سالم از استخر می‌باشد. اکثر میکروارگانیسم‌هایی که در آب استخر یافت می‌شوند، خطرناک نیستند. به علاوه در فرآیند گندزدایی و تصفیه، تمامی میکروارگانیسم‌ها که شامل باکتریها، ویروسها، جلبکها و قارچ‌ها می‌باشند نابود می‌شوند.
مسئله عمده، آلودگی ثانویه ناشی از تماس ترشحات دهان، بینی، پوست و دفع ادرار می‌باشد.
برای گندزدایی آب استخرهای شنا روشهای متعددی مانند استفاده از کلر، برم، ید، سیانورات‌های کلره و لامپ‌های اشعه ماوراء بنفش استفاده می‌شود.
در حال حاضر کلر گزینه انتخابی برای گندزدایی آب استخرهاست. بخشی از کلر اضافه شده صرف اکسیداسیون مواد آلی و معدنی موجود در آب شده و مابقی صرف گندزدایی آب می‌شود. جهت اطمینان از گندزدایی آلودگی‌های ثانویه همواره باید مقداری کلر آزاد باقیمانده در آب وجود داشته باشد. توصیه می‌شود میزان کلر آزاد باقیمانده حداقل ۶/۰ میلی گرم در لیتر باشد. این میزان کلر درPH بین ۶/۷-۲/۷ باعث ایجاد نتایج باکتریولوژیکی رضایت بخش خواهد شد. اما عملاً بین ۳-۱ میلی گرم در لیتر کلر آزاد باقیمانده مورد نیاز است. چرا که افزایش آلودگی‌های احتمالی به همراه نوسانات PH که کارایی کلر را محدود می‌کند، نیاز به کلر بیشتر را ضروری می‌نماید.
تحریک و سوزش چشم ممکن است بر اثر شنا در آب با PH کمتر از ۴/۷ همراه با حضور کلر ترکیبیباقیمانده (کلرآمین) اتفاق افتد.
آب حوضچه پاشویه باید حداقل حاوی ۱۵ میلی گرم در لیتر کلر باشد. تماس کوتاه مدت پا با آب حوضچه اطمینان کافی جهت گندزدایی ایجاد نخواهد کرد. کلر علاوه بر غلظت، نیاز به زمان کافی برای اثرگذاری دارد. اگر چه غلظت بالای کلر در حوضچه نیاز به زمان را محدود کرده است اما یک مکث چند ثانیه‌ای در حوضچه ضروری به نظر می‌رسد.
قبل از عبور از حوضچه پاشویه، وجود توالت‌های بهداشتی و متعاقب آن دوش به تعداد کافی برای شناگران جهت شستشو و استحمام از ضروریات استخرهای شناست. افراد باید قبل از ورود به آب استخر، بدن خود را با ماده شوینده مناسب شستشو دهند.
پرهیز از شنا در مواقع ابتلا به بیماریهای عفونی و مسری (پوستی، گوارشی و تنفسی) کمترین انتظاری است که از افراد مراجعه کننده به استخرهای شنای عمومی وجود دارد چرا که امکان سرایت بیماری به دیگر استفاده‌کنندگان وجود خواهد داشت.
شناگاههای طبیعی (رودخانه‌ها، چشمه‌ها، دریا، سدها و …)
شناگاههای طبیعی در فصل تابستان ممکن است جهت شنا مورد استفاده قرار گیرند، همه ساله موارد زیادی از غرق شدن شناگران در دریا، رودخانه‌ها و دیگر محلهای مورد استفاده اتفاق می‌افتد که عمدتاً ناشی از بی‌توجهی افراد به رعایت نکات ایمنی استبنابراین مسئله اساسی در استفاده از شناگاههای طبیعی توجه به حفظ ایمنی شناگران است.
به لحاظ بهداشت و سلامت نیز آب این مناطق ممکن است حاوی آلاینده‌های میکروبی، شیمیایی و فیزیکی باشد. با آغاز فصل گرما و حضور مردم در شناگاههای طبیعی، موارد زیادی از ابتلا افراد به بیماریهای منتقله از آب گزارش می‌شود. بدیهی است که تماس با آبهایی که هیچگونه اطمینانی جهت عدم وجود باکتری، قارچ و … در آنها وجود ندارد ممکن است سبب ابتلا به بیماریهای گوارشی و پوستی گردد.
آلودگی‌های زیست محیطی نکته قابل توجه دیگری است که باید مد نظر قرار گیرد. آلاینده‌های شیمیایی (مانند سرب و جیوه) ناشی از تخلیه فاضلاب و یا پساب کارخانه‌ها در بالا دست رودخانه‌ها و آبریزها ممکن است سبب ایجاد مشکل گردد.
قبل از استفاده از هر آبی جهت شرب، شنا، تفریح و یا هر مورد دیگر باید جنبه‌های ایمنی بهداشتی در ابعاد سلامت فردی و زیست محیطی مورد توجه قرار گیرند.
میکروبها و انگل های موجود در آب استخر :
کیستهای گیاردیا و کریپتوسپوریدیم در برابر کلر بسیار مقاوم هستند و حتی ممکن است در استخرهایی که از  کلر مخصوص از بین بردن  این کیستها استفاده شده است برای چند روز بی اثر باقی بمانند.

از این گذشته بخاطر اندازه کوچک خود بوسیله فیلترهایی که عموماً در استخر ها استفاده می شوند قابل تصفیه نیستند.

کریپتوسپوریدیم ، گیاردیا و ای.کولی و دیگر میکروبها و انگل ها چگونه وارد استخر شنا می شوند؟ از طریق موادی که در مدفوع یافت می شوند. تصور کنید افرادی را که در یک استخر در حال شنا هستند آنها با یکدیگر تصادف می کنند. ممکن است بعضی از آنها دچار اسهال باشند یا مشکل دیگری ( مانند قاعدگی در خانمها ) داشته باشند. پس همیشه این خطر وجود دارد.

برای جلوگیری از انتقال بیماری این افراد نباید شنا کنند. هر چند نمی توان جلوی این افراد را گرفت یا آنها را شناسایی کرد. و برای چنین شخصی سخت است که جلوی تراوش مواد مضر را بگیرد. شناگران باید مراقب باشند که آب استخر را قورت ندهند. و همه افرادی که شنا می کنند در صورت بروز مشکل یا بعد از استفاده از دستشویی کاملاً بهداشت را رعایت کنند.

توصیه های مراکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا ( CDC  ) :
استخرهای سر پوشیده در تمام فصول مشتاقان فراوان دارند. آب استخر ناقل خوبی برای انتقالبیماریهای مختلف، باکتریال، انگلی و قارچی است.

مراکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا توصیه می کند که برای رفتن به استخر، دریاچه و یا دریا‌ها حتما حوله و کرم ضدآفتاب به همراه داشته باشید و نسبت به این امر که با چند تن دیگر در آب مشترک شنا می‌کنید هوشیار و گوش به زنگ باشید.

کارشناسان این مراکز اعلام کردند که استخرهای عمومی در ایالات متحده با افزایش تعداد مبتلایان به بیماریهای آب‌های تفریح‌گاهها روبرو هستند که دلیل آن وجود میکروارگانیسم‌ها در این آبهاست.

این روند نگران‌کننده است چرا که این ارگانیسم‌ها می‌تواند باعث بروز بیماریهای جدی و حتی موجب مرگ افراد شوند. از آنجا که تعداد افراد مراجعه‌کننده به این استخرها و تفریح‌گاههای آبی عمومی در آمریکا روبه افزایش است، این مراکز مردم را به توجه بیشتر به بهداشت آبی که در آن شنا می‌کنند، توصیه می‌نمایند.

از مهمترین دستورالعمل‌های بهداشتی که در این زمینه ارایه شده، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

۱اگر به بیماری اسهال مبتلا هستید از رفتن به داخل آب خودداری کنید. توجه به این امر به ویژه برای کودکانی که هنوز پوشک می‌شوند مهم است، چرا که ممکن است در صورت وارد شدن به داخل آب، محیط را آلوده کرده و دیگران را بیمار کنند.

۲آب استخر را به هیچ وجه وارد دهان نکنید.

۳بهداشت خود را به دقت رعایت کنید. پیش از شنا حتما دوش بگیرید و دست‌های خود را پس از اجابت مزاج بشویید. آلودگی‌های پوست بدن شما به راحتی در آب منتقل می‌شود.

۴حتما کودکان خردسال خود را در فواصل زمانی کوتاه حمام کرده و پوشک آنها را عوض کنید. اگر منتظر بمانید تا خود آنها اعلام نیاز کنند، حتما دیر شده است.

۵پوشک کودکان را در کنار استخر عوض نکنید و حتما به سرویس بهداشتی مراجعه کنید، چرا که آلودگی از روی سطح و اجسام قابل انتقال است.

۶کودکان را قبل از وارد شدن به آب با آب و صابون تمیز بشویید.

همچنین کارشناسان آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا در مورد شنا کردن در آب‌های آزاد مانند دریاچه و دریاها رعایت نکاتی را ضروری می‌دانند که در ذیل مطرح شده است.

۱از شنا کردن بلافاصله پس از بارش باران در آب‌های آزاد خودداری کنید. باران عمدتا آلودگی‌ها را شسته و به نزدیکی زمین‌های اطراف دریاچه‌ها، رودخانه‌ها، دریاها و نهرها می‌آورد.

۲مراقب وجود لوله‌های پوسیده در کنار دریا باشید و هرگز در نزدیکی آنها شنا نکنید چرا که آبی که از این لوله‌ها خارج می‌شود حاوی آلودگی‌های بسیاری است.

۳از شناکردن در آب‌های حاوی زباله، مواد چربی و سایر پس مانده‌های جامد خودداری کنید،‌ این آبها حاوی میکروارگانیسم‌های بیماریزا هستند.

همچنین محققین عنوان می کنند که آب استخرها می تواند موجب آلرژی یا تشدید بیماری آسم می شود . در واقع ، موادی که برای تصفیه و میکروب زدایی آب استخرها استفاده می شود، مشخصاً کلر، باعث ایجاد برخی آلرژی ها می شود.

نکته مهم این است که میزان مصرف کلر از نظر بهداشتی ، استاندارد مشخصی دارد. اما مصرف کم آن باعث ازدیاد میکرب ها وقارچ ها می شود و از سوی دیگر، مصرف زیاد آن آلرژی زا و تشدید کننده بیماری است.

این آلرژیها، علائم چشمی به صورت قرمزی ، خارش ، ریزش اشک و تحریک و سوزش چشم ویا علائم بینی مثل عطسه ، آبریزش ، خارش و گرفتگی بینی ایجاد می کنند. دربیماران مبتلا به آسم نیز علائمی چون سرفه ، خس خس وتنگی نفس دیده می شود. این علائم ، زمانی که فرد درآب است یاحتی ساعت ها بعد ازتماس با آب ، می تواند بروز کند یا تشدید شود.

برای جلوگیری از این مشکل به نکات زیر توجه کنید :

اگر شدت حساسیت افراد نسبت به آب استخر کم باشد ، به طوری که به سرعت نیز برطرف شود وبیمار را خیلی آزار ندهد ، موضوع مهمی نیست. اما اگر این حساسیت زیاد باشد ما توصیه می کنیم افراد داروهای پیشگیرانه ، مصرف کنند. برای مثال، قبل از رفتن به استخر می توانند از اسپری مخصوص استفاده کنند. درمواردی نیز که علائم حساسیت خیلی شدید است و به سادگی بر طرف نمی شود، در واقع توصیه می کنیم که اصلاً از استخر استفاده نشود.

بیماری های پوستی

آب آلوده و غیر استاندارد استخرها، بیماری ها و ناراحتی های پوستی ایجاد می کند . مهمترین بیماری هایی که آب آلوده ایجاد می کند، قارچی ، زگیل و کچلی هستند که جزوهمان بیماریهای قارچی محسوب می شوند . اما، از آن طرف دیگر اگر برای جلوگیری از آلودگی آب ، کلر زیادی مصرف شود، ممکن است کسانی که زمینه آلرژی های پوستی دارند در برابر این مقدار کلر، واکنش نشان دهند و پوست شان خشک شده و خارش و اگزمای پوستی پیدا کنند.
استخر روباز، مشکل آفتاب را دارد که می تواند آسیب جدی به پوست وارد کند.آسیب حاد استخرهای رو باز را آفتاب سوختگی ، تورم و قرمزی می داند که در دراز مدت می تواند باعث تغییر رنگ پوست و ایجاد ” کک ومک” شده و نهایتاً در صور تکرار زیاد ممکن است منجر به سرطان پوست شود.

آفتاب به مقدار خیلی کم، برای چند دقیقه به اندازه ای که منجر به قرمزی پوست نشود، مفید است. بنابر این ، توصیه ما این است که در هنگام آب تنی خودتان را از آفتاب دور نگه دارید. چون درطول روز به اندازه کافی از آفتاب برخور داریم.

تغییر رنگ وشکنندگی مو
تغییررنگ و شکنندگی مو نیز می تواند از عوارض آب استخر باشد. به جز مورد کلر که دراین زمینه تاثیر گذار نیست، آب اگر مس هم داشته باشد و در واقع ، لوله ها مس آزاد کنند، این مس می تواند روی مو رسوب کرده و تا اندازه ای رنگ آن را تغییر دهد. به همین دلیل، باید افراد حتماً از کلاه استفاده کنند و بعد از شنا نیز دوش بگیرند. البته بهترین راه این است که اگر در استخر های عمومی امکان به کارگیری این روش نیست ، حداقل در استخرها یی که با ثبت نام عضو می گیرند ، ابتدا افراد علاقه مند ، توسط یک پزشک متخصص معاینه شوند که اگر سابقه بیماری قارچی یا زگیل دارند بعد از درمان ، پذیرفته شوند.

بهداشت شنا کردن

عوامل عفونت های ذیل در استخری با مراقبت ضعیف ممکن است وجود داشته باشد.

عفونت های ویروسی و قارچی، مثل عارضه خارش پای شناگران که یک بیماری قارچی پوست است.

عفونت چشم، گوش، گلو و بینی

عفونت های بخش فوقانی تنفس

عفونت های روده ای

آنچه شناگران در استخر باید به آن توجه کنند :
قبل از ورود به استخر بدن خود را با یک شوینده مناسب شستشو دهید.

قبل از ورود به استخر پای خود را در داخل حوضچه کلر قرار دهید.

به همه کسانی که به استخر می روند توصیه می شود پیش از ورود به استخر مثانه خود را تخلیه کنند.

از تف کردن، مضمضه کردن آب، شستن و خارج کردن ترشحات بینی و… خودداری کنید.

هنگام شنا کردن خلط گلوی خود را به آب استخر وارد نکنید. ترجیحاً هنگام ابتلاء به بیماری توأم با خلط عفونی، به شنا نپردازید.

اگر بیماری پوستی از قبیل بیماریهای قارچی قابل سرایت دارید به هیچ عنوان به استخر عمومی مراجعه نکنید.

بعد از استخر نیز بدن خود را شستشو دهید.

آنچه متصدیان استخر باید توجه کنند

کلر آزاد باقیمانده استخر حداقل ۲-۵/۱ میلی گرم در آب باشد مقادیر کمتر از این میزان ممکن است عواملی از قبیل کریپتوسپوریدیوم را از بین نبرد.
مرتباً محیط استخر را تمیز کنید و آب آن را به دفعات کافی تخلیه و تعویض نمائید.

آب استخر را جهت وجود باکتریهای کلی فرم و پسودوموناس کنترل کنید، این دو می توانند شاخصهای مناسبی جهت سنجش میزان کارایی سیستم های ضدعفونی کننده و بهداشت آب باشند.

ایمنی شناگران
خودداری از دویدن در محیط استخر، شنا کردن در عمق متناسب با توانایی شنا کردن و اجتناب از بازی و شوخی های خطرناک می تواند ایمنی نسبی افراد را تأمین کند. استفاده از وسایل مورد نیاز جهت شنا از قبیل عینک، گوشی و دماغی را فراموش نکنید.
چنانچه دچار خستگی و گرفتگی عضلانی شدید از شنا کردن در قسمتهای عمیق خودداری کنید.

از شنا کردن در دریا هنگامی که شرایط طوفانی وجود دارد پرهیز کنید.

شاخص‌های بهداشتی کیفیت آب استخرهای شنا

دانش انتقال بیماری‌ها مؤید آن است که برخی از بیماری‌ها بر اثر استقرار یا راهبری نادرست و کلر زدن نامناسب استخرها شنا از تماس و یا بلعیدن آب آلوده ایجاد می‌شود که از بین آنها می‌توان حصبه،اسهال، هپاتیت عفونی و بیماری‌های معدی ـ روده‌ای، کونژنکتیویت، تراخم، لپتوسپیروز، بیماری قارچی و عفونت‌های پوستی، شیستوزو میازیس و ژیادریوزیس، خارش پای شناگر، بیماری‌های دستگاه فوقانی تنفسی نظیر عفونت سینوس‌ها، گلودرد عفونتی، عفونت گوش میانی، التهاب مکرر پوشش‌های مخاطی چشم‌ها، گوش‌ها و گلو را نام برد.

کاربرد مازاد بر نیاز آلوم و عدم تنظیم PH و مواجه شدن با سطوح حفاظت نشده بدن، سبب التهاب، تحریک، خارش و عفونت می‌شود. انقباض پوست در هنگام غوطه‌ور شدن در آب، ورود مستقیم آب آلوده را به داخل بینی و چشم میسر می‌سازد.

۲۶ مورد شیوع بیماری با ابتلا ۱۳۶۳ نفر، بر اثر استفاده از آب‌های مراکز تفریحی و شنا از سال ۱۹۸۸ به مراکز کنترل بیماری‌ها در آمریکا گزارش شده است.

عامل بیماری‌زائی در استخرهای آب گرم، سودوموناس و لژیونلا در دریاچه عامل بیماری shigella sonnei و Norwalk virus و اختلالات معدی روده‌ای حاد و برخی دیگر از لپتوسپیراوژیاردیا، نام برده شده است.

ناراحت‌های چشم، گوش، بینی و گلو، اختلالات معدی ـ روده‌ای و تحریکات پوستی از شایع‌ترین عوارض و مشکلات ناشی از استخرهای غیربهداشتی است.

براساس داده‌های محدود، شنا در آب دریاچه‌ای که میانگین میزان کلی فرم آن ۲۳۰۰ در ۱۰۰ میلی‌لیتر آب باشد، از نظر آماری، افزایش وقوع بیماری را موجب می‌شود. شنا در آب رودخانه که تراکم میانه کلی فرم (density median coliform) آن۲۷۰۰ در میلی‌لیتر است، موجب افزایش معنی‌دار آماری بیماری‌های روده‌ای می‌شود و چنانچه شناگران در سنین ۵ تا ۱۹ سال باشند، موارد وقوع بیماری بیشتر است. افرادی که در دریائی با معیار و ضوابط بهداشتی غیرقابل پذیرش، شنا می‌کنند، نسبت به افرادی که از دریای نسبتاً غیرآلوده استفاده می‌کنند، بیشتر دچار اختلالات گوارشی می‌گردند.

مطالعات گسترده نشان داده است که علائم بیماری‌های دستگاه تنفسی و گوارشی در بین شناگران بیشتر از غیرشناگران می‌باشد. چگالی میانگین هندسی محتمل‌ترین تعداد کلی فرم معادل ۱۲۱۳ در مورد ساحل آب دریا به زحمت قابل پذیرش و ۲/۴۳ در مورد ساحل نسبتاً غیرآلوده در ۱۰۰ میلی‌لیتر ذکر شده و تعداد کلی فرم وابسته به آنها به ترتیب ۵۶۵ و ۴/۲۸ گزارش شده است. از طرف دیگر، شنا در آب‌های دریا که حاوی تعداد ۱۰ عدد آنتروکوک (فیکال استرپتوکوکسی) در ۱۰۰ میلی‌لیتر باشد، شناگران را با خطر اختلالات معده‌ای، روده‌ای مواجه می‌کند. عده‌ای از محققان، وابستگی تنگاتنگی را بین بیماری اسهال و شنا در آب رودخانه‌ که میانگین فیکال کلی فرم آن ۱۷،۵۰۰ عدد در ۱۰۰ میلی‌لیتر باشد، گزارش نموده‌اند.

این نتیجه، از بررسی وضعت شش شناگر که در آب رودخانه شیگلاسونه‌ئی شنا کرده‌اند، حاصل شده است. تحقیقات انجام شده در خصوص شنا در آب شور دریا، حاکی از آن است که آب شور، وقوع بیماری را افزایش نمی‌دهد. میکروارگانیسم‌هائی که به‌عنوان شاخص احتمالی برای کیفیت آب شنا پیشنهاد شده، عبارت‌ است

از کلی فرم، فیکال کلی فرم، فیکال استرپتوکوکسی و سودوموناس آئروژینوزا، کلسترودیوم پرفرنژنس که به‌ گونه‌ای با مدفوع انسانی مرتبط هستند. کلستردیوم پرفرنژنس، شیگلاها و سالمونلاها در مطالعات اختصاصی، برای پی بردن به کیفیت آب از لحاظ بهداشتی جهت شنا در سواحل دریا مورد استفاده قرار گرفته است ولی باید توجه داشت که فیکال استرپتوکوکسی و کلستریدیوم پرفرنژنس بهترین شاخص قلمداد می‌شوداستاندارد کلی فرم، بیشترین عامل بهداشت عمومی در خصوص قضاوت روی کیفیت بهداشتی آب‌های تفریحی محسوب می‌شود. عده‌ای از محققان، وقوع موارد لپتوسپیروزیس را در نزدافرادی که در آب آلوده به فاضلاب خانگی، فضولات حیوانی وحشی، گله گاو، گوسفند، موش آبی و…به شنا پرداخته‌اند، گزارش نموده و بر عدم استفاده از چنین آب‌هائی برای شنا تأکید کرده‌اند.

مطالعه پژوهشگران نشان داد که هفت کودک مبتلا به لپتوسپیروز، بر اثر شنا در آب‌های نهری که وسط یک چراگاه و مرتع عبور می‌کرده است به این بیماری مبتلا شده‌اند و نزدیک ده مورد شیوع لپتوسپیروز، بر اثر شنا در آب‌های نهری که وسط یک چراگاه و مرتع عبور می‌کرده است به این بیماری مبتلا شده‌اند و نزدیک ده مورد شیوع لپتوسپیروز در گذشته، بر اثر شنا در آب‌های طبیعی در آمریکا گزارش شده است.

بیماری نادری که با نام اختصاری (meningoencephalits pimary amebic) معروف و غالباً برای انسان کشنده است، در اثر شنا یا استحمام و یا شیرجه رفتن با سر به داخل آب شیرین و لب شور آلوده، ممکن است ایجاد شود.

استخرهای آب گرم و آب‌های گرم معدنی و غیر سرپوشیده در بروز این بیماری‌ نقش دارند. عامل بیماری، تک یاخته تاژک‌دار آزاد زی به‌نام هگ می‌باشد و گونه‌ای است که در خاک، سبزیجات در حال فساد و آب شیرین طبیعی یافت می‌شود.

کیست نائگلریا (Naegleria cysts) به حالت معلق، در آب با حرارت ۵۶ درجه‌ سانتی‌گراد، قدرت حیاتی خود را حفظ می‌کند. در PH معادل ۴/۷ تا ۸/۷۸، Acanthamoeba که یک آمیب دیگر آزاد زی می‌باشد غالباً موجب عفونت تحت حاد مزمن شده و در مقایسه با PAM از شدت کمتری برخوردار است و ممکن است از طریق یک ضایعه پوستی وارد بدن انسان شود، لذا گردش دائمی آب، وجود صافی، وجود و کلر آزاد باقیمانده حداقل ۳ میلی‌گرم در لیتر چنین استخرهائی توصیه شده است.

در غیر این صورت باید برای جلوگیری از ورود فاضلاب، سیلاب و زه آب‌های کشاورزی اقدام‌های لازم به‌عمل آید و هرگونه ترک و شکاف که می‌تواند محل مناسبی برای جایگزین شدن کیست آمیب و مانع از دسترسی کلر به آن باشد، بایستی ترمیم و از بین برده شوند. لازم به ذکر است که کیست نائگلریا در مدت ۱۰ دقیقه به‌وسیله ۴ میلی‌گرم در لیتر کلر آزاد در PH ۲/۷ تا ۳/۷ در حرارت ۲۵ درجه سانتی‌گراد، به‌وسیله ۲ میلی‌گرم در لیتر در زمان ۲۰ دقیقه، غیرفعال می‌شود.
استخرهای شنا:

در استخرهای شنا امکان انتقال مستقیم و یا غیرمستقیم عفونت‌های چشم، گوش، دستگاه تنفسی، پوست و سایر بیماری‌‌ها از فرد شناگر به دیگر افراد وجود دارد به‌ویژه اگر آب، فاید یک گندزدای فعال نظیر کلر آزاد قابل استفاده باشد.

داده‌ها و اطلاعات اندکی در خصوص بیماری‌ اکتسابی از استخرهای شنا وجود داردعفونت‌های پوستی ناشی از Mycobacterum marinum منجر به پیدایش گرانولوما granuloma به‌دنبال شنا در استخرهای عمومی گزارش شده است.

دیگر عفونت‌های باکتریائی، ویروسی مشتمل بر کونژنکتیویت و تب نیز به شنا در استخرهای عمومی که معیار و ضوابط بهداشتی در آنها به خوبی اعمال نمی‌شود، نسبت داده شده است.

بیماری Giardia Iambia در اثر بلعیدن احتمالی آب استخری که به‌وسیله دفع مدفوع از کودک ناقل، آلوده شده بود، گزارش شده است (استخر، دارای صافی شنی تند بود که هر ۶ ساعت یکبار تجدید می‌شده ولی فاقد کلر باقیمانده است) شیوع و همه‌گیری ژیاردیازیس در یک استخر شنای عمومی در سال ۱۹۸۵ در آتلانتا گزارش شده است.

حادثه دیگر، آلوده شدن آب استخر شنا به مدفوع و شیوع cryptosporidiosis و ابتلا ۴۴ نفر در ۵ گروه مجزا می‌باشد. در آن نمونه، گرچه میزان کلر باقیمانده در آب حدود ۲ میلی‌گرم در لیتر بوده، ولی یکی از صافی‌های دیاتومه‌ای از کار افتاده بوده است.

تعمیر و بازسازی دستگاه صافی موجب گردید که شیوع بیماری مهار شده و تحت کنترل درآید. از آنجا که ائوسیست‌‌های کریپتوسپوریدیوم (cryptosporidium oocysts) در مقابل گندزدائی معمول که با کلر انجام می‌گیرد، از خود مقاومت نشان می‌دهند، لذا دستگاه صافی بایستی قادر به حذف ائوسیست، یعنی اندازه مؤثر آن ۴ تا ۶ میکرومتر باشد. آب استخرهای شنا نه تنها دریافت کننده مواد دفعی بدن نظیر موکوس بینی، بزاق، دهان، عرق می‌باشد، بلکه چنانچه رفتن به دستشوئی و عمل دوش گرفتن با آب گرم و صابون زدن در جایگاه ویژه در محوطه استخر و قبل از ورود به آب صورت نگیرد، آثار مواد دفعی مدفوعی، ادرار و پوست مرده و آلودگی‌های محل کار یا خیابان که بر روی پوست بدننشسته‌اند، همچنین مایع‌های دستشوی بدن، روغن‌ها، کرم‌ها، و دیگر آلاینده‌ها نیز به آب وارد می‌شوند و بهداشت آب و سلامت شناگران را به مخاطره خواهند انداخت.

به‌علاوه، استخرهای غیر سرپوشیده از گرد و خاک ناشی از وزش طوفان‌ها، گرده‌های گل گیاهان و دیگر آلودگی‌های هوا در امان نیستند و همه این موارد، بر ضرورت توجه ویژه به عملیات صافی، گندزدائی و راهبر مناسب و استفاده از توالت و بهره‌گیری از دوش آب گرم و صابون قبل از ورود به آب استخر، تأکید دارند و از لزوم حفظ سلامت افراد و رعایت وضع ظاهر بهداشتی و مطبوع حکایت دارند.
کیفیت آب استخر شنا:

کیفیت بهداشتی استخر شنا با برخی از آزمون‌های میکروبیولوزی، شیمیائی و فیزیکی معین و مشخص می‌شود. آزمون‌ها براساس شیوه شرح داده شده در کتاب روش‌های استاندارد به کمک نیروهای ارائه دهنده خدمات آزمایشگاه انجام می‌گیرد. ا

نجمن بهداشت عمومی آمریکا و کمیته مشترک استخرهای شنا و شناگاه‌های سرپوشیده عمومی، در خصوص کیفیت بهداشتی استخر شنا، شرایط زیر را بیان نموده‌اند:

۱شمارش تمام کلی فرم در ۱۰۰ میلی‌لیتر، راهنما ۵۰۰، اجباری ۱۰۰۰۰، دو هفته یکبار.

۲شمارش کلی فرم‌های مدفوعی در ۱۰۰ میلی‌لیتر، راهنما ۱۰۰، اجباری ۲۰۰۰، دو هفته یکبار.

۳استرپتوکوک‌های مدفوعی در ۱۰۰ میلی‌لیتر، راهنما ۱۰۰، منابع موثق و صالح.

۴تعداد سالمونلا در لیتر راهنما صفر، منابع موثق و صالح

۵انتروویروس PFU در ۱۰ لیتر فیزیک و شیمیائی، اجباری صفر، منابع موثق و صالح.

۶. PH، راهنما ۶ تا ۹، اجباری منابع موثق و صالح.

۷رنگ، راهنما بدون تغییر رنگ طبیعی، اجباری دو هفته یکبار.

۸روغن‌های معدنی برحسب میلی‌گرم در لیتر ۳/۰ کمتر یا مساوی ـ روی سطح آب و بدون پیدایش بو بدون پیدایش لایهٔ مرئی دو هفته یکبار.

۹مواد فعال سطحی و دتر جنب میلی‌گرم در لیتر برحسب لوریل سولفات ۳/۰ کف بدون دوام دو هفته یکبار.

۱۰فنول‌ها میلی‌گرم در لیتر فنول 5/0(نیم) بزرگتر یا مساوی، بدون بوی ویژه منابع و موثق ویژه.

۱۱شفافیت برحسب متر ۲، ۵۰/۰ کمتر یا مساوی ـ، دو هفته یکبار.

۱۲درصد اشباع اکسیژن محلول ۸۰ تا ۱۲۰، منابع و موثق ویژه.

۱۳مواد قیری باقیمانده و مواد شناور مانند چوب و پلاستیک، عدم وجود و حضور، ـ دو هفته یکبار، بطری قوطی لاستیک مواد خرده ریز

شرایط مطلوب آب استخر

شرایط مطلوب آب استخر

(اعداد اعشاری ممکنه کمی بهم ریخته باشند مثلا3/0 سه دهم می باشد)

 

کیفیت آب مصرفی استخر‌ها یکی از موارد مهمی ‌است که باید به آن توجه شود، چرا که بیشتر استخرها از آب شهری استفاده می‌کنند اما تعدادی به علت به صرفه بودن از نظر اقتصادی، از آب چاه استفاده می‌کنند ولی در مجموع باید آب مصرفی استخرها کلرزنی شود. تحقیقات این پژوهشگران نشان می‌دهد که در صورت رعایت نکردن بهداشت، بیماری‌هایی از طریق استخر به افراد منتقل می‌شود که از آن جمله می‌توان به بیماری‌های روده‌ای مانند اسهال، شبه حصبه، ناراحتی‌های معده و نیز عفونت‌های گوش، چشم و بینی، بیماری‌های پوستی مقاربتی و تنفسی اشاره کرد.

همچنین استفاده از سرویس‌های بهداشتی پیش از ورود کودکان به استخر اجباری است و شناگران نیز پیش از ورود به استخر باید حتما دوش بگیرند و پس از خروج از آب بدن خود را شستشو دهند تا از ابتلای احتمالی به آلودگی‌ها پیشگیری شود. از طرفی، در صورت ابتلا به سرماخوردگی و یا هر نوع بیماری عفونی یا پوستی از ورود شناگران به استخر تا رسیدن به سلامت کامل باید خودداری شود.

شناگران پیش از ورود به استخر حتما باید حداقل به مدت ۳۰ ثانیه پاها را در حوضچه ضدعفونی قرار دهند و از لیف زدن، اصلاح صورت، استفاده از کرم و ماسک‌های زیبایی و جویدن آدامس خودداری کنند. از آنجا که مخلوط شدن آب استخرها با مواد آرایشی و ترشحات بدن مانند عرق می‌تواند خطراتی داشته باشد، از نظر شیمیایی تصفیه آب استخر و گندزدایی مهم است.

در عین حال میزان pH مناسب آب استخر، ۲/۷ تا ۸ است که بالاتر یا پایین‌تر بودن آن مشکلات پوستی و چشمی‌به وجود می‌آورد. درجه حرارت ایده‌آل برای آب استخرها نیز باید ۲۶تا ۲۸ درجه سانتی‌گراد باشد.بعضی از پارامترهای شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیکی که در کیفیت آب استخرهای شنا مورد توجه می‌باشند عبارتند از :

 PH: PH درجه اسیدی و بازی آب را نشان می‌دهد. PH مناسب آب استخرهای شنا بین ۸-۲/۷ توصیه شده است. خورندگی سطوح، ایجاد لک، تحریک و سوزش چشم و پوست شناگران از اثرات PHپایین و رسوب‌گذاری، کاهش کارایی کلر برای گندزدایی، کدر شدن آب استخر (حالت ابری)، تحریک و سوزش چشم و پوست از اثرات PH بالا در آب استخرهای شناست.
دما نباید بیشتر از ۲۹ درجه باشد چرا که شنا کردن در آبهای بالای ۳۰ درجه ممکن است موجب وقفه تنفسی در فرد گردد.

 شفافیت آبشفافیت از مهمترین ویژگیهای ظاهری آب استخرهای شنا می‌باشد و از جنبه‌های زیر حائزاهمیت است:

عدم وجود ذرات معلق و کلوئیدی که مانع تماس مستقیم و مناسب عامل گندزدا با میکروارگانیسم‌ها می‌شود.


افراد قادر خواهند بود عمق آب استخر را تخمین بزنند و از وجود خطرات احتمالی به آسانی مطلع شوند و می‌توانند با اطمینان خاطر در آب شنا نموده و شیرجه بزنند.
ایجاد شرایط دلپذیر، خوشایند و مطلوب در آب استخر به همراه جنبه‌های زیبا شناختی برای استفاده‌کنندگان.
شفافیت آب استخر باید به حدی باشد که یک صفحه سیاه و سفید به قطر ۱۵ سانتیمتر، در عمیق‌ترین نقطه استخر به راحتی دیده شود.

مشخصه های میکروبی: کیفیت میکروبی آب استخرهای شنا مهمترین عامل در استفاده سالم از استخر می‌باشد. اکثر میکروارگانیسم‌هایی که در آب استخر یافت می‌شوند، خطرناک نیستند. به علاوه در فرآیند گندزدایی و تصفیه، تمامی میکروارگانیسم‌ها که شامل باکتریها، ویروسها، جلبکها و قارچ‌ها می‌باشند نابود می‌شوند.
مسئله عمده، آلودگی ثانویه ناشی از تماس ترشحات دهان، بینی، پوست و دفع ادرار می‌باشد.
برای گندزدایی آب استخرهای شنا روشهای متعددی مانند استفاده از کلر، برم، ید، سیانورات‌های کلره و لامپ‌های اشعه ماوراء بنفش استفاده می‌شود.
در حال حاضر کلر گزینه انتخابی برای گندزدایی آب استخرهاست. بخشی از کلر اضافه شده صرف اکسیداسیون مواد آلی و معدنی موجود در آب شده و مابقی صرف گندزدایی آب می‌شود. جهت اطمینان از گندزدایی آلودگی‌های ثانویه همواره باید مقداری کلر آزاد باقیمانده در آب وجود داشته باشد. توصیه می‌شود میزان کلر آزاد باقیمانده حداقل ۶/۰ میلی گرم در لیتر باشد. این میزان کلر درPH بین ۶/۷-۲/۷ باعث ایجاد نتایج باکتریولوژیکی رضایت بخش خواهد شد. اما عملاً بین ۳-۱ میلی گرم در لیتر کلر آزاد باقیمانده مورد نیاز است. چرا که افزایش آلودگی‌های احتمالی به همراه نوسانات PH که کارایی کلر را محدود می‌کند، نیاز به کلر بیشتر را ضروری می‌نماید.
تحریک و سوزش چشم ممکن است بر اثر شنا در آب با PH کمتر از ۴/۷ همراه با حضور کلر ترکیبیباقیمانده (کلرآمین) اتفاق افتد.
آب حوضچه پاشویه باید حداقل حاوی ۱۵ میلی گرم در لیتر کلر باشد. تماس کوتاه مدت پا با آب حوضچه اطمینان کافی جهت گندزدایی ایجاد نخواهد کرد. کلر علاوه بر غلظت، نیاز به زمان کافی برای اثرگذاری دارد. اگر چه غلظت بالای کلر در حوضچه نیاز به زمان را محدود کرده است اما یک مکث چند ثانیه‌ای در حوضچه ضروری به نظر می‌رسد.
قبل از عبور از حوضچه پاشویه، وجود توالت‌های بهداشتی و متعاقب آن دوش به تعداد کافی برای شناگران جهت شستشو و استحمام از ضروریات استخرهای شناست. افراد باید قبل از ورود به آب استخر، بدن خود را با ماده شوینده مناسب شستشو دهند.
پرهیز از شنا در مواقع ابتلا به بیماریهای عفونی و مسری (پوستی، گوارشی و تنفسی) کمترین انتظاری است که از افراد مراجعه کننده به استخرهای شنای عمومی وجود دارد چرا که امکان سرایت بیماری به دیگر استفاده‌کنندگان وجود خواهد داشت.
شناگاههای طبیعی (رودخانه‌ها، چشمه‌ها، دریا، سدها و …)
شناگاههای طبیعی در فصل تابستان ممکن است جهت شنا مورد استفاده قرار گیرند، همه ساله موارد زیادی از غرق شدن شناگران در دریا، رودخانه‌ها و دیگر محلهای مورد استفاده اتفاق می‌افتد که عمدتاً ناشی از بی‌توجهی افراد به رعایت نکات ایمنی استبنابراین مسئله اساسی در استفاده از شناگاههای طبیعی توجه به حفظ ایمنی شناگران است.
به لحاظ بهداشت و سلامت نیز آب این مناطق ممکن است حاوی آلاینده‌های میکروبی، شیمیایی و فیزیکی باشد. با آغاز فصل گرما و حضور مردم در شناگاههای طبیعی، موارد زیادی از ابتلا افراد به بیماریهای منتقله از آب گزارش می‌شود. بدیهی است که تماس با آبهایی که هیچگونه اطمینانی جهت عدم وجود باکتری، قارچ و … در آنها وجود ندارد ممکن است سبب ابتلا به بیماریهای گوارشی و پوستی گردد.
آلودگی‌های زیست محیطی نکته قابل توجه دیگری است که باید مد نظر قرار گیرد. آلاینده‌های شیمیایی (مانند سرب و جیوه) ناشی از تخلیه فاضلاب و یا پساب کارخانه‌ها در بالا دست رودخانه‌ها و آبریزها ممکن است سبب ایجاد مشکل گردد.
قبل از استفاده از هر آبی جهت شرب، شنا، تفریح و یا هر مورد دیگر باید جنبه‌های ایمنی بهداشتی در ابعاد سلامت فردی و زیست محیطی مورد توجه قرار گیرند.
میکروبها و انگل های موجود در آب استخر :
کیستهای گیاردیا و کریپتوسپوریدیم در برابر کلر بسیار مقاوم هستند و حتی ممکن است در استخرهایی که از  کلر مخصوص از بین بردن  این کیستها استفاده شده است برای چند روز بی اثر باقی بمانند.

از این گذشته بخاطر اندازه کوچک خود بوسیله فیلترهایی که عموماً در استخر ها استفاده می شوند قابل تصفیه نیستند.

کریپتوسپوریدیم ، گیاردیا و ای.کولی و دیگر میکروبها و انگل ها چگونه وارد استخر شنا می شوند؟ از طریق موادی که در مدفوع یافت می شوند. تصور کنید افرادی را که در یک استخر در حال شنا هستند آنها با یکدیگر تصادف می کنند. ممکن است بعضی از آنها دچار اسهال باشند یا مشکل دیگری ( مانند قاعدگی در خانمها ) داشته باشند. پس همیشه این خطر وجود دارد.

برای جلوگیری از انتقال بیماری این افراد نباید شنا کنند. هر چند نمی توان جلوی این افراد را گرفت یا آنها را شناسایی کرد. و برای چنین شخصی سخت است که جلوی تراوش مواد مضر را بگیرد. شناگران باید مراقب باشند که آب استخر را قورت ندهند. و همه افرادی که شنا می کنند در صورت بروز مشکل یا بعد از استفاده از دستشویی کاملاً بهداشت را رعایت کنند.

توصیه های مراکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا ( CDC  ) :
استخرهای سر پوشیده در تمام فصول مشتاقان فراوان دارند. آب استخر ناقل خوبی برای انتقالبیماریهای مختلف، باکتریال، انگلی و قارچی است.

مراکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا توصیه می کند که برای رفتن به استخر، دریاچه و یا دریا‌ها حتما حوله و کرم ضدآفتاب به همراه داشته باشید و نسبت به این امر که با چند تن دیگر در آب مشترک شنا می‌کنید هوشیار و گوش به زنگ باشید.

کارشناسان این مراکز اعلام کردند که استخرهای عمومی در ایالات متحده با افزایش تعداد مبتلایان به بیماریهای آب‌های تفریح‌گاهها روبرو هستند که دلیل آن وجود میکروارگانیسم‌ها در این آبهاست.

این روند نگران‌کننده است چرا که این ارگانیسم‌ها می‌تواند باعث بروز بیماریهای جدی و حتی موجب مرگ افراد شوند. از آنجا که تعداد افراد مراجعه‌کننده به این استخرها و تفریح‌گاههای آبی عمومی در آمریکا روبه افزایش است، این مراکز مردم را به توجه بیشتر به بهداشت آبی که در آن شنا می‌کنند، توصیه می‌نمایند.

از مهمترین دستورالعمل‌های بهداشتی که در این زمینه ارایه شده، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

۱اگر به بیماری اسهال مبتلا هستید از رفتن به داخل آب خودداری کنید. توجه به این امر به ویژه برای کودکانی که هنوز پوشک می‌شوند مهم است، چرا که ممکن است در صورت وارد شدن به داخل آب، محیط را آلوده کرده و دیگران را بیمار کنند.

۲آب استخر را به هیچ وجه وارد دهان نکنید.

۳بهداشت خود را به دقت رعایت کنید. پیش از شنا حتما دوش بگیرید و دست‌های خود را پس از اجابت مزاج بشویید. آلودگی‌های پوست بدن شما به راحتی در آب منتقل می‌شود.

۴حتما کودکان خردسال خود را در فواصل زمانی کوتاه حمام کرده و پوشک آنها را عوض کنید. اگر منتظر بمانید تا خود آنها اعلام نیاز کنند، حتما دیر شده است.

۵پوشک کودکان را در کنار استخر عوض نکنید و حتما به سرویس بهداشتی مراجعه کنید، چرا که آلودگی از روی سطح و اجسام قابل انتقال است.

۶کودکان را قبل از وارد شدن به آب با آب و صابون تمیز بشویید.

همچنین کارشناسان آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا در مورد شنا کردن در آب‌های آزاد مانند دریاچه و دریاها رعایت نکاتی را ضروری می‌دانند که در ذیل مطرح شده است.

۱از شنا کردن بلافاصله پس از بارش باران در آب‌های آزاد خودداری کنید. باران عمدتا آلودگی‌ها را شسته و به نزدیکی زمین‌های اطراف دریاچه‌ها، رودخانه‌ها، دریاها و نهرها می‌آورد.

۲مراقب وجود لوله‌های پوسیده در کنار دریا باشید و هرگز در نزدیکی آنها شنا نکنید چرا که آبی که از این لوله‌ها خارج می‌شود حاوی آلودگی‌های بسیاری است.

۳از شناکردن در آب‌های حاوی زباله، مواد چربی و سایر پس مانده‌های جامد خودداری کنید،‌ این آبها حاوی میکروارگانیسم‌های بیماریزا هستند.

همچنین محققین عنوان می کنند که آب استخرها می تواند موجب آلرژی یا تشدید بیماری آسم می شود . در واقع ، موادی که برای تصفیه و میکروب زدایی آب استخرها استفاده می شود، مشخصاً کلر، باعث ایجاد برخی آلرژی ها می شود.

نکته مهم این است که میزان مصرف کلر از نظر بهداشتی ، استاندارد مشخصی دارد. اما مصرف کم آن باعث ازدیاد میکرب ها وقارچ ها می شود و از سوی دیگر، مصرف زیاد آن آلرژی زا و تشدید کننده بیماری است.

این آلرژیها، علائم چشمی به صورت قرمزی ، خارش ، ریزش اشک و تحریک و سوزش چشم ویا علائم بینی مثل عطسه ، آبریزش ، خارش و گرفتگی بینی ایجاد می کنند. دربیماران مبتلا به آسم نیز علائمی چون سرفه ، خس خس وتنگی نفس دیده می شود. این علائم ، زمانی که فرد درآب است یاحتی ساعت ها بعد ازتماس با آب ، می تواند بروز کند یا تشدید شود.

برای جلوگیری از این مشکل به نکات زیر توجه کنید :

اگر شدت حساسیت افراد نسبت به آب استخر کم باشد ، به طوری که به سرعت نیز برطرف شود وبیمار را خیلی آزار ندهد ، موضوع مهمی نیست. اما اگر این حساسیت زیاد باشد ما توصیه می کنیم افراد داروهای پیشگیرانه ، مصرف کنند. برای مثال، قبل از رفتن به استخر می توانند از اسپری مخصوص استفاده کنند. درمواردی نیز که علائم حساسیت خیلی شدید است و به سادگی بر طرف نمی شود، در واقع توصیه می کنیم که اصلاً از استخر استفاده نشود.

بیماری های پوستی

آب آلوده و غیر استاندارد استخرها، بیماری ها و ناراحتی های پوستی ایجاد می کند . مهمترین بیماری هایی که آب آلوده ایجاد می کند، قارچی ، زگیل و کچلی هستند که جزوهمان بیماریهای قارچی محسوب می شوند . اما، از آن طرف دیگر اگر برای جلوگیری از آلودگی آب ، کلر زیادی مصرف شود، ممکن است کسانی که زمینه آلرژی های پوستی دارند در برابر این مقدار کلر، واکنش نشان دهند و پوست شان خشک شده و خارش و اگزمای پوستی پیدا کنند.
استخر روباز، مشکل آفتاب را دارد که می تواند آسیب جدی به پوست وارد کند.آسیب حاد استخرهای رو باز را آفتاب سوختگی ، تورم و قرمزی می داند که در دراز مدت می تواند باعث تغییر رنگ پوست و ایجاد ” کک ومک” شده و نهایتاً در صور تکرار زیاد ممکن است منجر به سرطان پوست شود.

آفتاب به مقدار خیلی کم، برای چند دقیقه به اندازه ای که منجر به قرمزی پوست نشود، مفید است. بنابر این ، توصیه ما این است که در هنگام آب تنی خودتان را از آفتاب دور نگه دارید. چون درطول روز به اندازه کافی از آفتاب برخور داریم.

تغییر رنگ وشکنندگی مو
تغییررنگ و شکنندگی مو نیز می تواند از عوارض آب استخر باشد. به جز مورد کلر که دراین زمینه تاثیر گذار نیست، آب اگر مس هم داشته باشد و در واقع ، لوله ها مس آزاد کنند، این مس می تواند روی مو رسوب کرده و تا اندازه ای رنگ آن را تغییر دهد. به همین دلیل، باید افراد حتماً از کلاه استفاده کنند و بعد از شنا نیز دوش بگیرند. البته بهترین راه این است که اگر در استخر های عمومی امکان به کارگیری این روش نیست ، حداقل در استخرها یی که با ثبت نام عضو می گیرند ، ابتدا افراد علاقه مند ، توسط یک پزشک متخصص معاینه شوند که اگر سابقه بیماری قارچی یا زگیل دارند بعد از درمان ، پذیرفته شوند.

بهداشت شنا کردن

عوامل عفونت های ذیل در استخری با مراقبت ضعیف ممکن است وجود داشته باشد.

عفونت های ویروسی و قارچی، مثل عارضه خارش پای شناگران که یک بیماری قارچی پوست است.

عفونت چشم، گوش، گلو و بینی

عفونت های بخش فوقانی تنفس

عفونت های روده ای

آنچه شناگران در استخر باید به آن توجه کنند :
قبل از ورود به استخر بدن خود را با یک شوینده مناسب شستشو دهید.

قبل از ورود به استخر پای خود را در داخل حوضچه کلر قرار دهید.

به همه کسانی که به استخر می روند توصیه می شود پیش از ورود به استخر مثانه خود را تخلیه کنند.

از تف کردن، مضمضه کردن آب، شستن و خارج کردن ترشحات بینی و… خودداری کنید.

هنگام شنا کردن خلط گلوی خود را به آب استخر وارد نکنید. ترجیحاً هنگام ابتلاء به بیماری توأم با خلط عفونی، به شنا نپردازید.

اگر بیماری پوستی از قبیل بیماریهای قارچی قابل سرایت دارید به هیچ عنوان به استخر عمومی مراجعه نکنید.

بعد از استخر نیز بدن خود را شستشو دهید.

آنچه متصدیان استخر باید توجه کنند

کلر آزاد باقیمانده استخر حداقل ۲-۵/۱ میلی گرم در آب باشد مقادیر کمتر از این میزان ممکن است عواملی از قبیل کریپتوسپوریدیوم را از بین نبرد.
مرتباً محیط استخر را تمیز کنید و آب آن را به دفعات کافی تخلیه و تعویض نمائید.

آب استخر را جهت وجود باکتریهای کلی فرم و پسودوموناس کنترل کنید، این دو می توانند شاخصهای مناسبی جهت سنجش میزان کارایی سیستم های ضدعفونی کننده و بهداشت آب باشند.

ایمنی شناگران
خودداری از دویدن در محیط استخر، شنا کردن در عمق متناسب با توانایی شنا کردن و اجتناب از بازی و شوخی های خطرناک می تواند ایمنی نسبی افراد را تأمین کند. استفاده از وسایل مورد نیاز جهت شنا از قبیل عینک، گوشی و دماغی را فراموش نکنید.
چنانچه دچار خستگی و گرفتگی عضلانی شدید از شنا کردن در قسمتهای عمیق خودداری کنید.

از شنا کردن در دریا هنگامی که شرایط طوفانی وجود دارد پرهیز کنید.

شاخص‌های بهداشتی کیفیت آب استخرهای شنا

دانش انتقال بیماری‌ها مؤید آن است که برخی از بیماری‌ها بر اثر استقرار یا راهبری نادرست و کلر زدن نامناسب استخرها شنا از تماس و یا بلعیدن آب آلوده ایجاد می‌شود که از بین آنها می‌توان حصبه،اسهال، هپاتیت عفونی و بیماری‌های معدی ـ روده‌ای، کونژنکتیویت، تراخم، لپتوسپیروز، بیماری قارچی و عفونت‌های پوستی، شیستوزو میازیس و ژیادریوزیس، خارش پای شناگر، بیماری‌های دستگاه فوقانی تنفسی نظیر عفونت سینوس‌ها، گلودرد عفونتی، عفونت گوش میانی، التهاب مکرر پوشش‌های مخاطی چشم‌ها، گوش‌ها و گلو را نام برد.

کاربرد مازاد بر نیاز آلوم و عدم تنظیم PH و مواجه شدن با سطوح حفاظت نشده بدن، سبب التهاب، تحریک، خارش و عفونت می‌شود. انقباض پوست در هنگام غوطه‌ور شدن در آب، ورود مستقیم آب آلوده را به داخل بینی و چشم میسر می‌سازد.

۲۶ مورد شیوع بیماری با ابتلا ۱۳۶۳ نفر، بر اثر استفاده از آب‌های مراکز تفریحی و شنا از سال ۱۹۸۸ به مراکز کنترل بیماری‌ها در آمریکا گزارش شده است.

عامل بیماری‌زائی در استخرهای آب گرم، سودوموناس و لژیونلا در دریاچه عامل بیماری shigella sonnei و Norwalk virus و اختلالات معدی روده‌ای حاد و برخی دیگر از لپتوسپیراوژیاردیا، نام برده شده است.

ناراحت‌های چشم، گوش، بینی و گلو، اختلالات معدی ـ روده‌ای و تحریکات پوستی از شایع‌ترین عوارض و مشکلات ناشی از استخرهای غیربهداشتی است.

براساس داده‌های محدود، شنا در آب دریاچه‌ای که میانگین میزان کلی فرم آن ۲۳۰۰ در ۱۰۰ میلی‌لیتر آب باشد، از نظر آماری، افزایش وقوع بیماری را موجب می‌شود. شنا در آب رودخانه که تراکم میانه کلی فرم (density median coliform) آن۲۷۰۰ در میلی‌لیتر است، موجب افزایش معنی‌دار آماری بیماری‌های روده‌ای می‌شود و چنانچه شناگران در سنین ۵ تا ۱۹ سال باشند، موارد وقوع بیماری بیشتر است. افرادی که در دریائی با معیار و ضوابط بهداشتی غیرقابل پذیرش، شنا می‌کنند، نسبت به افرادی که از دریای نسبتاً غیرآلوده استفاده می‌کنند، بیشتر دچار اختلالات گوارشی می‌گردند.

مطالعات گسترده نشان داده است که علائم بیماری‌های دستگاه تنفسی و گوارشی در بین شناگران بیشتر از غیرشناگران می‌باشد. چگالی میانگین هندسی محتمل‌ترین تعداد کلی فرم معادل ۱۲۱۳ در مورد ساحل آب دریا به زحمت قابل پذیرش و ۲/۴۳ در مورد ساحل نسبتاً غیرآلوده در ۱۰۰ میلی‌لیتر ذکر شده و تعداد کلی فرم وابسته به آنها به ترتیب ۵۶۵ و ۴/۲۸ گزارش شده است. از طرف دیگر، شنا در آب‌های دریا که حاوی تعداد ۱۰ عدد آنتروکوک (فیکال استرپتوکوکسی) در ۱۰۰ میلی‌لیتر باشد، شناگران را با خطر اختلالات معده‌ای، روده‌ای مواجه می‌کند. عده‌ای از محققان، وابستگی تنگاتنگی را بین بیماری اسهال و شنا در آب رودخانه‌ که میانگین فیکال کلی فرم آن ۱۷،۵۰۰ عدد در ۱۰۰ میلی‌لیتر باشد، گزارش نموده‌اند.

این نتیجه، از بررسی وضعت شش شناگر که در آب رودخانه شیگلاسونه‌ئی شنا کرده‌اند، حاصل شده است. تحقیقات انجام شده در خصوص شنا در آب شور دریا، حاکی از آن است که آب شور، وقوع بیماری را افزایش نمی‌دهد. میکروارگانیسم‌هائی که به‌عنوان شاخص احتمالی برای کیفیت آب شنا پیشنهاد شده، عبارت‌ است

از کلی فرم، فیکال کلی فرم، فیکال استرپتوکوکسی و سودوموناس آئروژینوزا، کلسترودیوم پرفرنژنس که به‌ گونه‌ای با مدفوع انسانی مرتبط هستند. کلستردیوم پرفرنژنس، شیگلاها و سالمونلاها در مطالعات اختصاصی، برای پی بردن به کیفیت آب از لحاظ بهداشتی جهت شنا در سواحل دریا مورد استفاده قرار گرفته است ولی باید توجه داشت که فیکال استرپتوکوکسی و کلستریدیوم پرفرنژنس بهترین شاخص قلمداد می‌شوداستاندارد کلی فرم، بیشترین عامل بهداشت عمومی در خصوص قضاوت روی کیفیت بهداشتی آب‌های تفریحی محسوب می‌شود. عده‌ای از محققان، وقوع موارد لپتوسپیروزیس را در نزدافرادی که در آب آلوده به فاضلاب خانگی، فضولات حیوانی وحشی، گله گاو، گوسفند، موش آبی و…به شنا پرداخته‌اند، گزارش نموده و بر عدم استفاده از چنین آب‌هائی برای شنا تأکید کرده‌اند.

مطالعه پژوهشگران نشان داد که هفت کودک مبتلا به لپتوسپیروز، بر اثر شنا در آب‌های نهری که وسط یک چراگاه و مرتع عبور می‌کرده است به این بیماری مبتلا شده‌اند و نزدیک ده مورد شیوع لپتوسپیروز، بر اثر شنا در آب‌های نهری که وسط یک چراگاه و مرتع عبور می‌کرده است به این بیماری مبتلا شده‌اند و نزدیک ده مورد شیوع لپتوسپیروز در گذشته، بر اثر شنا در آب‌های طبیعی در آمریکا گزارش شده است.

بیماری نادری که با نام اختصاری (meningoencephalits pimary amebic) معروف و غالباً برای انسان کشنده است، در اثر شنا یا استحمام و یا شیرجه رفتن با سر به داخل آب شیرین و لب شور آلوده، ممکن است ایجاد شود.

استخرهای آب گرم و آب‌های گرم معدنی و غیر سرپوشیده در بروز این بیماری‌ نقش دارند. عامل بیماری، تک یاخته تاژک‌دار آزاد زی به‌نام هگ می‌باشد و گونه‌ای است که در خاک، سبزیجات در حال فساد و آب شیرین طبیعی یافت می‌شود.

کیست نائگلریا (Naegleria cysts) به حالت معلق، در آب با حرارت ۵۶ درجه‌ سانتی‌گراد، قدرت حیاتی خود را حفظ می‌کند. در PH معادل ۴/۷ تا ۸/۷۸، Acanthamoeba که یک آمیب دیگر آزاد زی می‌باشد غالباً موجب عفونت تحت حاد مزمن شده و در مقایسه با PAM از شدت کمتری برخوردار است و ممکن است از طریق یک ضایعه پوستی وارد بدن انسان شود، لذا گردش دائمی آب، وجود صافی، وجود و کلر آزاد باقیمانده حداقل ۳ میلی‌گرم در لیتر چنین استخرهائی توصیه شده است.

در غیر این صورت باید برای جلوگیری از ورود فاضلاب، سیلاب و زه آب‌های کشاورزی اقدام‌های لازم به‌عمل آید و هرگونه ترک و شکاف که می‌تواند محل مناسبی برای جایگزین شدن کیست آمیب و مانع از دسترسی کلر به آن باشد، بایستی ترمیم و از بین برده شوند. لازم به ذکر است که کیست نائگلریا در مدت ۱۰ دقیقه به‌وسیله ۴ میلی‌گرم در لیتر کلر آزاد در PH ۲/۷ تا ۳/۷ در حرارت ۲۵ درجه سانتی‌گراد، به‌وسیله ۲ میلی‌گرم در لیتر در زمان ۲۰ دقیقه، غیرفعال می‌شود.
استخرهای شنا:

در استخرهای شنا امکان انتقال مستقیم و یا غیرمستقیم عفونت‌های چشم، گوش، دستگاه تنفسی، پوست و سایر بیماری‌‌ها از فرد شناگر به دیگر افراد وجود دارد به‌ویژه اگر آب، فاید یک گندزدای فعال نظیر کلر آزاد قابل استفاده باشد.

داده‌ها و اطلاعات اندکی در خصوص بیماری‌ اکتسابی از استخرهای شنا وجود داردعفونت‌های پوستی ناشی از Mycobacterum marinum منجر به پیدایش گرانولوما granuloma به‌دنبال شنا در استخرهای عمومی گزارش شده است.

دیگر عفونت‌های باکتریائی، ویروسی مشتمل بر کونژنکتیویت و تب نیز به شنا در استخرهای عمومی که معیار و ضوابط بهداشتی در آنها به خوبی اعمال نمی‌شود، نسبت داده شده است.

بیماری Giardia Iambia در اثر بلعیدن احتمالی آب استخری که به‌وسیله دفع مدفوع از کودک ناقل، آلوده شده بود، گزارش شده است (استخر، دارای صافی شنی تند بود که هر ۶ ساعت یکبار تجدید می‌شده ولی فاقد کلر باقیمانده است) شیوع و همه‌گیری ژیاردیازیس در یک استخر شنای عمومی در سال ۱۹۸۵ در آتلانتا گزارش شده است.

حادثه دیگر، آلوده شدن آب استخر شنا به مدفوع و شیوع cryptosporidiosis و ابتلا ۴۴ نفر در ۵ گروه مجزا می‌باشد. در آن نمونه، گرچه میزان کلر باقیمانده در آب حدود ۲ میلی‌گرم در لیتر بوده، ولی یکی از صافی‌های دیاتومه‌ای از کار افتاده بوده است.

تعمیر و بازسازی دستگاه صافی موجب گردید که شیوع بیماری مهار شده و تحت کنترل درآید. از آنجا که ائوسیست‌‌های کریپتوسپوریدیوم (cryptosporidium oocysts) در مقابل گندزدائی معمول که با کلر انجام می‌گیرد، از خود مقاومت نشان می‌دهند، لذا دستگاه صافی بایستی قادر به حذف ائوسیست، یعنی اندازه مؤثر آن ۴ تا ۶ میکرومتر باشد. آب استخرهای شنا نه تنها دریافت کننده مواد دفعی بدن نظیر موکوس بینی، بزاق، دهان، عرق می‌باشد، بلکه چنانچه رفتن به دستشوئی و عمل دوش گرفتن با آب گرم و صابون زدن در جایگاه ویژه در محوطه استخر و قبل از ورود به آب صورت نگیرد، آثار مواد دفعی مدفوعی، ادرار و پوست مرده و آلودگی‌های محل کار یا خیابان که بر روی پوست بدننشسته‌اند، همچنین مایع‌های دستشوی بدن، روغن‌ها، کرم‌ها، و دیگر آلاینده‌ها نیز به آب وارد می‌شوند و بهداشت آب و سلامت شناگران را به مخاطره خواهند انداخت.

به‌علاوه، استخرهای غیر سرپوشیده از گرد و خاک ناشی از وزش طوفان‌ها، گرده‌های گل گیاهان و دیگر آلودگی‌های هوا در امان نیستند و همه این موارد، بر ضرورت توجه ویژه به عملیات صافی، گندزدائی و راهبر مناسب و استفاده از توالت و بهره‌گیری از دوش آب گرم و صابون قبل از ورود به آب استخر، تأکید دارند و از لزوم حفظ سلامت افراد و رعایت وضع ظاهر بهداشتی و مطبوع حکایت دارند.
کیفیت آب استخر شنا:

کیفیت بهداشتی استخر شنا با برخی از آزمون‌های میکروبیولوزی، شیمیائی و فیزیکی معین و مشخص می‌شود. آزمون‌ها براساس شیوه شرح داده شده در کتاب روش‌های استاندارد به کمک نیروهای ارائه دهنده خدمات آزمایشگاه انجام می‌گیرد. ا

نجمن بهداشت عمومی آمریکا و کمیته مشترک استخرهای شنا و شناگاه‌های سرپوشیده عمومی، در خصوص کیفیت بهداشتی استخر شنا، شرایط زیر را بیان نموده‌اند:

۱شمارش تمام کلی فرم در ۱۰۰ میلی‌لیتر، راهنما ۵۰۰، اجباری ۱۰۰۰۰، دو هفته یکبار.

۲شمارش کلی فرم‌های مدفوعی در ۱۰۰ میلی‌لیتر، راهنما ۱۰۰، اجباری ۲۰۰۰، دو هفته یکبار.

۳استرپتوکوک‌های مدفوعی در ۱۰۰ میلی‌لیتر، راهنما ۱۰۰، منابع موثق و صالح.

۴تعداد سالمونلا در لیتر راهنما صفر، منابع موثق و صالح

۵انتروویروس PFU در ۱۰ لیتر فیزیک و شیمیائی، اجباری صفر، منابع موثق و صالح.

۶. PH، راهنما ۶ تا ۹، اجباری منابع موثق و صالح.

۷رنگ، راهنما بدون تغییر رنگ طبیعی، اجباری دو هفته یکبار.

۸روغن‌های معدنی برحسب میلی‌گرم در لیتر ۳/۰ کمتر یا مساوی ـ روی سطح آب و بدون پیدایش بو بدون پیدایش لایهٔ مرئی دو هفته یکبار.

۹مواد فعال سطحی و دتر جنب میلی‌گرم در لیتر برحسب لوریل سولفات ۳/۰ کف بدون دوام دو هفته یکبار.

۱۰فنول‌ها میلی‌گرم در لیتر فنول 5/0(نیم) بزرگتر یا مساوی، بدون بوی ویژه منابع و موثق ویژه.

۱۱شفافیت برحسب متر ۲، ۵۰/۰ کمتر یا مساوی ـ، دو هفته یکبار.

۱۲درصد اشباع اکسیژن محلول ۸۰ تا ۱۲۰، منابع و موثق ویژه.

۱۳مواد قیری باقیمانده و مواد شناور مانند چوب و پلاستیک، عدم وجود و حضور، ـ دو هفته یکبار، بطری قوطی لاستیک مواد خرده ریز

قواعد تهیه غذای سالم به منظور پیشگیری از وبا

قواعد تهیه غذای سالم به منظور پیشگیری از وبا

  • مواد غذایی را کاملا"بپزید : تمام قسمتهای غذا باید حدا قل تا دمای 70 درجه سا نتیگراد حرارت ببینند. از غذای نپخته استفاده نکنید مگر آنکه بتوان آنها را پوست کند یا از پوشش خارج نمود.

  • غذای پخته شده را فورا"میل کنید : زمانی که غذای پخته شده در درجه حرارت اتاق خنک می شود باکتری ها شروع به رشد می کنند. هر چه فاصله زمانی بین پخت غذا و مصرف آن بیشتر با شد احتمال آلودگی بیشتر می شود. زمانیکه بین پخت غذا و مصرف آن فاصله ای وجوددارد ( مانند حالتی که در رستوران ها یا اغذیه فرو شی ها  وجو د دارد) با ید غذا تا زمان سرو کردن در درجه حرارت 60 درجه سانتیگرادیا بیشتر و بر روی اجاق نگهداشته شود.

  • مواد غذایی پخته شده را به دقت نگهداری کنید : (یخچال یا یخدان در دمای کمتر از 10 درجه سانتیگراد یا در دمای 60 درجه سانتیگراد یا بیشتر) . غذاهای پخته شده ای که مصرف نشده اند و در جایی نگهداری شده اند برای استفاده مجدد باید پیش از مصرف مجدد کا ملا" داغ شوند . غذایی که برای نوزادان تهیه می شود باید بلا فا صله مصرف شودو هرگز برای استفاده مجدد نباید ذخیره و نگهداری شود.

  • غذای پخته شده را کا ملا"حرارت دهید : حرارت دادن کامل غذا بهترین راه برای حفا ظت در برابر با کتری هایی است که از تماس مواد غذایی خام و امکان دارد در طی نگهداری ماده غذایی در آن رشد کرده باشد ( در درجه حرارت پایین رشد باکتری ها آهسته می شود ولی از بین نمی رود). حرارت دادن مجدد مواد غذایی بد ین معنا ست که تمام قسمت های ماده غذایی حداقل به درجه حرارت 70 درجه سانتیگراد برسد. در حالیکه غذا داغ است آن را میل کنید.

  • از تماس مواد غذایی خا م و پخته جلو گیری کنید :  غذا ی سا لم پخته شده حتی ا گــر تما س اند کی با غذای خا م داشته باشد ممکن اشت آلوده شود. این حالت انتقا ل آ لودگی می تواند هم بصورت مستقیم ( تماس ماهی خا م با غذای پخته شده ) یا غیر مستقیم ( غذای پخته شده بر روی تخته برشی که قبلا" ماهی خام بر روی آن بریده شده است قرار گیرد یاغ با چاقوی مربوط بریده شود ) رخ دهد.

  • مکررا" دستها یتا ن را بشو ئید :  پیش از شروع به تهیه غذا و پس از هر بار  وقفه در این امر (بویژه اگر از توالت استفاده کرده اید یا فرزند خود را شسته اید) دستهای خود را    کا ملا" بشو ئید  .دستهای خود را پس از آ ماده کردن غذا های خام همچون ماهی یا خرچنگ ( حلزون صدف دار ) بشوئید.

  • تمام سطح آشپز خانه را تمیز نگهدارید :  از آنجا که مواد غذایی به راحتی آلوده می شوند هر سطحی که برای آماده سازی مواد غذایی استفاده می شود باید کا ملا" پاکیزه باشد. هر تکه یا ریزه مواد غذایی می تواند منبع بالقوه برای باکتری ها باشد . پارچه هایی که برای شستن یا خشک کردن سطوح آماده سازی مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرد باید هر روز تعو یض و جوشانده شوند . پارچه های مورد استفاده برای پاک کردن کف زمین باید هر روز شسته شوند.

  • از آب سالم استفاده کنید :  استفاده از آب سالم برای تهیه غذا به همان اندازه مصرف شرب آن اهمیت دارد. اگر شکی به سالم بو دن آب دارید آب را پیش از افزودن مواد غذایی که بعدا" پخته نخواهند شد یا آبی که برای تهیه یخ استفاده می شود را بجوشانید. بالاخص در مورد آب مصرفی برای تهیه غذای نوزادان مراقب باشید.

  • مواد غذایی کنسرو شده خشک شده و اسیدی باید سالم باشند.

ای کاش ارباب ..

ای کاش ...

آخرین تصویر ماهواره لندست - 11 اکتبر 2015 - 19 مهر

آخرین تصویر ماهواره لندست - 11 اکتبر 2015 - 19 مهر

 

آخرین عکس ماهواره ی لندست از دریاچه مربوط به 19 مهر 94 

تراز آب در این روز در ارتفاع 1270.04 متر بالاتر از سطح دریا قرار داشت.

در عکس 4 رنگ سمت چپ نواحی آبی رنگ قسمت های کم آب یا مرطوب هستند و قسمت های سیاه نشاند دهنده مناطق کاملا خشک یا پهنه های آبی دارای عمق بالاتر است

دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه

 

دریاچه اُرومیه نام دریاچه‌ای در شمال غربی ایران٬ در منطقه آذربایجان٬ می‌باشد. طبق تقسیمات کشوری این دریاچه، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربیتقسیم شده‌است. مساحت این دریاچه در تابستان ۲۰۱۵ در حدود ۶هزار کیلومتر مربع بود که در ردیف ۲۵امین دریاچه بزرگ دنیا از نظر مساحت قرار می‌گیرد. دریاچه ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه بزرگ آب‌شور دنیا می‌باشد.[۲] آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، تلخه رود، گادر،باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

 

نام دریاچه

نام این دریاچه امروزه دریاچه ارومیه می‌باشد که از اسم شهر ارومیه٬ مرکز استانآذربایجان‌غربی برگرفته شده‌است. در زبان آشوری ارومیه به معنای چاله آب می‌باشد. در دهه ۱۹۳۰ میلادی به هنگام سلطنت رضاشاه این دریاچه به افتخار وی دریاچه رضاییه نامگذاری شد. بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ نام دریاچه به نام اولیه خود٬ دریاچه ارومیه٬ بازگردانده‌شد. در پارسی قدیم این دریاچه چیجست به معنای درخشنده (به دلیل املاح معدنی که در سواحل بصورت کریستال) یافت می‌شود نامیده شده. در دوران میانه این دریاچه کبودا (کبودان) نیز نامیده‌شده[۳] که از لغت آزور "azure" در فارسی یا կապույտ یا "Kapuyt/Gabuyd" در زبان ارمنی عاریه گفته شده است. در لاتین این دریاچه لاکوس ماتینوس Lacus Matianus نامیده شده‌است.

ساکنان اطراف دریاچه آن را به زبان فارسی دریاچه ارومیه٬ به زبان آذری اورمو گولو (Urmu gölü)٬ به زبان کردی ورمی٬ و در زبان ارمنی کپوتان (Կապուտան ծով) می‌خوانند.

تاریخچه

یکی از نخستین اشارات به دریاچه ارومیه در کتیبه قرن نهم قبل از میلاد مسیح درشلمنسر سوم (سلطنت بین ۸۵۸-۸۲۴ قبل از میلاد) به دو نام در محل دریاچه ارومیه اشاره شده: پرسواه (به معنی پرشین‌ها) و ماتای (یا میتانی‌ها). هنوز به وضح مشخص نیست که این نام‌ها به منطقه یا قبیله و یا رابطه‌ای که بین گروهی از نام های مردم با شاهان وجود داشته اشاره می‌کند.[۴]

دریاچه مرکز پادشاهی منائیان بود. محل سکونت احتمالی منائیان در تپه حسنلو در جنوب دریاچه بوده‌است. منائیان به توسط گروهی که متیان نام داشتند غلبه شدند٬مردمان ایرانی مختلفی که سکاها٬ سرمتی‌ها٬ یا کیمری شناخته می‌شدند. به درستی معلوم نیست که مردمان نامشان را از دریاچه گرفته‌اند یا دریاچه نامش را از مردمان اطراف آن گرفته‌است. ولی کشور باستانی متیان نامیده می‌شد که نام لاتین دریاچه از آن گرفته شده‌است.

در پانصد سال اخیر نواحی اطراف دریاچه محل سکونت مردمان ایرانی شامل بر کرد‌ها٬ آشوری‌ها٬ارمنی‌ها٬ و آذربایجانی‌ها بوده‌است.

زیست جانوری

دریاچه ارومیه مسکن ۲۱۲ گونه از پرندگان٬ ۴۱ گونه خزنده٬ ۷ گونه دوزیست٬ و ۲۷ گونه از پستانداران٬ [۵] شامل گوزن زرد ایرانی می‌باشد.[۶] این زیست بوم بصورت بین‌المللی توسطیونسکو به عنوان منطقه تحت حفاظت به ثبت رسیده‌است.[۷] سازمان محیط زیست ایران اکثر نقاط این دریاچه را به عنوان پارک ملی شناسایی نموده‌است.[۸]

این دریاچه با داشتن بیش از یک‌صد جزیره کوچک سخره‌ای محل توقف پرندگان مهاجر از جمله فلامینگو٬ پلیکان٬ کفچه‌نوک٬ اکراس٬ لک‌لک٬ اردک پیسه٬ نوک‌خنجری٬ چوب‌پا٬ و مرغ نوروزی می‌باشد.

به خاطر شوری بیش از حد دریاچه هیچ نوع ماهی در این دریاچه زندگی نمی‌کند. با این‌حال دریاچه ارومیه یکی از زیست‌گاه‌های مهم سخت‌پوست آرتمیا شناخته‌می‌شود. این سخت پوست یکی از منابع اصلی تغذیه پرندگان مهاجر از جمله فلامینگو به شمار می‌آید. در اوایل سال ۲۰۱۳ از رییس وقت مرکز مطالعات آرتمیای ارومیه نقل شد که آرتمیا در این دریاچه منقرض شده‌است. این نظر توسط برخی کارشناسان دیگر رد شده‌است.[۹]

پارک ملی دریاچه ارومیه

پارک ملی دریاچه ارومیه، از زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران می‌باشد. این پارک ملی با وسعت ۴۶۲۶۰۰ هکتار همچنین یکی از ۹ ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.[۱۰]

شیمی

یونهای اصلی موجود در آب دریاچه ارومیه شامل است بر Na+٬ K+٬ Ca2+٬ Li+٬ و Mg2+ می‌باشد که Cl٬ SO42٬ و HCO3 آنیون‌های اصلی می‌باشند. غلظت Na+ و Cl بطور تقریبی چهار برابر آب دریاهای آزاد می‌باشد. غلظت سدیم در بخش جنوبی دریاچه اندکی بیشتر از غلظت آن در بخش شمالی دریاچه است (بود).

حوضه آبریز

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی در آسیای غربی در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است[۱۱] معادل بیش از ۳٪ مساحت کل کشور ایران می‌باشد. این حوزچه توسط مجموع ۶۰ رودخانه سیرآب می‌شود که ۲۱ رودخانه دایمی یا فصلی هستند و ۳۹تای آن‌ها دوره‌ای می‌باشند. ازاین میان زرینه رود و آجی چایی ورودی‌های اصلی به دریاچه ارومیه می‌باشند.[۱۲]

این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، بناب، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

خشکیدن دریاچه

دلایل خشکیدن

این دریاچه از اواسط دهه ۱۳۸۰ شروع به خشک شدن کرد و امروزه در خطر خشک شدن کامل قراردارد. بررسی تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۵ دریاچه ۸۸ درصد مساحت خود را از دست داده (گزارش‌های قبلی تنها به از دست رفتن ۲۵ تا ۵۰ درصد مساحت دریاچه اشاره کرده‌بودند). دلایل بسیاری برای خشک شدن دریاچه ذکر شده است از جمله خشکسالی٬ احداث بزرگراه بر روی دریاچه٬ و استفاده بی‌رویه از منابع آب حوزه آبریز دریاچه. تحقیق جدیدی توسط چند تن از محققان در امریکای شمالی نشان می‌دهد که خشک‌سالی تنها باعث کاهش ۵ درصدی بارش در حوزه آبریز دریاچه شده و عوامل انسانی شامل پروژه‌های جاه‌طلبانه توسعه اقتصادی-آبی به همراه ساخت بزرگراه ۱۵ کیلومتری بر روی دریاچه با دریچه کوچک ۱/۲ کیلومتری وضعیت دریاچه را به بحران کشانیده است.[۱۳] تا سال ۲۰۱۲ بیش از دویست صد بر روی رودخانه‌های حوزه آبریز دریاچه در مرحله آماده بهره‌برداری٬ یا پایان مراحل طراحی بودند.

بر اساس آخرین بررسی ها در آبان 1394 تراز آب دریاچه ارومیه 1270.04 متر عنوان شد که نسبت به زمان مشابه سال گذشته 40 سانتیمتر کاهش نشان می دهد.[۱۴]

روزنامه اقتصاد پویا در سرمقاله‌ای مقصر خشکیدن دریاچه ارومیه را مردم و نمایندگانی می‌داند که برای تأمین نیازهای کشاورزی و خانگی آذربایجان بارها خواستار انتقال آب رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه می‌ریزند به نقاط دیگر شده‌اند و از حکومت درخواست داشتند تا آب این رودخانه‌ها برای تأمین نیاز باغ‌های مراغه و دیگر شهرهای استان استفاده شود و یا با فشار بسیار بر مسئولین طرح میان‌گذر دریاچه ارومیه را اجرایی کردند. بر اساس این نظریه برای نجات دریاچه ارومیه به جای خشکاندن ارس و از بین بردن زمین‌های بارور نقاط دیگر باید از مصرف آب کاسته و به وزارت نیرو اجازه داده شود تا آب رودخانه‌هایی را که به طور طبیعی به این دریاچه می‌ریخته‌اند دوباره به سوی آن رها کند.[۱۵]

مخاطرات خشکیدن دریاچه

کارشناسان ابراز داشته‌اند در صورت خشک شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای نمکی خواهد شد و زیست محیط منطقه را تغییر خواهد داد.[۱۶][۱۷] علاوه بر نمک بسیاری از آلودگی‌های شامل فلزات سمی سنگین مورد استفاده در صنعت و مواد سمی مورد استفاده در کشاورزی به آب‌های سطحی و زیر سطحی مرتبط با دریاچه نفوذ کرده‌اند و در صورت خشک شدن دریاچه بسیاری از از مواد سمی هوازی شده و خطرات بیماری‌های تنفسی برای زیست‌بوم و مردم منطقه بوجود خواهد آورد.[۱۸] با این حال هنوز اقدام جدی برای نجات دریاچه صورت نگرفته[۱۹] در اعتراض به خشک شدن دریاچه در فروردین سال ۱۳۹۰ اعتراضی صورت گرفت.[۱۹]

طرح‌های نجات دریاچه

یکی از طرح‌هایی که برای نجات دریاچه ارومیه مطرح شده انتقال آب از حوضه‌های آبریز دیگر از جمله رود ارس است. به گفته نماینده ارومیه در مجلس نادر قاضی‌پور، تنها راه نجات دریاچه ارومیه آبهای رود ارس و شهرستان پیرانشهر است. اما این ایده با مخالفت‌هایی روبروست. در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی با دو فوریّت طرح انتقال آب به دریاچه ارومیه موافقت نکرد[۲۰] و این امر به احتمال زیاد به بحرانی‌تر شدن اوضاع دریاچه دامن خواهد زد، علاوه بر این پیش بینی می‌شود در صورت خشک شدن احتمالی دریاچه شاهد بارش باران نمک در بسیاری از استان‌های همجوار باشیم و در ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳ میلیون نفر خواهد شد[۲۱]

 

برنامه احیای دریاچه ارومیه در دولت دهم

نجات دریاچه ارومیه از بحران کنونی پس از شکل گیری دولت حسن روحانی مورد تاکید قرار گرفت و کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه با مدیریت معاون اول رئیس جمهوری تشکیل شد . موضوعاتی همچون مقابله با ریزگردها، وضعیت کشاورزی و الگوی کشت در منطقه[۲۲] و تعداد زیاد چاه های آب مورد بررسی قرار گرفته است.[۲۳]

برخی کارشناسان اعتقاد دارند فعالیت های ترمیمی انجام شده در این دوره در کنار حمایت های مردمی[۲۴]، موجب کاهش روند تخریب دریاچه ارومیه و در برخی بخش ها باعث بهبود شرایط شده است.[۲۵]

 

درباره ی دریاچه ارومیه

 
درباره ی دریاچه ارومیه

مشخصات عمومی حوضه آبریز دریاچه  اروميه:

حوضه آبريز درياچه اروميه واقع در شمال غرب ايران با مساحت 51876 کیلومتر مربع یکی از شش حوضه آبريز اصلي کشور است. اين حوضه بین استان‌های آذربايجان غربي (46%)، آذربايجان شرقي (43%) و كردستان (11%) قرار دارد. درياچه اروميه به‌عنوان بزرگترين درياچه داخلي ايران و از مهم‌ترين و با ارزش‌ترين اكوسيستم‌هاي آبي ايران و جهان به شمار مي‌آيد. اكوسيستم اين درياچه نمونه‌اي شاخص از يك حوضه آبريز بسته است که كليه رواناب‌هاي جاري در رودخانه‌هاي حوضه به آن تخليه مي‌گردد. همچنين اكوسيستم فعال آن شامل درياچه و حوضه آبريز آن است. در نتيجه مرز حوضه آبريز درياچه اروميه، مرز دقيقي را براي مديريت عوامل مؤثر بر درياچه و زيستگاه‌هاي مهم در حوضه به‌وجود آورده است. 

حوضه آبريز درياچه اروميه به وسيله بخش شمالي كوه‌هاي زاگرس و دامنه‌هاي جنوبي كوه سبلان و نيز دامنه‌هاي شمالي، غربي و جنوبي كوه سهند احاطه شده است. حدود 33469 كيلومتر مربع از سطح حوضه آبريز درياچه اروميه را مناطق كوهستاني (65%)، 12564 كيلومتر مربع آن را دشت‌ها و كوهپايه‌‌ها (24%) و 5320 كيلومتر مربع آن را نيز درياچه اروميه (10%) در بر گرفته است. 

حوضه آبريز درياچه اروميه شامل سه استان آذربايجان‌غربي، آذربايجان‌شرقي و كردستان مي‌باشد كه، آذربايجان‌غربي با درصد مساحت نزديك 48 درصد بيشرين سطح از اين حوضه را به خود اختصاص داده است. همچنين در سطح اين حوضه، تعداد 25 محدوده مطالعاتي قرار دارد. در جدول(1) نحوه تقسيم‌بندي سياسي اين حوضه نشان داده شده است.

 

 

 

دریاچه ارومیه:

درياچه اروميه به‌دليل برخورداري از ویژگی‌های طبيعي و اكولوژيكي منحصر به فرد، از سال 1346 به عنوان پارك ملي و به همراه جزاير كبودان و قيون داغي جزو مناطق حفاظت شده اعلام شده است. همچنين اين درياچه در سال 1354 به عنوان سايت رامسر( تالاب بين‌المللي) تعيين و در سال 1356 جزو مناطق حفاظت‌شده زيست‌كره به وسيله سازمان يونسكو 

اعلام شد.

 

دریاچه ارومیه یکی از مهم‌ترین و ارزشمندترین زیست‌بوم‌های آبی ایران است. نزدیک به 550 گونه گیاهی یک‌ساله و چندساله در ناحیه اکولوژیک دریاچه شناسایی شده‌اند. پوشش گیاهی غالب این منطقه شامل گونه‌های شورپسند، خشکی‌دوست و آبزی می‌باشد.

 

دریاچه ارومیه مرکز زمستان‌گذرانی پرندگان آبزی مهاجر، به ویژه مرغابی و گونه‌های کنار‌آب‌چر بوده واز این رو دارای اهمیت بین‌المللی است. جزایر موجود در دریاچه پذیرای بزرگ‌ترین جمعیت زادآور فلامینگو (بالغ بر 20000 جفت) و بین 200 تا 500 جفت پلیکان سفید بوده است. 11 گونه پرنده آبزی در معرض خطر انقراض در این دریاچه شناسایی شده‌اند. جزایر جنوبی دریاچه زیستگاه دو گونه پستاندار در معرض خطر انقراض، شامل گوزن زرد ایرانی و قوچ ارمنی می‌باشداز جمله مهم‌ترین بی‌مهرگان موجود در دریاچه می‌توان به آرتمیا اشاره کرد که گونه‌ای میگوی آب شور و از گونه‌های بومی دریاچه ارومیه است. این گونه مهم‌ترین منبع غذایی بسیاری از پرندگان آبزی مانند فلامینگوها به شمار می‌رود. در شرايط كنوني به دليل پسروي و خشكي سطح قابل ملاحظه‌اي از درياچه اروميه و كاهش حجم آبي آن، شرايط بسيار سختي براي تداوم حيات گونه‌هاي گياهي و جانوري اين درياچه به‌وجود آمده و در برخي از موارد نيز مانند آرتميا به‌دليل شوري بالاي آب درياچه، حيات آن‌ها متوقف شده است. 

 

لازم به ذكر است كه مهم‌ترين منابع تامين آب درياچه، بارش مستقيم بر روي درياچه و همچنين منابع آب ورودي به آن از طريق رودخانه‌هاي حوضه آبريز مي‌باشد. در شكل (1)، شماي سيستم‌ رودخانه‌اي حوضه آبريز درياچه اروميه نشان داده شده است. 

شکل-1-شماي سيستم رودخانه‌هاي حوضه آبريز درياچه اروميه

بر اساس آمار آبدهي رودخانه‌هاي منتهي به درياچه اروميه، سهم رودخانه‌هاي ورودي از جنوب درياچه در تامين آب مورد نياز آن 65 درصد و سهم رودخانه آجي‌چاي نيز 10 درصد مي‌باشد (شكل 6). لذا رودخانه‌هاي جنوبي به‌ويژه زرينه‌رود از سهم قابل ملاحظه‌اي در تامين آب درياچه برخودار مي‌باشد. 

نگاه اجمالی به کرم اسکاریس

نگاه اجمالی به کرم اسکاریس

کرم معمولی روده انسان و خوک یا آسکاریس لومبریکوئیدس یکی از نمونه بارز رده لوله سانان یا کرمهای لوله‌ای است. لوله سانان در میان جانواران پر یاخته از حیث تعداد ، بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. بسیاری از آنها در آب یا خاک بطور آزاد زندگی می‌کنند و بسیاری دیگر نیز در بافتها یا مایعات جانوران و گیاهان به حالت انگل به سر می‌برند.

 

کرم معمولی روده انسان و خوک یا آسکاریس لومبریکوئیدس یکی از نمونه بارز رده لوله سانان یا کرمهای لوله‌ای است. لوله سانان در میان جانواران پر یاخته از حیث تعداد ، بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. بسیاری از آنها در آب یا خاک بطور آزاد زندگی می‌کنند و بسیاری دیگر نیز در بافتها یا مایعات جانوران و گیاهان به حالت انگل به سر می‌برند.
ساختمان کرم روده
طول کرم ماده 20 تا 40 سانتیمتر است و حداکثر قطر آن در حدود 6.5 میلیمتر است. اندازه نر کوچکتر و طول آن از 15 تا 5 سانتیمتر است. نمونه‌های تازه به رنگ زرد تا میخکی است. بدن حیوان لوله‌ای و باریک است و در هر دو انتها نازک می‌شود. پوشش بدن از کوتیکول صاف است که دارای خطوط کوچک می‌باشد. چهار خط طولی سفید رنگ در طول بدن امتداد می‌یابد. دهان در انتهای قدامی میان سه لب مدور باز می‌شود.
مخرج عبارت از یک شکاف عرضی است که نزدیک انتهای خلفی در سطح شکمی قرار دارد. انتهای خلفی کرم نر کاملا خمیده بوده و دارای دو سیخک تناسلی می‌باشد که از سوراخ تناسلی نر واقع در داخل مخرج بیرون می‌آید. کرم ماده راست تر بوده و منفذ تناسلی آن در وسط سطح شکمی و در فاصله 1.3 از انتهای قدامی بدنش واقع است.
لوله گوارش
لوله گوارش جانور راست بوده و در طول بدن کشیده می‌شود. این لوله دارای قسمتهای زیر است.
دهان
یک حفره دهانی
حلق عضلانی یا مری به درازای تقریبا 13 میلیمتر که عمل آن مکیدن و کشیدن غذا است.
یک روده باریک و دراز که غیر عضلانی است و از لایه‌ای مرکب از سلولهای آندودرمی بلند که غذای گوارش یافته را جذب می‌کند، تشکیل و از خارج بوسیله کوتیکولی پوشیده شده است.
یک روده راست کوتاه که مواد زاید را از مخرج تخلیه می‌کند.
سایر دستگاهها
اندامهای گردش خون و دم‌زدن در حیوان وجود ندارد. قسمت داخلی هر خط جانبی دارای یک مجرای وازنشی (دفعی) است. هر دو مجرای وازنشی از سوراخ کوچکی واقع در پشت دهان و در وسط سطح شکمی به خارج تخلیه می‌شود. یک حلقه عصبی اطراف مری را احاطه می‌کند. این حلقه عصبی به 6 عصب قدامی کوتاه و 6 طناب عصبی خافی متصل می‌گردد. یک طناب عصبی بزرگتر پشتی و یکی هم شکمی در امتداد خط طولی بدن قرار دارد. برآمدگیهای مختلف که در سطح بدن وجود دارد، احتمالا عمل حسی را انجام می‌دهد.
دستگاه تولید مثل
هر اندام تولید مثل عبارت از لوله باریکی است که انتهای داخلی آن مسدود بوده و قطر آن تدریجا زیاد می‌شود. غدد تناسلی و مجرای تولید مثل به هم متصل و ممتد می‌باشد. دستگاه تولید مثل نر شامل بیضه ، مجرای ناقل اسپرمی ، کیسه اسپرمی ، مجرای انزالی و کیسه محتوی دو سیخک تناسلی است. دستگاه تولید مثل ماده شامل 2 تخمدان ، یک اویدکت یا لوله تخمی و یک رحم است.
دو شاخه رحم هم در یک مهبل کوتاه به هم متصل می‌شود. مهبل به منفذ تناسلی ماده باز می‌گردد. کرمهای نر و ماده در داخل روده میزبان جفت گیری می‌کنند. یک ماده بزرگ می‌تواند یکباره حاوی 27000000 (بیست و هفت میلیون) تخم باشد و روزانه دویست هزار یا بیشتر تخم بگذارد. تخمها از حیوان ماده خارج شده و به داخل روده میزبان می‌ریزد و همراه با مدفوع بیرون می‌ریزد.
وضع طبیعی
کرم روده یا آسکاریس انگلی است که در روده میزبانش زندگی می‌کند و به همین جهت تعیین اعمال مختلف زیستی یک انگل داخلی هنگامی که در مسکن طبیعی خود به سر می‌برد، کار مشکلی است. لذا احتمال دارد که استنباطات زیر درست باشد.
کوتیکول کرم زنده را در برابر شیره‌های گوارشی میزبان حفظ می‌کند.
غذا از مواد نیمه مایع روده میزبان بدست می‌آید و بوسیله مری عضلانی کرم به داخل کشیده می‌شود. پس از گوارش از دیواره روده عبور کرده به توسط مایع موجود در فضای بدنی در بافتهای دیگر توزیع و تقسیم می‌گردد.
تنفس به شکستن یا تجزیه شدن گلیکوژن در داخل بدن کرم بستگی دارد. زیرا اکسیژن آزاد محتویات روده میزبان بسیار کم است.
 
سیر تکاملی
قبل از آن که تخمها بتوانند میزبان دیگری را آلوده کنند، لازم است از نظر سیر تکاملی مرحله‌ای را بگذراند. همچنین تخمهای مزبور در شرایط نامساعد مثلا سرما می‌توانند ماههای بسیاری در حال بی حرکتی و خواب باقی ماند. سیر تکاملی در جای گرم ، مرطوب و سایه دار به 2 یا 3 هفته وقت احتیاج دارد. اگر این تخمهای جنین دار (حاوی کرمهای جنینی) بوسیله میزبان مناسبی ، ضمن غذا یا آب خورده شود، به طرف معده حرکت می‌کند و در آنجا لاروها از تخم بیرون می‌آیند و به داخل سیاهرگها یا عروق لنفی دیواره روده نفوذ می‌نمایند.
سپس به طرف کبد و قلب و مویرگهای ریوی به گردش در می‌آیند و ضمنا از لحاظ اندازه نیز بزرگ می‌شوند. ظرف چند روز لاروها به داخل راهها یا گذرگاههای هوایی آمده از نای ، مری و معده مجددا به طرف روده حرکت می‌کنند. در روده به صورت کرم رسیده و بالغ در می‌آیند. برای تکمیل و اتمام دوره زندگی کرم روده میزبان واسطه لازم نیست.
میزبان کرم آسکاریس
میزبان این کرم انسان و خوک می‌باشد. کرمهایی که در انسان و خوک وجود دارند، از نظر ساختمانی به هم شبیه‌اند، ولی از نظر فیزیولوژیکی اختلاف دارند. بدین ترتیب که تخمهای آلوده کننده کرم روده انسانی (کرم روده اطفال) معمولا در خوکها تولید کرم نمی‌کنند و بر عکس خوکهای جوان (بچه خوک ) معمولا لاروها را از خاکهای آلوده در طویله یا از پستان کثیف ماده خوک در موقع شیر خوردن می‌گیرند. خوکهای بالغ در برابر آلودگی نسبتا مصون هستند.
آلودگی انسان به کرم روده امر شایع و رایج است و اکثر مردم نواحی روستایی مبتلا هستند. کرمها ممکن است ترشحات سمی در روده تولید کنند یا به علت کثرت تعداد کرمها در روده ، مانع و انسداد بوجود آید. گاهی اوقات کرمها به طرف دهان یا بینی مهاجرت می‌کنند و حتی دیواره روده را به منظور رسیدن به سایر اندامها سوراخ می‌کنند. از این رو کسالت وخیم و یا مرگ را برای میزبان به بار می‌آورند.
عوارض آسکاریدوز
وجود تعداد زیاد کرم آسکاریس ،‌ مهاجرت و یا تجمع آنها در روده‌ها گاهی سبب ایجاد عوارض شدید می‌شود. این عوارض عبارتند از انسداد روده‌ها ، ابتلای کیسه صفرا ، پانکراتیت و آپاندیست حاد و سوراخ شدن روده‌ها. علایم انسداد روده ها شامل درد ناگهانی و پیچش شکم همراه با استفراغ ، اتساع شکم و مشاهده انسداد در عکس‌برداری با اشعه ایکس است.
تشخیص
تشخیص آلودگی به کرم بالغ با آزمایش مدفوع و مشاهده تخم به آسانی صورت می‌گیرد . در این مرحله تشخیص انسداد روده به علت آسکاریس با لمس شکم و توده‌های نرم و متحرک در زیر انگشتان ممکن است. تشخیص استقرار کرم آسکاریس در محلهای دیگر بدن فقط در هنگام عمل جراحی امکان دارد. بهترین روش آزمایش مدفوع برای تشخیص آسکاریس استفاده از روش کاتوکاتز است.
درمان
چند داروی موثر بر آسکاریس عبارتند از: ترکیب مبندازول ، ترکیب لوامیزول و ترکیبات پیرانتل پاموت.
 
دکتر مهرداد حلوائئ
متخصص فیزیولوژی جانوری و کنترل آفات از دانشگاه تسینگ هوآی چین

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

تصاویری دردناک از نابودی دریاچه ارومیه

کرمهایی که به طبیعت جان می دهند(ورمی کمپوست و روشهای تهیه آن )

 

کرمهایی که به طبیعت جان می دهند(ورمی کمپوست و روشهای تهیه آن )

 

 

بی‌شک امروزه همه ما با واژه پسماندها آشنایی داریم. سهم سرانه تولید پسماند هر نفر در کشور 700گرم در روز می‌باشد. بخشی از این مواد را  به لحاظ شرایط خاص خود به آن مواد آلی می‌گویند این مواد قابل تجزیه و مفید می‌باشند. از آنجا که 60درصد پسماندهای شهری را مواد آلی تشکیل می‌دهد توجه به این موضوع برای مدیران شهری از اهمیت ویژه اقتصادی و زیست محیطی برخوردار می‌باشد. در کشور ما مدیریت پسماندهای شهری بعهده شهرداریها، محیط زیست و مراکز بهداشت می‌باشد که در بین آنها شهرداری‌ها متولی امر کنترل، جمع‌آو ری، حمل و نقل، پالایش و دفع مهندسی بهداشتی پسماندها می‌باشند. از طرفی کمبود زمین،  امکانات، ماشین‌آلات مکانیزه حمل و نقل و هزینه‌های بسیار  بالا برای فرآیند و دفع پسماندها موجب مشکلات فراوان زیست محیطی و بهداشتی برای بیشتر شهرها گردیده بطوریکه شهروندان شاهد مشکلات ناشی از آن می‌باشند. پسماندها یا زباله قبل از اینکه پدیده‌ای زشت و مشکل‌آفرین باشند به نوان یک کالا یا مواد غذایی و یا وسیله و ابزار مورد استفاده مردم قرار گرفته و سپس مازاد یا بخشی از آن دور انداخته می‌شوند.


 

      بی‌شک امروزه همه ما با واژه پسماندها آشنایی داریم. سهم سرانه تولید پسماند هر نفر در کشور 700گرم در روز می‌باشد. بخشی از این مواد را  به لحاظ شرایط خاص خود به آن مواد آلی می‌گویند این مواد قابل تجزیه و مفید می‌باشند. از آنجا که 60درصد پسماندهای شهری را مواد آلی تشکیل می‌دهد توجه به این موضوع برای مدیران شهری از اهمیت ویژه اقتصادی و زیست محیطی برخوردار می‌باشد. در کشور ما مدیریت پسماندهای شهری بعهده شهرداریها، محیط زیست و مراکز بهداشت می‌باشد که در بین آنها شهرداری‌ها متولی امر کنترل، جمع‌آو ری، حمل و نقل، پالایش و دفع مهندسی بهداشتی پسماندها می‌باشند. از طرفی کمبود زمین،  امکانات، ماشین‌آلات مکانیزه حمل و نقل و هزینه‌های بسیار  بالا برای فرآیند و دفع پسماندها موجب مشکلات فراوان زیست محیطی و بهداشتی برای بیشتر شهرها گردیده بطوریکه شهروندان شاهد مشکلات ناشی از آن می‌باشند. پسماندها یا زباله قبل از اینکه پدیده‌ای زشت و مشکل‌آفرین باشند به نوان یک کالا یا مواد غذایی و یا وسیله و ابزار مورد استفاده مردم قرار گرفته و سپس مازاد یا بخشی از آن دور انداخته می‌شوند.

     امروزه راحت‌ترین روش برای رهایی از این پسماندها دور انداختن می‌باشد. در حالیکه تحقیقات انجام شده بیانگر آن است که 90درصد این پسماندها قابل تفکیک و بازیافت می‌باشند. یعنی 60 درصداز این پسماندها را مواد آلی تجزیه شونده شامل می‌شود نزدیک به 30 درصد مواد زائد جامد مثل شیشه، پلاستیک، کاغذ و فلزات تشکیل می‌دهد  و تنها 10 درصد از آن مواد زائد دور انداختنی یا زباله می‌باشد. با این احتساب برنامه‌ریزی، کنترل، جداسازی  و ساماندهی مواد آلی از مبدا بسیار حائز اهمیت بوده و در صورت تحقق یافتن آن که امری اجتناب ناپذیر است تقریبا بیشتر مشکلات مربوط به مدیریت پسماندها مرتفع می‌گردد و دراین صورت نیاز به صرف هزینه‌های بسیار گزاف حمل و نقل، احداث کارخانه‌های مخلوط کمپوست زباله و اشغال اراضی برای دفن نیست. می‌توان این مواد آلی  سودمند را با راحت‌ترین روش کنترل و پس از فراوری بعنوان یک کودآلی بیولوژیک بسیار غنی در صنعت کشاورزی با اطمینان کامل استفاده نمود. بدون شک مخلوط مواد آلی از مبدا با سایر مواد زائد و زباله موجب ترکیب فیزیکی و شیمیایی بین اجزائ تشکیل دهنده آنها شده و برای جدا سازی آن در کارخانه‌های کمپوست علاوه بر مشکلات بهداشتی فراوان و صرف هزینه‌های بسیار بالا برای جدا سازی، پالایش و فراوری ممکن است کود تولید شده از استاندارد و کیفیت خوبی بر خوردار نباشد. ویا تولیدکنندگان آن مجبورند با قیمتی پایین‌تر از هزینه‌های تولید، بفروش برسانند. لذا  در این میان توجه به قدرت پروردگار در خلقت موجودی ارزشمند بنام کرم خاکی یا کرم زباله خوار باز هم به کمک بشر آمده و می‌توان این موجود ارزشمند را جهت تبدیل پسماندهای گیاهی و آشپزخانه بعنوان یک روش بسیار سودمند مورد استفاده قرار داد.

 

 

    چنانچه این کرم را در یک ظرف مخصوص در کنار حیاط منزل قرار دهید با اطمینان می‌توان پسماندهای آشپزخانه از قبیل سبزیجات، میوه، تفاله چای و قهوه، پوست تخم مرغ، برگ و ساقه گیاهان را به درون آن ریخته و پس از گذشت مدت زمان کوتاهی شاهد دفع فضولات این کرم باشید. که آن را ورمی‌کمپوست می‌نامند. و با استفاده بهینه از مواد آلی و تبدیل آن به مواد پایداری مانند ورمی‌کمپوست می‌توان به اهداف زیر دست یابیم:

    1-کاهش هزینه‌های حمل و نقل و دفن بهداشتی پسماندها

2-جلوگیری از گسترش آلودگی محیط زیست و تخریب اراضی

3 -استفاده از کود آلی ورمی‌کمپوست در صنعت کشاورزی

4 -استفاده از پروتئین کرم خاکی (E.foetida) در صنایع غذایی، خوراک دام و طیور و آبزیان

     کرمهای خاکی در شرایط حرارتی خاص می‌توانند زندگی کنند. تمام فعالیت‌های حیاتی نظیر تولید مثل، رشد و پراکنش آنها تحت تاثیر درجه حرارت و رطوبت محیط می‌باشد.

 

 

    امروزه استفاده از کرم خاکی در صنایع مختلف مورد توجه بیشتر کشورهای پیشرفته مثل، آمریکا، کانادا و اروپا قرار گرفته و مردم برخی از شهرها با داشتن یک راکتور کوچک خانگی علاوه بر کنترل پسماند خود، کود مورد نیاز خانه خود را تامین می‌نمایند. در حال حاضر در کشور ما و در شهر شیراز روزانه نزدیک به 50 تن ضایعات گیاهی سطح شهر توسط شرکت بهسامان و سازمان بازیافت شهرداری از مبدا جدا سازی شده و در منطقه برمشور به بستر کرمهای زباله خوار تغذیه می‌شود.

مرفولوژی کرم‌های خاکی:

کرم‌های خاکی دارای بدنی کشیده بند بند فاقد استخوان دارای کوتیکول حامل تارها و دستگاه گوارش لوله‌ مانند که به مجرای دفعی ختم می‌شود هستند.

این جانور اغلب دو جنسی یا هرمافرودیت هستند و هنگام بلوغ بر روی اپیدرم آنها یک منطقه متورم ظاهر می‌شود که آن را کمربند تناسلی گویند این قسمت پیله‌ای ترشح می‌کند که تخمها را در بر می‌گیرد.

کرم‌های خاکی فاقد مرحله مشخص لاروی بوده و نوزدان آنها پس از خروج از تخم و پیله رفته رفته بالغ می‌شوند.

شرایط زیستی کرمهای خاکی:

بررسی‌های تجربی نشان می‌دهد که کرمها از هر نوع روشنایی‌ گریزانند آنها روزها به حالت مخفی بوده و شب هنگام چنانچه نوری به آنها بتابد سریعاً خود را به عقب می‌کشند همه کرمهای خاکی نسبت به ارتعاشات مکانیکی از قبیل صدای پای شدید در روی زمین حساسند. از قرار معلوم قادر به شنیدن ارتعاشات صوتی موجود در هوا نیستند.

اگر آنها را مثلاً با بیل زدن باغ برگردانند همان طور که از نور فرار می‌کنند درصدد تماس با زمین بر می‌آیند. به دلیل آنکه تنفس کرمها بستگی به رطوبت کوتیکول پوست دارد به همین خاطر کرمها نسبت به محیط مرطوب بیشتر از خشکی سازگاری دارند. گازهای شیمیایی نامطبوع و یا تحریک‌کننده موجود در هوا باعث عقب‌نشینی کرم به داخل سوراخ خود می‌گردد.

بطور کلی شرایط زیستی کرمهای خاکی برحسب گونه بسیار متفاوت بوده و شدت فعالیت آنها تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی قرار می‌گیرد که اهم آنها به شرح زیر خلاصه می‌شود:

حرارت:

کرمهای خاکی در شرایط حرارتی خاص می‌توانند زندگی نمایند. تمام فعالیت‌های حیاتی نظیر تولید مثل رشد و پراکنش آنها تحت تاثیر درجه حرارت محیط می‌باشد مثلاً مدت لازم برای خارج شدن کرمها از پیله بستگی به درجه حرارت محیط دارد.

 

تهویه:

کرمهای خاکی برای ادامه‌ی حیات نیاز به تهویه‌ی مناسب دارند بدین خاطر زمینهای رسی سنگین و یا خاکهای بدون تخلخل محیط زیست مناسبی برای این موجودات نیستند.

پ ـ هاش:

کرمهای خاکی نسبت به PH خاک حساس بوده بطوریکه در بسیاری از موارد این عامل تنوع و توزیع گونه‌ها را در خاک محدود می‌سازد.

رطوبت:

مقدار رطوبت و خشکی محیط زیست کرم‌های خاکی یکی دیگر از عواملی است که در پراکنش عمودی و افقی آنها مؤثر است. این موضوع در کشورهای مختلف که دارای عرض جغرافیایی متفاوت هستند به خوبی آشکار است از آنجایی که حدود 75 تا %90 وزن بدن کرم خاکی را آب تشکیل می‌دهد نیاز آنها به آب بسیار زیاد بوده و در صورت خشک شدن خاک اکثراً  از بین می‌روند.

تغذیه:

غذای اصلی کرم‌های خاکی بقایای مرده و پوسیده گیاهی به انضمام بقایای ریشة گیاهان و نیز کود دامی است. کرم‌های قرمز بارانی بیشتر مواد زائد آشپزخانه را نیز خواهند خورد ضایعات سبزیجاتی که در حین تهیه غذا بوجود می‌آید برای کرم‌ها قابل استفاده می‌باشد، مانند پوست سیب‌زمینی، هویج، کاهو، کلم، کرفس، سیب، پوست موز، گریپ‌فروت و پوست پرتقال، برگ چای، چای کیسه‌ای، تفاله قهوه، کاغذ و مقوا. بعضی از ضایعات زودتر از سایر مواد به کود تبدیل می‌شوند. پوست موز حدود یک هفته طول می‌کشد در حالی که پوست پرتقال حدود یک ماه طول خواهد کشید تا کاملاً تجزیه گردد. نوع و مقدار مواد غذایی در دسترس نه تنها بر روی جمعیت کرم‌های خاکی بلکه بر روی انواع گونه‌های موجود و نرخ رشد و… تاثیر می‌گذارد.

کرم‌های زباله‌خوار:

این کرم‌ها با خوردن محتویات زائدات آلی آنها را تجزیه و دگرگون می‌نمایند. فرآیند هضم این کرم‌ها به تغییر سریع‌تر مواد آلی منتهی شده و کمپوست تثبیت می‌شود. نتیجة این عمل دستیابی به ورمی‌کمپوست با کیفیت بالا است که با بالاترین استانداردهای جهانی برابری می‌کند.

تولید کود به روش ورمی‌کمپوست هیچ‌گونه بوی بدی از خود به جا نمی‌گذارد و کمپوست تولید شده عاری از میکروب‌ها و میکروارگانیسم‌های مضر و بیماری‌زا می‌باشد. کرم‌ها قادر به تولید پروتئین بوده و نیازی به پروتئین ندارند.

تأثیرات کرم‌های خاکی بر روی محیط:

وجود ذرات کوچک با مقادیر زیاد در مدفوع کرم‌های خاکی نسبت به ذرات محیط آنها نشان می‌دهد که  قادرند مواد مغذی را به اجزاء کوچک‌تر تبدیل نمایند. دانه‌های معدنی متصل به یکدیگر هستند که اتصال آنها باید به گونه‌ای باشد که در مقابل رطوبت، فرسایش و فشردگی مقاوم بوده و به هنگام خنثی و یا رطوبت خاک نیز همچنان نرم باقی بماند و خاکی غنی از خاکدانه‌هاست که دارای تهویه، زهکشی و بالاخره ساختمانی مناسب باشد.

لذا جهت داشتن یک خاک حاصل‌خیز خاکدانه‌سازی در درجه‌ی اول مورد اهمیت قرار دارد. محققین زیادی بر این قول متفقند که مدفوع کرم‌های خاکی دارای خاکدانه‌های مقاومتر از خاک محیط است. علاوه بر آن موکوپروتئین زیر اپیدرم کرم خاکی در محل تماس آن با دالانهای حفر شده موجب پایداری ذرات خاک می‌گردد.

ورمی‌کمپوست:

ورمی‌کمپوست عبارتست از مدفوع کرم‌هایی که از زباله یا کود دامی تازه یا هر مواد آلی دیگر تغذیه کرده و مواد آلی را به ذرات خیلی ریز خرد می‌کنند.

ورمی‌کمپوست نتیجه‌ی هضم طبیعی غذا در سامانه هاضمه‌ی کرم خاکی است و دورة رشد گیاه را بوسیله‌ی داشتن میکروارگانیسم و همچنین مواد آلی فعال و تسریع می‌نماید.

ورمی‌کمپوست یک کود بیوارگانیک است که بسیار نرم، سبک وزن، ترد، تمیز و بی‌بو بوده و ظاهری کم و بیش شبیه به پودر گرانوله قهوه دارد.

کیفیت ورمی‌کمپوست به نوع غذا (محیط کشت) یا مواد زائد آلی که کرم‌ها از آن تغذیه کرده‌اند، بستگی دارد. برای مثال کرم‌ها می‌توانند مواد آلی با سلولز زیاد مانند خاک اره را هضم کرده و یک مادة اصلاح‌کننده‌ی خاک با کیفیت پائین تولید نمایند، برعکس کرم‌ها قادرند با مواد غنی از ازت و فقیر از سلولز ورمی‌کمپوست با کیفیت عالی تولید نمایند.

 

1-   توجیح فنی و اقتصادی و بهداشتی طرح مذکور

1-1-    درصورت اجرای طرح ساماندهی و کنترل مشاغل پر زباله ویژه پسماندهای آلی هر شهر در مرحله اول به میزان روزانه 30تن مواد آلی دارای 80 درصد رطوبت که نقش عمده‌ای در تولید شیرابه را دارد در محل دفن تخلیه نمی‌کنند که این موضوع مزایای زیر را دارد.

الف- کاهش حجم زباله

ب- کاهش تولید شیرابه 

پ – کاهش گازهای ناشی از تخمیر بی هوازی

ت- کاهش هزینه‌های دفن

ث – حذف مشکلات زیست محیطی و بهداشتی ناشی از تخلیه شیرابه در معابر

ج – کاهش امکان استفاده دام در محل دفن زباله

چ – بازگشت صحیح و کاملا بهداشتی مواد آلی به چرخه مصرف در صنعت کشاورزی

1-2- چنانچه روزانه بابت هر کیلو گرم زباله مبلغ 40 ریال هزینه دفن پرداخت گردد که این رقم حداقل هزینه می‌باشد روزانه 000/200/1 ریال و سالانه 000/000/438 ریال تنها از هزینه دفن صرفه‌جویی خواهد شد.

1-3- چنانچه ظرفیت مواد آلی به 100 تن در روز افزاش یابد این رقم 000/000/460/1 ریال در سال صرفه‌جویی در هزینه‌ها را دارد.

1-4- در حال حاضر هزینه جمع‌آوری، حمل ونقل و دفن بهداشتی زباله در کشور بنابه تحقیقات سال 84 بابت هر کیلو گرم 200 ریال برآورد گردیده و با توجه به رشد نرخ هزینه‌های سالانه  10-13درصد این رقم در سال 95 معادل 750تا 800 ریال بابت هر کیلو گرم برآورد می‌گردد و بابت 100 تن پسماند آلی بعد از 10 سال منهای نرخ رشد و حجم زباله که متعاقبا بین 25 تا 30 درصد افزایش خواهد یافت. این رقم به 000/000/80 ریال کاهش و صرفه جویی هزینه در روز خواهد رسید یعنی سالیانه بالغ بر 000/000/000/30 ریال خواهد شد.

 

شرایط مشارکت در تبدیل پسماندهای آلی به Vermicompost

2- تعهدات مجری

2-1- مطالعه، فنّاوری، تحقیقات و تبدیل کلیه پسماندهای آلی شهری اعم از ضایعات فضای سبز، باغات، میادن عرضه میوه و تره‌بار، کسبه میوه فروش و گلفروش، به کود آلی بیولوژیک از طریق کرمهای زباله خوار موسوم به E.foetida  به نام Vermicompost   با رعایت موازین بهداشتی و محیط زیست

2-2- تهیه کرم قرمز حلقوی بارانی E.foetida  به مقدار لازم با دانش فنی و کارشناس مربوطه در طول مدت پیمان با رعایت استاندارد های لازم

2-3- ورمی‌کمپوست تولید شده دارای استاندارد لازم بوده و مورد تایید مراجع ذیصلاح می‌باشد و با اطمینان مورد مصرف صنعت کشاورزی قرار خواهد گرفت.

2-4- تهیه کلیه ابزار، وسایل، تجهیزات ماشین‌آلات مربوطه فنّاوری و انجام فرایند تولید

3- تعهدات شهرداری‌ها

3-1- تهیه و واگذاری حداقل 20 هکتار زمین مناسب بلامعارض با امکانات آب و برق و مجوز لازم جهت انجام فرایند تولید ورمی‌کمپوست

 

3-2- جمع‌آوری، حمل و نقل ضایعات موضوع بند 1 بصورت کاملا تفکیک شده از مبدا و تحویل آن در مکان تولید ورمی‌کمپوست

3-3-  انجام طرح ساماندهی، مشاغل پر زباله و نیز کسبه گل فروش،میوه فروش، آب میوه گیری، میادین عرضه میوه و تره بار و تجهیز آنها  به ظروف مخصوص  نگهداری پسماندهای آلی

3-4- پس از انجام جداسازی ثانویه پسماندها در محل مکان تولید توسط مجری، سایر ضایعات توسط شهرداری جمع‌آوری وبه محل دفن زباله انتقال می‌یابد.

3-5- چنانچه هر شهرداری تمایل به همکاری با مجری داشته باشد مجری حاضر به همکاری در اجرای طرح ساماندهی مشاغل پر زباله و جمع‌آوری، حمل ونقل آن به مکان تولید با اخذ هزینه برابر نرخ کارشناسی یا هزینه تمام شده فعلی می‌باشد.

3-6- در صورت اجرای کنترل و ساماندهی مشاغل مذکور، شرکت توانایی دارد به هر میزان پسماند جدا سازی شده از مبدا را راسا عهده دار شده و پس از گذشت 10 سال از شروع فعالیت به هر میزان پسماند آلی تفکیک شده از مبدا را با هزینه خود جمع آوری و انتقال ‌دهد

استاندارد کردن محلول های شیمیایی

استاندارد کردن محلول های شیمیایی:

محلول استاندارد محلول هایی هستند که از نظر غلظت،غلظت آنها به طور دقیقی اندازه گیری شده است.برای سنجش دقیق نرمالیته ی یک محلول آنها را به وسیله ی یک محلول که از قبل نرمالیته ی آنها تعیین شده و استاندارد اولیه شده است استفاده می کنیم.

برای تهیه محلول استاندارد اولیه میزان مشخصی از  محلول های با غلظت معین را به وسیله ی ترازو وزن می کنیم و آن را به حجم می رسانیم.

باید توجه داشت که برای تهیه یک محلول با استاندارد اولیه باید به نکات زیر توجه کرد:

1.     ماده ی ما درجه خلوص بالایی داشته باشد.

2.     ماده ی مورد نظر در برابر هوا پایدار باشد و قابلیت جذب CO2 را نداشته باشد.

3.     از نظر اکی والان گرم دارای اکی والان گرم بالایی باشد.

محلول هایی مانند سود که ویژگی های بالا را ندارند به صورتی که در بند اول ذکر شده استاندارد می شوند.در زیر روش هایی از استاندارد کردن چند محلول شیمیایی آمده است:

 

استاندارد کردن اسید کلریدریک 2/0 مولار :

 ابتدا در یک ارلن حدود 2/0 گرم کربنات سدیم بریزید و در حدود 20 یا 30 میلی لیتر آب مقطر حل کنید. سپس چند قطره از شناساگر سبز برموکرزول در ارلن بریزید.

بورت را از اسید کلریدریکی که باید استاندارد شود و غلظت حدودی آن 2/0 است پر کرده و تیتراسیون را شروع کنید تا وقتی رنگ محلول از آبی به سبز تغییر یابد. سپس 2 الی 3 دقیقه ارلن را بجوشانید. مشاهده میکنید که رنگ محلول دوباره آبی خواهد شد. تیتر را ادامه دهید تا دوباره رنگ محلول سبز شود که این نقطه پایانی تیتراسیون است.

شاید این سوال به وجود بیاید که  علت جوشاندن محلول چیست؟

برای پاسخ به این سوال باید معادله واکنشی که انجام میشود را نوشت. وقتی اسید با کربنات واکنش نشان میدهد محصولاتی که تولید میکند اسید کربنیک و نمک است. میدانیم که شناساگر سبز برموکرزول در محیط اسیدی سبز میشود. رنگ سبز اولیه که دیده میشود ناشی از

تشکیل اسید کربنیک است و به نقطه پایانی تیتراسیون مربوط نمیشود. پس محلول را می جوشانیم تا این اسید به آب و دی اکسید کربن تجزیه شود.

 

 

استاندارد کردن محلول نیترات نقره 0141/0 نرمال:

ابتدا به میزان 396/2 گرم از نیترات نقرا را در آب مقطر حل می کنیم و  در بالن به حجم 1000 سی سی می رسانیم.برای استاندارد کردن این محلول از محلول کلرید سدیم 0141/0 نرمال استفاده می کنیم.یک میلی لیتر محلول نیترات نقره تقریبا 5/0 گرم cl است.

برای این کار دقیقا 20 میلی لیتر کلراید سدیم 0141/0 نرمابل را داخل ارلن ریخته و 1 میلی لیتر از معرف کرومات پتاسیم به آن اضافه می کنیم ،محلول نیترات نقره را داخل بورت می ریزیم و عمل تیتراسیون را انجام می دهیم تا نقطه پایانی زرد متمایل به صورتی یکنواخت فرا برسد.

 

 استاندارد کردن نیترات نقره 1/0 نرمال :

100 میلی گرم سدیم کلراید خالص که قبلا در دمای 110 درجه سانتیگراد به مدت 2 ساعت خشک شده است را به یک بشر 150 میلی ریخته و 5 میلی لیتر آب مقطر به آن اضافه کنید.سپس 5 میلی لیتر استیک اسید غلیظ اضافه کنید. در ادامه 50 میلی لیتر متانل و 5/0 میلی لیتر شناساگر Eosin Y به محلول اضافه کنید.

محلول را هم بزنید(ترجیحا با مگنت استیرر) و با نیترات نقره تیتر کرده و نرمالیته آن را محاسبه کنید.

توضیح: برای ساختن شناساگر Eosin Y میتوانید 50 میلی گرم از آنرا در 10 میلی لیتر آب حل کنید.

 

استاندارد کردن پتاسیم هیدروکساید 1 نرمال:

5 گرم پتاسیم بی فتالات را که قبلا در دمای 120 درجه سانتیگراد به مدت 2 ساعت حرارت دیده است را در 75 میلی لیتر آب مقطر تازه حل کنید. سپس 2 قطره فنل فتالئین اضافه کنید و تا ظهور رنگ صورتی تیتر کنید.

 هر 2/204 میلی گرم پتاسیم بی فتالات با 1 میلی لیتر از پتاسیم هیدروکساید 1 نرمال هم ارز است.

توضیح: روش استاندارد کردن سدیم هیدروکساید 1 نرمال هم مشابه روش فوق است.

 

 استاندارد کردن پرمنگنات پتاسیم 1/0 نرمال:

در ابتدا 200 میلی گرم سدیم اگزالاتی که قبلا در دمای110 درجه سانتیگراد به مدت 2 ساعت در آون حرارت دیده است را وزن کرده و در 250 میلی لیتر آب مقطر حل کنید.

سپس 7 میلی لیتر اسید سولفوریک غلیظ به آن اضافه کنید و تا 80 الی 85 درجه سانتیگراد حرارت دهید. توصیه میشود که دما بالاتر از 85 درجه نرسد.

در نهایت تمام این محلول را با پرمنگنات پتاسیم مورد نظر تیتر کنید. لازم به ذکر است که دمای محلول در طی تیتراسیون نباید به کمتر از 70 درجه سانتیگراد برسد.

برای محاسبه نرمالیته باید بدانید که هر 7/6 میلی گرم سدیم اگزالات با یک میلی لیتر پرمنگنات پتاسیم دقیقا 1/0 نرمال هم ارز است.

 

 استاندارد کردن پتاسیم دی کرومات 1/0 نرمال:

 25 میلی لیتر از محلول را به یک ارلن درب دار 500 سی سی ریخته و 2 گرم یدید پتاسیم به آن افزوده و با 200 میلی لیتر آب مقطر آنرا رقیق کنید.

5 میلی لیتر اسید کلریدریک غلیظ به آن افزوده و به مدت 10 دقیقه آنرا در یک جای تاریک قرار دهید. سپس آن را با سدیم تیوسولفات 1/0 نرمال تیتر کنید. در نزدیکی نقطه اکی والان 3 میلی لیتر معرف نشاسته به آن اضافه کرده و تا بیرنگ شدن کامل محلول تیتر را ادامه دهید.

 

استاندارد کردن محلولIodine   ۰/۱ نرمال :

25 میلی لیتر از محلول ید 1/0 نرمال را به یک ارلن 250 سی سی منتقل کنید و تا حجم 100 میلی لیتر با آب رقیق کنید.

یک میلی لیتر اسید کلریدریک 1 نرمال به آن بیفزایید و به آرامی هم بزنید تا مخلوط گردد. سپس با سدیم تیوسولفات 1/0 تیتر کنید. هر وقت رنگ محلول زرد کمرنگ شد به آن 2 میلی لیتر شناساگر نشاسته به آن اضافه کرده و تا بی رنگ شدن کامل محلول تیتر را ادامه دهید.

توجه نمایید که محلول ید باید در شیشه های تیره و درب دار نگهداری شود.

 

رادیکال آزاد

رادیکال آزاد

رادیکال آزاد، هر یک از اتمها و یا مولکولهایی است که دارای یک الکترون جفت نشده باشند. به عبارتی رادیکالها، مولکولها یا اتمهایی هستند که تمام والانس‌های آن سیر نشده و در واقع مولکولی اشباع نشده می‌باشد مثل رادیکال متیل (CH3.). رادیکالهای آزاد موجب فشارهای جزئی به میزان کمتر از6- 10 میلی‌متر جیوه شده و از طول عمر کوتاهی (معمولا کمتر از 3- 10 ثانیه) برخوردارند. وجود زودگذر چنین اتمها و رادیکالهایی توسط مطالعات اسپکتروسکوپی ثابت شده است.

دید کلی

هر چند که در ساده‌ ترین تعریف، رادیکال آزاد، هر یک از مولکولها و اتمهایی است که دارای یک الکترون جفت نشده باشند. ولی باید توجه داشت که مولکولهایی مانند اکسید نیتریک و اکسیژن نیز از این قاعده پیروی می‌کنند، لکن بصورت عادی نمی‌توانند از باب رادیکالهای آزاد مطرح باشند بنابراین این اصطلاح (یعنی رادیکال آزاد) شامل مولکولهای عادی پایدار نمی‌شود. از جمله رادیکالهای آزاد ساده می‌توان به CH3 ,CN ,OH ,Cl ,H اشاره کرد. چنینی رادیکالهایی از اهمیت فوق العاده‌ای در واکنشهای گرمایی و فتوشیمیایی، پلیمریزاسیون و احتراق برخوردارند. آنها در هر دو فاز مایع و گازی دارای اهمیت می‌باشند، لکن به هر حال دستگاههای فاز گازی بسیار ساده تر بوده و تفسیر قاطعانه‌تری را اجازه می‌دهند. با وجود این حتی در فاز گازی، روشهای تجربی بناچار پیچیده و غیر مستقیم هستند، زیرا موادی با چنین طول عمر کوتاه را نمی‌توان در غلظتهای زیاد تهیه کرد. بنابراین چنین عواملی، امکان تهیه، ارزیابی و شناسایی رادیکالها را با اشکالات بسیار زیاد مواجه می‌سازد.

تاریخچه

در طول قرن نوزده میلادی غالبا رادیکالهای آزاد بصورت ناصحیح بعنوان اصل مسلم در نظر گرفته می‌شده‌اند. فرضیه آووگادرو بوسیله شیمیدانان مواد آلی آن زمان بصورت جدی مورد توجه واقع نشده بود و موادی مانند C2H6 غالبا بصورت CH3 توصیف می‌گردید. با پایان یافتن قرن نوزده میلادی، این وضعیت مورد بررسی قرار گرفت و امکان موجودیت رادیکالهای آزاد، با کشف تری‌فنیل‌متیل‌رادیکال بوسیله گامبرگ "Moses Gomberg" به وضوح تایید شد. پس از این تاریخ بسیاری از رادیکالهای آزاد کشف و چنینی ترکیباتی در مکانیزمهای شیمی آلی بعنوان یک اصل پذیرفته شد.

تشکیل رادیکال آزاد

بطور کلی، رادیکالهای آزاد بوسیله شکستگی یک پیوند در یک مولکول پایدار، با بوجود آمدن دو قطعه که هر یک از آنها حاوی یک الکترون جفت نشده است، تشکیل می‌شوند.

R1__R2 <------> R1. + .R2


باید توجه داشت که امکان دارد قطعات حاصله بطریقی تغییر شکل یابند و بویژه این تغییر شکل از ترکیب شدن مجدد آنها شود. در بسیاری از موارد، ترکیب شدن مجدد تقریبا در هر برخورد R1 و R2 با همنوع خود رخ می‌دهد و ترکیب مخلوط تعادلی تحت شرایط معمولی، دلالت بر تجزیه مقدار بسیار کمی از ترکیب به رادیکالها می‌نماید. همچنین بسیاری از روشهای دیگر نیز باستثنای ترکیب شدن مجدد مورد ملاحظه قرار گرفته است که با استفاده از آنها، رادیکالها تغییر شکل داده اند. رادیکالها از طول عمر کوتاهی (معمولا کمتر از 3- 10 ثانیه) برخوردارند و به همین دلیل آنها غالبا دارای اهمیت بسیار زیادی در علم سینتیک واکنش هستند.

روشهای تهیه رادیکال آزاد

روشهای متداول تهیه رادیکالهای آزاد را می‌توان به سه نوع گرمایی، الکتریکی و فتوشیمیایی تقسیم نمود:

روش گرمایی

در روشهای گرمایی، یک مولکول پایدار در درجه حرارت زیاد تجزیه می‌شود. باید توجه داشت که در شرایط استثنایی امکان دارد که در یک حالت تعادلی، تفکیک بسوی رادیکالها قابل ملاحظه باشد. بنابراین امکان دارد که اتمهای هیدروژن بوسیله حرارت دادن به هیدروژن در یک درجه حرارت بسیار زیادی تهیه شوند:

.H2 <----> 2H


بعنوان مثال در دمای 1900 k˚ این حالت تعادلی در فشار یک اتمسفر بسوی 1% تفکیک سوق داده می‌شود.
همچنین در چند مورد، تفکیک بسوی رادیکالها در دمای اطاق در موادی در محلول، مشاهده شده است. بدین ترتیب امکان تهیه رادیکالها، در غلظتهای زیاد و با طول عمر قابل ملاحظه وجود دارد. از جمله مواردی که می‌توان بدان اشاره کرد، هگزافنیل‌اتان است که در محلول بنزن در 5 درجه سانتیگراد تا حد 3% به رادیکالهای تری‌فنیل‌متیل با غلظت 3-2% تفکیک شده و نیز هگزا- (پارا- بی- فنیلیل)-اتان است که واقعا در شرایط مشابه تا حد 100% تفکیک شده است.
به هر حال معمولا تجزیه های گرمایی برگشت ناپذیر می‌باشند. در این حال اکثر مواد آلی گازی تماما و یا قسمتی از آنها بوسیله مکانیزمی که طی آن، شکافتن مولکول بسوی رادیکالها با تشکیل دو رادیکال متیل آغاز می‌شود، تجزیه می‌گردند.

C2H6 <-------> 2 .CH3

روش الکتریکی

در روش الکتریکی رادیکالها را می‌توان از طریق عبور گاز مورد نظر از مکانی که یک تخلیه الکتریکی در سرعت زیاد در آن برقرار می‌شود، تهیه نمود. در این روش طیفهای اتمی تهیه می‌شوند و از این روش غالبا برای بررسی واکنشهای شیمیایی اتمهای هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن استفاده می‌گردد.

روش فتوشیمیایی

از جمله روشهایی که برای تهیه رادیکالهای آزاد بسیار عمومیت دارد، روشهای فتوشیمیایی است. تقریبا کلیه ترکیبات آلی گازی به روش فتوشیمیایی از مسیر رادیکالهای آزاد تجزیه می‌شوند و این روش از کاربرد گسترده‌ای برخوردار است. بدین روش، دو ماده کلر و استون در حد گسترده‌ای مورد استفاده واقع می‌شوند. کلر در تابش نور در ناحیه پیوسته طیف جذبی خود به اتمهای کلر تجزیه می‌شود.

cl2 + hv <------> 2.cl


بسیاری از واکنشهای اتمهای کلر بدین روش مورد بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین فتولیز "photolysis" استون در حد گسترده‌ای مورد بررسی قرار گرفته است. در چنین واکنشی بدون هیچ گونه ابهامی ثابت شده است که شکافت اولیه با استفاده از تابش گستره 2537 تا 3130 آنگستروم رخ می‌دهد.

CH3COCH3+ hv <---------> .CH3CO+ .CH3


این واکنش یکی از عمومی‌ترین منابع تهیه رادیکالهای متیل و استیل است.
تابش امواج با طول موج کوتاه و ذرات بنیادی پر انرژی (مانند آنچه در فروپاشیهای هسته‌ای ملاحظه می‌شود) نیز امکان دارد که بسوی تهیه رادیکالها و یونها سوق داده شود. باید توجه داشت که چنین سیستمهایی همه روزه از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شوند، لکن معمولا پیچیده هستند.

شناسایی رادیکالها

اولین روشهای شناسایی رادیکالها، مستلزم در نظر گرفتن خواص شیمیایی آنها بوده است. بعدها از روش های مطمئن‌تری مانند طیف سنجی جذبی و طیف سنجی جرمی استفاده شد. به طور کلی، شناسایی رادیکالها به روشهای زیر انجام می‌گیرد:

  • روشهای شیمیایی
    • ازاله آئینه (mirror removal method)
    • گیر اندازی رادیکالها
  • طیف‌بینی جذبی (absorption spectroscopy)
  • طیف‌سنجی جرمی (mass spectrometry)

MTBE (متيل ترسيو – بوتيل اتر)

چكيده: 

 

MTBE (متيل ترسيو – بوتيل اتر) يك ماده آلی اكسيژن دار است كه امروزه در ايران و برخي كشورهاي جهان به صورت گسترده در بنزين بدون سرب استفاده مي شود در ابتداي انتخاب و استفاد ه از اين ماده در سوخت مزاياي زيست محيطي آن مورد توجه بود ولي اكنون پس از گذشت چند سال از مصرف آن در دنيا مشخص شده است كه MTBE داراي امكان تاثيرات سوء روي انسان بوده و داراي پتانسيل آلودگي محيط زيست است. ورود MTBE به منابع آب و خاك به روشهاي مختلف انجام مي گيرد .MTBE در خاك بسيار متحرك است و حركت آن در آب تابع قوانين حركت آب در خاك است. MTBE مقاومت زيادي به تخريب زيستي دارد و نيمه عمر آن در آب بالاست ، جذب آنها توسط ذرات خاك ضعيف است ،حلاليت بالايي در آب دارد و بسيار متحرك است . اين عوامل باعث حركت MTBE به سمت آبهاي زير زميني و جمع اين ماده در اين آبها مي گردد و از آنجا كه آبهاي زيرزميني در شرب و كشاورزي استفاده دارند با تهديد سلامتي انسان و طبيعت باعث معضلات زيست محيطي مي گردد درحال حاضر USEPA حد مجاز اين ماده در آبهاي آشاميدني راpb 40-20 تعيين كرده است. با توجه به مصرف گسترده MTBE در ايران قبل از آنكه اين ماده به معضل زيست محيطي در كشور تبديل گردد بايد راهكارهي مناسب ادامه و ا عدم مصرف آن مشخص شود.

 

مقدمه 

متيل ترسيو يک ماده آلی مصنوعی اکسيژن دار است که پس از اثبات جنبه های سوء بهداشتی و زيست محيطی سرب بعنوان جايگزين آن معرفی و امروزه در ايران و برخی از کشورای جهان بصورت گسترده در بنزينهای بدون سرب استفاده می شود.توجه به اين ماده در دهه ۷۰ ميلادی آغاز و مصرف آن در دهه ۸۰ و ۹۰ ميلادی در جهان افزايش يافت. در ابتدای انتخاب و استفاده از اين ماده در سوخت مزايای زيست محيطی آن مورد توجه بود که مهمترين آنها افزايش عدد اکتان بنزين٫ کاهش نشر گازهای آلاينده منتشر از اگزوز خودرو مانند منواکسيد کربن و ازن ٫ حذف سرب از بنزين به همراه تاثير بهبود نسبی کيفيت هوا ٫توليد آسان و سهولت اختلاط با بنزين می باشد ولی اکنون پس از گذشت چند سال از مصرف آن در دنيا مشخص شده است که MTBE دارای امکان تاثيرات سوء روی بدن انسان و مضرات زيست محيطی بودند و آلودگی آبها زير زمينی از مهمترين جنبه های زيست محيطی آن می باشد . در آمريکا از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ ميلادی دو سيستم تامين کننده نياز آب شرب شهری بخاطر آلودگی MTBE برای اين منظور غير قابل استفاده شدند.در سانتامونيکای آمريکا حداقل ۵۰ درصد از کل آب شهری که از منابع زيرزمينی تامين می شدبرای شرب غير قابل استفاده گرديد بطوريکه ۵/۳ ميليون دلار برای جايگزينو تامين آب شرب منطقه هزينه شد. وجود MTBE در کاليفرنيا در نمونه های شهری عموما با مقادير کمتر از ۲mg/l گزارش شده است. در شرايط خاص در جاهايی که قايقهای موتوری استفاده می شد غلظت اين ماده در آن آبها به۱۲ppm هم می رسد. در تحقيقی که در سال۱۹۹۶ توسط USGS در ۱۶ شهر آمريکا انجام شد ٫ مقدار MTBE موجود در آبهای سطحی بين µg/L 100-2/0 گزارش شد که غلظتهای بيشتر بين ماه های اکتبر تا مارس واقع شده است.(۳).در آمريکا به خاطر تاثيرات اين ماده در انسان و محيط زيست به ويژه آلودگی منابع آب اعتراضات فراوانی نسبت به ادامه مصرف آن وجود دارد ودر بعضی مناطق استفاده از MTBEممنوع شده است در اين مقاله برسی توانايی MTBEدر آلودگی منابع آب سه محور اصلی مورد توجه است تاثيرات MTBE روی سلامتی انسان چگونگی ورود MTBE به منابع آب وسرنوشت MTBE در منابع آب

 

خصوصيات MTBE

متيل ترسيو بوتيلاتر يک ترکيب آلی با فرمول شيميايی C5H12O می باشد در دما وفشار استاندارد مايعی بی بيرنگ ٫ قابل اشتعال و قابل احتراق است . جرم مولکولی آن ۱۵/۸۸ بوده و دارای نقطه ذوب ۹-ـ درجه سانتی گراد ونقطه جوش ۶/۵۳ - ۲/۵۵ درجه سانتی گراد می باشد . چگالی اين ماده ۷۴۴/۰ ۷۵۸/۰ گزارش شده است . انحلال پذيری MTBE در آب بسيار بالاست 540mg/L گرارش شده است

 

تاثيرات  MTBE روي سلامت انسان

انسان از سه طريق خوردن يا آشاميدن ، اشتنشاق وتماس پوستي مي تواند در معرض MTBE  قرار گيرد و سلامتي او تهديد گردد كه از اين بين بلع مهمترين راه ورود اين ماده به بدن انسان است و عمدتاً از طريق آشاميدن آب آلوده انجام مي شود، ضمن آنكه استحمام با آب گرم آلوده نيز فراريت آن را افزايش داده و باعث استنشاق اين ماده مي گردد . تاثيرات اين ماده روي بدن به دو قسمت سرطانيو غير سرطاني تقسيم مي شود . به دليل زمان نسبتاً كوتاه از آغاز مصرف گسترده اين ماده تحقيقات ومطالعات كافي براي برسي تاثيرات سرطان زائي در انسان انجام نشده است ولي اين موضوع هنگاميكه حيوانات آزمايشگاهي به صور مختلف در معرض مقادير بالاي  MTBE قرار گرفتند اثبات گرديد. در يك آزمايش در آثر بلعيدن MTBE در موشهاي صحرايي ماده  به مقدار mg 1000 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روز طي يك دوره 104 روزهاين موشها به سرطان خون مبتلا شدند وهمين تيمار در موشهاي صحرايي نر در دوره فوق باعث بروز تومورهاي بيضوي در آنها گرديد. طي تحقيقاتي در يك دوره18 ماهه ، استنشاق اين ماده توسط موشهاي صحرايي نر وماده صورت گرفت و خاصيت سرطان زايي MTBE در اين حيوانات آزمايشگاهي مشاهده گرديد . بر همين اساس USEPA اين ماده را در گروه داراي امكانم سرطان زائي قرار داده است . در مورد تا ثيرات غير سرطاني MTBE، از مهمترين وشايعترين عوارض تنفس آندر انسان سردرد ،سرگيجه،تهوع،آلرژي و مشكلات تنفسي مي باشد در آزمايشي روي موش صحرايي با بلعيدن mg  70 به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در روز تاثيري مشاهده نشد واز mg  100 به ازاء هر كيلوگرم وزن  بدن در روزعوارض آن مشاهده گرديد(2). براي ارزيابي صحيح از سميت اين ماده بر روي آنسان نياز به مطالعات وتحقيقات بيشتري مي باشد . ضمن آنكه در مواردي مانند تاثير روي ژنتيك ،توليد مثلو رشد اطلاعات بسيار محدود است .

 

ورود MTBE به منابع آب

اولين مرحله در آلودگي منابع آب به MTBE ورود اين ماده به اجزاء محيط زيست مي باشد . مهمترين منابع ورود MTBE به محيط زيست نشت از تانكها وذخاير زير زميني ،لوله ها واتصالات ،وسائل وجايگاههاي سوخت گيري ، وسائل نقليه موتوري با سوخت بنزين ، قايق هاي موتوري و وسائل حمل و نقل MTBE مي باشند كه بر حسب جايگاه و نوع منبع ، اين ماده مي تواند وارد هوا خاك و آب گردد. MTBE موجد در هوا، شستشوي سطوح ذرات  آلوده به مواد حاوي اين ماده ، تخليه مستقيم MTBE يا بنزين حاوي اين ماده  به آبورود اين ماده  به آبهاي سطحي شده و ورود MTBE به آبهاي زير زميني نيز از طريق آبهي سطحي ، شكافها و عوارض زمين ، چاهها و خاك قابل انجام است  ورود MTBE به هوااز طريق تبخير در جايگاههاي سوخت گيري و سوخت رساني ، خروج از خودروها ، تبخير از لكه هاي بنزين  روي سطح زمين و استفاده هاي متفرقه انجام مي گردد . در نتيجه يك تحقيق پيك غلظت MTBE در هواي نزديك به پمپهاي بنزين به ppbv 1400 در اندازه گيريهاي كوتاه مدت رسيده است و ميانگين آن در همين مكان در محدوده ppbv 100-10 قرار داشته است . ميانگين غلظت MTBE در هوا در محيطهاي غير از پمپ بنزين ppbv  25/0 ،66/0 و82/0 گزارش شده است .(4) MTBE موجود در هوا با انحلال در ترولات آسماني به همراه بارندگي وارد سطح زمين ، خاك ويا آبهاي سطحي مي گردد.(3و4) اين اتفاق در مناطقي كه ترافيك سنگين دارد به ويژه در هواي سرد بيشتر مشهود است . در يك تحقيق در كاليفرنيا هنگاميكه غلظت متوسط MTBE در دماي 25 درجه سانتي گراد در هوا ppbv 2 بود غلظت تعادلي اين ماده در آب باران ppbv (70%) اندازه گيري شد . همچنين در تحقيقي در آلمان گزارش شده است كه 20 درصد از MTBE موجود  در روان آبهاي شهري پس از بارندگي مربوط به MTBE  ورودي از هوادر اثر بارش مي باشد  بنابراين MTBE  موجود در هوا يكي از منابع ورود به منابع آب مي باشد. ورود MTBE به خاك هم از طريق مختلف قابل انجام است. MTBE ورودي به هوا از طريق نزولات آسماني ، روانابهاي سطحي حاوي MTBE ، نشت از مخازن ،اتصلات،تانكرها و جايگا ه هاي سوختگيري  و نشت  از تانكهاي زيرزميني از مهمترين منابع ورود اين ماده به خاك مي باشد. نحوه حركت MTBE در خاك عامل مهمي در آلوده شدن آبهاي زيرزميني به اين  ماده مي باشد. در حركت وجابجايي اين ماده در خاك خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك  اهميت زيادي دارد . از مهمترين خصوصيات فيزيكي خاك در اين ارتباط تخلخل ،نفوذ پذيري خاك ،بافت، ساختمان و عمق خاك مي باشند.بافت سبك و تخلخل بالا با افزايش نفوذپذيري خاك حركت اين ماده را در خاك تسهيل مي نمايد . در مورد خصوصيات شيميائي خاك جذب سطحي و دفع از مهمترين اين خصوصيات است كه آلاينده هاي آلي را در خاك تحت تاثير قرار ميدهد. در خاك كلوئيدهاي رس و مواد آلي عوامل اصلي جذب سطحي MTBE مي باشند هرچه قابليت يك ماده براي جذب سطحي شدن به ذرات خاك بيشتر باشد تحرك آن ماده در خاك كمتر است . براي اين منظور در برآورد حركت MTBE در خاك از ضريب جذب سطحي (Kd) استفاده مي نمايند.

 

فرمول شماره يك:

غلظت جذب سطحي شده ماده مورد نظر روي سطح خاك بر حسب mg/kg يا (g يا μ)=Kd غلظت ماده مورد نظر در فاز محلول (آب خاك) بر حسب mg/Kg يا (µg/kg) بر اين اساس (1993)Howard  ماده، MTBE را در خاك بسيار متحرك معرفي مي كند(2). جذب MTBE به ذرات خاك ضعيف بوده و حلاليت آن در آب بسيار بالاست بنابراين به راحتي در خاك به همراه آب به سمت پايين حركت كرده و در نهايت آبهاي زير زميني  را آلوده مي نمايد . اين حركت تابع قوانين حركت آب در خاك مي باشد.

 

سرنوشت MTBE در منابع آب

تخريب زيستي MTBE در آب بسيار كند است . MTBE توسط جمعي از دانشمندان در گروه مقاوم به تخريب زيستي قرار گرفته است اين ماده در هر دو حالت بي هوازي و هوازي به تجزيه ميكروبي مقاومت مي كند ولي گزارشاتي مبني بر تجزيه آن توسط ميكروبها در شرايط خاص موجود است. اين مقاومت به تجزيه ميكروبي مربوط به رفتار اتم كربن ترشيايي در ساخمان اتر و يا پيوند غير فعال اتر مي باشد. در آبهاي زيرزميني كه تخريب MTBE رخ داده است ماده ترسيو بوتيل اتر الكل تشكيل شده است كه خود مي تواند داراي خاصيت سرطان زائي باشد. مقاومت به تخريب توسط MTBE باعث حضور اين ماده در آب مي گردد كه طي مطالعات مختلف اثبات شده است . نيمه عمر MTBE در آبها سطحي بسته به  وضعيت آب متغير است. عوامل مؤثر در نيمه عمر MTBE در اين آبها سرعت آب، عمق حضور ماده و دماي آب مي باشد. كاهش عمق،افزايش دماي آب و افزايش سرعت آب باعث كاهش نيمه عمر MTBE در آب مي گردد. نيمه عمر MTBE در آبها سطحي در حدود 9 ساعت مي باشدكه بسته به  وضعيت آب مي تواند در محدوده 4 هفته تا 6 ماه قرار گيرد . در درياچه و آبهاي ساكن اين مقدار بيشتر و در رودخانه ها و جريانات متلاطم كمتر است. نيمه عمر MTBE در آبها زيرزميني به خاطر سرع كمتر آب و عدم وجود نور نسبت به آبها سطحي بسيار بيشتر است بطوريكه غلظت هاي حدود  mg/l 200 نيز در آبهاي زيرزميني گزارش شده است. بخاطر حلاليت بالاي MTBE موجود در آب حركت و انقال اين ماده در منابع آب تابعي از اين آبها بوده و در آبهاي زير زميني از قانون دارسي پيروي مي نمايد.

 

فرمول شماره 2 فرمول دارسي Q=-kAi:

كه A سطح مقطع منطقه ، I شيب هيدروليكي و k هدايت هيدروليكي بستر مي باشد . در اين معادلهI=Δh/Δs بطوريكه Δh اختلاف پتانسيل هيدروليكي و Δs فاصله حركت مي باشد.هدايت هيدروليكي بستر تابعي از خصوصيات نوعي سنگ ، رسوب يا خاك بستر بوده و تخلخل و نفوذ پذيري دو خصوصيت مهم بستر هستند كه روي آب موثرند. از آنجا كه MTBE به راحتي جذب سطحي ذرات بستر نمي گردد حركت آن با آب تسهيل مي شود.

 

نتيجه

MTBE با خصوصيات خود شامل تاثير روي سلامتي انسان  توانايي بالاي حركت در منابع آب وخاك ، مقاومت به  تخريب طبيعي و حلاليت بالا قادر است از مسيرهاي مختلف وارد منابع آبي شده و در آن حضور داشته و مدت  زيادي  در آن مانده و باعث  آلودگي منابع آب گردد . آلودگي آبهاي زير زميني  به اين ماده يكي از مهمترين جنبه هاي  زيست محيطي MTBE  تلقي مي شود زيرا بيش از 90% آب شهرها و حدود 40% آب مورد نياز بخش كشاورزي در جهان از اين منابع تامين مي شود و اين آبها به طور مستقيم و غير مستقيم  مي تواند به مصرف انسان رسيده  و روي سلامتي  او تاثير  گذار باشد . در غلظتهاي ppb 15-  5 بو و مزه آن در آب مي تواند شكايت مصرف كننده را در بر داشته باشد (2)،USEPA  حداكثر مجاز اين ماده را در آب آشاميدني  ppb 40- 20 پيشنهاد نموده است . با توجه به مصرف  MTBE در ايران  قبل از آنكه اين ماده به يك معضل زيست محيطي تبديل گردد با مطالعات و تحقيقات كافي راهكارهاي مناسب مصرف و عدم مصرف آن مشخص گردد.يافتن جايگزين مناسب براي MTBE از مهمترين اين راهكارها مي باشد هم اكنون در بعضي از كشورهاي جهان از برخي از انواع الكلها به عنوان جايگزين اين ماده در بنزين استفاده مي گردد.

تصویری از کنترل آتش با هلیکوپتر

کنترل آتش

تصویری از تست کردن کلاه ایمنی

تست لوازم ppe

تصویری از ایمنی حمل و نقل در صنایع دریائی

حمل و نقل

نمونه ای اوریفیس در آزمایشگاه هیدرولیک

اوریفیس

نمونه ای از شیرهای پروانه ای در آزمایشگاه هیدرولیک

پروانه ای

شیر دورازه ای در آزمایشگاه هیدرولیک

دروازه ای

اتصالات جوش در ایران

چکیده

 با گذشت حدود 50 سال از کاربرد اتصالات جوشی در صنعت ساختمان در ایران هنوز نقایص زیادی در اجرای ساختمانهای فولادی جدید مشاهده  می شود. در یک بررسی اولیه عوامل زیر را می توان به عنوان  دلایل  اصلی نقایص ذکر کرد:

1-     عدم طرح دقیق اتصالات جوشی با  توجه به عملکرد مورد نظر آنها

2-     عدم انطباق اجرای معمول ساختمان با آیین نامه ها و   دستورالعمل ها

3-     کیفیت پایین جوش به علت  عدم وجود آموزش کلاسیک کافی در این زمینه برای مهندسان و جوش کاران

4-     نبود  نظارت اصولی و دقیق بر اجرای جوش کاری در ساختمانهای شهری در کشور.

 

در این مقاله بعد از مرور خرابی های سازه های فولادی در زلزله های گذشته ایران و جهان سعی گردیده تا طراحی و اجرای معمول و سنتی سازه های فولادی جوش شده در کشور با  حالت قابل قبول آن مقایسه گردد. برای این منظور از آیین نامه های معمول طراحی سازه های فولادی ایران و آیین نامه های طراحی کشورهای صنعتی زلزله خیز استفاده شده تا مشخص شود که چه مواردی از اجرا یا آیین نامه ها و دستورالعملهای اجرایی همخوانی ندارد. علاوه بر آن مطالعه ای بر روی نقاط ضعیفی که ناشی از اجرای جوش می باشد انجام گرفته و در پایان پیشنهاداتی برای بهبود وضع موجود و کاهش خطرات ناشی از زلزله ها در این نوع  سازه  ها  ارایه گردیده است.

 

مقدمه

سازه فولادی از مجموعه ای از اعضای باربر ساخته شده از نیمرخهای فولادی یا ورق می باشد که به کمک اتصالات به یکدیگر متصل می گردند.با توجه به روشهای تکامل یافته ای که برای تولید نیم رخ های فولادی به  کار گرفته می شود این مقاطع غالبا رفتار در حد قابل انتظاری از  خود نشان می دهند. مساله بسیار مهم رفتار اتصالاتی است که  الف)   برای ساخت اعضای مرکب از نیم رخ و ورق برای یکپارچه نمودن  اعضا(شامل تیر و ستون و مهار بندها)در محل گره ها مورد استفاده قرار می گیرد.وسایلی که برای ساخت اعضا  و اتصال آنها به  یکدیگر به کار می رود شامل پیچ و پرچ و جوش است.در این میان استفاده از جوش در ساختمان سازی متعارف در ایران بسیار رایج است.تا زمان وقوع زلزله نورث ریچ(1994)تصور بر این بود که در صورت رعایت اصول فنی در طرح و اجرای سازه های فولادی جوشی این سازه هادر زلزله عملکرد قابل قبولی از خود  نشان می دهند.اما وقوع این زلزله این فرض را زیر سوال برد.در این زلزله مشاهده شد که در بسیاری از اتصالات , در محل درز جوش اتصال , فلز مادر(Base metal) دچار ترک یا بعضا شکست شده است.این مساله باعث شد تا تحقیقات گسترده ای در مورد علت این پدیده صورت گیرد که این تحقیقات  تا به امروز ادامه دارد.از طرف دیگر مشاهده و تحقیق  درباره وضعیت ساخت و ساز ساختمانهای فولادی نشان می دهد که اتصالات جوشی متداول در ایران از کیفیت مناسبی برخوردار نیستند و با وجود سابقه نسبتا طولانی در استفاده از جو شکاری در صنعت ساختمان هنوز نقایص  زیادی در این زمینه مشاهده می شود.

 

عملکرد  لرزه ای ساختمانهای فولادی

براساس تجربه های حاصل از زلزله های گذشته و مطالعات انجام گرفته سازه هایی در برابر زلزله دارای عملکرد بهتری هستند که بتوانند ضمن حفظ پایداری و انسجام کلی خود انرژی ناشی از زلزله را تا حد امکان جذب و مستهلک نمایند.با توجهبه منحنی نیرو-تغییر مکان  سازه ها و توجه به  این مطلب که سطح بین منحنی نیرو-تغییر مکان و محور تغیی رمکان نشان دهنده میزان انرژی جذب شده توسط سازه است.هر چه سازه شکل پذیرتر باشد انرژی بیشتری را  هنگام زلزله جذب کرده و رفتار مطلوب تری دارد.فولاد نرمه به علت طبیعت شکل پذیر از این نظر ماده مناسبی می باشد و می تواند میزان زیادی انرژی جذب کند.اما تجربه نشان داده است  که در سازه  های فولادی  در صورت عدم استفاده از اتصالات مناسب عملکرد مناسب لرزه ای آنها مناسب و قابل قبول نخواهد بود و در اثر زلزله دچار شکست سازه ای و یا انهدام خواهد شد.در زلزله منجیل (1369) مشاهده شد که تعدادی از ساختمانهای فولادی دچار تخریب کامل شدند. رفتار این سازه ها در این زلزله  ثابت کرد که در بسیاری از موارد سازه های موجود دارای سیستم مقاوم زلزله مناسبی نیستند.استفاده  از تیرهای خورجینی(تیرهای سرتاسری در دو طرف ستون با اتصال نبشی) و عدم شناخت سیستم حاصل و مدل صحیح برای این اتصالات باعث شده این سیستم از نظر مهندسی زلزله بسیار آسیب پذیر تلقی گردد.درس حاصل از این زلزله کیفیت پایین ساخت و ساز شهری بودکه در سالهای اخیر تلاشهایی برای اصلاح آن به عمل آمده است.در زلزله نورث ریچ آمریکا مشاهده شد که در بسیاری ازساختمانهای فولادی  اتصال تیرها و ستونها دچار ترک و یا بعضا شکست شد.بیشتر این ترکها و شکستها در بال ستون اتفاق افتاده است.

 

صنعت جوشکاری ساختمان در ایران

با گذشت 50 سال از استفاده از جوش در ساختمان دهه اخیر(80-1370)از نظر تعداد ساختمانهایی که  با سازه های فولادی طراحی و اجرا شده اند کاملا استثنایی به شمار می آید.در نیمه دوم این دهه دهها هزار سازه فولادی در تهران و شهرهای بزرگ ایرن به ناگهان سر از زمین برآورد.گسیل سرمایه ها به سوی ساخت و ساز شهری و تبدیل ساخت سرپناه به ماشین سرمایه گذاری جهت سودهای کلان باعث گردید تا رعایت اصول فنی و ایمن سازی ساختمانها در برابر زلزله در برابر منفعت طلبی صاحبکاران عملا مورد توجه قرار نگیرد.از طرف حجم عظیم ساخت و ساز نیروز انسانی زیادی اعم از مهندس و تکنسین و جوشکار احتیاج داشت که باعث ورود افراد غیرمتخصص به این جرگه گردید.تمامی این مسایل دست به دست هم داد تا طرح و اجرای ساختمانهای فولادی آنچنان که  باید از کیفیت  مطلوبی برخوردار نباشد.تخریب کلی ساختمانهای فولادی در زلزله منجیل موید پایین بودن کیفیت ساختمانهای فولادی کشور می باشد. از میان تمامی عوامل  دخیل  در طرح  و ساخت سازه های  فولادی اتصالهای جوشی از نارساییهای بیشتری برخوردارند. علل اصلی پایین بودن کیفیت جوش درساخت و سازهای شهری را می توان  به صورت زیر بیان نمود :

1-     عدم انطباق اجرای معمول سازه های فولادی با آیین نامه ها  و دستورالعملها

2-     کیفیت پایین جوش به علت عدم آموزش کلاسیک کافی در این زمینه برای جوشکاران و مهندسان

3-     نبود  نظارت اصولی و دقیق بر اجرای جوشکاری در ساختمانهای شهری در کشور

4-     عدم طرح دقیق اتصال جوشی با توجه به عملکرد مورد نظرآنها

 

1-    عدم انطباق اجرای معمول سازه های فولادی با آیین نامه ها  و دستورالعملها

 در بسیاری از موارد طرز اجرای متداول جوش باجزییات ارایه شده در آیین نامه تطابق ندارد.این موارد ناشی از موارد متعددی است که از میان آنها به موارد زیر می توان اشاره کرد:

الف) آشنا نبودن مهندسین سازه به مسایل اجرایی و در نتیجه ارایه نقشه ها و جزییات غیرقابل اجرا

 ب) گران تر بودن هزینه اجرای جزییات آیین نامه نسبت به روش سنتی اجرا

 پ)آگاه نبودن کارفرما و یا مهندس مجری طرح به جزییات آیین نامه و عدم توانایی در تمیز دادن حالات مختلف از یکدیگر

 

بعد از اجباری شدن آیین نامه2800(1368) اهمیت وجود سیستم مقاوم در برابر زلزله از یک طرف و محدودیتهای معماری برای استفاده از سیستم مهاربندی از طرف دیگر باعث استفاده روزافزون از سیستم قاب خمشی در جهت عرضی ساختمانها شد.در این سیستم اتصال تیر به ستون از نوع  گیردار بوده یعنی باید توانایی انتقال برش و لنگراز تیر به ستون وجود داشته باشد.در این نوع اتصالات از ورقهای بالاسری و زیرسری که در محل اتصال به ستون برای ایجاد جوش نفوذی کامل خورده است استفاده می شود. اما از آنجاییکه متاسفانه عملیات جوشکاری در محل کارگاههای ساختمانی و نه در محل کارخانه صورت می گیرد کنترل  کیفیت جوش بخصوص در هنگام  مونتاژ درارتفاع زیاد از سطح زمین حتی به صورت عینی(Visual)  امکان پذیر  نمی  باشد. همچنین معمولا در محل  اتصال   ورق به ستون به جای  جوش نفوذی از  جوش گوشه استفاده می شود در نتیجه هنگام زلزله این نقاط  علاوه بر تحمل نیروی کمتر در   حالت تردشکن گیسخته خواهد شد. زمانی که در یک عضو فشاری ازدومقطع در کنار یکدیگر استفاده می شود باید هم پایداری کل عضوبه عنوان یک المان و هم پایداری تک تک مقاطع کنترل شود تاخیچکدان تحت تاثیر نیروی فشاری به طور جداگانه دچار کمانش نشوند.برای این منظور این مقاطع باید در فواصل مشخص به یکدیگر متصل شوند تاطول آزاد آنها کاهش یابد. بسیاری از اوقات بادبندهای دوبل در طول خود به یکدیگر وصل نمی شوند و در نتیجه دومقطع بایکدیگر عمل نمیکنند و بار بحرانی عضو کمتر از مقداری است که مهندس سازه در محاسبات خود منظور نموده است. مبحث دهم مقررات ملی ساختمان حداکثر فاصله بین جوش دومقطع در ستونهای ترکیبی را مقرر نموده است.اما در موارد زیادی مشاهده می شود که فاصله بین جوش ستونها بیشتراز این مقدار است.

2-    کیفیت پایین جوش به علت عدم آموزش کلاسیک کافی در این زمینه برای جوشکاران و مهندسان

یکی از مهمترین اشکالات موجوددر اجرای ساختمانهای فولادی در کشور کیفیت پایین جوشکاری ساختمان می باشد.عوامل مختلفی در این امر تاثیر می گذارند.استفاده ازجوشهای کارگاهی حتی در مورد جوشهای نفوذی و اجرای کل جوشکاری درکارگاه ساختمانی و استفاده از نیروی انسانی غیرمجرب از عولمل اصلی پایین آمدن کیفیت جوشکاری ساختمان می باشد.در نتیجه عوامل برشمرده شده مشکلات عدیده ای گریبانگیر اتصالات جوشی می باشد.

در بسیاری از  موارد سطح فلز در حال جوش آلوده به روغن یا مواد نامناسب دیگر است و یا اینکهروی فلززنگ زده یا رنگ خورده جوش داده می شود.گاه در فاصله بین پاسهای متوالی جوش حتی از جدا نموده گل جوش نیز خودداری می شود و یابدون برداشتنگل جوشکاری اقدام به زدن رنگ ضدزنگ می شود.از انواع جوشهایی که در کارهای ساختمانی بسیار از آن استفاده می شود جوش سربالا می باشد. به علت سختی اجرا در غالب موارد این نوع جوش از کیفیت پایینی برخوردار است. در بسیاری از موارد در اثر استفاده از تکنیکهای نامناسب جوشکاری نقایصی چون تابیدگی و پیچش در قطعات اتفاق می افتد.

عیوبی نظیر نفوذ ناقص  بریدگی کناره جوش  اختلاط سرباره  تخلخل و وجود ترک درفلز مادر  باعث کاهش ظرفیت باربری قطعات می شود. یکی از متداولترین اشکال مقاطع مورد استفاده در سازه های فولادی تیرهای لانه زنبوری می باشد.بسیاری از مجریان طرح این تیرها را در وضعیت نامطلوبی در کارگاه  ساختمانی مونتاژ می کنند. در بسیاری از موارد جوش میانی تیر از کیفیت پایینی برخورداراست و با توجه به اهمیت عملکرد مناسب این قسمت و تقویتهای لازم درمجل تکیه گاه تیر و وسط آن صورت نمی پذیرد. متاسفانه طراحی و اجرای پلکانهای فولادی در ساختمانها نیز از کیفیت پایینی برخوردار است و با توجه به اهمیت عملکرد مناسب این قسمت ساختمان پس از زلزله دقت لازم در ساخت آن مبذول  نمی شود .

 

3-    نبود  نظارت اصولی و دقیق بر اجرای جوشکاری در ساختمانهای شهری در کشور

با توجه به اهمیتی که شهرداری برای مسایلی از قبیل پارکینگ و نورگیرها و مسایلی از این دست قایل است مشاهده می شود که بیشتر توجه مهندسان نیز به این امور معطوف می باشد و توجه چندانی به مسایل سازه ای نمی شود.البته باید به این نکته نیز اشاره  شود که به علت عدم وجود آموزش جوشکاری در واحدهای درسی دانشجویان عمران مهندسینی که از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند در این زمینه دارای اطلاعات کافی نیستند و به عنوان مهندس ناظر نمی توانند مسوولیت خود را به نحواحسن انجام دهند.البته باید به این موارد مساله سختی کار را نیز افزود.به علت جوشکاری در ارتفاع غالب مهندسین از انجام بازدید از این جوشها طفره می روند. در نهایت امر اینکه آنطور که از ظواهر امر مشخص است شهرداریها نیز در این زمینه کوچکترین نقشی ایفا نمی کنند و هیچگونه نظارتی بر اجرای ساختمانها ندارند.

4-    عدم طرح دقیق اتصال جوشی با توجه به عملکرد مورد نظرآنها

بسیاری از کارفرمایان عمل طراحی سازه و ایجاد تمهیدات مقابله با زلزله  را یک امر زاید می دانند و تلاش می کنند  تا کمترین هزینه ممکن را صرف این  کار نمایند.از طرف دیگر شهرداریها کمترین نظارتی بر طرح و اجرای سازه ها نداشته فقط به مسایل معماری دقت می کنند. این عوامل دست به دست هم می دهد تا فقط حق امضای مهندسین سازه اهمیت داشته باشد و طرح از حداقل اهمیت برخوردار باشد به خاطر همین موضوع  مهندسین سازه  اغلب کمترین وقت را صرف این عمل می نمایند و بالطبع دقت لازم را در طرح اتصالات جوشی نبذول نمی شود. بعضی اوقات از اتصالات طرح شده برای یک ساختمان در نقشه های دیگر ساختمانها استفاده می شود. در بسیاری از موارد جزییات اتصالات  موجود در نقشه ها نامفهوم بی دقت و ناقص است.

 

نتیجه گیری و پیشنهادات

از بررسی های انجام شده بر روی ساخت و ساز ساختمانهای فلزی در سطح تهران مشخص است که هنوز مشکلات زیادی در طرح و اجرای این سازه ها وجود دارد. و عمده مشکلات و نقایص مربوط به اتصالات جوشی است.اجرای جوش کارگاهی و نبود آموزش کافی برای مهندسان عمران و عدم نظارت کافی بر حسن اجرای جوش و ... مشکلاتی است که این صنعت را رنج میدهد.و برای رفع این موارد بهترین راه

1-     در صورت امکان استفاده  از جوش در کارخانه به جای جوش کارگاهی

2-     بالابردن سطح آگاهی عمومی جامعه درباره زلزله بر ساختمانها

3-     آموزش جوشکاری به جوشکاران و دادن گواهینامه به جوشکاران ماهر ساختمانی

4-     آموزش جوشکاری به عنوان  واحد درسی به مهندسین عمران و یا ایجاد شاخه جدیدی تحت عنوان  بازرسی جوش اسکلت برای مهندسیت ناظر

5-     تقویت سیستم نظارتی موجود و ایجاد سیستم های نظارتی ناظربر کار مهندسین عمران

قدرت آب در ایران

به نام خدائي كه آب آفريد ــــ ز آب آمده زندگي را پديد

 

چو يزدان به گيتي ره نو گشاد ــــ گياه و دد و دام و مردم نهاد

 

همه تشنه آب پاك آمدند ــــ از او زنده بر روي خاك آمدند

 

دو ذره که با هم بیاهیختند ــــ ز مهر و خرد درهم آمیختند

 

یکی آنکه جان را دهد زندگی ــــ دگر آنکه سوزد به فرخندگی

 

 

جهش امپراتوري شكوهمند ايرانيان در زمان هخامنشيان و تعالي و ترقي آن در زمان ساسانيان، و ديرپايي اين تمدن مديون دانش آب‌شناسي ايرانيان بود.

 

مردمان ايران‌زمين از ديرباز به ارزش آب به عنوان ماده‌اي زندگي‌بخش و ارزشمند آگاهي داشتند. نياز طبيعي بشر به آب، وضع جغرافيايي فلات ايران و كميابي اين مايع گرانبها، ارزش اين ماده را نزد ايرانيان صدچندان نموده و آن را در جايگاه والايي قرار مي‌داده است. براي آنكه به ارزش والاي آب در ديدگاه ايرانيان باستان پي ببريم، كافي است كه نيم‌نگاهي به اوستاي زرتشت اندازيم.

 

آناهيتا، ايزد آب‌ها، که گردونه او را در آسمانها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم میکشیدند، يكي از بزرگ ايزدان پيش از زرتشت بود، و نیایشگاههای او در کنگاور (کرمانشاه) و بیشابور (فارس) نمایان است، در اوستا مورد ستايش بسيار بوده و هم مرتبه ميترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار مي‌گيرد. آب در آيين زرتشت پاك است و مظهر پاكي و بايد كه همچنان پاك باقي بماند. زرتشت از اهورامزدا درخواست مي‌كند كه رودها را از آبي به سترگي شانه اسب لبالب نموده و به پيروان خويش مي‌‌آموزد كه آلوده نمودن آب، به هر شكل و گونه‌اش، خلاف دين و اهريمني است. اينچنين است كه شناخت آب در ايران‌باستان با وابسته داشتن صفات ويژه به آن و ارجمند داشتن اين ماده زندگي‌بخش آغاز مي‌شود. هنوز هم بازمانده آيين‌هاي ايزد آب‌ها در جاي‌جاي ايران برگزار مي‌شود كه براي نمونه مي‌توان به مراسم جوي‌روبي و بيل‌گرداني در دامنه آتشكده آتش‌كوه در نيمور، محلات اشاره نمود.

 

در ايران‌باستان، صدها سال پيش از آنكه نخستين فرضيه‌هاي مربوط به آب‌شناسي ارائه شود، به گونه‌اي شگفت‌آور و باورنكردني، پاسخ يكي از مهمترين و دشوارترين مسائل مربوط به يافتن آب و آب‌هاي زيرزميني يافته شده بود. سنگ‌نوشته‌ها و لوح‌هاي باز مانده از ايران باستان، بيانگر اين است كه مردمان ايران‌زمين آب‌هاي زيرزميني را با كندن كاريزهاي دراز و بسيار عميق برآورده به روستاها و شهرهاي خود مي‌رساندند. اينكه نخست‌گاه اين كاريز كجا بوده و در چه مناطقي به آب مي‌توان دست يافت و اينكه كاريز چگونه بايد ساخته شود، شايد مهمترين مساله‌اي بوده است كه بشر از آغاز تمدن تا كنون در دانش آب‌ياري و آب‌رساني با آن روبرو بوده است. پرفسور هانري گوبلو كه بيش از 30 سال بر روي قنات‌هاي ايران بررسي و مطالعه انجام داده است در كتاب قنات، فني براي دستيابي به آب ،عظمت قناتهای ایران را برابر با ديوار چين مي‌داند. مجموعه طول قناتهای ایران بيش از چهارصد هزار كيلومتر، بیش از فاصله زمین تا ماه، و قنات گناباد به طول سي‌وپنج كيلومتر و ژرفناي بيش از سيصد متر و چاه‌هايي با فواصل منظم پنجاه متري، از زمان هخامنشيان، يك شاهكار بي‌نظير در سراسر جهان است. چندتن از دانشمندان امريكايي مانند اف.ديكسي در نوشتار يك كتابچه علمي براي سازماندهي آب، ام.ا.باتلر در كتاب آبياري به كمك قنات در ايران، سي.اف.تولمان در كتاب آب‌هاي زيرزميني، ژي.بي.كرسي در كتاب قنات و كاريز، ژي.بيژليبين‌كت در كتاب آب‌شناسي و هانري گوبلو در كتاب‌هاي آبياري در كاليفرنيا و قنات، فني براي دستيابي به آب خود همگي بر اين باورند كه قنات‌هاي لوس‌آنجلس و پاساداناي كاليفرنيا، همچنين قنات‌هاي شيلي و مكزيك، در زمان سلطه اسپانيايي‌ها، توسط مهندسان، متخصصان و كارگران ايراني ساخته شده است. به خاطر داشته باشيم كه تمدن‌هاي باستاني همگي در كنار رودهاي بزرگ، همانند نيل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، يانگ‌تسه و ... شكل گرفتند و در حوزه همان رودخانه محدود ماندند. اما تنها تمدني كه به دور از هرگونه رودخانه عظيم شكل گرفت و مالك‌الرقاب جهان باستان شد، ايران بود. جهش چشمگير امپراتوري ايران مديون قنات بود. در زمان هخامنشيان، اگر كسي زمين بايري را با احداث قنات آب‌ياري مي‌كرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه ماليات معاف بود. به گواهي تاريخ مصر، درياسالار پارسي اسكيلاكس هخامنشي هنگام اقامت در مصر، فنون احداث كاريز را به مصريان آموخت. در زمان ساسانيان، رساله مديگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لايروبي قنات و كاريز، و استفاده هوشمندانه از آن، تاليف شده است.

 

در نوشته‌هاي دانشمندان ايراني پس از اسلام، به نكته‌اي شايان توجه بر مي‌خوريم و آن اينكه بسياري از دانشمندان ايراني در دوران اسلامي، هريك به گونه‌اي، به جنبه‌هاي گوناگون دانش آب‌شناسي پرداخته‌اند. دانش آب‌شناسي در آن دوران نيز مانند امروز دربردارنده بررسي دوره گردش آب یا چرخه آب (سيكل آب) در طبيعت، جريان آب در روي زمين، آب‌هاي زيرزميني، چشمه‌ها، درياچه‌ها، درياها و اقيانوس‌‌ها و چگونگي دگرگوني‌هاي كمي و كيفي آب‌هاي آنها مي‌شده است.

 

دانشمند بزرگ ايراني، ابوريحان بيروني در آثارالباقيه، در باره زياد و كم شدن آب رودخانه‌ها، چشمه‌سارها و كاريزها مي‌گويد: زياد شدن آب‌ها در جميع اوديه و انهار به يك حالت نيست، بلكه اختلاف بزرگي با هم دارند. چنانكه جيحون هنگامي آبش زياد مي‌شود كه دجله و فرات رو به كمي گذارد و علت اين است كه هر رودخانه‌اي كه سرچشمه آن در نواحي سردسير باشد، آب آن در تابستان زيادتر و در زمستان كمتر است، زيرا بيشتر آب‌هاي اصلي آن از چشمه‌سارها گردمي‌آيد و رطوبت‌‌هايي كه در كوه‌هايي كه اين رودخانه‌ها از آن بيرون مي‌آيد و يا از آن مي‌گذرد سبب زيادت و نقصان آب اين رودخانه‌ها مي‌شود.

 

ديگر انديشمند بزرگ ايران، ابوعلي سينا در دانشنامه علايي (طبيعيات) در باره جذر و مد درياها و اثر ماه بر آن گويد:

 

روشنايي و قوت‌ها كه از آفتاب و ستارگان است در اين عالم اثر كند و ظاهرتر اثر آن آفتابست و آن ماه كه آب درياها را مد كند.

 

و هم او درباره پديده‌هاي بارندگي گويد:

 

و اما بخار چون از گرمگاه برخيزد جنبش وي گرانتر بود و چون به آن جايگاه رسد از هوا كه سرد بود، سرماي آن جايگاه او را ببندد. ... و هرگاه كه بخار زمين بفسرد، ابر شود ... و اين را سه حكم بود. يا اندك بود، كه و را گرمي آفتاب بروي افتد، زود متفرق كند. يا قوي بود، كه آفتاب اندر وي فعل نتواند كردن، كه پراكندش، پس چون گردآيد، و يك اندر ديگر نشيند، و خاصه كه باد گردآورش ديگر بار آب شود، و فروجهد، پس اگر سرما اندريابدش، پيش از آن كه قطره‌ها بزرگ شود و برف بود.

 

دانشمند ايراني سده پنجم هجري، ابوحاتم اسماعيل اسفزاري خراساني، كه براي نخستين بار در جهان پديده‌هاي جوي و هواشناسي را در كتاب خود به نام آثار علوي (Meteorology)، گردآوري نموده و او را به حق بايد پدر دانش هواشناسي نام داد، در باره بخار و باران و برف و شبنم مي‌گويد:

 

هرگه كه حرارتي از تابش خورشيد يا از جوهر آتش به آب رسد، مدتي با او بماند، آب مستحيل شود، و از جاي خود برخيزد، و به سوي بالا بر شود، آن را بخار گويند، چون گرما بر بخار مستولي شود، آن بخار جوهر هوا گردد. ... و اگر برودتي بر آن بخار مستولي شود، جوهر آب گردد، و قصد زمين كند، آنگاه آن را باران گويند، پس اگر هوا ساكن بود، آن دانه‌ها خردباران (drizzle) بود و اگر متحرك بود، آن دانه‌هاي خرد به يكديگر بپيوندند بزرگ گردند ((rain تا به رگبار رسند(shower). ... و اگر برودتي به افراط بر آن غالب آيد جوهر برف باشد ... هرگاه كه هوا سرد باشد و سرما بر بخار مستولي گردد، آن هوا آب شود و بر صورت قطره‌هاي آب از برگ‌ها بياويزد، آن را شبنم (صقيع – dew ) خوانند ... .

 

وي همچنين مطالعات و بررسي‌هايي در باره چگالي آب‌هاي گوناگون از مناطق مختلف انجام داده است. رياضي‌دان و مهندس بزرگ سده پنجم هجري، محمد بن حسين كرجي، ديدگاه‌هاي بسيار جالبي در باره آب‌شناسي دارد و در كتاب خود استخراج آب‌هاي پنهاني، انباط الميا الخفيه، به بررسي روش‌ها و قواعد مربوط به تشخيص آب‌هاي زيرزميني مي‌پردازد. او مي‌گويد: خداي بزرگ در روي زمين آبي ساكن آفريد، كه همچون گردش خون در بدن جانوران در جريان است. اين آب با افزايش و كاهش بارندگي، افزون و كم نمي‌شود (چرخه آب در طبيعت) ... اين آب بيشتر شكاف‌هاي درون زمين را پر مي‌كند، و تا آنجا كه مانعي سخت در سر راهش وجود نداشته باشد، هر قسمت به قسمت ديگر مي‌پيوندد ... آب‌هايي كه در زير زمين قرار دارند نيز در بعضي مواضع مانند رودها جاري هستند و در بعضي موارد ديگر مانند دريا ساكن و آرامند. در نزهت‌نامه علايي، دانشنامه بزرگ فارسي، تاليف شهمردان‌بن‌ابي‌الخير رازي، در سده ششم هجري، مطالب گوناگون و جالبي در باره آب‌شناسي آمده است. آب، مد و جزر درياي پارس از عجايب است و به شبانه روز دو دفعه زيادت و نقصان گيرد، و در سير ماه بسته است ... و جاي هست كه مقدار پنجاه ارش زمين خشك به وقت مد آب، بالا گيرد به هر دفعتي، ... . ناوخداي، بزرگ‌ بن شهريار رامهرمزي، دريانورد بزرگ ايراني در سده چهارم هجري، كه سفرهاي اكتشافي فراواني به شرق انجام داد، در كتاب بسيار جالبي به نام عجايب الهند، شرح كاملي از توفان‌هاي درياي هند، مانسون، ارائه نموده است. دريانورد معاصر او ابهره كرماني نيز، كه در آن روزگار هفت سفر دريايي به چين و شرق دور داشته است نيز، مانسون هند و تيفون چين (هاريكن‌ها يا سايكلون‌هاي شرق آسيا)، را در نوشته‌هاي خود شرح داده است. جيهاني، وزير دودمان سامانيان نيز اطلاعات خويش را در باره اين توفان و همزماني آن با بادهاي 120 روزه سيستان، در كتابي گردآوري نموده است. سليمان سيرافي و مهران وهب سيرافي از دريانوردان ايراني سده سوم و چهارم هجري، كه سفرهايي به چين و هند داشته‌اند، و همچنين سهل بن آبان دريانورد ايراني سده ششم هجري كه سفرهايي به هند و شرق افريقا داشته ‌است، و سليمان مهري دریانورد سده نهم هجري، نيز در سفرنامه‌هاي خود به باران‌هاي موسمي هند و منشا احتمالي آنها، اشاره كرده‌اند. مسعودي مورخ ايراني در كتاب التنبيه و الاشراف، به ذكر منشا رودها و درياها پرداخته و از بسيار از پديده‌هاي آبي سرزمين ايران، سخن رانده است. توصيف زیبا و دقیق ناصرخسرو در سفرنامه‌اش، از فانوس‌هاي دريايي (خشاب‌هاي) درياي پارس، نمايانگر دانش آب‌شناسي و دريانوردي ايرانيان است. اشاره كوتاهي به اين مساله چندان دور از تدبير نيست كه سد كوريت در نزديكي طبس در خراسان جنوبي كه در زمان هخامنشيان، در منطقه‌اي فوق‌العاده، ساخته شده و يكبار در زمان ساسانيان نوسازي و بار ديگر به فرمان و انديشه خواجه نصيرالدين توسي، در اوج شكوفايي مكتب مراغه، ديواره آن، بر روي شالوده هخامنشيان، كاملا بازسازي شده است، با ارتفاع بیش از 64 متر، بيشتر از شش صد سال، بلندترين سد جهان بوده است. در دوران هخامنشيان بيش از 60 سد در ايران ساخته شد و اين جداي از پل- بند‌هاي اين دوره است. در زمان ساسانيان پل و بند شوشتر با درازاي بيش از پانصد متر ساخته شد. تاريخ نام سازنده اين پل و همچنين سد شادروان (Shadervan) شوشتر را يك مهندس ايراني به نام برانوش پارسی ثبت كرده‌است. پل‌دخترهايي كه در سراسر ايران از جمله سروستان و ميانه به چشم مي‌خورند منسوب به آناهيتا، ايزد آب‌ها بوده‌اند. اختراع سه نوع آسياب آبي، نمايانگر دانش و بينش ژرف ايرانيان باستان در كليه علوم از جمله آب‌شناسي است. نخست آسياب تنوره يا آسياب نورس يا آسياب پره، با محوري عمودي و پره‌هاي قاشقي، دوم آسياب چرخي كه روميان به آن آسياب ويترويان نام نهادند، با محور افقي كه نام مخترع آن را مهرداد ثبت نموده‌اند، و سوم آسياب شناور، كه با پره‌هاي بزرگ پارويي دوران مي‌كرده است و در رودخانه‌هاي خراسان، خوزستان و ميانرودان به تعداد زيادي ساخته شده بوده است، و بازمانده آن هنوز در شوشتر خودنمايي مي‌كند. دستگاه پالايش آب چغازنبيل (زنگه ويل – شهر زنگه)، نخستين و قديمي‌ترين دستگاه پالايش آب در جهان است كه برابر با قانون ظروف مرتبط آب گل‌آلود رودخانه كرخه را به آبي سالم و گوارا تبديل مي‌نموده است. و آب‌انبارهاي كويري ايران هم كه خود حديث مفصلي است. و اين چكيده خود اندكي است از دانش آب‌شناسي ايرانيان كه از دسترس چپاولگران زمانه و چنگ‌ورزان بيگانه در امان مانده و به ما رسيده. باشد كه ما شايستگي و بايستگي ميراث‌داري آنان را داشته باشيم. در سال 1289 رودخانه زاينده‌رود خشكيد. مردم در آن چاهي كندند به قرب سي زرع و آبي به زحمت مي‌كشيدند براي مشروبات. (تاریخ مسعودی)

اثرات آلودگی های ناشی از دفع غیر بهداشتی زباله

اثرات آلودگی های ناشی از دفع غیر بهداشتی زباله

بر مبنای اصول بهداشتی و بهسازی زیست محیطی بایستی زباله ها که منشاء انواع آلودگی هستند در اسرع وقت دفع گردند چرا که در غیر اینصورت انتشار و انتقال بیماری – ایجاد بو و چشم اندازهای بد و نشت شیرابه زباله ها باعث آلودگی شدید محیط زیست می گردد .

بیماریهایی همچون کزاز – حصبه و شبه حصبه – انگلهای روده ای – اسهالهای خونی – فلج اطفال – سالک پوستی و احشائی و … از جمله بیماریهایی هستند که از طریق آلودگی ناشی از مواد زائد جامد در آب ، هوا و خاک حاصل می شوند .

سیاه زخم Anthrocis :

بیماری که توسط مواد غذائی و علوفه آلوده در دامها بروز نموده و به انسان سرایت می کند . ابتلای انسان به این بیماری از راه خراش پوستی است که توسط حشرات ایجاد می گردد .

بروسلوز Brucellosis:

بیماری عفونی است که در انسان بشکل تب مالت در دامها بصورت سقط جنین ظاهر می شود و از راه دستگاه گوارش و به وسیله علوفه آلوده به زباله به حیوان سرایت می نماید . کارکنان کشتارگاهها و فروشگاههای گوشت و دامداریها بیشتر در معرض این بیماری قرار می گیرند .

کیست هیداتیک Hydatidosis:

نوعی بیماری انگلی شایع در ایران است که ارتباط مستقیم با مدفوع سگ و رشد لارو اکی نوکوکوس گرانولوزوس ( Echinococus granolossus در یکی از اعضای بدن انسان به وجود می آید .

سگهای ولگرد و زباله خوار از طریق دفع مدفوع موجب انتشار انگل می شوند .

بیماریهایی که از طریق جوندگان انتقال می یابند :

موشها ی بیمار از طریق مدفوع – ادرار و گزش موجب انتشار آلودگی می شوند . بیماریهای کریومننژیت – سالمونلا – تریشینوز و هاری بیماریهای انگلی مثل آمیبیاز و … از طریق موش منتقل می شوند .

سه نوع موش منتقل کنند بیماریها عبارتند از : 1- موش خانگی 2- راتوس نروژیکوس 3- راتوس راتوس که از زباله های شهری تغذیه می کنند و شرایط برای راتوس نروژیکوس از بقیه مهیا تر است .

بیماریهای ناشی از ابودگی اب به لحاظ وجود فلزات سنگین – ترکیبات فلوئور – کادمیوم – نیتراتها – رادیو اکتیو و غیره هستند .

بیماریهای ناشی از الودگی خاک :

آلودگی خاک اثر مستقیمی روی آلودگی آب دارد و می تواند در انتشار انواع و اقسام باکتریها – ویروسها و انگلها موثر واقع شود .

سیستم های مدیریت جمع آوری و دفع زباله و کنترل آلودگی ناشی آز آن

جهت جلوگیری از الودگی های زیست محیطی مواد زائد جامد بایستی بلافاصله بعد از تولید در محل مناسب و با رعایت مسائل بهداشتی نگهداری و سریعاً جمع آوری – حمل و نقل و دفع گردند .

80% مخارج کل مدیریت مواد زائد جامد مربوط به جمع آوری زباله است .

جمع آوری زباله بطور کلی به دو صورت است :

1-     جمع آوری خانه به خانه ( برای بافت سنتی و قدیمی مورد استفاده قرار می گیرد ) .

2-     جمع آوری از کانتینر های موقت

در روش  کانتینر های موقت دو سیستم وجود دارد :

الف) سیستم کانتینر ثابت SCS ( Stationary container system    )

ب) سیستم کانتینر متحرک    )HCS Hauled container system  )

جمع آوری اطلاعات دقیق از وضعیت موجود اجتماع – تعیین زمان مورد نیاز برای عملیات جمع آوری و بررسی متغیرها – از نیازهای اولیه برای تجزیه و تحلیل اساسی در سیستم جمع آوری محسوب می شود .

شناخت پارامترهایی نظیر زمان برداشت در سیستم کانتینر ثابت و متحرک – زمان حمل – زمان خارج از خط در محاسبات مربوط به خطوط جمع آوری از اهمیت خاصی برخوردار است . پس از تعیین لوازم و نیروی انسانی مسیر حرکت و سایل تعیین می گردد و اطلاعات و مسیر دقیقاً روی نقشه پیاده می شود .

دفع نهائی

روشهای دفع عبارتند از :

1-     سوزاندن در کوره های زباله سوز

2-     دفن زیر خاک یا دفن بهداشتی

3-     تهیه کود کمپوست به طریق سنتی – نیمه سنتی و صنعتی

4-     پردازش – بازیافت و استفاده مجدد

قبلاً روش تلمبار کردن در اقیانوسها مورد استفاده قرار می گرفت که روشی کاملاً غیر بهداشتی است و امروزه منسوخ شده است .

 

ضوابط کلی انتخاب محل – آماده سازی با روشهای مختلف دفن :

دفن بهداشتی زباله یعنی انتقال مواد زائد به محل ویژه – تخلیه – لایه بندی و متراکم نمودن آن با پوششی از خاک .

انتخاب محل : محلی که برای دفن انتخاب می شود بایستی با توجه به رشد جمعیت محل با وسعت مناسب انتخاب شود و جوابگوی نیازها تا 30تا 40سال آینده باشد . فاصله محل تا مرکز جمعیت بایستی 10تا 20کیلومتر منظور گردد و مطالعات اولیه با نقشه برداری از نظر توپو گرافی مشخص شود .

مطالعات زمین شناسی – هیدرولوژی – زهکشی طبیعی منطقه – خاک پوششی – قابلیت دسترسی – هواشناسی – بادهای غالب و … مقبولیت عمومی – مسائل بهداشتی با دقت انجام می گیرد و آماده سازی می شود .

آماده سازی محل دفن : پس از انتخاب محل بر اساس ضوابط بایستی جهت آماده سازی محل جاده کشی – تسطیح – نصب باسکول – اتاق نگهبانی – فنس کشی – برق ـ آب و … اقدام شود .

جلوگیری از نشت شیرابه زباله به داخل آب : بایستی جهت جلوگیری از نشت شیرابه تدابیری اتخاذ می گردد . شیب بندی مناسب 2 تا 4 درصد و برای شیب های جانبی تا30درصد و ایجاد سد یا حفاظ 3 متری خاک برای جلوگیری از نفوذ سیلاب و آبهای سطحی بسیار موثر است . در صورتیکه جایگاه دفن زباله مجاور دریا و یا روی سفره آبی  آبهای زیر زمین باشد یا حرکت شیرابه بطرف سفره ها انجام شود آبهای زیر زمینی آلوده می شوند . همچنین نفوذ گازهای تولید شده به داخل آب باعث سختی آب می شود . شیرابه زباله بشدت سمی است و علاوه برداشتن CO2 دارای BOD5  دو تا سه هزار میلی گرم در لیتر و COD   سی تا چهل و پنج هزار میلی گرم در لیتر است . و عناصری نظیر کلرور سولفات – منیزیوم – فسفر – کلسیم – آهن – سدیم – پتاسیم – نیترات – آزت آلی و آمونیاکی و جامدات معلق را به آبها وارد می نماید . شیرابه با روشهای فیزیکی – شیمیایی و بیولوژیکی تصفیه می شود .

ماده پوشش زباله : برای پوشش زباله هر نفر در سال حدود 1 متر مکعب خاک پوششی لازم است و حجم خاک پوششی مورد نیاز یک چهارم تا یک پنجم حجم کل زباله فشرده شده توصیه می گردد . پوشش نهائی بایستی 60سانتیمتر خاک باشد .

کنترل بو:  بو بوسیله پوشش سریع زباله – بستن شکافها و حفره ها و استفاده از مواد از بین برنده بو مثل اورتو – دی – کلرو- بنزن به نسبت یک بیست و پنجم با آب و مصرف به مقدار 5000لیتر در هکتار است . کنترل آتش سوزی هم بایستی در محلهای دفن صورت گیرد .

روشهای مختلف دفن بهداشتی زباله :

روشهای زیر برای دفن زباله وجود دارد :

1-    بصورت مسطح Area Method

وقتی که زمین برای گود برداری مناسب نباشد بعد از تخلیه زباله بصورت نوار باریکی 40تا 75 سانتیمتری روی زمین تسطیح و فشرده می شوند تا به ضخامت 180تا 300سانتیمتر برسند و آنگاه روی آنها قشری خاک به ضخامت 15 تا 30سانتیمتر می ریزند و فشرده می نمایند . عرض هر لایه فشرده نباید از 240سانتیمتر تجاوز نماید .

2-    روش سراشیبی Ramp Method

وقتی که خاک  کمی برای پوشش زباله باشد و در مناطق کوهستانی و یا کم شیب از این روش استفاده می نمایند . زاویه شیب مورد نظر با زمین 30 % است و عرض باریکه با توجه به شیب سطح در طول عملیات با نقشه برداری و شدت ترافیک تردد ماشین  آلات طراحی می شود . در این روش ابتدا شیاری به موازات دامنه سراشیبی ایجاد می شود و اولین لایه زباله در داخل شیار جایگزین می شود و سپس مثل روس مسطح ادامه می یابد .

3- روش ترانشه یا گودالی Trench Method

در مناطقی که خاک با  عمق کافی در دسترس است و سطح آبهای زیر زمینی به اندازه کافی پائین است ترانشه هائی به طول 30تا 120متر و به عمق 1 تا 4 متر و عرض 5/4 تا 15 متر حفر می شود و زباله در آن ریخته و با خاک ریز به ضخامت 10تا 30سانتیمتر پوشانده می شود . هزینه این روش بعلت گود برداری زیاد بسیار زیاد است .

4-روش دره ای با شیب بسبتاً زیاد Ravine Method

در مناطقی که گودالهای مصنوعی یا دره های مصنوعی وجود دارد از آنها استفاده می نمایند و فقط بایستی زمین شناسی منطقه – ویژگی های خاک منطقه و ضعیت آبهای سطحی و زیر زمینی – سیستم جمع آوری زباله مد نظر قرار گیرد .

5-    روش معمول در زمینهای باطلاقی

در شرایط اضطراری می توان از زمینهای باتلاقی استفاده نمود ولی بایستی کنترل آلودگی صورت گیرد . زهکشی مناسب – احداث سد مطمئن با مصالح و ایزولاسیون با 30تا 40سانتیمتر خاک رس کوبیده مهم است .

6-    دفن در زمینهای ساحلی

عملیات دفن بایستی با توجه به سطح زیر زمین – میزان و نوع زباله صورت گرفته تا آب الوده نشوند و مثل روش روش فوق است . بایستی محل ایزوله شود .

فضای لازم جهت دفن بهداشتی زباله :

جهت برآورد فضای لازم برای دفن بهداشتی زباله بایستی جمعیت و تولید سرانه زباله آنها را دقیقاً بدانیسم و همچنین نرخ رشد این جمعیت و سرانه آن را تا 30الی 40سال آینده برآورد نموده تا بتوانیم زمین مورد نیاز برای دفن بهداشتی زباله را در نظر بگیریم .

بنابراین فضای مورد نیاز برای دفن زباله تابع جمعیت ، میزان خاک پوششی ، امکانات بازیافت ، دانسیته و ضخامت قشر زباله دفن شده است .

گازهای متصاعد شده از زباله :

وقتی که زباله به ایستگاه دفن منتقل و با هر یک از روشهای موجود دفن می گردد بعلت وجود فعل و انفعالات بیولوژیکی و شیمیایی از زباله گازهائی بوجود می آید که حتی الامکان بایستی جمع آوری شده و برای تولید انرژی مصرف گردند .

این گازها شامل آمونیوم ، دی اکسید کربن ، منواکسید کربن ، هیدروژن ، سولفید هیدروژن ، متان ، نیتروژن و اکسیژن هستند .

گازهای متان و دی اکسید کربن گازهای اصلی تولید شده ناشی از تجزیه غیر هوازی ترکیبات آلی زباله می باشند که بیش از 90درصد حجم گازهارا  جامد را تشکیل میدهند.

اگر غلظت گاز متان در هوا بین 5   الی  15     درصد برسد عمل انفجار به وقوع خواهد پیوست البته وجود گاز متان در لایه های زباله به علت عدم حضور اکسیژن باعث انفجار نمی گردد، اما در هر صورت بایستی بصورت کنترل شده به اتمسفر تخلیه گردد .

اگر گاز متان با روش کنترل نشده به اتمسفر تخلیه گردد می تواند در زیر ساختمانها و یا سایر فضاهای مسدودی که مجاور یثا روی زمین های پر شده از زباله بنا گردیده اند متراکم گردد .

گاز متان از هوا سبک تر است ولی انیدرید کربنیک co2 در حد 5/1 بار از هوا و 8/2 بار از متان غلیظ تر است و بنابراین در محل دفن زباله متراکم می شود و با توجه به وزن مخصوص خود به اعماق محل دفن حرکت می کند .

گاز انیدرید کربنیک با عبور از لایه های زیرین در آبهای زیر زمینی نفوذ می کند و در آن حل می شود و باعث سختی آب می شود :

با تولید اسید کربنات کلسیم یا منیزیوم را در خود حل کرده و در واقع علت اصلی افزایش سختی آبهای زیر زمینی در مناطق دفن زباله وجود گازکربنیک در لایه های دفن است . این گاز PH آب را پائین می آورد .

برای جمع آوری و کنترل گازها معمولاً از لوله های مشبکی استفاده می کنند که در لایه های شنی کف زمین تعبیه شده است. گازها بصورت جانبی در زیر خاک حرکت می کنند .

 اگر تهویه گاز از اماکن دفن بصورت جانبی امکان پذیر نباشد الزاماً باید از لوله های عمودی انتقال گاز  استفاده نمایند تا گاز پمپاژ شده به اتمسفر رها گردد .

استفاده از لایه های رسی شنی برای کنترل گاز و جلوگیری از نفوذ بی رویه آن به اعماق زمین یک روش معمول در اماکن بهداشتی زباله است .

شیرابه زباله :

شیرابه زباله باید در محل دفن بماند و یا به منظور تصفیه انتقال داده شود . شیرابه زباله مایعی است بسیار سمی . حرکت شیرابه درون زمین صورت گرفته و بسته به جنس مواد اطراف آن ممکن است درجهات جانبی نیز حرکت کند . میزان تراوش شیرابه از بستر محل دفن را می توان با فرض آنکه موانع واقع در زیر محل دفن تا بالای سفره آب زیر زمینی بحالت اشباع بوده و لایه نازکی از شیرابه در بستر محل دفن موجود باشد . با استفاده از قانون دارسی Darsy’s Law تخمین می زنند.

سوزاندن زباله :

تقریباً تمام زباله ها را بجز مواد اینرت ( مصالح ساختمانی ، آهن آلات ، و … ) قابل سوختن هستند . با سوزاندن زباله 90% حجم آن کاهش می یابد و از گرمای حاصل از سوختن می توان بهره برداری کرد .

مخارج تاًسیسات سوزاندن زباله بسیار سنگین است و اثرات آن بر محیط زیست نیز مشکوک بنظر میرسد و گاز های ناشی از سوزاندن اثرات بدی روی محیط زیست می گذارند . گازهای SO2 و HCL در شدت استهلاک خود تاًسیسات زباله سوز هم دیده می شوند .

نکات مثبت سوزاندن زباله :

-         کاهش بسیار زیاد حجم زباله

-         استفاده از گرمای آزاد شده

-         دفع مواد پلاستیکی

-         جدا کردن فلزات جهت استفاده مجدد

نکات منفی سوزاندن زباله

- ایجاد آلودگی هوا

-         احتمال دخول نمکهای حلال در آبهای زیر زمینی پس از انباشتن باقی مانده زباله

-          هزینه بسیار زیاد

ايمني و بهداشت در برق

ايمني و بهداشت در برق

 

الكتريسيته

  •الكتريسيته: از الكترون (-) و پروتون (+) تشكيل شده است.

    •اتم: به كوچكترين جزء از يك عنصر كه خواص آن عنصر را داشته باشد اتم گويند.

    •مزيت انرژي الكتريكي:
1- به سادگي قابل تبديل به ساير انرژي ها است.
2- انتقال آن با راندمان خوبي انجام مي شود.

    •دو شرط براي برقراري انرژي الكتريكي:
1- منبع ولتاژ
2- مدار بسته   
فرمول اساسي برق   V=R.I

 

     •شدت جريان:
ميزان عبور تعداد الكترونهاي جهت گرفته در يك مدار را گويند. (آمپر)
(1018*28/6  مقدار يك كلون)
 q : مقدار الکتريسيته (کولن)    t : زمان (ثانيه)     I : شدت جريان (آمپر)

     •اختلاف پتانسيل(ولتاژ):
نيرويي كه باعث حركت الكترونهاي آزاد موجود در يك مدار بسته ميشود را گويند.

     •مقاومت الكتريكي:
عكس العمل هر جسم در مقابل عبور جريان را گويند. واحد اندازه گيري مقاومت اهم است

     •مقاومت مخصوص فلز:
نسبت مقدار ولتاژ منبع به شدت جريان عبوري از سيم را گويند.

    •تأثير سطح مقطع هادي در مقدار مقاومت الكتريكي:

مقدار مقاومت الكتريكي هر هادي با سطح مقطع آن رابطه ي عكس دارد.

    •تأثير طول هادي در مقدار مقاومت الكتريكي:
هر چه طول سيم بيشتر شود مقاومت الكتريكي آن نيز بيشتر ميشود.

    •ولتاژ مستقيم: 
ولتاژي را كه مقادير لحظه اي آن نسبت به زمان ثابت باشد را گويند و جريان عبوري از آن را جريان مستقيم (DC) گويند.

 

 

    •ولتاژمتناوب: 
ولتاژي را كه مقادير لحظه اي آن نسبت به زمان تغيير كند و جهت آن به صورت قرينه تغيير جهت دهد را گويند و جريان عبوري از آن را جريان متناوب (AC) گويند.

 

 

    •فركانس:
تعداد سيكلهاي كامل در هر ثانيه را فركانس گويند.(هرتسHz)

 

انرژي الكتريكي

 

انرژي الكتريكي با ولتاژ زياد از طريق خطوط هوايي به شبكه ي سراسري متصل ميشود.
فشارضعيف: V   500-380-220-125
فشارمتوسط:   KV  63-30-25-20-15-10-6-5-3
فشار قوي:KV       400-220-110

ولتاژ براي مصارف خانگي:

ولتاژ (220 به 231) و (380 به 400) تبديل ميشود.
- براي موتورهاي با قدرت زياد از ولتاژ بين دو فاز (400ولت) استفاده ميشود.

 

- حد نهايي فاصله براي ولتاژ متناوب 800 الي 1000 كيلومتر است و براي فواصل بيشتر از ولتاژ مستقيم استفاده ميشود.

شبكه ي فشار ضعيف كامل:

1- سيم نول

2- فاز شب

3- فاز برق

در اين شبكه ولتاژ بين دو فاز 380 ولت و ولتاژ بين فاز و نول 220 ولت است.

 حداقل سطح مقطعهاي سيمها:

1- نول 16 ميليمتر مربع 

 

2 –فاز شب 25 ميليمتر مربع

 

3 –فاز هاي اصلي 25 ميليمتر وبيشتر

 

برق گرفتگي

 

     •مقاومت بدن انسان: 
1- اعضاي زير پوست(مقاومت داخلي)
2- پوست(مقاومت خارجي)

     •مقاومت بدن انسان:
در مقابل جريان متناوب حدود 3000  اهم و در مقابل جريان مستقيم حدود 4500  اهم است.

اثرات فيزيولوژيكي برق بر روي بدن انسان:

1- جريان كم حدود 1 تا 2 ميلي آمپر به صورت يك لرزش است.

2- جريان بيشتر حدود 10 تا 15 ميلي آمپر به صورت يك شوك گذرا است.

 3- جريانهاي بالاتر از 15 ميلي آمپر به صورت گرفتگي ماهيچه است.

4- جريان 25ميلي آمپر را مرز خطر مرگ گويند.

ميزان خطر برق گرفتگي به عوامل زير بستگي دارد:

1- مسير عبور جريان (مهمترين نكته)  

2- مقدار جريان

3- مدت تأثير جريان                      

  4 - فركانس جريان

5 -ولتاژ

       -معمولاً مقاومت بدن انسان حدود 1300 الي  3000اهم است.

- ولتاژ خطرناك براي انسان 65V است.

حفاظت الكتريكي:

اقداماتي كه بايد در تأسيسات الكتريكي به عمل آورد تا

خطرات ناشي از جريان برق باعث صدمه زدن به اشخاص ‎‌‌،

حيوانات ، دستگاه ها و مصرف كننده ها و سيمها و كابلها

نشود.

خطاهاي ناشي از جريان برق:

1- اتصال بدنه: اتصال يكي از سيمهاي حامل جريان به بدنه ي دستگاه را گويند.

2- اتصال كوتاه: اتصال دو سيم لخت كه نسبت به هم داراي ولتاژ هستند را گويند

3- اتصال زمين: اتصال يكي از سيمهاي حامل جريان به زمين را گويند.

انواع فيوز:

1- ذوب شونده                          

2- اتوماتيك

*فيوز بر روي سيم فاز نصب مي شود.

**فيوز در مدار به طور سري قرار مي گيرد.

حفاظت اشخاص توسط سيم زمين:


- اتصال زمين توسط نوار و لوله و صفحه انجام مي شود. 
- اتصال زمين توسط سيمهاي مسي تابيده ، به سطح مقطع 25mm2  انجام مي شود.
- سيم اتصال زمين معمولاً داراي رنگ زرد با نوار سبز است.
- يك اتصال زمين مناسب بايد حداكثر داراي مقاومتي برابر 2 اهم باشد.

 

تعاريف كلي

 

مقدار مقاومت مدارها بستگي دارد به:
1-تعداد و نوع مصرف كنندگاني كه مدار را تشكيل ميدهند
2-ترتيب قرار گرفتن مصرف كننده ها در مدار
3-مقاومت كليدها و وسايل كنترل
4-مقاومت سيمهايي كه انرژي را از منبع تغذيه به مصرف كننده ها ميرسانند
5-مقاومت داخلي مدار
٭ گزينه ي 1 و 2 قسمتهاي اصلي مقاومت يك مدار هستند
٭٭ در صورتي كه مقاومت مصرف كننده ها خيلي كم باشد مقاومت سيمها اثر بيشتري روي مقاومت كل مدار و جريان مدار دارند

براي اينكه افت ولتاژ به حد اقل برسد بايد:
1-سطح مقطع سيم مناسب باشد 2-ميزان جريان عبوري از سيم مناسب باشد

 

 Øجنس فلز سيم:
1-مس   2-آلومينيوم

 Øويژگيهاي فلز مس:
1-استحكام مكانيكي خوب 2-مقاومت در برابر تاثيرات جوي 3-شكل پزيري
٭ مقاومت مخصوص عايقها با جذب رطوبت كاهش مي يابد
٭ براي آنكه هدايت سيم آلومينيومي برابر سيم مسي باشد بايستي در دو سيم با طول مساوي سطح مقطع آلمينيوم 6/1برابر سطح مقطع مس باشد

استقامت الكتريكي:

ولتاژ قابل تحملي كه ميتواند از دو سيم موجود در يك كابل كه بين آنها را عايق پر كرده است عبور كند به طوري كه در عايق جرقه اي ايجاد نشود.

 

٭ هر چه استقامت الكتريكي عايق بيشتر باشد ميتوان عايق را با ضخامت كمتري به كار برد.

خواص عايقها:

1-استقامت الكتريكي  

 

2-قابليت جذب رطوبت نداشته باشند

 

3-در برابر حرارت مقاوم باشند و به آساني مشتعل نشوند

 

4-استحكام مكانيكي داشته باشند

 

انواع عايق:

1-ابونيت: در مقابل اسيدها مقاوم و در مقابل چربيها و روغنها دوام ندارد( براي ساخت ظرف باطريها استفاده مي شود)

2-كاغذ: عايق مصنوعي- به آساني جاذب رطوبت به همين خاطر به لاكها و روغنها آغشته ميكنند (در كابلها و ماشينهاي الكترونيكي و ترانسفورماتورها براي عايق سيم پيچها و ورقه هاي آهني استفاده ميشود)

3-چيني: استقامت الكتريكي زياد و عايق رطوبتي- ترد و شكننده (در بدنه ي فيوزها به رنگ سفيد و در سيم كشي هوايي به صورت مقره و به رنگ قهوه اي استفاده مي شود)

 

4-روغنهاي معدني: داراي استقامت الكتريكي زياد نسبت به هوا- به غير از خاصيت عايق گرماي دستگاهها را نيز مي گيرد (در كابلهاي فشار قوي و ترانسفورماتورها و كليدهايي با ولتاژ زياد استفاده ميشوند)
٭ روغنهاي معدني نبايد حاوي مواد اضافي و رطوبت باشند و زود مشتعل شوند

5-لاستيك و پلاستيك: در سيم مسي با عايق لاستيك بايستي با يك لايه از قلع مس را اندود كند تا گوگرد موجود در لاستيك بر مس اثر نگذارد ولي اين مسأله در زمان استفاده از پلاستيك صدق نميكند (در عايق بندي سيمها استفاده ميشود)

مهمترين مواد پلاستيكي:

    •P.V.C

    •1-غير قابل اشتعال 

    •2-عايق در برابر زنگ زدگي
٭ افزايش حرارت استقامت اين ماده را كاهش ميدهد (استفاده از آن در دماي بالاتر از 70 درجه و پايينتر از 5- درجه ممنوع است)
٭٭ هر ميليمتر از (20kV  (P.V.C مقاومت دارد

روشهاي مختلف سيم كشي: 

1-سيم كشي داخل ساختمان

  2-سيم كشي در هواي آزاد

  3-سيم كشي بر روي پايه در هواي آزاد

  4-كابل كشي

انواع سيم كشي:

1-روكار: (مزيت:پيدا كردن عيوب ساده است)(مشكل:1-برق زدگي به همراه دارد 2-از زيبايي ميكاهد)

2-تو كار: 
1-استفاده از سيمهاي مخصوص كه داراي چند لايه عايق است «سيم زير گچي» (در ديوارهاي نازك و تيغه آجري و... به كار ميرود)
2-عبور سيم از درون لوله و قرار دادن لوله زير گچ (در ساختمانهاي مسكوني و ا داري و هتلها و... به كار ميرود

٭ سيم زير گچي تخت است و در محلهايي كه امكان عبور لوله وجود ندارد استفاده ميشود

حروف استاندارد شناسايي سيم:

  A .  براي يك هزار ولت 

   

  N. سيم نرم شده بر اساس استاندارد V.D.E

 

  F . سيمي كه از تعداد سيم نازكتر تشكيل شده

 

  Y . رو پوش پروتودور

اتصالات سيمها:

     •1-سوالي كردن و قرار دادن زير پيچ: 
الف-سوالي بايد در جهت گردش بسته شدن پيچ باشد
ب-اگر پيچ داراي واشر باشد بايستي سيم زير واشر قرار گيرد
ج-اگر لبه واشر استفاده شده خم باشد نيازي به سوالي نيست

     •2-اتصالات سر سيمها به يك ديگر:
 الف-سر به سر ب-طولي ج-سه راه د-مقاطع نا مساوي

٭ هيچ گاه در سوالي نبايد روكش سيم زير پيچ قرار گيرد و بايستي يك ميليمتر از پيچ فاصله داشته باشد

كابل:

هر نوع هادي كه بتواند جريان الكتريكي را از داخل خود

عبور دهد و توسط موادي از اطراف عايق شده باشد به

طوري كه ولتاژ روي سطح عايق نسبت به زمين برابر صفر

باشد و در روي سطح سيم نسبت به زمين داراي ولتاژ فازي

باشد را كابل گويند

     •عايق كابلها:
1-كاغذهاي آغشته به روغنهاي مخصوص
 2-مواد پلاستيكي
 3-P.V.C

كابلها:

الف- كابل فشار ضعيف: هادي آن مس و عايقش از لاستيك وPVC  به نام پروتودور است

 

ب- بريدن و خم كردن كابلها

 

ج-اتصال كابل به مدار:

به وسيله 1-كابلشوها و 2-پرسي و 3-لحيمي انجام مي پذيرد

حروف استاندارد شناسايي كابلها:

 N .  كابل نرم شده

 Y .  عايق پروتودور ( Yاول)

 Y .  روپوش پروتودور (Y دوم)

 A .  نوع هادي از جنس آلومينيوم 

٭ مهمترين مشخصه ي كابلها ولتاژ نرمال است

ولتاژ نرمال به موارد زير بستگي دارد:

1-ضخامت عايق دو سيم

 2-حداكثر جرياني كه ميتواند از هادي عبور كند

 

٭ كابلها از نظر جنس هادي به دو دسته ي مسي و آلومينيومي تقسيم ميشوند

 

    •سطح مقطع:
 r . مقطع گرد    s . مقطع مثلثي

    •تعداد رشته ها: 
 e. يك رشته اي     m. چند رشته اي

    •   ٭ سيم آبي هميشه MP و سيم زرد و سبز براي محافظت هستند (در كابلها)

انواع لوله ها:

1-فولادي

 2-خرطومي

 3-خرطومي فلزي

 4-پوليكا (p.v.c)

آشنایی با کپسول های آتش نشانی قابل حمل

کپسول های آتش نشانی قابل حمل،طوری طراحی شده اند که به آسانی برای آتش سوزی های کوچک وقابل کنترل مورد استفاده قرار می گیرند.

    جهت استفاده از این کپسول ها باید به بر چسب روی آنها توجه شود چرا که برروی این بر چسب ها اطلاعاتی در مورد کپسول مورد استفاده نوشته شده است.هر کپسول، ویژه ی خاموش کردن نوع خاصی از آتش طراحی شده و استفاده نادرست انها ممکن است باعث مشتعل تر شدن آتش و بروز خسارات جبران ناپذیری گردد.محل نصب و قابل دسترس بودن این کپسول ها ،نکته مهم دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. باید دقت نمود که این کپسول ها در محل های قابل مشاهده و قابل دسترس ،با برسی های دقیق فیزیکی ،نصب شده و در اختیار افرادی قرار گیرند که با کاربرد آنها آشنایی کافی داشته باشند.استاندارد ((انجمن ملی حفاظت در برابر آتش سوزی)) وجود یک مهندس یا بازرس آتش نشانی را جهت نظارت ماهیانه یا سالانه بر کپسول های آتش نشانی قابل حمل ، الزامی ندانسته اما نگهداری و مراقبت و نیز تعمیرات آنها باید توسط مالک،ساکنان و یا نمایندگان مشخص انجام شود. بهتر است تعمیرات و نگهداری این کپسول ها توسط نماینده آتش نشانی و یا فردی آموزش دیده ایمنی صورت پذیرد.

چگونه با یک کپسول آتش نشانی کار کنیم؟

    در ابتدا آتش سوزی را تشخیص دهید تا بتوانید با استفاده از برچسب روی کپسول ها،کپسول مناسب را برای خاموش نمودن آتش انتخاب کنید. بعد از انتقال کپسول به محل آتش سوزی،عملیات زیر را به ترتیب انجام دهید:

1.      میله ضامن را بکشید.

2.      سر شیلنگ کپسول را به سمت  آتش قرار دهید.

3.      دستگیره را فشار دهید.

4.      شیلنگ کپسول را به سمت مرکز آتش قرار دهید

چگونه یک کپسول آتش نشانی مناسب انتخاب کنیم؟

1.      برای انتخاب یک کپسول مناسب باید به نکات متعددی توجه کرد:

2.      مواردی که در محیط باعث بروز آتش سوزی شده اند.

3.      شدت آتش سوزی و سرعت انتشار آتش.

4.      تناسب کپسول ها برای شرایط موجود.

5.      کاربرد آسان.

6.      در دسترس بودن افراد آشنا به کار کپسول.

7.      شرایط محیطی از جمله دما،باد،جریان هوا،وجود بخارات خطرناک و.......

8.      مسایل مربوط به سلامتی و ایمنی کاربرد.

9.      لزوم نگهداری و حفاظت از کپسول.

 

طبقه بندی کپسول های آتش نشانی

      کپسول های آتش نشانی قابل حمل، شامل چهار نوع A,B,C,D هستند.

     آتش سوزی های نوع A توسط موارد قابل احتراق معمولی مانند برگ، خاشاک، چوب و پارچه ایجاد می شود.

     این نوع آتش سوزی ها را باید با استفاده از آب و یا مواد خاموش کنندهآتش با پایه آبی و یا پوشاندن مواد قابل اشتعال توسط یک ماده خشک شیمیایی چند منظوره خاموش نمود.

     خاموش کننده هایی نظیر مخازن آب تحت فشار ، مواد شیمیایی خشک چند منظوره، مواد آبی تشکیل دهنده لایه( AFFF) و یا ماده فلوئوروپروتئن تشکیل دهنده لایه(FFFP) و هالون جهت خاموش کردن آتش های نوع A بسیار مناسبند.

     اگر آتش سوزی توسط مایعات قابل اشتعال مانند  نفت،بنزین،گریس یا رنگ ایجاد گردد ، آتش سوزی از نوع B می باشد .

    آتش های نوع B را باید توسط روش ((خفه کردن )) خاموش نمود. در نتیجه باید کپسول های آتش نشانی استفاده شود که پوششی برروی مواد آتشزا ایجاد نموده و از این طریق  آتش را خاموش می کنند.

   از موادی نظیر  مواد شیمیایی خشک معمولی و یا چند منظوره ،دی اکسید کربن،هالون، مواد آبی تشکیل دهنده لایه(AFFF) یا ماده فلوئوروپروتئن تشکیل دهنده لایه(FFFP) ، جهت خاموش نمودن این آتش ها استفاده می شود.

    آتش سوزی هایی که در تجهیزات برقی رخ می دهد ، از نوع C است. این نوع آتش سوزی ها را باید توسط یک ماده خاموش کننده نارسانا خاموش کرد تا از برق گرفتن اجتناب شود.

   قبل از انجام هر کاری باید سریع تر جریان برق را قطع کرد. موادی مانند مواد خشک شیمیایی، دی اکسید کربن و هالون برای خاموش نمودن این گونه آتش ها مناسبند.

   آتش سوزی های نوع D توسط فلزات قابل اشتعال مانند ذرات و براده های فلزاتی مانند منیزیم، آلیاژهای پتاسیم و..........رخ می دهد . این نوع آتش ها را باید با خفه کردن آتش توسط ترکیبات پودری خشک که در کپسول طراحی شده  برای این نوع آتش سوزی ها وجود دارند، مهار نمود.

توجه : امروزه توليد هالون ممنوع شده است اما از هالون بازيافت شده مي توان براي شارژ و سرويس كپسول هاي آتش نشاني استفاده كرد . البته مواد شيميايي بي ضرري وجود دارند كه براي كپسول هاي جديد قابل استفاده اند اما هيچ كدام از آنها براي كپسول هاي فعلي قابل استفاده نيستند .

سيستم هاي علامت گذاري

  موارد استفاده و عدم استفاده از يك كپسول ازيك كپسول آتش نشاني ، توسط برچسب روي كپسول تعيين مي شوند . علائم تصويري به راحتي توسط همگان قابل استفاده و قابل درك هستند . البته مي توان از علائم نشانه گذاري حرفي نيز دراين موارد استفاده كرد .

انواع كپسول هاي آتش نشاني  

   كپسول هاي ذخيره آب تحت فشار:

  اين  كپسول ها آب را با فشار تخليه مي كنند و زماني قابل استفاده اند كه مواد سوختني بايد سرد و خيس شوند.

   كپسول هاي حاوي مواد شميايي خشك تحت فشار :  

 مواد شميايي خشك تحت فشار فرآيند آتش گيري را دچار اختلال نموده و با پوشاندن سطح مواد آتش گير را دچار اختلال نموده و با پوشاندن سطح مواد آتش گیر ، مانع از رسیدن اکسیژن به آن می شود . این نوع کپسول ها ، یکی از پر مصرف ترین کپسولهای آتش نشانی به شمار می روند .

  AFFF تحت فشار .

این نوع کپسول ها توسط یک محلول کف غلیظ می توانند آتش را خاموش کنند . این کف های آبی تشکیل دهنده لایه (AFFF) ، سطح مایعات قابل اشتعال را پوشانده و مانع از رسیدن اکسیژن به آتش می شوند .

کپسول های هالون 1211 و حاوی مواد هالوژن دار : 

  خاموش کننده های هالوژن دار از طریق فرآیند های شیمیایی ، آتش گیری را دچار اختلال می کنند و هیچ اثری از خود باقی نمی گذارند . این خاموش کنندها به طور سنتی برای خاموش کردن آتش در تجهیزات برقی استفاده می شود . ایمنی صنعت پوشان کیان

 تعیین اندازه ، شیوه و محل نصب کپسول های آتش نشانی :

 انجمن ملی حفاظت در برابر آتش سوزی آمریکا ، حداقل تعداد کپسول های لازم در یک محل را بر اساس نوع آتش سوزی های احتمالی تعیین می کند .

  نوع A:حجم سکونت : کم، متوسط ، زیاد /حداقل میزان کپسول های تکی 2AY/2-AY4-Aحداکثر مساحت برواحد کپسول3000/sq ft 1500 1000:

  حداکثر مساحت برای هر کپسول11,250 11,250/sq ft 11,250  : حداکثر فاصله جابه جایی برای هر کپسول:15 ft 75 75 برای برآورده سازی نیاز های مربوط به یک کپسول4-A می توان از یک کپسول آبی دوونیم گالنی استفاده نمود .  ایمنی صنعت پوشان کیان

   نوع c : همانطور که قبلا اشاره شد کپسول های نوع c زمانی استفاده می شوند که آتش سوزی در تجهیزات برقی رخ دهد و بایستی یک ماده نا رسانا در مورد آنها به کار گرفته شود .

   از آنجایی که خود آتش سوزی بایستی در انواع a یا b دسته بندی شود ، خود کپسول ها نیز باید بر اساس استاندارد های نوع a و b تعیین اندازه شده و تعبیه شوند .

  نوع D: کپسول های آتش نشانی و یا مواد خاموش کننده ای که برای این منظور استفاده می شوند ، نباید فاصله حمل آنها با بروز آتش بیشتر از 75 فوت باشد. ایمنی صنعت پوشان کیان.

 آزمایش و نظارت بر کپسول ها :

 کپسول های آتش نشانی باید در هنگام نصب و بعد از آن ، هر 30 روز یکبار مورد بازرسی قرار گیرند . جهت بازرسی باید به نکات زیر توجه نمود :   

در دسترس بودن و دید کافی  :

وجود دستورات کاربردی بر روی پلاک حاوی نام کپسول به طور خوانا و به شکلی که پلاک به سمت خارج قرار گیرد. 

مهرو موم ایمنی و کلیه نشانگرهای مربوط ، سالم و دست نخورده باشد . پر بودن کپسول که با وزن نمودن کپسول مشخص می شود.

عدم وجود صدمات فیزیکی مانند خوردگی ، نشتی و یا گرفتگی نازل درجه فشار و نشانگر آن ، باید محدوده فشار قابل کاربرد را نشان دهد .  ایمنی صنعت پوشان کیان

 بررسی دقیق چرخها لاستیک ها و گاری (برای کپسول های چرخ دار  شلنگ و نازلها .                                                                                                                                                 بر چسب سامانه شناسایی مواد خطر ناک (hmis)باید در محل نصب شده باشد .

 در صورتی که بعد از بررسی های انجام شده نقایصی در مورد محل قرار گیری  دسترسی مشکلات مربوط به برچسب مشخصات کپسول و . . . مشاهده گردید بایستی هر چه سریع تر جهت اصلاح نواقص اقدام نمود .