روشنائی
پيشرفت صنايع، افزايش واحدهاي صنعتي و توليدي و نياز روزافزون به بازدۀ بيشتر صنايع براي فراهم آوردن نيازهاي مصرف كنندگان، باعث انجام كار بيشتر در محيط هاي بسته و در مدت شب و روز شده است، كه باعث استفادۀ از نور مصنوعي شده است.
امروزه، مسالۀ روشنائي براي كارگاه هاي بزرگ صنعتي اهميتي ويژه يافته است، زيرا كمبود روشنائي در محيط كار، علاوه بر ايجاد خستگي اعصاب، آسيب هاي ديگري را به سلامت و بينائي كارگران وارد مي آورد، از نظر فيزيكي براي نور و ماهيت نور، تئوري هاي مختلفي به وسيلۀ دانشمندان ارائه شده است، مانند تئوري ضربه اي نور كه به وسيلۀ نيوتن ارائه شد و تئوري موجي نور، كه به وسيلۀ هويگنس و فرنل ارائه شد و همچنين تئوري كوانتومي نور كه توسط پلانك مطرح و توسط انيشتين تكميل شد و تئوري الكترومغناطيس كه توسط ماكسول ارائه شد.
اين در حالي بود كه اولين تحقيقي كه به طور گسترده در مورد نور انجام گرفت در سال 1990 و توسط «KW-LAN HATILAKE » بود، كه در صنعت ذوب آهن و فولاد انجام شد، كه روشنائي در كارگاه هاي اين واحدها از تعداد توصيه شدۀ «IES»كمتر بوده، كه در نتيجه ناراحتي و پوشيده شدن عدسي و قرنيه نزد كارگران اين واحدها به ترتيب 23% و 30% بوده است.
همچنين در بررسي كه توسط «R-BROGILA» و «A-SARTI» و «A-CAVALLERIO» در سال 1998، و در مورد خستگي بينائي در اپراتور هاي «VDT» انجام شد، كه شرايط روشنائي درخشندگي كنتراست، طراحي ارگونوميكي محيط كار كه بر روي «VDT» فعاليت مي كردند مورد ارزيابي قرار گرفت، و نتيجه اين بود، كه ميزان روشنائي درخشندگي كنتراست در بروز علائم ناراحتي چشم، ضعف بينائي و نزديك بيني در درجۀ اول اهميت قرار دارند، و در صورتيكه فاكتورهاي فوق در حد مطلوب قرار داشته باشند، ضعف بينائي و نزديك بيني در نزد كارگران و اپراتورها مشاهده نخواهد شد.
در سال 1981 «BOGCE» بيان كرد كه تأثير روشنائي در بالا بردن بازده كار، جزئيات را براي ديدن و تشخيص رنگ ها آسانتر مي سازد و بازده را بالا مي برد.
همچنين در تحقيقي كه در سال 1970توسط «KOLIN» و «KENSON» انجام شد، سيستم روشنائي با طراحي مناسب در محيط كار عاملي مهم در افزايش كيفيت و بهره وري صنعتي و عملكرد اپراتورها و راحتي و آسايش آنها مي باشد.