پيشينۀ بهداشت حرفه اي

دانش بهداشت حرفه اي به  عنوان يك تخصص ويژه به نسبت تازه است اما مفاهيم آن از زمان هاي كهن مورد توجه بوده است.

بقراط اولين كسي بود كه در قرن چهارم قبل از ميلاد،به مسموميت با سرب در كارگران معدن و ذوب فلزات پرداخت.

در قرن نخست پس از ميلاد پلني دانشمند رومي از مثانۀ حيوانات يك ماسك تنفسي ساخت و كاربرد ان را براي معدنچيان جيوه پيشنهاد كرد. وي اولين كسي بود كه يك روش كنترلي را در بهداشت حرفه اي معرفي كرده است.

 در قرن دوم پس از ميلاد گالن پزشك يوناني عوارض مسموميت هاي اسيدي را در معدنچيان بيان كرد.

 تا اينكه النبوگ در سال 1472ميلادي كتابچه اي هشت صفحه اي را در بارۀ اثرات سمي ناشي از كار كردن با سرب و جيوه را نوشت، اين نخستين نوشته اي بود كه تا آن زمان چاپ شده بود.

پارسلوس نخستين فردي بود كه كتابچۀ كاملي را در مورد خطرهاي كار در معدن نوشت، كه يك سال بعد از مرگش به چاپ رسيد، همچنين با استناد به نوشته هاي اين دانشمند سوئيسي بود كه مفهوم «آستانۀ حد مجاز» شكل گرفت، وي به توصيف بيماري هاي مزمن ريوي و ناراحتي هاي گوارشي در كارگران معدن پرداخت و نشانه هاي دقيق مسموميت با جيوه و گاز منواكسد كربن را بيان نمود.

جورج باور «آگريكولا»در سن 33 سالگي به كار در نواحي معدني به عنوان پزشك پرداخت كه در اين سال ها 12 جلد كتاب دربارۀ فناوري كار در معادن و خطرات مربوط به آن نوشت  و بيماري هاي ريوي و تنفسي ناشي از گردوغبار معدن را بيان نمود و به مانند پلني براي كاهش ورود گردوغبار به دستگاه تنفسي كاربرد ماسك را پيشنهاد كرد.

بعد از آگريكولا، «برناردينو رامازيني» پزشك معروف ايتاليايي كتابي با عنوان بيماري هاي كارگران نوشت و به بررسي وضع كار و درمان كارگران صنايع گوناگون پرداخت و اولين كسي بود كه به توصيف كارهاي گوناگون و بيماري هاي ناشي از آنها پرداخت و به پزشكان پيشنهاد كرد كه به هنگام پرسش هاي خود از بيمار، كار او را نيز جويا شوند زيرا ممكن است ارتباط نزديكي ميان پيشۀ فرد و بيماري او وجود داشته باشد، به خاطر اين زحمات، وي « پدر پزشكي صنعتي » ناميده شد.

پس از كارهاي رامازيني، پزشكان به عوارض ناشي از كاربيشتر توجه كردند. براي نمونه مي توان از دكتر توماس پرسيوال پات نام برد كه به بروز سرطان بيضه در كودكان شومينه پاك كن پي برد و به اين خاطر در سال 1840 ممنوعيت كار كودكان در اين كار به تصويب رسيد.

چارلز ترنر تاكرا پزشك انگليسي  نيز خدمات ارزنده اي را براي بهداشت حرفه اي انجام داد.

پس از انقلاب صنعتي و با رشد صنعت و فناوري و افزايش سطح توليد، آسيب ها و بيماري هاي ناشي از كار افزايش چشمگيري داشت و به خاطر مشكلات به وجود آمده قوانيني مانند قانون صنايع در سال 1833 درانگلستان  و قوانين ماسوچوست در سال 1877 در امريكا به تصويب رسيدند.

در سال 1918 آليس هميلتون رشتۀ بهداشت صنعتي را در دانشگاه هاروارد پايه گذاري كرد و در سال  1919 سازمان بين المللي كار«ILO» و در سال هاي بعد سازمان هاي ديگري شكل گرفتند.