اثرات محیط زیستی تاسیسات آب شیرین کن ( قسمت اول )

شیرین سازی آب شور و لب شور، یکی از روشهای رو به گسترش برای تأمین آب شرب می باشد که استفاده از روشهای متعدد آن به سرعت در دنیا در حال افزایش است.
رضا گلشنیزیست بوم/رضا گلشنی*: شیرین سازی آب شور و لب شور، یکی از روشهای رو به گسترش برای تأمین آب شرب می باشد که استفاده از روشهای متعدد آن به سرعت در دنیا در حال افزایش است. در طی این فرآیند، نمک و سایر موادمعدنی از آب جدا شده و آب شیرین بدست می آید که در بخش کشاورزی، صنعت و شرب مورد استفاده قرار می گیرد. استفاده از تکنولوژی های نمک زدایی، جریان تولید پساب را در پی دارد که بایستی به طریق مناسب محیطی دفع گردد. علاوه بر این حجم زیاد پساب تولیدی راندمان استفاده از منابع آبی را کاهش می دهد. 
اثرات محیط زیستی تاسیسات آب شیرین کن ( قسمت اول )
نمایی باز از یک سیستم آب شیرین کن در حاشی جنوبی خلیج فارس
 
بیش از 11 هزار واحد آب شیرین کن در سرتاسر جهان روزانه حدود 20 میلیون متر مکعب آب شیرین تولید می کنند. 65 درصد این ظرفیت در غرب آسیا و خاورمیانه وجود دارد. آمریکای شمالی در حدود 11 درصد و آفرقای شمالی و اروپا نیز هر یک دارای 7 درصد می باشند. اندازه و ظرفیت این واحدها بین 20 تا بیش از 500 هزار متر مکعب در روز است. 
اثرات محیط زیستی تاسیسات آب شیرین کن ( قسمت اول )
بیشترین تعداد تاسیسات آب شیرین کن در منطقه خلیج فارس می باشد و تا سال 2008 میلادی بیش از 199 واحد آب شیرین کن در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در حال فعالیت بوده  که ظرفیت شیرین سازی آب توسط آنها حدود 5000 میلیون متر مکعب در سال است. لازم به توضیح است که در این میان سهم کشور ایران از تعدا کل آب شیرین کن های واقع در منطقه خلیج فارس کمتر از 2 درصد( تا سال 2008 میلادی ) بوده است. البته امروزه به نظر می رسد که زیرساختها و ظرفیتهای مطالعاتی به منظور راه اندازی و بهره برداری از واحدهای آب شیرین کن در سواحل شمالی و جنوبی کشور تا حدودی فراهم شده و با کسب مجوزهای لازم از مراجع ذیصلاح و ارائه گزارشات ارزیابی می توان توان تولید آب شیرین را در در سواحل کشور افزایش داد.
 
 به هر حال با گذشت زمان و به دلیل جدی تر شدن معضل کم آبی در  سطح کره زمین که مرجع پیدایش آن را در مجامع علمی با پدیده گرمایش زمین مرتبط می دانند، بهره برداری از منابع آبی دریاها و اقیانوس ها و شیرین سازی آنها جهت مصارف شرب و غیره، چاره ای ناگریز می باشد.
اما آب شیرین که شاید مهم ترین محصول تولیدی این تاسیسات باشد، بدون تردید تنها محصول آنها نیست! بلکه تلخاب، محصول بجای مانده ای دیگر از تولیدات آب شیرین که داغ، بدمزه و بد منظره است، آبی است بسیار گرم تر از آب معمول دریا که میزان املاح آن ( نمک طعام و دیگر نمک های معدنی) نیز بسیار بالاتر از میزان شوری دریا می باشد.
اثرات محیط زیستی تاسیسات آب شیرین کن ( قسمت اول )
نمایی از تخلیه پساب های ناشی از تاسیسات آب شیرین کن به دریا
 
و این مشکلی است که در نگاه اول پرسشی چنین در ذهن ایجاد می کند: 
 
با این تلخاب ها چه باید کرد؟ و متاسفانه اغلب در کشورهای جهان سوم و حتی در حال توسعه، ساده ترین پاسخ این است که آنها را راهی مبدا یعنی دریا کنیم!
 
.... ( ادامه دارد)
 
*مدرس دانشگاه

 

ارزش و اهمیت بهداشت و ایمنی در محیط کار

امروزه با توجه به اهمیت موضوع سلامت نیروی کار در تمامی کشورها نیاز به مدیریت در دستیابی به روشهای منسجم بهبود شرایط کار بیش از پیش نمایان می شود.

امروزه بیماریها و حوادث ناشی از کار به یکی از نگرانیها اجتماعی جامعه کارگری و دست اندرکاران مسایل بهداشت ایمنی محیط کار تبدیل شده است . علاوه بر عوامل مربوط به فرهنگ عمومی ایمنی و بهداشت عدم اجرای قوانین و مقررات مربوطه و کمبود آموزش می تواند فقدان برنامه ریزی و توجه کافی به بهداشت حرفه ای و ایمنی کارگران را در اغلب واحد های صنعتی از جمله دلایل بالا بودن میزان حوادث و بیماریهای ناشی از کار بر شمرد.

 

امروزه با توجه به اهمیت موضوع سلامت نیروی کار در تمامی کشورها نیاز به مدیریت در دستیابی به روشهای منسجم بهبود شرایط کار بیش از پیش نمایان می شود.

 

● اهمیت نقش مدیریت در توسعه بهداشت حرفه ای

نیروی شاغل بخش مولد جامعه را تشکیل می دهد . توسعه اقتصادی بر پایه سلامت نیروی کار استوار بوده و توسعه اجتماعی نیز نیازمند حفظ حقوق آنها از جمله حق داشتن سلامت جسم و روان و رفاه است . وجود بیماریهای حرفه ای و حوادث ناشی از کار به لحاظ :

1) هزینه درمانی

2) ایجاد ناتوانی ها

3) عواملی نظیر زمان از دست رفته کاری و کاهش تولید

بار سنگینی بردوش اقتصاد ملی تحمیل میکند . بنابراین با توجه به اینکه نارسایی بهداشت و ایمنی موجب خسارات های مالی و جانی می گردد ، این موضوع به تنهایی برای توجیه برنامه های بهسازی و توسعه بهداشت و ایمنی محیط کار دلیل ققانع کننده ای است . هدفهای توسعه و بهسازی وضع ایمنی و بهداشت کار در درجه نخست حمایت متخصصیت بهداشت حرفه ای و مدیران صنایع ذیل می طلبد:

1) شناخت ابعاد توسعه بهداشت حرفهای و ایمنی و ایمنی محیط کار

2) تعیین نقش مدیریت در توسعه ( بهبود) بهداشت حرفه ای و ایمنی

3) معرفی الگوی بهداشت حرفه ای و ایمنی و عوامل موثر بر آن

4) تعیین استراتژی بهداشت حرفه ای و ایمنی

5) مفهوم شناسی مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی

 

● نقش مدیریت در توسعه بهداشت حرفه ای و ایمنی

پرداختن به سلامتی کارگران و رسیدگی به مسایل رفاهی و آسایش و همچنین بکارگیری راهکارهایی در جهت تطبیق وضعیت کار با شرایط جسمی ، روانی آنها ، امروزه به عنوان یک امتیاز محسوب نگردیده بلکه یک وظیفه را تداعی می نماید و هر اندازه در صد رسیدگی به سلامت کارگران بالاتر باشد تاثیر گذاری بر روند رشد و توسعه سازمان ها و جامعه بیشتر خواهد بود در این میان نقش مدیریت به عنوان عامل اصلی در ارتقاء سطح سلامت و رفاه سازمان و در نتیجه دستیابی به رشد سازمانی نمود بیشتری می یابد

 

● خط مشی گذاری

اولین قدم در سیستم مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی خط مشی گذاری است . خط مش معمولاً توسط مدیریت رده بالا تایید شده و تعهد به رعایت آن مورد تاکید است . خط مشی تدوین شده باید شامل موارد زیر باشد :

الف) متناسب با ماهیت و میزان ریسکهای بهداشتی ، ایمنی سازمان باشد.

ب) شامل تعهد به بهبود مستمر باشد.

ج) حداقل شامل تعهد به تبعیت از قوانین بهداشت حرفه ای و ایمنی مرتبط و همچنین الزامات دیگری که سازمان آنها را تقبل کرده است باشد.

د) مدون ، قابل اجرا و پایدار نگه داشته شود .

ه) به کلیه کارنان ابلاغ شود تا آنان را از الزامات بهداشتی ، ایمنی خود آگاه نماید .

و) برای عموم و افراد علاقمند قابل دسترسی باشد

ز) به طور متناوب مورد بازنگری قرار گیرد تا از ارتباط و تناسب آن با سازمان اطمینان حاصل شود.

روش های مدیریت سازمان برای شناسایی خطرات و ارزیابی ریسکها شامل موارد زیر است

1) با در نظر گرفتن دامنه فعالیت ها تعریف شود تا به پویایی روش به کار گرفته شده اطمینان حاصل شود .

2) توانایی تقسیم بندی ریسکها و شناسایی خطراتی را که می بایست توسط اقداماتی حذف و یا کنترل شوند داشته باشد.

3) ورودی ها را برای تعیین نیازمندی ها سازمان شناسایی و در صورت لزوم نیازهای آموزشی را مشخص نمایدوجود نیروی انسانی سالم از نظر جسمی ، روانی می تواند به عنوان یک سرمایه آماده و بالقوه غنی برای طی مسیر توسعه تلقی شود.اگرچه نارسایی موجود در مجموعه بهداشت حرفه ای و ایمنی از کارایی و بهرهوری منابع انسانی می کاهد و زمینه را برای منابع انسانی می کاهد و زمینه را برای افت پتانسیل های انسانی مهیا می نماید ، از این نظر سازمان هایی که به درستی اهمیت توجه به بهداشت حرفه ای و ایمنی را دریافته و برای آن سرمایه گذاری می نمایند بالطبع از مزایای وجود نیروی انسانی سالم هم بهره مند می گردند

 

● اهمیت کمیته های ایمنی و بهداشت کار در صیانت از نیروی کار

▪ بازار کار ایران و خلاء های موجود آن

بازار یعنی محل مبادله کالا و در جهان اقتصاد( چهار بازار اصلی یعنی بازار کالا و بازار پول , بازار سرمایه و بازار کار ) از مهمترین بازارها می باشند و دو مؤلفه بسیار حایز اهمیت بازار عرضه و تقاضا میباشند . همانطوریکه در بازار کالا, عرضه, یعنی کالا و خدمت که تولید میشود و تقاضا یعنی خریداران آن کالا، در بازار پول : پول کالا است یکی عرضه کننده پول است ریگری تقاضا کننده پول است .

در بازار سرمایه مانند بازار بورس عرضه سهام توسط شرکتها و خرید آن توسط تقاضا کنندگان و بالاخره در بازار کار نیروی کار توسط بیکاران عرضه میشود و صاحبان بنگاهها متقاضی کارند آنچه در بازار مهم است قیمت در منحنی عرضه و تقاضا بحث میشود مگر اینکه دولت مداخله کند .

اما در بازار کار آیا صرفاً داشتن بیکاران کافی و لازم خواهد بود یا خیر ؟ گفتیم بازار کار به مثابه سایر بازارها دو مؤلفه عرضه و تقاضا باید وجود داشته باشد تا شرایط ایجاد بازار باشد یعنی عرضه و تقاضا , شرط موفقیت هر بازاری شفافیت آن بازار است در واقع در یک بازار رقابتی شرایط ذیل باید مهیا باشد :

ـ وجود تعداد زیاد و کافی متقاضی.

ـ وجود تعداد زیاد و کافی عرضه کننده.

ـ آزادی ورود و خروج به بازار توسط عرضه کننده و تقاضا کنندگان.

ـ وجود اطلاعات کامل از شرایط بازار کار.

ـ یکسان بودن کالا.

با توجه به شرایط فوق آیا بازار کار ایران بازار رقابتی و مناسب است ؟ آیا شفافیت در بازار هست که هرکس به تناسب توان و مهارت خود از آن بهره جوید ؟ آیا تعداد زیاد عرضه کننده تعداد زیاد تقاضا کننده را میشناسد ؟ آیا دسترسی به اطلاعات بازار کار برای همه عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان مهیا است ؟ آیا در بازار کار ایران ورود و خروج برای طرفین با اطلاعات و دانش قبلی امکان پذیر است ؟

پاسخ این سؤالات چیست ؟ آیا مثبت یا منفی ؟ ذکر این نکته شاید خیلی مهم باشد . یکی از عوامل مهم و حایز اهمیت که میتواند در اخذ تصمیم پایدار و مؤثر باشد وجود آمار و اطلاعات کم و کیفی از یک بازار است . مثلاً اگر ما در بحث بازار کار ندانیم میزان عرضه کالا مانند قند چقدر است و میزان تقاضا چقدر مسلماً در بازار مربوط نابرابر خواهیم داشت یا بحث قاچاق یا معضل اجتماعی دیگری بوجود خواهد آمد .

در بازار کار ایران نیز این خلاء وجود دارد یعنی علیرغم احساس دغدغه بحران بیکاری و بدلیل نداشتن یک نظام جامع اطلاع رسانی از وضعیت عرضه و تقاضای بازار کار متاسفانه همیشه اخذ تصمیات با عدم کارآمدی مواجه خواهد شد . در بازار کار ایران مشخص نیست میزان عرضه چه مقدار است و میزان تقاضا کدامند . وقتی می گوییم میزان تقاضا , تقاضا در بخش خصوصی تعاونی و دولتی متاسفانه هیچکدام ملزوم به رعایت این مقوله نیستند که تقاضاهای خویش در یک نظام جامع ثبت کنند . که البته این هم خود یک نوع فرار از قانون میباشد . ناکارآمدی بازار کار تا زمانی که وضعیت عرضه و تقاضا به لحاظ جنسیت , تحصیل , مهارت , سن و مالکیت متقاضیان کار , فعالیت متقاضیان کار روشن و واضح نباشد باقی خواهد بود و لذا اخذ هر تصمیمی برای حل بحران بیکاری نا موفق خواهد بود .

شاید یکی از وظایف وزارت کار این بوده که نظام جامع اطلاع رسانی را , راه اندازی کند که تاکنون این امر محقق نشده است , لذا اهمیت کادر جدید وزارت کار با این همه دل مشغولی و احساس مسؤلیتی که نسبت به موضوع اشتغال دارند در وهله اول این امر خداپسندانه تر اجراء و به منصه ظهور برسانید چون همانطوریکه گفته شد تا زمانی که شفاف سازی در هر بازار من جمله بازار کار سدی است با ناکارآمدی تصمیات متخذ برای حل بحران بازار .

 

● ایمنی در برابر آلودگی های شیمیایی

بهداشت حرفه ای از زمانهای قدیم در حرفه های مختلف مطرح بوده است اما در قرن بیستم با پیشترفت تکنولوژی و صنعتی شدن جهان، این علم عمدتاً در بیماریها و سوانح ناشی از صنعت خلاصه شد بنحوی که امروزه بعنوان دومین علل مرگ و میر در جهان صنعتی محسوب می شود. طبق آمار بدست آمده در ایران نیز در هر دقیقه 7 نفر دچار سانحه می شوند. با توجه به این موضوع، اهمیت آموزش بهداشت حرفه ای در پیشگیری و کاهش عوارض فردی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از بیماریها و سوانح محیط کار بسیار مهم بنظر می رسد. در زیر به طور مختصر اشاره ای به بیماریهای ناشی از عوامل شیمیایی محیط کار و اقدامات احتیاطی جهت پیشگیری از عوارض ناشی از آنها می نماییم.

 

● بیماریهای ناشی از عوامل شیمیایی

این بیماریها و سوانح بر حسب راه ورود به بدن انسان به سه دسته طبقه بندی می شوند:

الف) بیماریهای دستگاه گوارشی که با ورود مواد شیمیایی از راه دهان مثل سیانورها، ارسنیک، فسفر، اسیدها و غیره ایجاد می شود.

ب) بیماریهای دستگاه تنفس ناشی از گرد و غبار که به پنوموکونیوزها یا بیماریهای ریوی معروف هستند.

ج) بیماریهای پوستی مانند جذب تترا اتیل سرب، فنل، تی ان تی و غیره.

اقدامات احتیاطی جهت پیشگیری از عوارض ناشی از مواجهه با عوامل شیمیایی در آزمایشگاه

1) آگاهی شما از خطرات ناشی از مواد شیمیایی و نحوه پیشگیری از این خطرات اهمیت زیادی دارد.

2) برای آگاهی از خطرات مواد شیمیایی و به کارگیری اقدامات احتیاطی در هنگام کار با آنها برچسب روی مواد شیمیایی و برگه اطلاعات ایمنی و بهداشتی این مواد را مطالعه کنید.

3) به دستورالعمل ها، توصیه ها، نکات احتیاطی ذکرشده بر روی برچسب های مواد شیمیایی توجه کنید و آنها را به کار گیرید.

4) بررسی کنید که آیا امکان دارد بتوان از موادی که ایمن تر هستند و خطر کمتری دارند استفاده کرد؟

5) محل کار خود را همیشه منظم و مرتب نمایید و محل نگهداری ظروف مواد شیمیایی با برچسب های مناسب و قابل رویت مشخص باشد.

6) مواد شیمیایی فرار و قابل اشتعال را تفکیک نموده و دور از میزکار خود قرار دهید.

7) از اقدامات کنترلی موجود مثل تهویه و ... که برای کنترل بخارات ناشی از مواد شیمیایی تعبیه شده اند بطور کامل استفاده کنید.

8) هرگونه نقص و اختلال در سیستم تهویه، تجهیزات حفاظت فردی و غیره را سریعاً گزارش کنید.

9) از ماسک های تنفسی و دیگر تجهیزات حفاظتی خود (مثل دستکش ها و ...) استفاده کنید و آنها را در یک محل تمیز نگهداری کنید.

10) تجهیزات حفاظتی خود (مثل ماسک ها و دستکش ها و ...) را تمیز نگهداشته و مطمین باشید که برای شما اندازه و متناسب هستند.

11) در مکان هایی که مواد شیمیایی وجود دارند از خوردن و استعمال دخانیات خودداری کنید.

12) از استفاده بیش از حد و غیرضروری مواد شیمیایی خودداری کنید، درب ظروف مواد شیمیایی را محکم ببندید تا از تبخیر و رها شدن آنها در فضا جلوگیری کنید.

13) پارچه ها و کهنه های آغشته به مواد شیمیایی را از اطراف محل کار جمع آوری کنید.

14) حتی الامکان از تماس پوستی با هر نوع ماده شیمیایی خودداری کنید و از تجهیزات حفاظتی مثل دستکش، عینک و پیشبند و ... استفاده کنید.

15) هیچ گاه از مواد شیمیایی (مثل تینر، بنزین و ...) برای تمیز کردن رنگ ها و آلودگی های دیگر از روی پوستتان استفاده نکنید.

16) در برخی موارد با بازکردن درب پنجره می توانید از تهویه طبیعی برای کنترل بخارات مواد شیمیایی استفاده کنید

17) از ورود افراد متفرقه و غیرحرفه ای به محیط کار و نگهداری مواد شیمیایی ممانعت بعمل آورید.

18) پس از کار با مواد شیمیایی و قبل از خوردن، سیگار کشیدن و ... دستهایتان را بطور کامل بشویید.

19) در محل هایی که مواد شیمیایی حاوی کلر وجود دارد از انجام فعالیت هایی مثل حرارت دهی، جوشکاری و ... خودداری کنید چرا که گازهای فوق العاده سمی منتشر خواهد شد.

20) هیچگاه لباس کار خود را برای شستشو به خانه نبرید چرا که با این کار اعضای خانواده خود را نیز در معرض آلودگی های محیط کار قرار می دهید.


منبع: جوان امروز

1-10- شناسائی باکتری های گروه کلیفرم

 

1-10- شناسائی باکتری های گروه کلیفرم

شناسایی باکتری هایی که شامل گروه کلیفرم هستند گاهی برای تعیین ماهیت آلودگی ضروری است. آزمایشهای افتراقی برای شناسایی باکتریهای فوق باید با این آگاهی انجام گیرد، که تمام سویه های طبقه بندی شده که به گروه کلیفرم نسبت داده شده ضرورتا نمی تواند با تعریف اعلام شده در این دستور کار کاملا مطابقت داشته باشد. زیرا برخی از باکتریها ممکن است لاکتوز را تخمیر نکنند و یا در صورت تخمیر گاز تولید نکنند. علاوه بر این باکتریهای گرم  منفی دیگر بجز کلیفرم ها، لاکتوز را تخمیر کرده و روی محیط کشت تولید درخشش می کنند(نظیر گونه های آئروموناس). اما تمام سویه های یک گونه واکنش یکسانی در محیط کشت نخواهند داشت. ارگانیسم ها جهش یافته، صدمه دیده و تغییر پذیر ممکن است به آزمایش ها پاسخ متفاوتی بدهند. هر چند آزمایش های متداول IMViC (یعنی ایندول، متیل رد، وگس پرسکوئر و معرف سیترات) برای تشخیص افتراقی کلیفرم ها مفید است اما شناسایی کاملی را فراهم نکرده و برای دستیابی به نتایج دقیق به آزمایش های بیوشیمیایی بیشتری نیاز است.

خالص سازی کشت میکروبی

دست یابی به یک کشت خالص هنگامی حاصل می شود که از مرکز یک پرگنه (کلنی) کاملا ایزوله شده نمونه ای برداشته و سپس روی پلیت های تریپتون سوی آگار یا نوترینت آگار بصورت خطی کشت داده شود. اگر یک بخش از کلنی برداشته شده ابتدا در پپتون مایع (براث) یا آب مقطر امولسیونه (تلقیح) شده باشد و سپس کشت خطی داده شود توزیع بهتری از کلنی هادر پلیت های دوم حاصل می گردد. هنگامی که برداشت یک کلنی از کشت اولیه صورت می گیرد باید توجه داشت برخی از میکرو ارگانیسم هایی که کلنی مجزا ایجاد نکرده اند ممکن است سلول های کلنی مورد نظر را احاطه کرده باشند. در این مواقع کشت های ثانویه را در 35 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت گرماگذاری کرده و برای اطمینان از وجود تنها باسیل های گرم منفی بدون اسپور، بر روی یک کلنی منفردی که به خوبی ایزوله شده باشد آزمایش رنگ آمیزی گرم انجام می گیرد. همچنین می توان اکسیداز منفی بودن کشت میکروبی را تعیین نمود. باسیل های بدون اسپور گرم منفی، اکسیداز مثبت باکتریهای کلیفرم نیستند اما ممکن است آئروموناس باشند که به عنوان شاخص آلودگی مدفوعی محسوب نمی شوند.

گاهی تنوع و تغییر در ارگانیسم های گروه کلیفرم مشاهده می گردد و واکنشهای مخلوط در محیط کشت افتراقی می تواند بیانگر این تغییرات در کشت خالص باشد. واکنشهای مثبت - منفی پایدار در محیط های کشت افتراقی یک کشت مخلوط را نشان می دهد که حاصل خالص سازی نامناسب است.

 

روش آزمایش های تشخیص افتراقی (IMViC)

  1. 1.    آزمایش ایندول : ایندول محصول متابولیسم تریپتوفان است. آنزیم تریپتوفاناز، تریپتوفان موجود در پپتون و سایر ترکیبات محیط کشت را به ایندول، اسکاتول و ایندول استیک اسیدتبدیل می کند.

مواد و وسایل موردنیاز:

  1. محیط های کشت INM یا تریپتیکاز پپتون براث (تریپتوفان براث)
  2. معرف کواکس (پارا دی متیل آمینو بنزآلدئید) که برای تهیه آن به روش زیر عمل می کنیم : 5 گرم پارا دی متیل آمینو بنزآلدئید را در 75 میلی لیتر الکل ایزو آمیل (یا نرمال آمیل) حل کرده و 25 سی سی HCL غلیظ به آن اضافه می کنیم. معرف باید زردرنگ بوده و PH  کمتر از 6 باشد.
  3. لوله های آزمایش و جالوله ای و پلیت
  4. چراغ الکلی، آنس یا لوپ، پیپت و پوآر

 

روش انجام آزمایش:

  1. پس از برداشتن یک کلنی از محیط کشت EMB آن را در لوله های حاوی محیط کشت تریپتوفان براث وارد می کنیم.
  2. به مدت 24 ساعت در انکوباتور 35 درجه سانتیگراد قرار می دهیم.
  3. در پایان این مدت به هر لوله 0.2 تا 0.3 میلی لیتر محلول معرف (واکنش گر) اضافه نموده و تکان می دهیم، 10 دقیقه صبر کرده و سپس نتایج را مشاهده می کنیم.
  4. تشکیل رنگ قرمز تیره در لایه سطحی آمیل الکل، نشاندهنده پاسخ مثبت به آزمایش ایندول است. در صورتی که رنگ اصلی محلول حفظ شده باشد نتیجه آزمایش ایندول منفی است. رنگ نارنجی احتمالا نشاندهنده حضور اسکاتول ناشی از تجزیه ایندول می باشد.

 

  1. 2.   آزمایش متیل رد : تئوری آزمایش: این آزمایش PH نهایی را اندازه گیری می کند، یعنی به بررسی تولید اسید حاصل از تجزیه گلوکز به وسیله باکتریها می پردازد. واکنش های متابولیکی که به وسیله تولید گاز و آزمایش های متیل رد و وکس پرسکوئر مشخص می گردد، با یکدیگر بستگی داشته و در شناسایی افتراقی اعضای گروه کلیفرم مفیدند.

مواد و وسایل موردنیاز:

  1. محیط کشت MRVP
  2. معرف متیل رد (که به صورت آماده وجود دارد)
  3. لوله های آزمایش و جالوله ای و پلیت
  4. چراغ الکلی، آنس یا لوپ، پیپت و پوآر

 

روش انجام آزمایش:

  1. ابتدا محیط MRVP را طبق دستورالعمل کارخانه سازنده آماده و استریل می نمائیم.
  2. ابتدا یک آنس از باکتری را در لوله حاوی محیط کشت MRVP کشت داده و نمونه ها را در انکوباتور35 درجه سانتیگراد قرار می دهیم.
  3. پس از 3 تا 5 روز گرماگذاری، به هر لوله 5 قطره محلول شناساگر قرمز متیل اضافه می کنیم.
  4. مشاهده رنگ قرمز مشخص بیانگر پاسخ مثبت به آزمایش متیل رد و رنگ زرد واضح بیانگر پاسخ منفی برای آزمایش متیل رد است. سایه ی رنگی مبهم و نامشخص به عنوان نتیجه مشکوک و احتمالا عدم خالص سازی درست کشت میکروبی می باشد.
  5. با بررسی روزانه کشت های میکروبی (در روزهای4،3،2 و یا 5) گاه می توان موارد مثبت را زودتر از موعد مشاهده نمود.

 

  1. 3.  آزمایش وگس پرسکوئر : این آزمایش برای تعیین استوئین که به صورت متابولیکی به وسیله برخی از باکتریهای کلیفرم در محیط پپتون-گلوکز تولید می شود، پیشنهاد شده است.

مواد و وسایل موردنیاز:

  1. محیط کشت MRVP
  2. پتاس 40 درصد و آلفا نفتول  
  3. لوله های آزمایش و جالوله ای و پلیت
  4. چراغ الکلی، آنس یا لوپ، پیپت و پوآر

 

روش انجام آزمایش:

  1. ابتدا محیط MRVP را طبق دستورالعمل کارخانه سازنده آماده و استریل می نمائیم.
  2. از کلنی های باکتری در محیط EMB یک آنس برداشته و در محیط MRVP کشت می دهیم.
  3. به مدت 48 یاعت در دمای 35 درجه سانتیگراد قرار داده در پایان مدت به یک میلی لیتر از محیط کشت میکروبی 0.6 میلی لیتر محلول آلفا نفتول و 0.2 میلی لیتر محلول پتاس 40 در صد اضافه می کنیم.
  4. تشکیل رنگ صورتی تا قرمز لاکی ظرف 5 دقیقه بیانگر پاسخ مثبت به آزمایش است.
  5. از خواندن رنگ بعد از مدت 5 دقیقه اجتناب می کنیم. همچنین لوله هایی که در آنها رنگ مسی تشکیل شده را کنار می گذاریم.

 

  1. 4.   آزمایش سیترات سدیم : این آزمایش توانایی باکتریها در مصرف سیترات به عنوان تنها منبع کربن را بررسی می کند.

 

مواد و وسایل موردنیاز:

  1. محیط کشت سیمون سیترات
  2. لوله های آزمایش، جالوله ای و پلیت
  3. چراغ الکلی، آنس یا لوپ، پیپت و پوآر

 

روش انجام آزمایش:

  1. ابتدا محیط  سیمون سیترات  آگار را طبق دستورالعمل کارخانه سازنده آماده و استریل می نمائیم.
  2. از کلنی های  مشخص در محیط EMB توسط آنس سوزنی برداشته و در محیط کشت شیبدار سیمون سیترات به صورت عمقی و سطحی کشت داده و به مدت 24 تا 48 ساعت در انکوباتور در دمای 35 درجه سانتیگراد قرار می دهیم.
  3. رشد روی محیط که معمولا به رنگ آبی است(یا کدر شدن محیط کشت) به عنوان پاسخ مثبت و عدم رشد را به عنوان پاسخ منفی در نظر میگیریم.

 

  1. 5.   آزمایش حرکت : بررسی حرکت باکتریها در محیط هایی مثل SIM یا موتیلیتی مدیوم انجام می گیرد. به علت اینکه این محیط دارای آگار حدود 2.5 تا 3.5 در هزار می باشد، باکتری هایی که دارای تاژک هستند قادر به نفوذ در بین مواد این محیط خواهند بود. بنابراین  اگر با آنس سوزنی باکتری را بطور عمودی در این محیط ها فرو ببریم و کشت بدهیم، چون این دو محیط بصورت آگار تال تهیه می شوند، اگر باکتری تاژه داشته باشد در رد آنس چیزی مشاهده نمی گردد و تمامی محیط کدر می شود که این کدورت بستگی به نوع باکتری از نظر تعداد تاژه دارد.

مواد و وسایل موردنیاز:

  1. محیط های کشت SIM یا موتیلیتی مدیوم
  2. لوله های آزمایش، جالوله ای و پلیت
  3. چراغ الکلی، آنس ، پیپت و پوآر

 

روش انجام آزمایش:

  1. ابتدا محیط  SIM را طبق دستورالعمل کارخانه سازنده آماده و استریل می نمائیم.
  2. یک آنس از محیط کشت باکتری در محیط EMB برداشته و در سطح بالایی محلول کشت تا عمق 5 میلیمتر تلقیح را انجام می دهیم.  سپس لوله ها را به مدت 1 تا 2 روز در 35 درجه سانتیگراد گرماگذاری می نماییم، اگر پس از این مدت پاسخ منفی بود، 5 روز دیگر در دمای 22 تا 25 درجه سانتیگراد گرماگذاری را ادامه میدهیم.
  3. مشاهده رشد انتشار یافته در محیط کشت از نقطه فرو بردن آنس سوزنی بیانگر پاسخ مثبت است.
  4. به جای این کار می توانیم محیط کشتی بدون آگار تهیه کرده و آزمایش را با کشت میکروبی تازه و جوان با استفاده از روش قطره معلق روی لام برای ارگانیزم های متحرک انجام دهیم (.(Hanging Drop Slide Technique

 

تست حضور و غیاب کلیفرم ها

جهت تست احتمالی می توان از یک تست دیگر استفاده نمود که در محیطی به نام present absent می باشد. این تست، تست حضور وغیاب (P/A) جهت تشخیص کلیفرم ها در آب نیز نامیده می شود. روش (P/A)، روش ساده اصلاح شده تخمیر چند لوله ای استاین روش وجود یا عدم وجود کلیفرم ها در آب می باشد. از مزایای آن می توان به انجام آزمایش روی تعداد زیاد نمونه در واحد زمان و نیز سهولت انجام آزمایش اشاره کرد.

برای این منظور از محیط کشت (P/A) که به شرح زیر آماده می گردد استفاده می کنیم :

مواد مورد نیاز:

  1. لاکتوز براث (هیدراته) : 13 گرم
  2. لوریل تریپتوز براث (هیدراته) : 17.5 گرم
  3. بروموکروزول ارغوانی : 0.0085 گرم
  4. آب مقطر : 1 لیتر

نکته : به علت اینکه مقدار نمونه مورد آزمایش، 100 میلی لیتر می باشد ، همچنین مقدار محیط کشت 50 میلی لیتر می باشد، در نتیجه غلظت محیط کشت باید سه برابر باشد پس اعداد  فوق ضربدر سه خواهد شد.

 

روش آزمایش

  1. در ابتدا لاکتوز براث و لوریل تریپتوز براث را بدون استفاده از گرما در آب حل مینماییم.
  2. برومو کروزول ارغوانی را در 10 میلی لیتر سود 0.1 نرمال حل کرده و به محلول آبگوشت اضافه می کنیم .
  3. میلی لیتر از محیط کشت آماده شده را در داخل بطری 250 سی سی درب دار می ریزیم.
  4. بطری حاوی محیط کشت رابه مدت 12 تا 15 دقیقه در دمای 121 درجه سانتیگراد در اتوکلاو استریل می کنیم.(PH=6.8)
  5. از نمونه مورد نظر پس از 25 بار به هم زدن، 100 میلی لیتر برداشته و داخل بطری حاوی محیط کشت می ریزیم،بطری را آنقدر تکان میدهیم تا در داخل آن نمونه و محیط کشت به طور یکنواخت مخلوط گردند.
  6. بطری حاوی نمونه و محیط کشت را در انکوباتور در دمای 35 درجه سانتیگراد به مدت 24 تا 48 ساعت قرار می دهیم.
  7. تشکیل رنگ زرد در محیط نشان دهنده شرایط اسیدی در نتیجه تخمیر لاکتوز است.اگر گاز نیز تولید شود با تکان دادن بطری به آرامی و ایجاد کف در محیط می توان به وجود آن پی برد.
  8. برای تست تاییدی تمام محیط های کشتی که واکنش اسیدی (زردرنگ)یا گازی داده اند را به محیط BGB منتقل کرده و در دمای 35 درجه سانتیگراد به مدت 48 ساعت قرار می دهیم وجود گاز در محیط BGB نشاندهنده(+) بودن واکنش است

نکات مهم درباره جا نمایی و بهداشت و ایمنی توالت و حمام

نکات مهم درباره جا نمایی و بهداشت و ایمنی توالت و حمام

بطور کلی بهترین مکان برای سرویس بهداشتی قسمت پشتی یا عقبی خانه هست…باید از قرار دادن توالت در مجاورت اتاق غذاخوری و آشپزخانه اجتناب بشه…(قدیمها در معماری ایران توالت ها را بیرون از ساختمون می ساختن واین کار برای سلامت بسیار مفید بود..)البته الان دیگه نمیشه…بنابراین باید یه سری نکات رعایت بشه

1--در توالت را همیشه بسته نگهدارید…در این حالت انرژی منفی توالت با انرژی مثبت خانه مخلوط نمی شه..

۲-بطور روزانه یا حداقل هفتگی از ضدعفونی کننده برای تمیز کردن سرویس استفاده کنید…

توالت نباید بالای آشپزخانه باشد…

توالت نباید بالای اتاق خواب قرار گیرد..

از ساختن توالت بزرگ اجتناب شود…هر قدر فضای بیشتری به توالت اختصاص داده شود قسمت انرژی منفی بنا بیشتر میشود(متاسفانه در ساختمونهای امروزی تعداد سرویسها خیلی زیاد شدن و این فضا رو هدر میده…مثلا برای اتاق ۳ خوابه واقعا ۳ سری سرویس لازم نیست
داخل توالت را دکور بندی نکنید…هر چه توالت ساده تر باشد تمیز تر و بهتر است

در توالت تعدادی تخته سنگ قرار دهید…این کار نیروی پاک کننده زمین را تقویت می کند…

نمک انرژی منفی رو جذب می کنه..کنار پنجره توالت یه کاسه نمک تصفیه نشده قرار بدبد…هر وقت کهنه شد عوضش کنید

نتیجه از ۲ مورد بالایی:میشه سنگ نمک قرار داد که هم سنگ باشه هم نمک

ترجیحا فضای توالت از بقیه قسمتهای دستشویی جدا بشه(این هم در معماری قدیم ایران همیشه بود ..)حتی شده با یه دیوار کوتاه
مطمئن شوید که تمام شیرها درست عمل می کنند…شیری که چکه می کند و یا مخزنی که نشتی دارد می تواند پول شما را به همان سرعتی که آمده دور کند…پس به سرعت در رفع این موضوع تلاش کنید..

حتما باید در حمام پنجره وجود داشته باشد…اگر فرض محال چنین نبود باید از آینه قدی استفاده کنید…شاید باورتان نشود ولی آینه بوی نا مطبوع و باقیمانده را از بین می برد

در حمام هایی که پنجره دارند گیاهان سبز شاداب فنگ شویی بسیار خوبی است

تعدادی شمع انرژی یانگ مورد نیاز این فضا را تامین می کنند

اگر وسیله تهویه در حمام دارید ..آویزان کردن روبانهایی به رنگ روشن یا بادآویز میتواند انرژی از دست رفته هنگام تهویه را تامین کنید

-چون در سرویسهای بهداشتی آب زیاد است و عنصر آب چوب را تغذیه می کند(در چرخه عناصر فنگ شویی که بعدها به آن خواهم پرداخت)وسایل چوبی فنگ شویی بسیار خوبی برای سرویسها است

بهترین مکان برای قرار دادن سرویسها به گونه ای است که توسط یک راهرو از مابقی قسمتهای خانه جدا باشد

دست شویی درست کنار در ورودی یا وسط خانه اصلا مناسب نیست

قرار گرفتن سیفون توالت در پشت دیواری که اتاق خواب قرار دارد مطلوب نیست…اگر چنین موردی وجود دارد حداقل جای تخت رو عوض کنید

حمام و دکوراسیون

بیش از ۸۰ درصد حوادث خطرناک در خانه اتفاق می‌افتد که بخش عظیمی از آن نیز مربوط به رعایت نکردن نکات ایمنی در حمام است. آب و وسایل برقی در کنار هم خطر آفرین‌اند. از سوی دیگر، وجود کف‌پوش نامناسب تا حد زیادی احتمال سر خوردن در حمام را افزایش می‌دهد.
امروزه حمام در خانه‌های شهری به مکانی برای رفع خستگی و پاکیزه کردن جسم تبدیل شده است. فرقی نمی‌کند که حمام شما کوچک باشد یا بزرگ. رعایت برخی موارد مانند انتخاب کف‌پوش مناسب، رنگ زیبا، دستگاه تهویه و وسایل جانبی مناسب می‌تواند این مکان را به مکانی دلنشین، آرام و ایمن برای تمامی اعضای خانواده تبدیل کند.
● ۴ نکته درباره کف‌پوش حمام
۱) بهترین گزینه برای کف‌پوش حمام، سرامیک است. سرامیک در برابر آب مقاوم و از لحاظ طرح و رنگ بسیار متنوع است.
۲) از میان انواع سرامیک‌ها، سرامیک‌های شیاردار از امنیت بالاتری برخوردار است و میزان خطر لیز خوردن را تا حد زیادی کاهش می‌دهد.
۳) در حمام‌هایی که کف شیب‌داری دارند، بهتر است از موزاییک‌هایی با سایز کوچک استفاده کنید تا هم شیب کمتر به نظر برسد و هم شکستگی و آسیب‌دیدگی در میان موزاییک‌ها به وجود نیاید.
۴) استفاده از کف‌پوش بدون لعاب توصیه نمی‌شود چون پاک کردن این نوع کف‌پوش‌ها کار بسیار سختی است. در عوض کف‌پوش‌های زبر بهترین گزینه هستند.
● ۲ نکته درباره رنگ حمام
۱) اگر حمام کوچکی دارید، دکوراتورها به شما توصیه می‌کنند از سرامیک‌هایی به رنگ سفید و بژ یا زرد و کرم بسیار روشن استفاده کنید تا نور منعکس شده و فضای حمام بزرگ‌تر به نظر برسد.
۲) اگر کف‌پوش از سرامیک سفید و روشن است، بهتر است دیوارها به رنگ قرمز، زرد یا ‌آبی باشد، استفاده از پوشش دیواری طرح‌دار نیز محیط حمام را دنج و گرم می‌کند. استفاده از رنگ مورد علاقه در حمام سبب آرامش و به وجود آمدن انرژی در شما می‌شود.
● ۳ نکته درباره تهویه حمام
۱) در بسیاری از موارد اتفاق می‌افتد که افراد در حمام دچار خفگی شوند. در خانه‌های قدیمی آبگرمکن اغلب در حمام است و همین امر سبب نشت گاز و خفگی می‌شود.
۲) محیط حمام محیطی مرطوب است و رطوبت بالا برای افرادی که دچار بیماری قلبی یا آسم هستند، خطرناک است.
۳) متاسفانه در برخی خانه‌ها پنجره یا هواکشی در حمام نصب نشده و اغلب پس از حمام، اعضای خانواده مجبورند در حمام را باز گذارند تا هوای حمام عوض شود اما همین موضوع سبب ورود هوای نامطبوع و مرطوب حمام به داخل فضای خانه می‌شود. برای از بین بردن بوهای نامطبوع و رطوبت در حمام بهتر است از پنجره یا هواکش استفاده شود.
● ۱ نکته درباره نورپردازی در حمام
۱) حمام محیطی مرطوب است و در صورتی که تاریک باشد، محل مناسبی برای رشد قارچ‌ها خواهد بود.
بنابراین بسیار ضروری است که به گونه‌ای طراحی شود که حتما نور طبیعی به داخل آن بتابد.
۵ نکته درباره ایمنی حمام
۱) برق‌گرفتگی از جمله حوادثی است که اغلب در حمام رخ می‌دهد. تمامی وسایل برقی را پس از استفاده از پریز برق بکشید و جمع کنید. برای پریزهای حمام نیز باید از محافظ پریز استفاده کرد. تمامی سیم‌‌های برق درون حمام باید با روکش عایق پوشانده شوند، به طوری که هیچ سیمی با آب تماس نداشته باشد.
۲) برای جلوگیری از سر خوردن در حمام، در اطراف وان از کف‌پوش‌های دولایه حاوی لاتکس استفاده کنید. این کف‌پوش‌ها به وسیله لاتکس زیرین به کف حمام نصب می‌شود و لایه بیرونی که دارای بافت ناهموار است میزان سرخوردگی را کاهش می‌دهد. از پادری پلاستیکی نیز می‌توانید برای کف حمام استفاده کنید. نصب میله‌هایی به عنوان دستگیره روی دیواره‌های حمام نیز ایده خوبی است و می‌توانید پیش از زمین خوردن با گرفتن آنها تعادل خود را حفظ کنید.
۳) سوختگی در حمام هم زیاد اتفاق می‌افتد. بهتر است پیش از آنکه خودتان یا کودکتان را زیر دوش آب بفرستید، ابتدا دستتان را زیر شیر آب گرفته و درجه حرارت آب را تنظیم کنید. درجه مناسب آب برای پوست ۳۵ تا ۳۷ درجه است.
۴) در صورتی که محیط داخل حمام به گونه‌ای طراحی شده که در آن شیشه وجود دارد، توجه داشته باشید که این شیشه‌ها باید از جنس پلاستیک یا شیشه نشکن باشد تا موجب بریدگی و پارگی شدید پوست در صورت شکستن نشوند.
۵) نظافت حمام موضوع مهمی است که اغلب فراموش می‌شود. پس از هر بار حمام کردن، دیوارها و کف حمام را با مواد پاک‌کننده بشویید و دستگاه تهویه یا پنجره را باز کنید تا رطوبت خارج شود. در درون حمام حتما سطل زباله درپوش‌دار، تمیز و مجهز به کیسه زباله قرار دهید. هیچ گاه حوله‌های کثیف را در حمام روی هم جمع نکنید چون سبب رشد قارچ‌ها خواهد شد.
● ۲ نکته درباره حمام‌های مدرن
▪ به تازگی سردوش‌هایی وارد بازار شده که میزان آب را متعادل کرده و در ضمن فشار آب را بالا می‌برد. این دوش‌ها در این روزها که همگی ما باید در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم می‌توانند کمک بسیار مناسبی باشند.
▪ گمان می‌کنید درجه حرارت آب در هنگام دوش گرفتن برایتان مهم است؟ به تازگی دوش آب هوشمندی وارد بازار شده که می‌تواند دمای آب را اندازه گرفته و آن را در رنگ نورهای متفاوت گزارش کند. برای مثال، اگر دمای آب ۳۲ درجه باشد نور سفید، ۳۳ تا ۴۱ درجه نور آبی، ۴۲ تا ۴۵ درجه نور بنفش و بالای ۴۵ درجه نور قرمز می‌شود. این وسیله استحمام کودکان را برای مادران راحت‌تر خواهد کرد.

روز جهانی ایمنی و بهداشت

سازمان بین المللی کار (ILO) از سال 2003 با هدف پیشگیری از حوادث وبیماریهای شغلی مراسمی را در این روز که در ایران مصادف با 8 اردیبهشت ماه است برگزار می کند .روز جهانی ایمنی وسلامت شغلی در واقع یک فعالیت سالیانه بین المللی برای نهادینه کردن کار سالم و ایمن در سرتاسر جهان است که در 28اوریل هر سال این  مراسم برگزار می شود .برگزاری این مراسم یک بخش مهم از استراتژیهای جهانی سازمان بین المللی کار برای ارتقای ایمنی وسلامت شغلی در همه محیط های کاری است .که باعث ارتقای آگاهیهای مردم وهمچنین افزایش امنیت وسلامت در محیط کار می شود .
سازمان بین المللی کار ILO    از برگزاری این مراسم توسط کلیه دولتها ،سازمانها وبخش های خصوصی وکارفرمایان وکارخانجات حمایت وپشتیبانی می کند .

درباره HSE

تاریخچه نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست :

در تاریخ 29/11/1380 وزیر محترم نفت با استقرار نظام مدیریت HSE در صنعت نفت موافقت نمودند و مقرر گردید  که پس از بررسی منابع موجود در این خصوص، مدل و راهنمایی جهت استقرار نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست در دستور کار شورای مرکزی نظارت بر ایمنی و آتش نشانی قرار گیرد این در حالی بود که بیش از سه سال قبل مطالعات مذکور و انتخاب بهترین گزینه جهت استقرار سیستم کدیریت ایمن، اثربخش و کارا بطور غیر رسمی شروع شده بود. پس از مصوبه شوراء کمیتة کارشناسی و تخصصی ایمنی و آتش نشانی جهت انجام مطالعة گسترده در اسناد، سوابق و بررسی های دقیق نتایج تجربیات شرکت های نفتی بین المللی در زمینة استقرار نظام مدیریت HSE تشکیل گردید. نتایج بررسی مدلهای مختلف و مطالعات بعمل آمده توسط این کمیته منجر به انتخاب مدل انجمن بین المللی تولید کنندگان نفت و گاز (OGP) بعنوان مناسب ترین رویکرد شد. موضوع در سی و هفتمین جلسة شورای مرکزی نظارت بر ایمنی و آتش نشانی تصویب گردید. بدنبال آن موضوع طی نامه ای در تاریخ 24/12/1381 از سوی وزیر محترم وقت نفت جهت اجرای الزامات نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست در تمامی سطوح صنعت نفت ابلاغ گردید. بررسی منابع و نیروی انسانی، ساختار سازمانی همچنین تسهیلات مورد نیاز از مواردی بود که به ترتیب در دستور کار قرار گرفت.


 اولین نمودار سازمانی HSE را، در ابتدای سال 1383 شرکت ملی نفت ایران ابلاغ نمود. در تاریخ 5/5/1383 وزارت نفت نمودار سازمانی HSE را به تمامی سطوح صنعت نفت، وزارت نفت، شرکت های اصلی نفت، گاز ، پتروشی، پالایش و پخش و هر یک از شرکت های زیرمجموعه به تفکیک ابلاغ نمود.

 از آن پس تاکنون تمامی شرکت های نفتی در راستای اهداف و خط و مشی تعیین شده حرکت نموده و با تلاش فراوان سعی بر انجام فعالیت ها و وظایف بر طبق روشهای اجرایی و دستورالعمل های کاری که در مرحلة طرح ریزی و با قبل از آن و بر اساس اصول HSE تهیه گردیده است، دارند.

مدیریت بهداشت ایمنی و محیط زیست شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، در ادامه سیاست های این شرکت برای رسیدن به استانداردهای جهانی صنایع نفتی معتبر، توسعة پایدار، تولید روزآمد و خدمت مطلوب و به منظور تغییر نگرش و اصلاح دیدگاه های سنتی نسبت به حادثه در مجموعة خود از نیمة دوم سال 1383 تشکیل شده است. این تشکیلات که جایگزین ادارات ایمنی و آتش نشانی شده، هر چند که بسیار جوان و نوپا است، لیکن در دورة فعالیت کوتاه خود کارنامه ای پربار و تأثیری قابل توجه در مجموعه های عملیاتی بر جا گذاشته است. با نگاهی مختصر به عملکرد این مدیریت می توان به ژرفای تأثیرات کمّی و کیفی آن در ارتقاء سطح سلامت، ایمنی و بهداشت شرایط زیست محیطی مجموعه پالایش و پخش پی برد. میلیون ها نفر ساعت کار عملیاتی با حداقل حادثه در شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، نتیجة تغییر نگرش در مدیریت ایمنی این شرکت است.

همزمان با ابلاغ ساختار HSE، تبیین شرح وظایف، شرایط احراز مشاغل و جذب نیروهای انسانی مرتبط در سطح صنعت نفت آغاز گردید. مجموعه این فعالیت ها بیش از یکسال بطول انجامید.

عدم وجود پیشینه از تخصص های مرتبت خصوصاً در زمینة مدیریت یکپارچه HSE استقرار نظام مدیریت را با چالش و کاهش سرعت در پیشرفت برنامه ها خصوصاً مباحث کنترلی حوادث اعم از فوت، بیماریهای شغلی و آلودگیهای زیست محیطی مواجه نمود.

این مهم ضرورت تسریع در طرحریزی و اجرای دوره های آموزشی و افزایش مهارت کارکنان HSE را در همان مراحل اولیه استقرار، الزامی می نمود.

تغییر نگرش سنتی در مباحث کنترل حوادث و تمهیدات پیشگیرانه در تمام طرحها و برنامه ها از برنامه های فرهنگی بود که بهدلیل ماهیت کار و تمرکز بر ایجاد رویکرد نوین در افراد، زمان بر بود اما برنامه ها در سالهای اولیه پایه ریزی شد.

پرواضح است که بهبود فرهنگ از برنامه های زمان بر می باشد و در هیچ زمانی ایستایی ندارد تا نتایج مطلوب از طریق اثربخشی برنامه ها و دستیابی به اهداف HSE MS نمایان گردد. نتایج حاصله نیز مستمراً می بایست بهبود یابند. لذا شرکت ملی پالایش و پخش نیز از سال 1387 با تمرکز بر فرهنگ HSE پایه های نظام مدیریت HSE را تقویت نمود.

تهیه دستورالعمل و روش های اجرایی تخصصی مورد نیاز، همچنین به روز نمودن مقررات، دستورالعمل ها و استانداردهای جاری از دیگر برنامه ها بود که در فاصلة زمانی کوتاهی می بایست در حد مطلوب طرحریزی و اجرا می شد. بنا به ضرورت کار از سال 1384 تاکنون بیش از 60 دستورالعمل و روش اجرایی تنها در وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش تهیه شده است. این در حالیست که در سال 1388 تهیه بیش از 300 دستورالعمل و روش اجرایی در دستور کار مدیریت HSE پالایش و پخش قرار گرفته است. بخش عمده از خدمات طرحریزی شده در شرکت ملی پالایش و پخش از سال 1388 بدلیل حجم زیاد، ضرورت تهیه در زمانی کوتاه و نیاز صنایع از طریق خدمات مشاوره های در دست اجرا قرار گرفته است.

دستیابی به شرایط موجود در زمینة مدیریت HSE، مقایسة آماری (Bench Marking)، تعیین فضاهای خالی (Gap Analysis)، تهیه طرح راهبردی و اثربخش (Road Map) از دیگر مواردی است که می بایست شرکت ها در کوتاه ترین زمان ئ بنحوی اثر بخش طرحریزی و ایجاد نمایند.

در حال حاضر با گذشت بیش از 4 سال از ابلاغیه های مذکور صنعت نفت با طرح و برنامه ریزیهای عمده برای سطوح مختلف کاری و با توجه به مشاغل موجود، درصدد تبیین شرح وظایف HSE برای کلیة سمت ها و تبیین نحوة درگیر شدن تمامی سطوح کاری می باشد. شناسایی فعالیت های بحرانی، تبیین نجوة دخالت کلیة واحدهای مستقر در شرکت ها جهت پیشگیری از وقوع حوادث و ساماندهی فعالیت ها با توجه به دخالت HSE در دیگر سازمانها از برنامه های دشوار و پیش روی مدیریت های HSE است که چنانچه بنحوی اثربخش اجرایی گردند می توان ادعا نمود تا حدودی در مباحث پیشگیرانه و کنترلی حوادث موفق بوده ایم.

- چراHSE MS  :

بدنبال پیشرفت صنعتی و ورود ماشین آلات به عرصة زندگی افراد و پررنگ تر شدن نقش تجهیزات و دستگاهها در فرآیندهای کاری و افزایش تعامل انسانها با اجزای محیط های صنعتی سازمانها ، با چالش های جدید و مستمری در رابطه با موضوعات سلامت، ایمنی و بهداشت مواجه شدند، بطوریکه تنها رعایت قوانین قدیمی موجود برای رهایی سازمانها کافی بنظر نمی رسد، لذا برای نجات واعتلای سازمانها، نیروی انسانی، بقای محیط زیست و جلوگیری از خسارت وارده به تجهیزات و تأسیسات، مدیریت یکپارچة HSE برای خاتمه دادن به تمامی دغدغه های موجود پا به عرصة صنعت نهاد.

سیستم مدیریت HSE یک ابزار مدیریتی برای کنترل و بهبود عملکرد بهداشت، ایمنی و محیط زیست در همة برنامه های توسعه و پروژه های صنعتی یا تشکیلات سازمانی بوده  است، با ایجاد بستر فرهنگی خلاق و نگرشی نو و سیستماتیک در راستای توسعة پایدار و کرامت انسان، بطور یکپارچه و با همگرایی و چیدمان هم افزای نیروهای انسانی و امکانات و تجهیزات و با استفاده از سیستم آموزش کارآمد، ممیزیهای دوره ای، ارزیابی، بهبود مستمر، موجب به حداقل رساندن اثرات نامطلوب صنعت بر محیط و افزایش اثرات مطلوب آن از طریق تأمین ایمنی همه جانبة کلیه کارکنان و همکاران سازمان، تجهیزات و تأسیسات و به صفر رساندن حوادث و آسیب های ناسی از کار از طریق کنترل یا حذف شرایط ناایمن و ارتقاء سطح سلامت افراد از طریق اعمال راهکارهای کنترلی مدیریتی، مهندسی و اجرایی در کلیة سطوح سازمان و همچنین صیانت از محیط زیست به عنوان سرمایة بشریت می گردد.

گسترش مواد و تکنولوژی نوین گرچه رفاه را افزایش می دهد اما به موازات خود مخاطرات جدیدی را نیز پیش روی بشر قرار می دهد که غلبه بر آن نیازمند احساس مسئولیت همگانی در اجرای برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست برای محافظت از جان انسانها، محیط زیست و سرمایه های ملی می باشد. تکرا حوادث مشابه و ضعف در اثربخشی تمهیدات کنترلی مسئولین را برآن داشت تا با تأمل در طرح و برنامه های کنترل حوادث شرکتهای نفتی معتبر دنیا به تحقیق پیرامون علل موفقیت هر یک بپردازند. تجارب شرکت های نفتی موفق و معتبر در دنیا بیانگر تغییر نگرش واکنشی به نگرش پیشگرانه در برنامه های کنترلی حوادث بوده است. این نگرش آنها را به سمت ایجاد یکپارچگی در مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست سوق داده است.

با چنین رویکردی که در آن مدیریت ریسک را منوط به بررسی جنبه ها و مخاطرات بهداشتی، ایمنی و زیست محیطی می دانستند قابلیت شرکت ها در مباحث مذکور افزایش یافت و نتایج رضایت بخش و مطلوبی را برای آنها فراهم آورد. در صنعت نفت نیز پس از بررسی عملکرد شرکت های موفقی نظیر Shell و Total همچنین نحوة مدیریت برنامه های مرتبط با کنترل حوادث، با این باور که ایجاد روندی سیستماتیک در وهلة اول و توسعه نگرش پیشگیرانه (Proactive) در مرحلة بعدی، صنایع ما را به طرح و برنامه های بهبود یافته و اثربخش با به کارگیری ابزارها و تکنولوژی نوین قادر خواهد ساخت به این عرصه وارد گردید.

الگو برداری از نظام مدیریت HSE شرکت های نفتی عضو OGP، بومی سازی مطالب با توجه به نوع صنعت و تسهیلات موجود با توجه به اصل همپایانی (Equifinality) صورت پذیرد. اصل همپایانی صراحتاً اعلام می نماید برای سرعت بخشیدن به برنامه ها و ایجاد جهش مؤثر در کارها می توان از تجارب موفق شرکت معتبر با عملکرد مشابه استفاده نمود.

 امروزه در صنعت نفت ایران بینش و آمادگی برای مدیریت برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست بصورت یکپارچه ایجاد شده است. صنعت نفت بعنوان صنعتی استراتژیک در کشور، همواره در استفاده از معیارها و استانداردهای معتبر جهانی و به روز نمودن نظامهای مدیریتی پیشگام بوده و بر این اساس از حداکثر توان خود برای ایجاد محیط های کاری سالم و توسعة پایدار بهره گیری می نماید. نظام مدیریت یکپارچه بهداشت، ایمنی و محیط زیست در صنعت نفت مسیر دستیابی به اهداف را که همانا ایجاد محیط های کاری بدون حادثه، بدون آسیب و بدون آلاینده زیست محیطی است، کوتاه می نماید.

HSE   ضمن کاهش هزینه ها و مخاطرات و افزایش ایمنی و فرصتها، امکان ممیزی یکپارچه و مطمئن را نیز فراهم می آورد. بدین ترتیب در کنار هم قرار گرفتن این سه مقوله تحت مدیریت یکپارچه، اثرات سینرژیک و هم افزایی قابل ملاحظه ای بر یکدیگر داشته و نتایج مثبت جمع جبری آن، به مراتب بیشتر از گذشته خواهد بود.

 در تاریخ 29/11/1380 وزیر محترم نفت با استقرار نظام مدیریت HSE در صنعت نفت موافقت نمودند و مقرر گردید که پس از بررسی منابع موجود در این خصوص، مدل و راهنمایی جهت استقرار نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست در دستور کار شورای مرکزی نظارت بر ایمنی و آتش نشانی قرار گیرد این در حالی بود که بیش از سه سال قبل مطالعات مذکور و انتخاب بهترین گزینه جهت استقرار سیستم کدیریت ایمن، اثربخش و کارا بطور غیر رسمی شروع شده بود. پس از مصوبه شوراء کمیتة کارشناسی و تخصصی ایمنی و آتش نشانی جهت انجام مطالعة گسترده در اسناد، سوابق و بررسی های دقیق نتایج تجربیات شرکت های نفتی بین المللی در زمینة استقرار نظام مدیریت HSE تشکیل گردید. نتایج بررسی مدلهای مختلف و مطالعات بعمل آمده توسط این کمیته منجر به انتخاب مدل انجمن بین المللی تولید کنندگان نفت و گاز (OGP) بعنوان مناسب ترین رویکرد شد. موضوع در سی و هفتمین جلسة شورای مرکزی نظارت بر ایمنی و آتش نشانی تصویب گردید. بدنبال آن موضوع طی نامه ای در تاریخ 24/12/1381 از سوی وزیر محترم وقت نفت جهت اجرای الزامات نظام مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست در تمامی سطوح صنعت نفت ابلاغ گردید. بررسی منابع و نیروی انسانی، ساختار سازمانی همچنین تسهیلات مورد نیاز از مواردی بود که به ترتیب در دستور کار قرار گرفت. اولین نمودار سازمانی HSE را، در ابتدای سال 1383 شرکت ملی نفت ایران ابلاغ نمود. در تاریخ 5/5/1383 وزارت نفت نمودار سازمانی HSE را به تمامی سطوح صنعت نفت، وزارت نفت، شرکت های اصلی نفت، گاز ، پتروشی، پالایش و پخش و هر یک از شرکت های زیرمجموعه به تفکیک ابلاغ نمود. از آن پس تاکنون تمامی شرکت های نفتی در راستای اهداف و خط و مشی تعیین شده حرکت نموده و با تلاش فراوان سعی بر انجام فعالیت ها و وظایف بر طبق روشهای اجرایی و دستورالعمل های کاری که در مرحلة طرح ریزی و با قبل از آن و بر اساس اصول HSE تهیه گردیده است، دارند. مدیریت بهداشت ایمنی و محیط زیست شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، در ادامه سیاست های این شرکت برای رسیدن به استانداردهای جهانی صنایع نفتی معتبر، توسعة پایدار، تولید روزآمد و خدمت مطلوب و به منظور تغییر نگرش و اصلاح دیدگاه های سنتی نسبت به حادثه در مجموعة خود از نیمة دوم سال 1383 تشکیل شده است. این تشکیلات که جایگزین ادارات ایمنی و آتش نشانی شده، هر چند که بسیار جوان و نوپا است، لیکن در دورة فعالیت کوتاه خود کارنامه ای پربار و تأثیری قابل توجه در مجموعه های عملیاتی بر جا گذاشته است. با نگاهی مختصر به عملکرد این مدیریت می توان به ژرفای تأثیرات کمّی و کیفی آن در ارتقاء سطح سلامت، ایمنی و بهداشت شرایط زیست محیطی مجموعه پالایش و پخش پی برد. میلیون ها نفر ساعت کار عملیاتی با حداقل حادثه در شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران، نتیجة تغییر نگرش در مدیریت ایمنی این شرکت است. همزمان با ابلاغ ساختار HSE، تبیین شرح وظایف، شرایط احراز مشاغل و جذب نیروهای انسانی مرتبط در سطح صنعت نفت آغاز گردید. مجموعه این فعالیت ها بیش از یکسال بطول انجامید. عدم وجود پیشینه از تخصص های مرتبت خصوصاً در زمینة مدیریت یکپارچه HSE استقرار نظام مدیریت را با چالش و کاهش سرعت در پیشرفت برنامه ها خصوصاً مباحث کنترلی حوادث اعم از فوت، بیماریهای شغلی و آلودگیهای زیست محیطی مواجه نمود. این مهم ضرورت تسریع در طرحریزی و اجرای دوره های آموزشی و افزایش مهارت کارکنان HSE را در همان مراحل اولیه استقرار، الزامی می نمود. تغییر نگرش سنتی در مباحث کنترل حوادث و تمهیدات پیشگیرانه در تمام طرحها و برنامه ها از برنامه های فرهنگی بود که بهدلیل ماهیت کار و تمرکز بر ایجاد رویکرد نوین در افراد، زمان بر بود اما برنامه ها در سالهای اولیه پایه ریزی شد. پرواضح است که بهبود فرهنگ از برنامه های زمان بر می باشد و در هیچ زمانی ایستایی ندارد تا نتایج مطلوب از طریق اثربخشی برنامه ها و دستیابی به اهداف HSE MS نمایان گردد. نتایج حاصله نیز مستمراً می بایست بهبود یابند. لذا شرکت ملی پالایش و پخش نیز از سال 1387 با تمرکز بر فرهنگ HSE پایه های نظام مدیریت HSE را تقویت نمود. تهیه دستورالعمل و روش های اجرایی تخصصی مورد نیاز، همچنین به روز نمودن مقررات، دستورالعمل ها و استانداردهای جاری از دیگر برنامه ها بود که در فاصلة زمانی کوتاهی می بایست در حد مطلوب طرحریزی و اجرا می شد. بنا به ضرورت کار از سال 1384 تاکنون بیش از 60 دستورالعمل و روش اجرایی تنها در وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش تهیه شده است. این در حالیست که در سال 1388 تهیه بیش از 300 دستورالعمل و روش اجرایی در دستور کار مدیریت HSE پالایش و پخش قرار گرفته است. بخش عمده از خدمات طرحریزی شده در شرکت ملی پالایش و پخش از سال 1388 بدلیل حجم زیاد، ضرورت تهیه در زمانی کوتاه و نیاز صنایع از طریق خدمات مشاوره های در دست اجرا قرار گرفته است. دستیابی به شرایط موجود در زمینة مدیریت HSE، مقایسة آماری (Bench Marking)، تعیین فضاهای خالی (Gap Analysis)، تهیه طرح راهبردی و اثربخش (Road Map) از دیگر مواردی است که می بایست شرکت ها در کوتاه ترین زمان ئ بنحوی اثر بخش طرحریزی و ایجاد نمایند. در حال حاضر با گذشت بیش از 4 سال از ابلاغیه های مذکور صنعت نفت با طرح و برنامه ریزیهای عمده برای سطوح مختلف کاری و با توجه به مشاغل موجود، درصدد تبیین شرح وظایف HSE برای کلیة سمت ها و تبیین نحوة درگیر شدن تمامی سطوح کاری می باشد. شناسایی فعالیت های بحرانی، تبیین نجوة دخالت کلیة واحدهای مستقر در شرکت ها جهت پیشگیری از وقوع حوادث و ساماندهی فعالیت ها با توجه به دخالت HSE در دیگر سازمانها از برنامه های دشوار و پیش روی مدیریت های HSE است که چنانچه بنحوی اثربخش اجرایی گردند می توان ادعا نمود تا حدودی در مباحث پیشگیرانه و کنترلی حوادث موفق بوده ایم. 2- چراMS HSE : بدنبال پیشرفت صنعتی و ورود ماشین آلات به عرصة زندگی افراد و پررنگ تر شدن نقش تجهیزات و دستگاهها در فرآیندهای کاری و افزایش تعامل انسانها با اجزای محیط های صنعتی سازمانها ، با چالش های جدید و مستمری در رابطه با موضوعات سلامت، ایمنی و بهداشت مواجه شدند، بطوریکه تنها رعایت قوانین قدیمی موجود برای رهایی سازمانها کافی بنظر نمی رسد، لذا برای نجات واعتلای سازمانها، نیروی انسانی، بقای محیط زیست و جلوگیری از خسارت وارده به تجهیزات و تأسیسات، مدیریت یکپارچة HSE برای خاتمه دادن به تمامی دغدغه های موجود پا به عرصة صنعت نهاد. سیستم مدیریت HSE یک ابزار مدیریتی برای کنترل و بهبود عملکرد بهداشت، ایمنی و محیط زیست در همة برنامه های توسعه و پروژه های صنعتی یا تشکیلات سازمانی بوده است، با ایجاد بستر فرهنگی خلاق و نگرشی نو و سیستماتیک در راستای توسعة پایدار و کرامت انسان، بطور یکپارچه و با همگرایی و چیدمان هم افزای نیروهای انسانی و امکانات و تجهیزات و با استفاده از سیستم آموزش کارآمد، ممیزیهای دوره ای، ارزیابی، بهبود مستمر، موجب به حداقل رساندن اثرات نامطلوب صنعت بر محیط و افزایش اثرات مطلوب آن از طریق تأمین ایمنی همه جانبة کلیه کارکنان و همکاران سازمان، تجهیزات و تأسیسات و به صفر رساندن حوادث و آسیب های ناسی از کار از طریق کنترل یا حذف شرایط ناایمن و ارتقاء سطح سلامت افراد از طریق اعمال راهکارهای کنترلی مدیریتی، مهندسی و اجرایی در کلیة سطوح سازمان و همچنین صیانت از محیط زیست به عنوان سرمایة بشریت می گردد. گسترش مواد و تکنولوژی نوین گرچه رفاه را افزایش می دهد اما به موازات خود مخاطرات جدیدی را نیز پیش روی بشر قرار می دهد که غلبه بر آن نیازمند احساس مسئولیت همگانی در اجرای برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست برای محافظت از جان انسانها، محیط زیست و سرمایه های ملی می باشد. تکرا حوادث مشابه و ضعف در اثربخشی تمهیدات کنترلی مسئولین را برآن داشت تا با تأمل در طرح و برنامه های کنترل حوادث شرکتهای نفتی معتبر دنیا به تحقیق پیرامون علل موفقیت هر یک بپردازند. تجارب شرکت های نفتی موفق و معتبر در دنیا بیانگر تغییر نگرش واکنشی به نگرش پیشگرانه در برنامه های کنترلی حوادث بوده است. این نگرش آنها را به سمت ایجاد یکپارچگی در مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست سوق داده است. با چنین رویکردی که در آن مدیریت ریسک را منوط به بررسی جنبه ها و مخاطرات بهداشتی، ایمنی و زیست محیطی می دانستند قابلیت شرکت ها در مباحث مذکور افزایش یافت و نتایج رضایت بخش و مطلوبی را برای آنها فراهم آورد. در صنعت نفت نیز پس از بررسی عملکرد شرکت های موفقی نظیر Shell و Total همچنین نحوة مدیریت برنامه های مرتبط با کنترل حوادث، با این باور که ایجاد روندی سیستماتیک در وهلة اول و توسعه نگرش پیشگیرانه (Proactive) در مرحلة بعدی، صنایع ما را به طرح و برنامه های بهبود یافته و اثربخش با به کارگیری ابزارها و تکنولوژی نوین قادر خواهد ساخت به این عرصه وارد گردید. الگو برداری از نظام مدیریت HSE شرکت های نفتی عضو OGP، بومی سازی مطالب با توجه به نوع صنعت و تسهیلات موجود با توجه به اصل همپایانی (Equifinality) صورت پذیرد. اصل همپایانی صراحتاً اعلام می نماید برای سرعت بخشیدن به برنامه ها و ایجاد جهش مؤثر در کارها می توان از تجارب موفق شرکت معتبر با عملکرد مشابه استفاده نمود. امروزه در صنعت نفت ایران بینش و آمادگی برای مدیریت برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست بصورت یکپارچه ایجاد شده است. صنعت نفت بعنوان صنعتی استراتژیک در کشور، همواره در استفاده از معیارها و استانداردهای معتبر جهانی و به روز نمودن نظامهای مدیریتی پیشگام بوده و بر این اساس از حداکثر توان خود برای ایجاد محیط های کاری سالم و توسعة پایدار بهره گیری می نماید. نظام مدیریت یکپارچه بهداشت، ایمنی و محیط زیست در صنعت نفت مسیر دستیابی به اهداف را که همانا ایجاد محیط های کاری بدون حادثه، بدون آسیب و بدون آلاینده زیست محیطی است، کوتاه می نماید. HSE ضمن کاهش هزینه ها و مخاطرات و افزایش ایمنی و فرصتها، امکان ممیزی یکپارچه و مطمئن را نیز فراهم می آورد. بدین ترتیب در کنار هم قرار گرفتن این سه مقوله تحت مدیریت یکپارچه، اثرات سینرژیک و هم افزایی قابل ملاحظه ای بر یکدیگر داشته و نتایج مثبت جمع جبری آن، به مراتب بیشتر از گذشته خواهد بود

اصول و جنبه هاي EMS

اصول و جنبه هاي EMS؛ اصولاً اين يک مديريت با نگرش مثبت است و نه منفي و توقف گرا يا واپس گرا. بعضي از نکات و جنبه هاي موجود در آن عبارتند از:

- تعيين احتياجات و درخواست ها در زندگي فردي و اجتماعي

- تعيين منابعي که براي اين توسعه نياز هستند

- تعيين اينکه چگونه قسمتي از نيازها و خواسته ها، مانع شونده بوده و يا افزايش دهنده ساير نتايج گرديده، موجب نابودي و تباهي منابع مي شوند.

- تعيين افراد و گروه هاي ذينفع و مشارکت کننده که وجود آنها ممکن است روي نياز ها اثر گذاشته و برحفاظت از منابع موثر باشند.

- اگر مديريت محيط زيست بخواهد موثر و سيستماتيک باشد، بايد به طور مداوم:

* همه مراحل را در يک نگرش عطف به آينده مورد نظر قرار گيرد.

* به رسميت شناختن و فهميدن، درک وتشخيص مراحل و مشکلات درساختار و روابط اجرايي.

* قادر باشد با ساير افراد و گروه ها صحبت کرده و آنها را تحت نفوذ در آورد.

* قادر به طراحي، ساخت و عمليات در مديريت سيستم بوده که به صورت تمام و يا در تمام موارد مديريت مي نمايد.

موارد مهم از مسئوليت هاي دولت مرکزي عبارتند از:

- هماهنگي در عمليات.

- برنامه ريزي و اجراي پروژه ها در سرزمين همراه با جلوگيري از ايجاد آلودگي و کنترل آنها.

- برقراري استاندارد هاي زيست محيطي.

- برقراري محدوديت هاي مکاني در مورد فعاليت هاي توليدي و کاربرد زمين.

- برنامه جامع دفع ضايعات خطر ناک و مواد شيميايي خطرآفرين که مي توانند موجب آسيب هاي زيست محيطي گردند.

- مسئوليت در تدارک انجام پژوهش و تحقيق در زمينه هاي مرتبط.

- انجام بازرسي ها و صدور مجوزهاي تخصصي زيست محيطي براي واحد هاي توليدي، ماشين آلات و تآسيسات.

- ايجاد و همکاري در احداث واحدهاي آزمايشگاهي زيست محيطي.

- جمع آوري و انتشار اطلاعات.

- آماده سازي دستور العمل ها، کدها و خطوط راهنما براي جلوگيري از ايجاد آلودگي و کنترل آن.

- برقراري سازمان و تشکيلات، همراه با به کارگيري افراد و کارکناني که اين وظايف را به نحو مطلوب انجام دهند. علاوه بر مطالب بالا، دولت بايد در تحقق و به اجرا در آوردن موارد زير مشارکت نموده و اقدام نمايد:

- ايجاد راهنماهاي زيست محيطي

- انتخاب سايت

برخورد زيست محيطي

هدف EIS تعيين دقيق پيامدهاي زيست محيطي، فعاليت هاي برنامه توسعه، محدوديت هاي دانش تخصصي و کارشناسي است که وجود دارند و اين کار در سرحد امکان انجام مي شود. بنابراين EIS ضرورت هاي پايه اي هستند که براساس داده هاي دقيق جمع آوري شده در طول يک دوره زماني مشخص، در يک مورد ضرورت دار، با حداقل داده ها عمل مي نمايد و مي گويد چه بايد کرد، تا پيامد هاي زيست محيطي زيان آور، در جهت تحقق مديريت محيط زيست، براساس آن چه از مطالعات EIS حاصل شده، به حداقل برسند. در حقيقت EIS بيان مسئله مي نمايد ولي EIA بر محور تصميم گيري عمل مي کند.

اطلاعات مربوط به سايت با جزئيات مي بايست بيان شود. اين اطلاعات شامل جنبه هاي مختلف فيزيکي / شيميايي و اجتماعي / اقتصادي هستند. نقشه سايت جايگاه تمام فرآيندها را بايد نشان دهد. محدوديت هاي انتخاب سايت به طور کامل بايد رعايت شود مثل تجاوز به حريم پارک ها، مناطق حفاظت شده، تالاب ها، اماکن تاريخي و باستاني و با ارزش و ... .

مقدار زمين مورد نياز براي کارخانه، مسکن کارگران، دفع مواد زايد، کريدورهاي سوخت همه بايد مشخص گردند. توان بخشي و به اعتبار اوليه برگشت دادن جمعيت جابجا شده که در نتيجه استقرار واحد صنعتي دچار مشكل شده و يا مجبور به جابجايي گرديده اند از اولويت برخوردار است. حتي اين که چه نوع مصالحي به کار برده مي شود و چه تآثيري روي کيفيت محيط زيست، آب، خاک و هوا و اکولوژي منطقه خواهد داشت، در EMS بسيار مهم تلقي مي گردد.

گاهي اوقات يک گزارش سريع از EIS در مورد هوا مي تواند راه گشاي ارزيابي پروژه گردد. ممکن است يک برنامه اطلاعات كيفيت هوا براي ارزشيابي انجام شود که اين در همکاري با فعاليت هاي EIA خواهد بود.در اين صورت بايد به سئوالات زير پاسخ داده شود:

- منابع آب از کجا و چگونه تامين مي شوند؟

- منابع دريافت کننده فاضلاب کدام اند و چه طراحي هايي در اين مورد صورت گرفته است؟

- منبع دريافت کننده ضايعات جامد، پسماندها و ساير مواد مشخص گرديده اند؟

حرارت، سرو صدا، گرد و غبار و آلاينده هاي شيميايي همه عوامل استرس هايي هستند که ممکن است در حالت مختلف به وجود آيند. چه تدابيري براي موارد استرس زاي زير در نظر گرفته شده اند:

- حمل و نقل در مفهوم عمومي آن و در جابجايي کالاها.

- تکنولوژي هاي قديمي و زيان آور.

- ساختارهاي فيزيکي نامناسب و پخش غير متعارف آلاينده ها.

مديريت مطالعات و سامان دهي موضوعات مهم در بخش محيط زيست، نظير دفع مواد زايد جامد، آلودگي آب، هوا، سرو صدا و ارتعاشات،کاربرد مناسب زمين با تاکيد روي منظر، چشم انداز وفضاي سبز، نيازمند شکل گيري يک هسته از متخصين مختلف محيط زيست، مهندسي شيمي، جامعه شناسي و عده اي از کارشناسان ازچند رشته ديگر و به صورت چند انضباطي است که قادر باشند به مشکلات زيست محيطي پاسخ مساعد دهند و البته يک متخصص محيط زيست با موقعيت ممتاز، مي بايست در رأس اين افراد قرار گيرد.

براي انجام اين کار مطالعات و گزارش هاي زير لازم است :

- استفاده از پرسشنامه

- گزارش هاي EIS

- گزارش اوليه

- نقشه مديريت محيط زيست

- Rehabilitation Master Plan

- نقشه كمربند سبز

- انرژي، سوخت، نشت و انتشار آلاينده ها در جزئيات

- منابع آب در دسترس و کيفيت آن.

- وضعيت و شرايط کنترل آلودگي ها

- تاييد دپارتمان محيط زيست- DOE.

آلودگي آب

آلودگي آب

هر نوع عامل آلاينده که بتواند روي کيفيت آب تاثير گذاشته و منتج به اثرات نامطلوب بهداشتي و زيست محيطي گردد، موجب آلودگي آب مي شود. به طور کلي فاضلاب ها، صنايع شيميايي و آفت کش ها، منابع اصلي آلودگي آب هستند.

کيفيت باکتريولوژيکي آب؛ کليفرم شاخص بيولوژيک آب است و در حقيقت براساسMPN شدت و يا کثرت باکتري که در نمونه مورد آزمايش وجود دارد، اندازه گيري و معرفي مي شود. وجود کليفرم در آب مورد آزمايش حاکي از آلودگي آن خواهد بود.

خواص فيزيکي؛ آب آشاميدني بايد حداکثر سطح قابل قبول كدورت و رنگ آن به ترتيب 5 و 15 باشد.

خواص شيميايي؛ آب آشاميدني بايد از مواد شيميايي خطرناک عاري باشد.

بيماريهاي منتقله از آب

بسياري از عوامل بيماريزا توسط آب انتقال مي يابند، از جمله انواع باکتري ها، تک ياختگان، کرم ها، ويروس ها و قارچ ها.

باکتري ها؛ حصبه و وبا كه از مهمترين آنها هستند.

ويروس ها؛ فلج اطفال، هپاتيت نوع A .

عفونت هاي تک ياختگان؛ آميب ديسانتري

کرم ها؛ آسکاريس.

همچنین مهمترين آلاينده ها و ناخالصي ها در آب آشاميدني به صورت ترکيبات شيميايي عبارتند از: فلوئور، نيترات، سولفات، کلرايد، يد ( کمبود آن) آهن،ارسنيک، کادميوم، سيانايد، سرب، جيوه، ترکيبات فنول.

آلاينده هاي عمده آب

1- ضايعات مصرف کننده اکسيژن که تقاضاي مصرف اکسيژن را بالا مي برند.

2- عوامل بيماريزا

3- ترکيبات آلي سنتتيک.

4- Nutrients

5-مواد شيميايي معدني و آلي.

6- مواد جامد معلق.

7-ضايعات راديو اکتيو.

8-تخليه حرارتي.

اصلاحات و تعاريف در رابطه با آلودگي هوا

اصطلاحات و تعاريف:

Effluents ؛انتشار ماده جامد، مايع، گاز، حرارت، تششع و راديواکتيو، سرو صدا و مايکروويو در يک سيستم است.

Emissions ؛ تخليه Efflueuts در سيستم مي باشد.

To pollute؛ شرايط ناپاکيزه، ناخالص، کثيف، فساد انگيز و آلوده.

آلاينده؛ ترکيبات و موادي هستند که باعث آلودگي مي شوند.

Contamination ؛ حضور ناخواسته مواد آلاينده.

Percolates ، ذرات جامدي که در گازها معلق هستند.

سيستم سولفورزدايي سوخت؛ فرايندهايي است که در يک نيروگاه حرارتي تعيين مي شود و سبب مي شود که SOx از چرخه سيستم نيروگاه برگشت داده شود.

سيستم كاتاليتيك انتخابي؛ يک سيستم تصفيه شيميايي است که در مسير جريان مستقيم گازي قرار داده مي شود و آلاينده هاي گازي را برگشت مي دهد.

پرتو؛ به اشکال تشعشعات الکترومغناطيسي هم چون ذرات آلفا، بتا، اکترون، پروتون، نوترون و اشعه هاي X و مادون قرمز، ماورابنفش ، نور مريي وامواج راديويي اطلاق مي گردد.

وقتي که يک منبع تشعشع از يک اتم از الکترون عادي مي شود و يا الکترون از دست مي دهد، مراحل به نام يونيزاسيون خوانده مي شود. الکترون وقتي از يك اتم آزاد گردد به عنوان يک ذره يونساز يا يونيزه شناخته مي شود.

چه اتفاقاتي با توسعه شتابان و غير منضبط به وجود مي آيد و علل اين نابساماني ها چيست:

1- رشد شتابان جمعيت و اقتصاد توام با فشار.

2- نبود و يا بي توجهي به سياست هاي توسعه پايدار در تصميم گيري هاي اساسي.

3- بي توجهي به نابودي محيط زيست و منابع آن.

4- ناديده گرفتن پيآمد هاي رشدهمراه با بهره برداري فزاينده و بي رويه ازمنابع.

5- نبود سيستم منضبط اقتصادي و برنامه ريزي.

آلودگي هوا

آلودگي هوا

بطور کلی آلاینده های هوا را به دو دسته آلاینده های اولیه هوا و آلاینده های ثانویه هوا تقسیم بندی می نمایند. استانداردهاي هواي آلوده براساس تركيباتي مانند آلايندهاي اوليه هواHCs , PM , SO2 , NOX ,CO و ازن تروپوسفريک، (به استثناي هيدروکربن ها) تعيين مي شوند. آلاينده هاي ثانويه هوا؛ترکيبات شيميايي سمي هستند که در دامنه گسترده اي ايجاد آلودگي مي نمايند و به درجات مختلف سمي بوده، قادر به ايجاد آسيب هستند.

CO ؛ محصول احتراق ناقص بوده، گازي است بي رنگ، بي بو و به شدت سمي، عمده ترين اثر آن هم ترکيب با هموگلوبين خون در شش ها و مانع شدن از انتقال گاز اکسيژن به بافت ها است. قسمت عمده CO انسان ساخت از احتراق ناقص وسايل نقليه در محيط زيست رها مي شود.

NOx ؛ از عوامل عمده آلودگي هوا هستند و اثرات مستقيم و غير مستقيم گسترده اي روي سلامت انسان و محيط زيست دارد. ايجاد ريزش هاي اسيدي ازترکيب NOX و بخار آب اتمسفر يکي از بدترين عوارض را در محيط زيست دارد.

SO2 ؛که عمدتاً از نيروگاه هاي برقي و مخصوصاً در مواردي که زغال سنگ مصرف مي کنند در محيط رها مي شود. در فرآيندهاي تغليظ و ذوب فلزات مختلف از جمله مس، روي، سرب و نيکل اين گاز در ابعاد گسترده توليد مي شود. درمعرض قرار گرفتن طولاني به آن مي تواند عوارض مزمن گسترده تنفسي ايجاد نمايد. تشکيل باران اسيدي هم در اين مورد بسيار مهم است. بايد توجه داشت که بعضي از فلزات سنگين از جمله سرب ، جيوه و کادميوم نقش موثري در آلودگي هوا دارند.

عوارض آلودگي هوا، چند مورد مهم از پيامدهاي آلودگي هوا

اسموگ لندن؛ درسال 1952 يک اسموگ ضخيمي به مدت 5 روز در شهر لندن رخ داد. حدود 4000 نفر جان خود را از دست دادند، اکثر قربانيان افراد مسني بودند که ناراحتي مزمن تنفسي و يا بيماريهاي کارديووازکولر داشتند. عامل اصلي تشکيل اسموگ SO2حاصل از استفاده زغال سنگ براي توليد حرارت و برق بوده است.

اسموگ لوس آنجلس؛ اين حادثه در نتيجه واکنش بين ترکيبات آلي، اکسيدهاي ازت و نور خورشيد رخ داد. اين واکنش ها در نتيجه انتشار مقادير عظيمي از گاز هاي آلاينده از اگزوز وسايل نقليه، به وقوع پيوست.

رويداد دره؛ يک اينورژن حرارتي شديد همراه با مه سنگين و غليظ که SO2 با آلاينده هاي صنعتي عمده، اسيد هاي معدني و اکسيد هاي فلزي همراه گرديد. اين حادثه در دسامبر 0193 رخ داد و براي 5 روز تداوم يافت كه موجب مرگ و مير 63 نفر گرديد و صدها نفر هم دچار بيماريهاي مختلف تنفسي گرديدند.

Bhopal هند؛ شايد اين يکي از تراژديک ترين اتفاق آلودگي هوا است که در دنيا رخ داد. 45 تن گاز متيل ايزوسيانات همراه با گاز فسژن از مخزن آن درکارخانه يونيون کاربايد در سال 1984 رها گرديد و هزاران نفر از ساکنان در معرض گاز هاي سمي قرار گرفتند. اين کارخانه انواع حشره کش هاي نوع کاربامايد را از واکنش بين متيل آمين و فسژن توليد مي کرد. اگر غلظت اين گازها در اتمسفر به حد ppm2 و يا بيشتر از آن برسد اکسيژن را از شش ها بيرون رانده و موجب خفگي و در نهايت مرگ شخص مي شود.

برطبق گزارش سازمان هاي مختلف در مورد قربانيان گاز، بيش از 12 هزار نفر جان خود را از دست دادند و هر هفته به طور متوسط هنوز 5 نفر قرباني اين حادثه هستند. اطفال زنده از اين حادثه که در شکم مادر در زمان وقوع حادثه، مانده اند، يک به 3 بوده است. علاوه برآن از بچه هايي که زنده ماندند %16 Deformed و 60% تا قبل از رسيدن به سن بلوغ، مردند. بنظر مي رسد بيشتر از 10 هزار نفر ديگر به شدت آسيب ديده باشند.

راه هاي کنترل آلودگي هوا

1-آموزش

2-کاربرد تکنولوژي هاي نو وپيشرفته

3-استفاده از سوخت هاي تميز و پاک.

4-استفاده از catalyst Converter.

5-به کار گيري دستگاه هاي کنترل کننده و گيرنده عوامل آلودگي هوا از جمله:

فيلترها؛ قادر هستند که ذرات را در مسير جمع آوري نموده و آلودگي ها را کنترل نمايند. جريان هوا در حين عبور از کيسه هاي ويژه، ذرات را برجاي مي گذارد.

سيليكون؛ هواي آلوده از يک سيلندر فلزي با سرعت بالا عبور داده مي شود. ذرات به ديواره سيلندر برخورد نموده و در کف آن مي افتند. اين تکنيک قادر است 50-90 % ذرات بزرگ را برگشت دهد و البته مقادير عظيمي از ذرات ريز و متوسط هم برگشت داده مي شوند.

رسوب دهنده هاي الكتروستاتيك؛ اين دستگاه ها نيز ذرات را جمع آوري مي كند. البته کارآيي آنها بسيار بالا و به 99% هم مي رسد. ذرات وقتي که از داخل دريافت کننده مي گذرند از نظر الكتريكي شارژ مي شوند و ذرات به ديوار دستگاه مي چسبند که داراي شارژ و يا نيروي الکتريکي مخالف است. با چرخش هاي جريان متناوب، ذرات اجازه مي يابند در پائين دستگاه بيفتند.

اسكرابر؛ اين دستگاه ها قادرند ذرات و گازهايي مثل SO2 را برگشت دهند. هواي آلوده از يک بستر مرطوب عبور مي کند که 99% ذرات و85-90 % SO2 گرفته مي شوند.

مبدل هاي كاتاليستي؛ اين ها دستگاهايي هستند که در قسمت هاي مختلف موتور و اگزوز اتومبيل نصب مي شوند و معمولاً از يک بستر با ذرات آلومين، پلاتين يا پالاديوم به عنوان کاتاليزور، پوشيده شده اند. اين دستگاه ممکن است در اگزوز ماشين قرار داشته ، COو HCs را به CO2و آب تغيير مي دهد و NO2را به ازت گازي تبديل مي نمايد. اين کاتاليزوزها به شدت به سرب حساس اند بنابراين اتومبيلي که کاتاليزور به کار مي برد، بايد از بنزين بدون سرب استفاده نمايد.

درخت کاري و گسترش فضاي سبز؛ درختان و گل هاي زينتي، جنگل ها و درختان ميوه مقادير عظيمي از گازها و ذرات را روي برگ هاي خود نگه مي دارند و بسياري از مواد آلاينده را جذب مي کنند.

بعضي از گياهان به عوامل آلاينده مقاوم اند، به عنوان مثال:

- گيلاس، گلابي و توت فرنگي به فلوئور

- پرتقال به NOx

- فلفل، زيتون، بگونيا و بادمجان به کلر

- هلو به آمونياک

تغييرات در شيوه زندگي؛ تغييرات مناسب و انجام برنامه ريزي، استفاده کارآ از انرژي، متکي شدن کمتر به منابع انرژي فسيلي، محدوديت و مطالعه در استقرار واحد هاي صنعتي، بهبود حمل ونقل، گسترش وسايل نقليه عمومي، بکارگيري تجهيزات الکترونيکي و رايانه اي مي توانند جملگي در کاهش آلودگي هوا موثر باشند.

بحث بعدي، درمورد دفع مواد زايد جامد، پسماند ها و ضايعات خطرناک است. در اينجا ترکيب انواع زباله، منابع توليد، جمع آوري، انتقال و دفع مناسب آنها مطرح مي شود. بازيافت و استفاده مجدد، تبديل زباله به انرژي، استفاده از کوره هاي زباله سوز، کمپوست كردن، انواع فرآيندها و مراحل موثر در آن و به طور ويژه ارزيابي زيست محيطي محل دفن زباله ها بايد مورد توجه واقع شوند. ضايعات خطرناک و مديريت پسماندها بخش مهمي در حفاظت محيط زيست، ايمني و بهداشت است. در اينجا موضوع آسيب هاي تکنولوژيک و عوارض حاصل از قصور، شکست، نشت و انتشار مواد شيميايي خطرناک و راه هاي مقابله با آن در قالب مديريت در شرايط اضطراري و پاسخ به فوريت ها مطرح مي شوند. در ضمن فلزات سنگين بخش مهمي را در آلودگي هاي زيست محيطي به خود اختصاص مي دهند.

آسيب هاي زيست محيطي:

آب، هوا و خاک بوسيله انواع فعاليت هاي انساني و به طور ويژه با مصرف انرژي آلوده مي گردند. انتشار انواع الاينده به ويژهCO2 , SO2 , NO2 و CO از منابع سوخت هاي فسيلي پيامد هاي شديدي را روي محيط زيست ايجاد مي نمايند از جمله:

- پيامد هاي منفي روي بهداشت انساني؛ ايجاد بيماريهاي تنفسي و سرطان.

- آسيب باران هاي اسيدي روي کشاورزي؛ جنگل ها، آبزيان، آب آشاميدني، درياچه ها و بهداشت عمومي.

- گرم شدن کره زمين؛ با ذوب شدن يخ ها در قطب، افزايش سطح آب اقيانوس ها و مشکلات زيست محيطي مربوطه.

اکولوژي شاخه اي از بيولوژي است که در رابطه با موجودات زنده و محيط زيست آنها و کنش و واکنشي که بين آنها وجود دارد بحث مي نمايد. اصولاً طبيعت داراي قدرت خود پالايي است. پديده هايي مثل فتوسنتز، چرخه آب، فصول و باد موجب تميز شدن محيط زيست و تعادل هاي اکولوژيک مي گردند. فعاليت هاي انساني به عنوان مثال براي دستيابي به انرژي و مصرف آن مي توانند موجب تخريب و نابودي محيط زيست شوند. بعنوان مثال از نيروگاه هاي حرارتي آلاينده هاي ريز در محيط زيست رها مي شوند:

- ذرات، به خصوص از سوختن زغال سنگ

- - گازهاي سمي نظيرCO2 , SO2 , NOx, ، CO , O3 , HCs

- حرارت

- ضايعات حاصل از فرآيند ها.

- آلودگي ها و پرتوهاي راديو اکتيو.

اكوسيستم هاي جهاني

اکوسيستم هاي جهاني

I- Grasslands ؛ ويژگي هاي آنها اين است که به جاي وجود درخت هاي بزرگ، با علف و بوته مشخص مي شوند که خود به دو قسمت تقسيم مي شود: سرزمين هاي علفي گرم و Tropical Grasslands که به ساوانا معروف است.

1- ساوانا؛ نوعي از سرزمين هاي علفي است که در آن به صورت پراکنده وتک تک درخت ديده مي شود. آب و هوا مهم ترين عامل در ايجاد ساوانا است. اصولاً ساوانا در آب و هواي گرم شکل مي گيرد. ساوانا هم فصل خشک و هم باراني دارد.

-2 سرزمين هاي علفي گرم؛ که با پوشش علف بارز هستند. درخت هاي بزرگ وجود ندارند. درجه حرارت در تابستان به38o ودر زمستان به o40 سانتي گراد مي رسد. اين سرزمين ها خود به استپ يا سرزمين هاي با علف هاي کوتاه که تابستان هاي گرم و زمستان سرد دارند، تقسيم مي شوند.

II-َAquatics ؛اين بيوم ها در دو رده زير قرار مي گيرند:

Fresh Water Regions-1 که داراي غلظت اندک نمک هستند:

Ponds -1-1& Lakes؛

Stream And River-1-2 ؛

Wetland-1-3؛ آب در آنها ايستاده و زندگي گياهان را حمايت مي کند.

2- نواحي دريايي؛ که سه چهارم سطح زمين را مي پوشانند و شامل اقيانوس ها، جزاير مرجاني و Estuariesاست. آلگ هاي دريايي بزرگترين توليد کننده O2 هستند.

-2-1 اقيانوس

منطقهIntertidal؛ محلي است که اقيانوس ها با خشکي ارتباط پيدا مي کنند. بسته به آمد و رفت امواج آنها فراگير مي شوند و يا درکنار باقي مي مانند.

منطقهPelagic ؛ به طور کلي قسمت باز اقيانوس است که آب زيادي را در بردارد. پلانکتون ها در اين قسمت به وفور وجود دارند و خوراک حيوانات دريايي مي شوند.

منطقهBenthic؛ که در قسمت پايين پلاژيک قرار دارد، اما شامل قسمت هاي عميق اقيانوس نمي شود.

منطقهAbyssal ؛ قسمت عميق اقيانوس است که آب در آن جا بسيار سرد است و فشار بالا، اکسيژن زياد اما از نظر موادغذايي فقير مي باشد.

-2-2 Coral Reef؛ که در آب هاي عميق گرم گسترده اند و مهمترين موجودات زنده آنها مرجان ها هستند.

Estuaries-2-3 ؛ جايي است که آب شيرين رودخانه ها به اقيانوس مي رسد و با آن پيوند مي خورد و اکوسيستم هاي بسيار جالبي را به وجود مي آورد.

III- كوير، جايي که مقدار ريزش باران درآن درسال از 50 ميلي متر هم کمتر است. چهار نوع کوير وجود دارد:

1- كوير خشك و داغ

2- كويرSemiarid

3- كويرCostal

4- كوير سرد

-IV جنگل؛ که سه نوع اصلي آن مهم هستند:

تروپيکال؛ تنوع بيولوژيکي عظيم و گسترده، نزديک خط استوا، درجه حرارت 25- 20 سانتيگراد. در اينجا زمستان وجود ندارد و فقط دو فصل خشک و باراني ملموس است. معمولاً روز وشب برابر است.

Temperate؛ در اين حالت فصل زمستان کاملاً مشخص است و درجه حرارت از 30 +تا 30- سانتيگراد متفاوت مي باشد.

Boreal Forest(Taiga)؛ بزرگترين بيوم خشکي است. درجه حرارت خيلي پايين است. بارندگي به شکل برف بوده، خاک نازک، کم غذا و اسيدي است.

جنگل هاي تروپيکال خود به قسمت هاي زير تقسيم مي شود:

Evergreen Rain Forest؛ در اين منطقه فصل خشک وجود ندارد.

Seasonal Rain Forest؛

Semi- Evergreen Forest ؛

Moist/Dry Deciduous Forest؛ در اين ناحيه طول فصل خشکي افزايش يافته و طول فصل بارندگي کاهش مي يابد.

V- توندرا؛ سردترين بيوم است. درجه حرارت خيلي پايين، بارندگي اندک و فصل رويش کوتاه است. دو عامل مهم غذايي در اين جا فسفر و ازت هستند. اين اکوسيستم فوق العاده سرد با تنوع بيولوژيک اندک و به دو شکلArctic و Alpine ديده مي شود.

Arctic؛ در نواحي شمالي هميسفر است.

Alpine؛ توندراهاي نواحي کوهستاني هستند، در ارتفاعات بلند که درخت در آنجا رشد نمي کند و زمان رشد تقريبا 180 روز است.

Shelford’s Law Of Tolerance؛ عوامل زيست محيطي که پايين تر از سطح حداقل بحراني و يا بالاتر از سطح اکثر بحراني الزامات يک موجود زنده باشند، محدوديت هاي رشد را براي آن موجود زنده فراهم مي آورند.

اكوتيپ؛ گونه هاي مخصوص با دامنه توزيع جغرافيايي گسترده، ممکن است جمعيت هايي از آن به شرايط خاص محلي پذيرفته شوند. چنين گونه هايي که محدوديت هاي متفاوتي از سطح تحمل به انواع مختلف عوامل فيزيکي محيط زيست دارند اکوتيپ مي نامند.

1- اکولوژي دو پيشوند Steno به معني دامنه باريک وEury به معني دامنه گسترده را به خود مي گيرد و بر اين اساس دامنه فراگيري آن توضيح داده مي شود. Macronutrients؛ و يا ماکروالمنت ها، عناصر اکسيژن، هيدروژن، گوگرد، ازت، فسفر و کربن اساس و چارچوب هاي پايه حيات را تشکيل مي دهند و در شکل گيري تداوم عمليات زيستن نقش اصلي را ايفا مي کنند.

Trace Elements؛ يا ميكرونوترينت که در مقادير کم ضروري هستند. کمبود و يا نبود اين عناصر، از عوامل مهم محدود کننده فعاليت هاي حياتي است. ميکرونوترينت هايي که براي گياهان مهم هستند عبارتند از: بر، کلر، کبالت، مس، آهن، منگنز، موليبدن، سيليسيوم، واناديوم و روي که V , Zn , Cl , Fe , Mn از نظر فتوسنتزFe , Co , B , Mo از نظر متابوليسم ازت و بقيه ازنظر ساير متابوليسم ها مهم هستند. به استثناي بر، تمام اين عناصر براي حيوانات ضروري هستند. به علاوه حيوانات به عناصري مثلNi , I , Cr , F ، سلينوم و Tin هم نياز دارند.

طبقه بندي زير براساس نظر IUCN در مورد گونه هاي کمياب، وضعيت آسيب پذيري و تهديدي که تنوع بيولوژيکي را به مخاطره مي اندازد صورت گرفته است.

Endangered، اين بدان مفهوم است که اگر اقدامات نابجا و فاکتورهاي آسيب رسان ادامه يابند اين گونه ها در معرض خطر و انقراض قرار مي گيرند.

Vulnerable؛ اين مطلب بدين مفهوم است که اگر شرايط نامساعد ادامه يابد آنها به طرف انقراض سيرخواهند کرد.

Rare؛ اکنون جمعيت کوچکي از اين حيوانات در دنيا وجود دارد که در معرض خطر و آسيب نيستند، ولي ريسک پذير مي باشند.

Threatend؛ براي حفاظت از گونه هايي به کار برده مي شود که در يکي از سه گروه بالا قرار دارند.

Out Of Danger؛ به اين مفهوم است که گونه ها قبلاً دريکي از گروه هاي بالا قرار داشته اند، ولي اکنون در شرايط حفاظتي مطلوب قراردارند.

Intermediate؛ اين گونه ها را نمي توان با اطمينان در يکي از گروه هاي بالا قرار داد و اطلاعات در مورد آنها ناکافي است.

محيط زيست

مقدمه

بشر از آغاز خلقت از محيط زيست خود و مواهبي که از آن در اختيار مي گيرد لذت برده و مي برد. تاريخچه مدنيت بشر هم که با پيشرفت تجهيزات و وسايل همراه بوده به سطحي رسيده که امروزه شاهد آن هستيم. آسيب هاي بشر از سطح اندک تا خسارات کلان همراه با ضايعات مختلف در محيط زيست همراه بوده و البته بشر توانسته ضمن ايجاد آسيب و ضررهاي گوناگون در محيط زيست به پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي هم دست يابد. زندگي مدرن اجتماعي / اقتصادي سبب تغييرات، تداخلات و کنش و واکنش هايي بين انسان وطبيعت گرديده است. متأسفانه هماهنگي لازم در بخش هاي مختلف توسعه و در سراسر جهان وجود ندارد. امروزه دو سوم مردم جهان در کشورهاي در حال توسعه زندگي مي نمايند. شمار عظيمي از آنها از آب اشاميدني سالم استفاده نمي کنند و مواد غذايي کافي در اختيار ندارند. بسياري از بچه هايي که در اين نواحي متولد مي شوند، هرگز به سن پنج سالگي نمي رسند. سهم عمده اي از بي تعادلي هاي زيست محيطي برعهده فعاليت هاي انساني مي باشد. افزايش و رشد جمعيت بشري تهديد و آسيب بزرگي روي محيط زيست بوده و همين يک درگيري و چالش عظيمي را بين انسان با طبيعت آغاز کرده است. آشنايي با محيط و مفاهيم تخصصي آن مي توانند سطح آسيب ها را تقليل داده و امکان سازش وتعادل نسبي را بين انسان و محيط زيست به وجود آورد. يکي از مفاهيم اصلي که در محيط زيست مطرح مي شود کلمه اکولوژي است. اصولاً اکولوژي از دو کلمه اکو به معني خانه يا محيط و لوژي به معني شناخت و مطالعه تشکيل شده است و در فارسي به صورت بوم شناسي، محيط شناسي و يا به شکل مشهور آن همان اکولوژي، کاربرد آن متداول است. بنابراين دانش اکولوژي که از روابط متقابل موجودات زنده با يکديگر و مواد بي جان که در محيط زيست وجود دارند صحبت مي کند، کليد و پايه اي براي ورود به دانش و پهنه بيکران محيط زيست است.

اصولاً علم محيط زيست، دانش کاربرد مطالعات متنوع و گسترده در مديريت زيست محيطي است. در يک مفهوم اکولوژي و محيط زيست هم معني هستند. محيط زيست ممکن است به صورت زير تقسيم بندي شود:

محيط زيست طبيعي؛ شامل آب ، هوا، خاک ، جنگل ، حيات وحش و ...

محيط زيست مصنوعي ،ساخته دست بشر و يا انسان ساخت، شامل محل کار، مسکن ، تکنولوژي ،حمل ونقل، نيروگاه هاي توليد انرژي و...

در تقسم بندي ديگر:

محيط زيست طبيعي شامل محيط فيزيکي ، شيميايي و بيولوژيک.

محيط زيست اجتماعي / اقتصادي. که البته جدا سازي و ايجاد مرزها بين اين تقسيم بندي ها در عمل مقدور نمي باشد.

در يک مفهوم کلي محيط زيست به مفهوم همه شرايط، موقعيت ها و چيز هايي اطلاق مي شود که زندگي را احاطه کرده و برآن نفوذ دارد و يا تأثير مي گذارد. در يک تعريف ساده، اکولوژي علم مطالعه موجودات زنده ( گياهان و جانوران ) در محيط زيستي است که آنها را احاطه نموده و در حقيقت اين محيط زيست، خانه آنهاست. بنابراين اکولوژي علم مطالعه ساختار و عمليات طبيعت است و رابطه موجودات زنده را با محيط آن مورد بحث قرار مي دهد.

فرد اساس يا واحد عمليات در اکولوژي است که به صورت مستقيم با محيط زيست خود کنش و واکنش دارد. مجموعه افراد داراي ويژگي هاي مشابه که در يک فضاي مشخص زندگي مي کنند تشکيل گونه را مي دهند.

جمعيت گروه هايي از افراد و اعضا گونه هايي هستند که در يک فضا و زمان مشخص زندگي مي کنند و يا وجود دارند. بايد توجه نمود که از جمعيت مفاهيم مختلف بيولوژيک، اجتماعي / اقتصادي و جغرافيايي برداشت مي گردد. مجموعه جمعيت ها که در يک فضاي مشخص و قابل تعريف زندگي مي کنند تشکيل جامعه را مي دهند. جامعه در بردارنده رابطه بين گونه ها بوده و گونه ها ممکن است براساس نقش آنها در جامعه تقسيم بندي شوند. به نقش و جايگاه هرگونه در جامعه، Niche گفته مي شود.

اکوسيستم ها جوامع زنده اي هستند که با محيط زيست فيزيکي خود کنش و واکنش دارند و به آنها سيستم اكولوژيك هم گفته مي شود. اين واکنش ها و تداخلات شامل تعويض هاي دوره اي از عناصر و ترکيباتي نظير اکسيژن، ازت، کربن، آب و ساير مواد غذايي مي باشد. اين تعويض و مبادله به نام چرخه هاي بيوژئوشيميكال شناخته شده و در بردارنده جرياني از انرژي است.

بيوماس؛ اکوسيستم هاي منطقه اي بزرگ با گياهان و جانوران اختصاصي هستندکه منطقه وسيع جغرافيايي را در بر مي گيرد و مي پوشاند، به عنوان مثال انواع بيوم هايي نظیر Desert ,Tropical Rain Forest ,Grassland ,ConiferousForest قابل ذکر هستند. مجموعه جوامع و بيوم ها دنياي بيوسفر را تشکيل مي دهند.

بنابراين بيوم گروهي از اکوسيستم ها است که توليد کنندگان و مصرف کنندگان در آن زيستگاه مشابهي دارند. بيوم بزرگترين واحد جامعه سرزميني است که به راحتي تشخيص داده مي شود. در هر صورت يک سيستم با ترکيبات بيولوژيک، يک سيستم بيولوژيک يا اکوسيستم را تشکيل مي دهد. در يک تجزيه و تحليل اوليه اکوسيستم ها به طور قابل ملاحظه اي شامل چهار قسمت اصلي است:

- ترکيبات بي جان

- توليد کنندگان

- مصرف کنندگان

- متلاشي کنندگان

اصطلاح آبوتيك؛ به مفهوم بدون زندگي يا بدون حيات است. ترکيبات معدني نظير آب، اکسيژن، NaCl، ازت و CO2و ... که معمولاً خارج از بدن موجود زنده وجود دارند ولي آنها بعداً در قسمتي از بدن موجود زنده در مي آيند، ترکيبات بي جان هستند.

Producer ؛ گياهان سبز و باکتري هايي هستند که سنتز ترکيبات آلي را انجام مي دهند و به آنها آتوتروفيك يا خود توليد کننده هم گفته مي شود، زيرا آنها ترکيبات مغذي و مواد الي فرآوري شده را مي گيرند و پروتوپلاسم زنده از آنها شکل مي گيرد. همه گياهان سبز، جلبک ها و سيانوباکتري ها(Blue-Green Algae) موجودات توليد کننده هستند زيرا آنها موجب عمل فتوسنتز مي شوند معادله عمومي فتوسنتر به شرح زير است.

CO2 + H2O انرژي خورشيد (CH2O) + H2 + H2O + O2

يا

6CO2 + 6H2O انرژي خورشيد C6H12O6 + 6O2

بعضي از باکتريها قادر به انجام سنتز شيميايي هستند. براي مثال باکتري هاي گوگرددار شيميوهتروتروف هستند و قادرند گوگرد را اکسيده کرده، توليد يون سولفات --SO4 نموده و يک پايه در سنتز مواد آلي باشند. بعضي باکتري هاي تثبيت کننده ازت نظير نيتروزوماز آمونياک را اکسيد کرده تبديل به نيتريت -No2 نموده و سپس توسط باکتري هاي ازتي به-No3 يا نیترات تبديل مي شود. در هرصورت مهمترين توليد کنندگان، گياهان سبز هستند که سبب تثبيت کربن مي شوند. اين گروه از موجودات زنده را با نام آتوتروفيك مي خوانند که خود باعث توليد و تثبيت انرژي مي گردند.

مصرف کنندگان در نگرش اکولوژيک، موجوداتي هستند که مواد آلي فراهم شده توسط گياهان و باکتري هاي شيموسينتيك را مصرف مي نمايند. حيوانات که قادر نيستند مواد پايه غذايي خود را تامين و توليد نمايند به نام هتروتروفيك گفته مي شوند و به اين مفهوم است که آنها منابع غذايي متنوع و متعددي دارند. مصرف کنندگان اوليه به نام علف خوار گفته مي شوند که مستقيماً ترکيبات اوليه توليد شده توسط گياهان را مصرف مي کنند. مصرف کنندگان ثانويه که تماماٌ يا قسمتي و تا حدي به مواد غذايي حيواني وابسته اند. مصرف کنندگان گروه سوم و چهارم که در گروه هاي تکاملي بالاتري قرار دارند، در دسته مصرف کنندگان، در زنجيره غذايي خاص تعريف مي شوند. به همه مصرف کنندگان در زنجيره غذايي در يک جامعه، ساختارتروفيك يک اکوسيستم گفته مي شود.

Detritus؛ شامل موجودات زيادي هستند ( از جملهScavengers ) که مواد مرده را مصرف کرده و انرژي مورد نياز خود را از متلاشي کردن اين مواد به دست مي آورند. بسياري از بي مهرگان موجود در خاک از جمله کرم خاکي ها از اين گروه اند.

انگل ها، مصرف کنندگان اختصاصي هستند که روي گياهان و حيوانات زندگي مي کنند و مواد غذايي خود را مستقيماٌ از آنها به دست مي آورند و ممکن است به صورت انگل داخلي و يا بيروني باشند.

بيشتر اکوسيستم ها کامل بوده و از چهار جز اصلي مذکور تشکيل شده اند ولي اکوسيستم هاي ناقص هم وجود دارند، که يک يا بيشتر از اين ترکيبات را ندارند. در يک نگرش، شهرها مي توانند به عنوان اکوسيستم هاي ناقص تعريف شوند و اين به فضايي که آنها را احاطه کرده بستگي دارد. به شهرها نه تنها مواد غذايي، بلکه آب تازه هم بايد وارد کرد و در همان زمان شهر ها صادر کننده ضايعات و مواد زايد هستند. اکوسيستم ناقص مي تواند به طور اختصاص درجايي که توليد کننده و متلاشي کننده حضور دارند در غياب مصرف کننده شکل گيرد، يک مثال از اين دست، رشد فزاينده جلبک هاي سبز در اکوسيستم هاي آبي است، وقتي که يک ماده شيميايي سمي شرايط نامطلوب را ايجاد مي نمايد.

يک سيستم به طور طبيعي و منظم، فرواني ترکيباتي را که در آن وجود دارند کنترل مي نمايد. به عنوان مثال وقتي که شرايط براي توليد مطلوب مي گردد مصرف کنندگان افزايش مي يابند که همين خود روي کميت توليد کنندگان تاثير خواهد گذاشت. درچنين حالتي افزايش توليد کنندگان به نام بازخورد مثبت گفته مي شود، در حالتي که افزايش مصرفه کنندگان سبب بازخوردمنفي مي گردد. افزايش فزاينده و شديد مي تواند به متلاشي شدن منتهي گردد. بنابراين اکوسيستم شبکه اي از تعادل و چک کردن است. اين حالت سيستم خود نظمي را Cybernetic مي گويند. ولي البته اين به مفهوم پايداري هميشگي اکوسيستم ها نمي باشد. اکوسيستم ها معمولاً در طول زمان به آهستگي، طي مراحل اکولوژيک، تغيير مي يابند که به آن Succession گفته مي شود و مراحل آن به نام Seres Stages يا Seral مشهور است. اکوسيستم ها ممکن است داراي ويژگي هاي جواني، انتقال و پيري يا بلوغ باشند. مرحله جواني اکوسيستم كه Pioneer گفته مي شود داراي تنوع بيولوژيک اندک بوده، بيوماس کم و ذخيره غذايي تقليل يافته و توليد در سطح بالاست. مرحله بلوغ اکوسيستم به كليماكس معروف است که معمولاً داراي تنوع بيولوژيکي يا گونه هاي بيشتر، بيوماس بالا و توليد مواد غذايي در آن در سطح قابل ملاحظه است. با توجه به مطالب گذشته، مصرف کنندگان مي توانند در چهار گروه اصلي زير قرار گيرند:

Herbivores؛ مصرف کنندگان اوليه و آن دسته از حيوانات که مستقيماً از گياهان تغذيه مي نمايند.

Carnivores؛ آنهايي که به مصرف کنندگان ثانويه هم معروف مي باشند و از غذاهاي حيواني استفاده مي کنند.

دسته اي از موجودات تحت عنوان گوشتخواران عالي شناخته شده اند.

Omnivores، که به همه چيز خوار هم معروف اند. به موجودات زنده اي اطلاق مي شود که مواد غذايي خود را از گياهان و حيوانات به دست مي آورند.

متلاشي کنندگان عمده يعني باکتري ها و قارچ ها، نقش مهمي را در تعادل هاي اکولوژيک داشته با متلاشي کردن اجساد، بقاياي گياهان و حيوانات، سبب آزاد شدن مواد اوليه غذايي در محيط زيست مي گردند، که مورد نياز توليد کنندگان بوده ولازم است در دسترس آنها قرار گيرد. مواد آلي توسط قارچ ها و باکتريها متلاشي شده و تبديل به موادي مي گردند که به آنها Detritus گفته مي شود و سپس توسط شکارچي ها و Detritivores اين مواد مورد استفاده قرار مي گيرند و در حقيقت حيوانات خاصي از اين مواد متلاشي شده بهره مي برند.

چرخه مواد به انتقال مواد غذايي از يک سطح تروفيکي به سطوح ديگر اطلاق مي گردد. بايد توجه داشت علاوه برمواد معدني و ترکيبات آلي، رژيم هاي آب و هوايي که شرايط مطلوب فيزيکي را براي کنش و واکنش موجودات زنده فراهم مي نمايند، مثل نور، رطوبت، حرارت و ... در تداوم اين سيکل دخالت داشته و ضرورت دارند.

اصولاً به موجودات زنده اي که ساير موجودات زنده را مصرف مي نمايند Biophages و موجوداتي که از لاشه و مرده ساير موجودات زنده تغذيه مي نمايند Saprophages گفته مي شود. ارگانيسم هايي که قادر هستند مواد آلي تازه را متلاشي کنند تحت عنوان Zymogenous معروف اند که از نظر اکولوژيک با آن دسته از ميکروارگانيسم ها که هوموس را متلاشي مي نمايند و به آنها Autochthonous گفته مي شود متفاوت اند. اين ترکيبات هوميک در حاصلخيزي خاک بسيار مهم اند. در مطالعه بيواكولوژي بيواكولوژي و شناخت از علم اکولوژي، گياهان و جانوران هر دو از اهميت والايي برخوردار مي باشند. بعضي از دانشمندان علم اکولوژي را به دو زير مجموعه تقسيم مي نمايند.

اتواكولوژي؛ که مطالعه افراد، ارگانيسم ها يا گونه ها در رابطه با محيط زيست آنها مي باشد. بنابراين در اين نوع اکولوژي هدف مطالعه افراد و يا جميعت هاست.

Synecology؛ مطالعه گروه هايي از ارگانيسم ها در مقايسه گونه هاي مختلف در رابطه با محيط زيست آنها مي باشد و لذا اين دانش، مطالعه جوامع است.

اکولوژي ممکن است براساس زيستگاه تقسيم گردد يعني جايي که موجود زنده در آن زندگي مي نمايد مثلاًً:

Oceanography؛ که مطالعه اکولوژي دريايي و اقيانوس ها است.

Limnology؛ که علم مطالعه اکولوژيک آب هاي شيرين مي باشد.

Terrestrial Ecology؛ که مطالعه موجودات زنده اي است که در خشکي و يا خاک زندگي مي نمايند.

شکل زندگي حيوانات و گياهان در نواحي مختلفي که زندگي مي کنند متفاوت است. گروهي از آنها تحت عنوان شکارچي ياد مي شوند که اين موجودات معمولاً با کشتن حيوانات و مصرف کردن لاشه ساير موجودات زندگي مي نمايند. حيواني که شکار مي شود به نام Prey معروف است.

گاهي اوقات رقابت در مصرف و استفاده از منابع محدود بين موجودات زنده براي بقاي آن ها، شرايطي را تحت عنوان رقابت به وجود مي آورد. اين رقابت ممکن است بين اعضا همان گونه و يا بين اعضا گونه هاي مختلف صورت گيرد. اصطلاح Benthic به لايه هاي پاييني از بدنه آب و ارگانيسم هاي موجود در آن اطلاق مي شود.

اختصاصات ساختاري و فيزيولوژيک گونه

اين ويژگي ها براساس موارد زير مشخص و تعريف مي شوند:

- بيوتيپ؛ اختصاصات نژادي گروهي از افراد است که داراي ويژگي هاي مشخص ژنتيکي مي باشند.

- اكوتيپ؛ خصوصيات اکولوژيک گونه را تعريف مي کند ويا نشان مي دهد.

- ژنوتيپ؛ در رابطه با خصوصيات و ويژگي هاي ژنتيکي گونه بحث مي نمايد.

- فنوتيپ؛ قسمت مشهود و قابل اندازه گيري اختصاصات فيزيکي و بيوشيميايي ارگانيسم هاست.

اکوسيستم ها به طور عمده اي پيچيده و ديناميک هستند و بايد در سيستم هاي خاصي بررسي و مطالعه گردند. تجزيه و تحليل سيستم يک روش منطقي علمي براي مطالعه اين پديده پيچيده است که در چندين مرحله صورت مي پذيرد.

- تدابير سيستمي؛ که در آن اهداف مشخص مي شوند و داده ها براساس هدف بدست مي آيند.

- تجزيه و تحليل اطلاعات؛ که در آن روابط آماري بين متغير ها، مورد آزمون قرار مي گيرد و متغيرهاي کليدي در نظم سيستم معرفي مي گردند.

- مدلسازي سيستم؛ که در آن مدل هاي عملي يا رياضي براساس تفسيرمتغيرها شکل مي گيرند.

شبيه سازي سيستم؛ در اين مرحله، آزمون هاي رياضي براي مدلينگ و پيش بيني مترادف ها، صورت مي گيرد.

- بهينه سازي سيستم؛ که بهترين استراتژي ها براي دستيابي به اهداف انتخاب مي شوند. اين نگرش مشابه و برپايه روش استانداردهاي علمي است که شامل:

- توصيف

- طبقه بندي و رده بندي

- شکل گيري هيپوتز

- تجربه کردن يا به کار بردن

- آزمون و تست

انتقال انرژي از گياهان طي مراحل مختلف به ساير موجودات زنده تحت عنوان زنجيره غذايي گفته مي شود که نشان از وابستگي موجودات زنده به يکديگر است. اصطلاح سطح تروپيك به سطوح زنجيره غذايي اطلاق مي گردد که گروهي از موجودات زنده انرژي مورد نياز خود در همان راه به دست مي آورند. گياهان سبز و باکتري ها اولين سطوح تروفيکي را تشکيل مي دهند و همانطور که گفته شد ترکيب ويژه اي از اين سطوح در يک اکوسيستم تحت عنوان ساختار تروپيك شناخته مي شود. معمولا اکوسيستم ها 3 تا 6 سطح تروفيکي داشته که مواد و انرژي در آنها عبور مي نمايند و موجودات زنده مختلف، به تناسب و شرايط خاص خود، در اين سطوح قرار مي گيرند.

- هموستازيس اكوسيستم؛ يک اصطلاح فني است که براي تعادل طبيعي به کار برده مي شود. يک شرايط هموستازي در يک اکوسيستم، شامل همه جنبه هاي عملياتي اکوسيستم است که مرتبط با تعادل هستند. بنابراين يک نوع تعادل بين توليد کنندگان، مصرف کنندگان و متلاشي کنندگان و همچنين در بين گونه هايي که در سيستم هستند وجود دارند. هموستازي در حقيقت تمايل اکوسيستم هاي طبيعي به مقاومت در قبال تغييرات و باقي ماندن در يک حالت موازنه بوده و نمونه مهم آن سيستم درجه حرارت بدن انسان است.

- هرم هاي اكولوژي؛ هرم هاي اکولوژيک، دياگرام هايي هستند که نماينده داده هاي موجود محصولات، در هر سطح تروفيکي مي باشند. سه نوع هرم اکولوژيک وجود دارد:

- هرم براساس تعداد؛ براساس شمار افراد ارگانيسم هايي که نمايش داده مي شود يا وجود دارند که ممکن است تدريجاً کاهش يابند يا افزايش پيدا کنند.

- هرم براساس بيوماس؛ که بر پايه مجموع وزن خشک و ارزش کالري قابل اندازه گيري از مجموع مقدار ماده يا توده زنده مي باشد.

- هرم براساس انرژي؛ براساس نرخ جريان انرژي يا بهره وري در هر سطح تروفيکي است.

مهمترين عملياتي که در اکوسيستم ها انجام مي شود به طور خيلي خلاصه عبارتند از:

- Energy Circuits؛ جريان گردش و مصرف انرژي براي ترميم، توليد مثل و...

زنجيره غذايي؛ زنجيره غذايي نقش بسيار مهمي در تداوم، ارتباط و تبادل اکوسيستم به عهده دارد.

- الگوهاي تنوع زيستي

- Nutrient؛ به صورت Biogeochemical منبع مواد غذايي هستند.

- توسعه و تکامل

- كنترل