فتضلاب در صنایع کاغذسازی

تلاش در جهت حفظ محيط زيست و حفظ اكوسيستم طبيعي، يكي از سياست هاي دولتهاي كنوني جهان است و در عصر حاضر بشدت بر اجراي آن تأكيد ميشود. در همين راستا مقررات زيست محيطي مختلفي وضع گرديده است و روز به روز سخت گيري هاي شديدتري اعمال مي شود. اين قوانين شامل حال پساب هاي صنعتي نيز ميشود و بر اساس آن پساب هاي صنايع مختلف قبل از تخليه به فضاي عمومي مانند رودخانه يا مرداب، بايد استانداردهاي مربوطه را دارا باشد.

اما صنايع كاغذسازي با وجود نياز روز افزون به محصولاتشان، در عين حال يكي از بزرگترين صنايع در توليد فاضلاب هاي آلوده هستند. اين پساب ها به علت دارا بودن تركيبات مختلف استخراجي از درختان مانند ليگنين، رزين و ساير آلاينده هاي پليمري، علاوه بر رنگ بسيار شديد، روي زندگي موجودات آبزي نيز به شدت تأثير گذار است و تبعات زيست محيطي سنگيني در پي دارد. تخليه اين فاضلاب رنگي به محيط زيست مانع فعاليت فتوسنتزي گياهان و زياگان آبزي با كاهش نفوذ نور خورشيد به آب و كاهش ميزان انحلال اكسيژن جدا از تأثير مستقيم سميت مزمن و حاد آنها روي آبزيان ميشود . اين مسائل ضرورت تصفيه پساب ها پيش از تخليه به رودخانه يا محيط زيست را معين ميكند . 

همين مسئله كاهش حجم بار آلودگي و حذف رنگ از اين پساب ها، يكي از بزرگترين موضوعات پژوهشي در طي چند دهه پيش بوده است و تلاش هاي بسياري در اين زمينه انجام شده است تا علاوه بر تأثير عملي و در حد استانداردهاي محلي، توجيه اقتصادي مناسب نيز داشته باشد.

فرايندهاي توليد كاغذ با تنوع بسيار زياد در مراحل توليد آن، از پيچيده ترين فرايندهاي صنعتي بشمار مي آيد كه اين فرايندها بشدت متأثر از هم هستند. بعنوان مثال تغيير نوع چوب مصرفي در توليد كاغذ، ممكن است بشدت بر پساب توليدي كارخانه تأثير گذارد و عمليات ويژه و متفاوت از قبلي را بطلبد. لذا آمادگي و اطلاعات براي هر نوع حالتي براي مهندسان تصفيه لازم بنظر مي رسد.

همانطور كه پيشتر ذكر شد، رنگ پسابهاي توليدي در صنايع كاغذ سازي از مهم ترين آلوده كننده هاي اين صنعت بشمار مي آيد كه هرچه اين پساب ها از نظر انطباق با استاندارد هاي زيست محيطي كامل باشند، ولي رنگ آنها هرچند در حد جزئي، از لحاظ عرف عمومي ناپسند جلوه مي كند. همين امر، لزوم حذف رنگ از پساب هاي صنعتي و پيش از تخليه را به عنوان يكي از دغدغه هاي مهندسان تصفيه آشكار مي سازد.

مولد هاي رنگ در پساب صنايع چوب و كاغذ از تنوع زيادي برخوردارند. مهم ترين آنها، ليگنين است كه ساختار آلي- پليمري دارد. مشتقات ليگنين كه در اثر تخريب و تجزيه آن بوجود مي آيند نيز از عوامل مهم توليد رنگ هستند. ديگر تركيبات استخراجي از چوب مانند رزين، عصاره چوب ، رنگدانه هاي مصنوعي ،تانن (جوهر مازو)، اسيدهاي آلي آروماتيك، ترپن ها و فراورده هاي تخريبي حاصل از واكنش كلر و ليگنين و ... ديگر منابع رنگ زايي در اين پسابها هستند.

اين تركيبات به علت داشتن بار منفي، يوني اند. بدليل ماكرومولكول بودن، داراي وزن مولكولي بسيار بالايي در حدود g/gmol30000 نيز هستند. تركيباتي آب گريز و داراي ساختار قطبي اند.

شدت اين آلودگي ها و اهميت حفظ اكوسيستم طبيعي، لزوم بررسي جدي تر در مورد تصفيه پساب هاي كاغذسازي را روشن ميكند.

فرهنگ HSE

چرا فرهنگ HSE مهم است؟

از زمان حادثه چرنوبيل، در چند گزارش حادثه ديگر نيز به ضعيف بودن "فرهنگ ايمنى" به عنوان عامل فاجعه اشاره شده است.

در روز 6 جولای سال 1988 در دکل نفتی آلفا واقع در 100 مایلی ساحل شرقی اسکاتلند دریای شمال . خروج گازقابل اشتعال باعث آتش سوزی گردید . گاز منفجر شد و در این حادثه 167نفر جان خود را از دست دادند.
بعلاوه بسیاری از افراد به صورت مستقیم و غیر مستقیم به جهت از دست دادن عضوی از خانواده در این حادثه درگیر شدند . محاسبه خسارت مالی رقمی بیش از 4 بیلیون دلار بود.
دلیل فوری این فاجعه خروج گاز از قسمت پمپ فشرده کننده گاز بود ، که دراین قسمت شیر اطمینان برای تعمیرات از مدار خارج شده بود.

مشکلى که پيش روى شرکت هاى مختلف وجود دارد اين است که چگونه بر فعاليت هاى کارکنان شرکت در دورترين جايگاه ها در چارت سازمانى شرکت و جزئى ترين فعاليت هاى شرکت نظارت داشته باشد و چگونه رفتارها را عليرغم وجود بوروکراسى پيچيده اى که براى مطمئن ساختن گروه هاى ذینفع از HSE سازمان بوجود آمده تغيير دهد. بنابراين، ترويج فرهنگ HSE مطلوب در صدر دستور کار بسيارى ازصنايع مخاطره اميز قرار گرفته است.

ارتباط ميان حوادث و اثرات مخرب آن بر مبانى پايه اى سازمان ( بصورت مستقيم يا غير مستقيم ) کاملاً تبيين شده است. هرم کلاسيک عوامل حادثه، رابطه بين خطرات بالقوه ( اعمال يا شرايط خطرناک ) و حوادث جدى را نشان مى دهد.

فرهنگ HSE اثر مستقيمى بر رفتار و اعمال خطرناک، بويژه آندسته خطراتى که در زمره تخلف قرار مى گيرند نه خطا و اشتباه، دارد. همچنين، مى توان بطور منطقى استدلال کرد که فرهنگ ايمنى اغلب در پيشامدهايى که منجر به وجود شرايط خطرناک مى گردند، عامل ايجاد کننده و مسبب قلمداد مى گردند.

بمنظور پيش بردن اهداف مديريت HSE ، امروزه بيشتر شرکت ها فرهنگ HSE را به عنوان عاملى کليدى لحاظ مى نمايند. اغلب، امروزه در شرکت ها سيستم ها بنحوى در جايگاه خود مستقر شده اند که اضافه کردن کنترل هاى مديريتى بيشتر مزيت هاى زيادى بهمراه نخواهند داشت. در اکثر موارد، مشکل از مواردى چون بوروکراسى بيش از حد، پيچيدگى و يا عدم انعطاف بسيار مى باشد. توجه بيش از حد به سيستم هاى رسمى و اطاعت بى چون و چرا مى تواند باعث بى تفاوتى کارکنان شده و در واقع، به ميزان علاقمندى به موضوع HSEآسيب برساند.

hse

سیستم مدیریتی

 مزایای اجرا

بررسی پروژه از نظر مسایل بهداشت، ایمنی و محیط زیست در تمامی مراحل

اطمینان به مدیریت در مشخص کردن ریسکها و روشهای کنترل و کاهش آنها

رعایت استانداردهای موجود در ارتباط با پروژه در تمامی مراحل HSE

کاهش هزینه ها و افزایش سودآوری و رقابت در بازارهای جهانی بسترسازی مناسب جهت اخذ و اجرای کلیه استانداردهای مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست

افزایش اطمینان پرسنل از کاهش و کنترل خطرات بالقوه و بالفعل موجود در پروژه و اثرات سوء آنها

 اعضای تیم اجرایی HSE

دبیر تیم

متخصص HSE

نماینده بهره برداری

از مهندس فرایند، متخصص ایمنی نصب، متخصص کنترل فرایند و سایر افراد نیز می توان کمک گرفت.

عناصر سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست

 1. رهبری و تعهد

 2. خط مشی و اهداف استراتژیک

 3. سازمان، منابع و مستند سازی

 4. ارزیابی و مدیریت ریسک

 5. طرحریزی

 6. استقرار و پایش

 7. ممیزی و بررسی مجدد

نظام مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای

 نظام مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای

با آغاز انقلاب صنعتی و انتقال تولید از کارگاه های کوچک به کارخانه های تولید انبوه ، موضوع حفاظت از سلامت نیروی کار نیز از حالت فردی خارج و حالت عمومی تری به خود گرفت. پس از پیدایش مکتب روابط انسانی در مدیریت که بر اثر تجربیات هاتورن پدید آمد، توجه به ایمنی منابع انسانی اهمیت بیشتری یافت. امرزوه کمتر مدیری را می توان یافت که از پیامدهای ناامنی محیط کار آگاه نباشد . با این حال اشاره به برخی آمار تکان دهنده مربوط به مشکلات حاصله از نبود محیط کار ایمن به درک اهمیت موضوع کمک خواهد کرد: هزینه های محیط های غیر ایمن بسیار شگفت آورند. تنها در کشور انگلستان بیش از 300 نفر بین سالهای 97-1996در اثر حوادث کار جان خود را باختند . این رقم در مقایسه با ارقام دهه 1960 به یک چهارم کاهش یافته اما همچنان نامطلوب است. وخامت فاجعه هنگامی آشکارتر می شود که بدانیم به ازای هر کشته تعداد زیادی زخمی وجود دارد. آمار نشان می دهد که در انگلستان بیش از 6/1 میلیون حادثه در سال اتفاق می افتد. نزدیک به 2/2میلیون نفر در اثر کار دچار بیماری می شوند. و بیش از 20000 نفرمجبور به ترک کار می شوند. براساس برآوردها30 میلیون روز کاری بر اثر حوادث بیماری های ناشی از کار از دست می رود. زیان ناشی از حوادث کاری برای اقتصاد انگلستان 12 میلیارد پوند(2% تولید ناخالص داخلی)و برای کارکنان بین 4تا 9 میلیارد پوند (بین 5 تا 10% سود تجاری انگلستان)برآورد می شود. با توجه به این آمار زیان های وارده به شرکت ها دشوار نیست. اگر هزینه های غرامت و ضرر و زیان پرداختی به آسیب دیدگان را در نظر بگیریم که در پاره ای موارد ارقامی نجومی اند. ، می توان دریافت که عدم وجود ایمنی می تواند یک سازمان را از پا در آورد . افزون بر مسائل مالی دلائل مهم دیگری نیز برای اهمیت ایمنی وجود دارد . هزینه های درد و آلام ، خستگی ، فرسودگی و نگرانی نیروی کار را به راحتی نمی توان در قالب ارقام مالی بیان کرد در حالیکه چنین مشکلاتی همواره درپی حوادث پیش می آیند. همه ی افراد دستخوش حادثه ، از قبیل فرد حادثه دیده ، خانواده وی ، دوستان، همکاران یا حتی مدیران سازمان مربوط ممکن است تحت تاثیر روانی حادثه قرار گیرند . درمواردی این تاثیر زندگی فرد را به کلی تغییر می دهد . معلولیت یا آسیب دیدگی های بزرگ به راحتی قابل جبران نیست. مشتریان سازمان مربوطه نیز ممکن است تحت تاثیر حوادث کاری قرار گرفته و از ادامه کار با آن خودداری کنند. در پاره ای مواقع کارکنان، سرپرستان و مدیران را به دیده مقصر می نگرند و این امر می تواند بر ارتباطات کاری اثر منفی بگذارد. همین طور سرپرستان و مدیران در اثر احساس تقصیر در حادثه توانایی انجام درست وظایف شان را از دست می دهند. زیان های ناشی از عدم وجود ایمنی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد: 1-2- چرا سیستم مدیریت ایمنی پس از بیان اهمیت وجود ایمنی در محیط کار ، پرسش اصلی این است که چگونه می توان ایمنی محیط کار را افزایش داد. به عبارت دیگر ، بهترین راه ارتقای وضعیت ایمنی محیط کار چیست؟ امروزه اهمیت مدیریت ایمنی در دستیابی به کار آیی سازمان به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است . مقررات ایمنی روز به روز سخت گیرانه تر می شود و از نگاه کارکنان نیز ایمنی شرط اولیه محیط کار است. حتی می توان گفت علت اصلی پیدایش سیستم های مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی ، ایجاد راهی برای رعایت مقررات اجباری است که روز به روز سخت گیرانه تر می شوند. البته امروزه همگان بر این باورند که ایمنی و بهداشت به سیستم مدیریت فعالی نیاز دارد. چرا که ایمنی و بهداشت را نمی توان از طریق مقررات اجباری یا احساس جمعی و یا توسط یک فرد به تنهایی تامین کرد. برای درک اهمیت سیستم مدیریت ایمنی در افزایش سطح ایمنی و بهداشت صنایع ، کافی است نگاهی گذرا به آمار زیر بیفکنیم : - گرچه طبق بررسی حوادث کاری که بین سال های 1985 تا 1990 منجر به معلولیت گشته اند، هیچکدام این حوادث در اثر یک علت خاصی به وجود نیامده بود، لیکن در 46 درصد موارد یک علت سازمانی دخیل بوده است. - برپایه ی بررسی آماری از صنایع ژاپن ½ حوادث کاری از سال 1969 تا کنون در اثر عدم وجود یک سیستم مدیریت ایمنی کارا پدید آمده است. - یکی از علل اساسی تدوین دستور العمل Seveso II پیشگیری از حوادثی است که در اثر عوامل مدیریتی پدید می آیند چرا که این عوامل در 90 درصد حوادث کاری در جامعه اروپا از سال 1983 تا کنون نقش عمده ای داشته اند. باتوجه به این عوامل به جرات می توان گفت: مدیریت ایمنی گزینه نیست ضرورت است. 1-3- تعاریف معتبر با ایمنی و بهداشت شغلی : قبل از ورود به بحث سیستم های مدیریت ایمنی لازم است یک تعریف کلی از ایمنی و بهداشت شغلی ارائه شود. درخصوص اصطلاحات و واژگان مربوط به سیستم های مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی در جای خود بحث خواهد شد. لیکن برای درک ساختار سیستم های مدیریت ایمنی ، داشتن تعریفی یکتا از ایمنی ضروریست. تعریف ایمنی در استاندارد ISO8402:1992 واژه ایمنی به صورت زیر تعریف شده است: حالتی که در آن احتمال خطر آسیب (به اشخاص) یا خسارت مادی، به میزان قابل قبول محدود شده باشد. همان گونه که از تعریف فوق می توان دریافت، ایمنی یک امر نسبی است و نمی توان ایمنی مطلق را در محیط کار تامین کرد. بلکه ایمنی مجموعه شرایطی است که میزان مخاطره ی مربوط به سلامتی را حداقل برساند. تعریف دیگری در استاندارد ISO/IEC Guide2 ارائه شده است که استاندارد OHSAS 18001 نیز دقیقاً از همان تعریف استفاده کرده است. این تعریف بسیار مشابه تعریفی است که دراستاندارد ISO8402:1992 آمده است: "عدم وجود مخاطره ی غیر قابل قبول آسیب" در این تعریف نیز رفع کامل مخاطره آسیب مطرح نشده است بلکه اجتناب از مخاطره بالا و غیر مجاز مد نظر است. تعریف حادثه (Accident): عبارت است از رویداد ناخواسته ای که باعث مرگ، از دست رفتن سلامتی، جراحت ، آسیب یا خسارت دیگر بشود. تعریف رخداد (INCIDENT) عبارت است از رویدادی که باعث ایجاد حادثه شود یا توان بالقوه ی ایجاد حادثه را داشته باشد. ساختار سیستم های مدیریت ایمنی هدف سیستم مدیریت ایمنی هدف سیستم مدیریت ایمنی ، حصول اطمینان از این است که سازمان چگونگی تاثیر فعالیت های خود در زمینه ی بهداشت و ایمنی را بشناسد و اندازه گیری هایی به منظور کنترل و بهبود آن تدوین کند. این اندازه گیری ها از طریق فرایندی مناسب که شامل موارد زیر است صورت می گیرد : - پایش و بازنگری عملکرد ها - اصلاح عدم تطابق های مشاهده شده در ممیزی ها به صورت دوره ای به مدیریت عالی سازمان گزارش می شوند. - نکته حائز اهمیت این است که سیستم مدیریت ایمنی باید بخشی کل سیستم مدیریت باشد و نه یک سیستم مجزا یا اضافی

مديريت ايمني فرآيند، خطرات ناشي از نشر مواد خطرناك بدليل نقص و خطر در فرآيند، دستور كار يا تجهيزات را شناسايي، ارزيابي و در نهايت حذف يا كنترل مي كند. استانداردهاي مديريت ايمني فرآيند، مواد شيميايي خطرناك را مورد بررسي قرار مي دهد و در واقع به افراد كمك مي كند كه از به وجود آمدن حوادث ناشي از نشر مواد خطرناك جلوگيري كنند. روند كار مديريت ايمني فرآيند براساس اجراي دقيق اجزاي آن است. اجزاي مديريت ايمني فرآيند عبارتند از: برنامه ريزي، تعاريف: شامل استفاده، ذخيره سازي، توليد، جابجايي و تركيب آنها، مشاركت افراد، اطلاعات مربوط به ايمني فرآيند، آناليز خطر فرآيند، دستور العمل عمليات ها، آموزش افراد، مرور ايمني قبل از راه اندازي، مديريت تغيير، بررسي حوادث، طرح هاي اورژانسي و مميزي ها.

HSE

hse

سيستم‌ مديريت بهداشت، ايمني و محيط زيست

سيستم‌ مديريت بهداشت، ايمني و محيط زيست

متعاقب رشد شتابان و بي‌ضابطه كه منجر به توسعه لجام گسيخته به خصوص در كشورهاي در حال توسعه گرديده و ايجاد آسيب‌هاي شديد به محيط زيست، يك نهضت عمومي براي حفظ محيط زيست، ارتقاء سلامتي و تأمين ايمني مردم، كاركنان، مصرف كنندگان و فردي كه به نحوي با فرآيندهاي توليد مرتبط مي‌شود در يك منشور تخصصي/علمي بنام HSE مورد پذيرش تصميم گيرندگان و مسئولان كليدي برنامه‌هاي توسعه در ابعاد جهاني قرار گرفت.

خطوط راهنمايي كه بعداً ارايه مي‌شوند كمك به استفاده، كاربرد و تحقق برنامه HSE خواهند نمود. خوشبختانه اين تفكر در ابعاد جهاني مورد پذيرش مطلق قرار گرفته و از مباني برنامه‌هاي توسعه تلقي مي‌شوند. در هر سه مورد H,S,E قوانين و مقررات، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هايي وجود دارند كه در شمار الزامات پذيرش قرار دارند. به عنوان مثال موضوع ايمني و بهداشت حرفه‌اي[1] به صورت استراتژي در سيستم‌هاي مديريت ايمني[2] پذيرفته شده و به صورت اصول بنيادين در محتوي چنين مديريتي عمل مي‌نمايند. يك دامنه تشخيص گسترده از منافع ايمني در SMS ترسيم شده، به طوري كه سيستم‌هاي كنترل كيفيت و استانداردهاي بين‌المللي[3] براساس اين نگرش عمل كرده و تعريف مي‌شوند. همچنين كاربرد ISOs در سيستم مديريت زيست محيطي[4] كه در نهايت به كنترل پيامدهاي فعاليت‌ها روي محيط زيست منتهي مي‌شود. گرچه سه واژه محيط زيست، بهداشت و ايمني ممكن است سه معناي مختلف را القا نمايند ولي در مفهوم و هدف كاملاً مشابه بوده و مجموعاً در خدمت برنامه‌هاي مديريت دانش[5]قرار مي‌گيرند كه مديريت‌هاي استراتژيك و مديريت بحران در زير پيكره آن ترسيم مي‌شوند. ممكن است عمليات و فعاليت‌هاي بهداشت، ايمني و محيط زيست حتي با اجراي اجبارها، مقررات و بازرسي‌ها همواره در يك نظم دلخواه نباشد ولي اين پيوند سه گانه مي‌تواند موجب تسهيل در عمليات، حل مشكلات، دستيابي بهتر و سريع‌تر به اهداف و در نهايت برقراري تعادل مطلوب در برنامه‌هاي توسعه گردد. بنابراين خطوط راهبردي HSE مي‌بايست و مي‌توانند:

v     يك پوشش كامل از بهداشت،  ايمني و حفظ محيط زيست را در منشورها و عمليات به شكل يك مدرك فراهم آورند.

v     مرتبط با برنامه‌هاي توسعه صنعتي در ابعاد جهاني بوده و از اين زاويه و نگرش عمل مي‌نمايند.

v     در حد بالايي قابليت پذيرش، سازگاري و تطبيق عملياتي با شركت‌هاي مختلف را داشته باشند.

v     از ناحيه پيمانكاران و كاركنان آن‌ها قابل قبول بوده و به رسميت شناخته شوند.

v     موجب تسهيل در اداره عمليات گرديده و چارچوب‌هاي مناسبي را براي توسعه ارايه نمايند.

v     امكان ارزيابي مناسب را براساس استانداردهاي بين‌المللي تسهيل نمايند.

اصولاً خطوط راهنما در HSE، عناصر ضروري را براي توسعه ارايه مي‌كنند. آن‌ها عمليات اجرايي ويژه‌اي را به دستگاه تحميل نمي‌كنند، ليكن سياست‌هايي را منطبق بر اهداف شركت به آن توصيه مي‌كنند كه در بردارنده اطلاعاتي است كه سبب مي‌شوند كمترين آسيب، ضايعات و ريسك در فرآيند عمليات رخ داده و شركت در شرايط دلخواه اداره شود. در اين خطوط راهنما همواره به اين جمله استناد مي‌شود كه "شركت بايد عمليات خود را هميشه اصلاح كند، بهبود بخشد و به روز سازد" و البته اين‌ها به صورت يك نسخه عمومي براي همه ييچيده نشده، بلكه برحسب ضرورت‌هاي مورد نظر HSE، در هر واحد، اختصاصي مي‌شوند. اصولاً وقتي به شركتي گواهينامه HSE اعطا مي‌گردد به اين مفهوم است كه اداره عمليات و موقعيت توليد، براساس مدارك رسمي و روش‌هاي كنترل كننده، متضمن روند مديريت اجرايي مطلوب است. به طور طبيعي و بديهي موارد بررسي و روش‌هاي كنترل، روي موقعيت بهداشت، ايمني و حفظ محيط زيست در فرآيند واحد صنعتي معطوف مي‌شود و به طور جداگانه و در يك پيوند سيستماتيك مورد بررسي واقع مي‌شوند. در بسياري از موارد، شمار زيادي از فعاليت‌هايي كه در يك واحد صنعتي انجام مي‌شوند مي‌بايست از مبحث و ناحيه HSE مورد تاييد قرار گيرند و لازمست در سطح قابل قبولي باشند. اما در هر صورت موضوع HSE به بررسي همه موارد مرتبط مي‌پردازد و شركت نيز بايد در اين نگرش، فرآيندهاي خود را منظم و عملياتي نمايند. عناصر اصلي و كليدي سيستم مديريت[6] بر پايه اين خطوط راهنما به در جدول1-2 آورده شده است. از آنجايي‌كه HSEMS جزئي از كل سيستم مديريت است، اين خطوط گرچه در سيستم مطرح مي‌شوند اما اصولاً HSEMS يك پوشش كلي داشته و ابعاد بيروني سازمان را هم در بر گرفته و شامل مي‌شود. اين موضوع تلويحاً به اين معني است كه HSEMS به طور مشخص جزيي از مجموعه سيستم شركت در اداره عمليات آن مي‌باشد.



[1] - Occupational Health and Safety

[2] - Safety Management System (SMS)

[3] - International Standard and Duality Control Systems

[4] - Environmental Management System (EMS)

[5] - Knowledge Management

[6] - Health Safety and Environmental Management System (HSEMS)

بيمۀ تأمين اجتماعي

بيمۀ تأمين اجتماعي

حدود دو قرن است كه بشر به طرز بي سابقه اي به دستمزد و خدمات افراد درگير وابسته شده است به گونه اي كه اگر روزي قطع شود، دچار مشكلات عديده اي خواهد شد.

براي رويارويي با چنين وضعي و براي حفظ امنيت و كاهش نگراني هاي روز افزون، برنامه هاي حمايت اجتماعي توسط گروهي از متخصصان تدوين گرديد، و اصطلاح تأمين اجتماعي شكل گرفت. مفهوم بيمه از صد سال پيش و در كشور آلمان پا گرفت و نخستين شكل آن بيمۀ بيماري بود كه هنگام بيماري به صورت حمايت هاي مالي پرداخت مي شد و بعد از آن براي نخستين بار در جريان قانونگذاري در سال 1935، امريكا به اين موضوع پرداخته شد و بعدها سازمان بين المللي كار از سال 1952 به بعد آن را در مقاوله نامه ها و توصيه نامه ها به كار برده است.

بيمۀ تأمين اجتماعي موظف است خدمات حمايتي مانند مراقبت هاي پزشكي، كمك هاي ايام بارداري، بيماري، حمايت ايام بارداري، حمايت خانواده، حوادث ناشي از كارافتادگي، ايام سالمندي، كمك هاي دفن و... را انجام دهد.  

بيمه هاي اجتماعي از سه عنصر اصلي تشكيل شده اند:

1.       منابع تأمين مالي: كه از محل حق بيمه ها تأمين مي شود، كه كارگران، كارفرمايان و دولت اين منابع را تأمين مي كنند

2.       صندوق: حق بيمه ها به اين صندوق واريز مي شوند

3.       سرمايه گذاري: وجوه مازاد براي كسب درآمد بيشتر سرمايه گذاري مي شوند

و ساير سازمان هاي دولتي و غير دولتي ديگر كه در اين زمينه فعاليت مي كنند.

سازمان بهداشت جهانی (WHO)

سازمان بهداشت جهاني (WHO)

اين سازمان، يك سازمان غير سياسي مي باشد كه به سازمان ملل متحد وابسته بوده و مركز آن در ژنو قرار دارد. اساسنامۀ آن از تاريخ هفتم آوريل 1948 به اجرا گذاشته شد و به همين دليل اين روز كه مصادف با 18 فروردين مي باشد به نام« روز جهاني بهداشت » نامگذاري گرديده است.

هدف از تشكيل اين سازمان دستيابي همۀ مردم به بالاترين سطح سلامت است .

اين سازمان شامل اساسنامۀ ويژۀ خودش است كه داراي هيئت رئيسۀ مخصوص، كشور هاي عضو و بودجه اي خاص است.

عضويت در اين سازمان براي همۀ كشور ها آزاد است. در حالي كه بيشترين كشور ها عضو اين سازمان هستند و كشور هايي كه در اجراي روابط بين المللي خود مسؤوليت ندارند مي توانند به عضو وابستۀ آن درآيند و در نشست هاي مشورتي اين سازمان شركت كنند اما حق راي ندارند.

اين سازمان نيز از سه زير مجموعۀ اساسي شوراي بهداشت جهاني، هيئت اجرايي و دبير خانه تشكيل شده است. و براي رفع نياز هاي بهداشتي ويچۀ مناطق گوناگون جهان، اين سازمان شش سازمان منطقه اي در نقاط مختلف را تأسيس كرده است، كه ايران عضو منطقۀ شرق مديترانه مي باشد كه مركز آن در اسكندريۀ مصر مي باشد.

وظايف اين سازمان عبارتند از :

1.       پيشگيري و مبارزه با بيماري هاي خاص

2.       گسترش خدمات جامع بهداشتي

3.       مسائل مربوط به بهداشت خانواده

4.       بهداشت محيط زيست

5.       آمارهاي بهداشت

6.       پژوهش هاي زيست پزشكي

7.       اطلاعات و انتشارات بهداشتي   

سازمان بین المللی کار (ILO)

سازمان بين المللي كار(ILO)

اين سازمان در سال 1919 به موجب مادۀ 13« قرارداد صلح ورساي » براي پشتيباني از حقوق كارگران و ايجاد شرايط مساعد كار و امكانات كافي براي اشتغال و سطح زندگي مناسب براي كارگران سراسر جهان تأسيس گرديد.

در آغاز تأسيس در حدود 45 كشور به عضويت اين سازمان درآمدند و هم اكنون در حدود 177 كشور عضو اين سازمان مي باشند. نشست هاي اين سازمان در خرداد ماه هر سال، در شهر ژنو تشكيل مي شود.

اين سازمان، داراي مجمع عمومي، هيئت اجرايي،دبير خانه و ساير تشكيلات مي باشد.

در سال 1946 اين سازمان جزو سازمان هاي اختصاصي سازمان ملل گرديد، و در سال 1969 جايزۀ صلح نوبل به اين سازمان تعلق گرفت.

هر كشور عضو سازمان ملل متحد، با پذيرش اساسنامۀ سازمان بين المللي كار، به عضويت اين سازمان در مي آيد، به شرطي كه به تصويب مجمع با اكثريت دو سوم آراي نمايندگان دولت ها برسد.

وظايف اين سازمان كه در سال 1944 در فيلادلفياي امريكا تصويب شد به شرح زير مي باشد:

1.       اشتغال براي همۀ افراد و افزايش سطح زندگي

2.       تطبيق كارگر با كاري كه انحام مي دهد

3.       ايجاد امكانات و تسهيلات لازم براي آموزش كارگران

4.       پشتيباني از سلامت كارگران در همۀ مشاغل

5.       توسعۀ بيمۀ تأمين اجتماعي براي همۀ كارگران

6.       ايجاد امكانات مناسب براي آموزش كارگران

7.       فراهم كردن غذا و مسكن مناسب و تسهيلات فرهنگي و تفريحات سالم براي كارگران و خانواده هايشان

كشور ايران از نخستين سال تأسيس اين سازمان يعني از سال 1919 عضو اين سازمان گرديد و در سال 1945، براي نخستين بار هيئت كاملي از سوي ايران در كنفرانس بين المللي كار شركت كرد. در سال 1956، رياست سي و نهمين دورۀ اجلاسيه مجمع بر عهدۀ يكي از نمايندگان ايران بود و در سال هاي 1968،مجمع بين المللي كار و 1970 كميسيون سازمان بين المللي كار و 1971 هفتمين كنفرانس ناحيۀ آسيا در تهران تشكيل شدند.

انواع موج

انواع امواج مكانيكي

1.       امواج عرضي: هر گاه حركت ذرات مادۀ حامل موج بر راستاي انتشار موج عمود باشد موج عرضي است، مثل امواج آب

2.       امواج طولي: هر گاه حركت ذرات مادۀ حامل موج مكانيكي در راستاي انتشار موج باشد موج طولي است، مثل امواج صوتي

3.       امواج پيچشي: اين موج تركيبي از دو شكل عرضي و طولي بوده، كه در محيط هاي مخصوصي  قابل توليد و انتشار مي باشد، مثل امواج فنر

 

امواج صوتي: اين امواج شكلي از امواج مكانيكي طولي مي باشند كه بيشتر در هوا منتشر شده و با برخورد به گوش انسان باعث شنيدن صدا مي شوند (محدودۀ قابل درك براي انسان بين 20 تا 20000 هرتز مي باشد).

امواج ماوراء صوت: امواجي كه خارج از محدودۀ قابل درك انسان باشند امواج ماوراء صوت ناميده مي شوند.

انواع امواج صوت بر اساس بسامد

بيناب شنوائي: صوت هاي با بسامد 20 تا 20000 هرتز را بيناب شنوائي مي نامند.

بيناب بالا: در بيناب بالا، بسامد هاي 500 تا 2000 هرتز را بسامد هاي مكالمه مي گويند.

امواج فرو صوت: ارتعاش هاي با بسامد كمتر از 20 هرتز را امواج فروصوت مي گويند.

امواج فرا صوت: امواج صوتي با بسامد بيشتر از 20000 هرتز را امواج فرا صوت مي گويند.

صدا و موج

امروزه زندگي ماشيني و پيشرفت تكنولوژي باعث شده تا انسان در زندگي روزمرۀ خود به ويژه در محيط هاي كار با، عوامل زيان آور ناشي از صدا همراه باشد كه اين امر مي تواند سلامت افراد جامعه را در معرض خطر قرار دهد، به ويژه در مشاغلي كه با صدا همراه مي باشد.

اين در صورتي است كه تحقيقات زيادي توسط دانشمندان بزرگي انجام شده است ازجمله:                    تحقيقات «گري ورلد» كه براساس تجربيات او، با كاهش 1405 درصد از سر و صدا، بازده كار9 درصد و همچنين از اشتباهات ماشين نويسان 30 درصد كاسته مي شود.

دانشمندي به نام «لارد» با اندازه گيري اكسيژن مصرفي ماشين نويسان، مشاهده نمود كه مصرف اكسيژن در گروهي كه در محيط پر سر و صدا كار مي كنند، نسبت به گروه ديگري كه در محيط كم سر و صدا كار مي كنند، 79 درصد بيشتر مي باشد.

طبق برآورد«WHO» سر و صدا در دنيا، روزانه 4 ميليون دلار خسارت وارد مي كند، و بنابر اظهارات «دكتر ليندا رامشتوك» مدير«NIOSH» 30 ميليون امريكائي در معرض خطر سر و صدا، در محيط هاي كاري قرار دارند، كه در نتيجۀ اين خطر 10 ميليون نفر مبتلا به افت دائمي شنوائي شده اند.

اين در حالي است كه، مواد قانوني 95، 92، 85 قانون كار و مواد 90 و 88 قانون تأمين اجتماعي حمايت كنندۀ پايش هاي محيطي و زيستي در مورد عوامل زيان آور به طور مستقيم و غير مستقيم مي باشند.

صوت«SOUND»

صوت شكلي از انرژي است، و به وسيلۀ سيستم شنوائي قابل تشخيص مي باشد.

موج«WAVES»

عبارت است از آشفتگي يا بر هم خوردن تعادل به صورت منظم يا نامنظم و همچنين را هي براي انتقال انرژي مي باشد، امواج بسته به ماهيت خود قابل انتشار در محيط هاي مادي، يا خلاء هستند.

انواع موج

مكانيكي: اين امواج از تغيير كان قسمتي از يك محيط كشسان نسبت به وضعيت تعادل خود ناشي مي شود، اين امر به نوبۀ خود سبب نوسان محيط مي گردد و به علت خواص كشساني محيط،  آشفتگي از لايه اي به لايۀ ديگر منتقل مي شود، در نتيجه آشفتگي محيط ايجاد مي شود كه به آن موج گفته مي شود.

در اين پديده كل محيط همراه موج منتقل نمي شود، بلكه فقط اجزاي محيط در مسيرهاي محدودي نوسان مي كند، براي مثال مي توان از مشاهدۀ اشياء كوچك شناور در آب مانند حركت چوب پنبه بر روي امواج آب نام برد.

حركت موجي مي تواند انرژي را تا مسافت هاي دور انتقال دهد به عبارت ديگر انرژي در امواج همان اني جنبشي و پتانسيل ماده است، كه در كل تودۀ يك محيط دست به دست مي گردد، براي انتقال و ايجاد امواج مكانيكي نظير صدا و ارتعاش وجود محيط مادي ضروري است.

الكترو مغناطيسي: اين امواج به دليل ماهيت ويژۀ خود براي انتشار به محيط مادي نيازي نداشته و قادرند در ماده و خلاء منتشر شوند.

کارخانه روغن نباتی پارس قو

شركت روغن نباتي پارس قو يكي از قديمترين و بزرگترين واحد هاي توليد كنندۀ روغن نباتي در كشور است، كه در سال 1333 با هدف پنبه پاك كني و روغن كشي در جنوب شهر تهران و به مساحت 66000 متر مربع تأسيس شد و از سال 1338 به عنوان طرح توسعه يك واحد تصفيۀ روغن نيز در آن احداث و شروع به فعاليت نمود ولي با افزايش جمعيت شهر تهران و تراكم جمعيت در حومۀ كارخانه و به علت بوي نامطبوعي كه در اثر روغن كشي در محيط پخش مي شد و همچنين ناراحتي و اعتراض ساكنان منطقه بخش تصفيه جايگزين روغن كشي شد كه تا به امروز ادامه دارد.

قبل از انقلاب اسلامي آقايان امير صالح و قاسميه صاحبان كارخانه بودند ولي پس از انقلاب اسلامي و تا سال 1364 زيرنظر صنايع ملي بود تا اينكه از سال 1364 به بعدزيرنظر بنياد شهيد قرار گرفت و بعد از آن زير نظر سازمان اقتصادي كوثر قرار گرفت.

اين كارخانه در جنوب شهر تهران قرار دارد و از شرق به خيابان خزانۀ بخارائي و از غرب به خيابان شهيد پرستوئي و از شمال به بزرگراه بعثت و از جنوب به منطقۀ مسكوني منتهي مي شود.

مساحت كارخانه در حال حاضر 45000  متر مربع و زير بناي آن 4470 متر مربع مي باشد كه 1200 متر مربع آن مربوط به انبار ها مي باشد.

در حدود10 درصد روغن خام مورد نياز كارخانه در داخل كشور و از شهر هاي تبريز، مازندران و گرگان تهيه مي شود و بقيۀ آن از كشور هاي آمريكاي جنوبي مانند برزيل، آرژانتين، كلمبيا و ساير كشور هاي ديگر تأمين مي شود. توليد روزانۀ اين كارخانه بين 350 تا 450 نوسان دارد كه 18% از روغن مصرفي كشور را تأمين مي نمايد، از اين مقدار 30 تا 35 تن كره، 100 تن روغن مايع و بقيه روغن جامد مي باشد و توليدات كارخانه به صورت دان، صاف و مايع مي باشد، كه در حلب هاي نيم،1، 8/1،5/2 ،4 و 5 كيلوئي و بطري هاي پلاستيكي بسته بندي مي شوند، البته تا چند سال پيش در حلب هاي 18 كيلوئي نيز روغن توليد مي شد اما به خاطر مشكلات ارگونوميكي و سنگيني آن و ساير موارد ديگر توليد آن متوقف شد.

 دانه هاي روغني شامل:

 روغن تخم پنبه، روغن بادام زميني، روغن زيتون، هستۀ خرما، سويا، خرما، روغن ذرت، كاكائو، روغن كنجد، روغن آفتابگردان و روغن نارگيل مي باشد.

توليدات جنبي كارخانه عبارتند از:

ظروف حلبي مواد غذائي، گاز اكسيژن جهت مصارف صنعتي و بيمارستاني، بي كربنات آمونيوم، خلط روغن جهت صابون سازي، ضايعات خاك تونسيل جهت واكس سازي و گاز دي اكسيد كربن و هيدروژن مي باشد.

اين كارخانه يك شعبۀ ديگري در شهر خرمشهر دارد، كه توليدات صابون و پودرهاي رختشوئي رابر عهده دارد كه زير نظر كارخانۀ روغن نباتي پارس قو قرار دارد، كه وظيفۀ تأمين پودرهاي رختشوئي كاركنان را نيز بر عهده دارد و حدود140 نفر پرسنل دارد.


پرسنل كارخانه در سه شيفت 6 صبح تا 2 بعدازظهر و 2بعدازظهر تا 10 شب و 10شب تا 6 صبح كار مي كنند، اين شيفت ها چرخش هفتگي دارند.

نحوۀ لباس پوشيدن پرسنل كارخانه بر حسب كاري كه انجام مي دهند با هم متفاوت مي باشند:

كارگران خط توليدي: بلوز و شلوار سرمه اي 

پرسنل اداري: لباس شخصي

كارگران فني: روپوش سرمه اي 

كاركنان بهداري، آزمايشگاه و آشپزخانه: روپوش سفيد

تعاريفی از بهداشت حرفه اي

تعاريفی از بهداشت حرفه اي

1.       بهداشت حرفه اي عبارت است از علم و هنر تامين بالاترين سطح سلامت نيروي كار، حفظ و ارتقاء سلامتي آنان و حفظ سرمايه از طريق ايجاد محيط كار سالم، انتخاب كارگر مناسب براي هر كار، تطبيق كار با مقتضيات روحي و جسمي كارگران، پيشگيري از حوادث و بيماري هاي شغلي و غير شغلي، آموزش بهداشت فردي و مسائل مربوط به كار، تشخيص زودرس و درمان بيماري ها و توجه به مسائل و مشكلات كارگران همۀ مشاغل و افراد وابسته به آنان به گونه اي كه هر كارگر قادر باشد با برخورداري از حداكثر سلامتي و رفاه، فردي موثر براي اجتماع باشد.

2.       بهداشت حرفه اي دانشي است، كه ريشه در بسياري از علوم سنتي مانند:شيمي، فيزيك، رياضيات، پزشكي،علوم انساني و ... دارد.

3.       بهداشت حرفه اي ابزاري است، كه به كمك آن مي توان در راستاي فراهم آوري، نگهداري و بالا بردن سطح سلامت نيروي كار گام برداشت.

4.       بهداشت حرفه اي هم دانش است و هم هنر

پيشينۀ بهداشت حرفه اي در ايران

پيشينۀ بهداشت حرفه اي در ايران

در ايران نيز از حدود سال هاي 1200ه.ش صنايع نوين راه اندازي شدند و كارخانه هاي سيمان، كبريت سازي، نساجي، احداث راه آهن و... در اين دوران شكل گرفتند. در اين دوران كارگران واحدهاي صنعتي از هيچ گونه مقررات حمايتي برخوردار نبودند كه اين عئامل باعث اعتراض كارگران و تدوين قوانيني براي حمايت از كارگران شدند كه عبارتند از:

25آذر 1302: دستور والي ايالت كرمان و بلوچستان دربارة حمايت از كارگران قالي باف صادر شد، كه در بردارندۀ 11 بند بود كه بر پايۀ اين قانون، مدت انجام كار در هر روز، روزهاي تعطيل، كميتۀ سن اشتغال، جاي دار قالي،وضعيت رطوبت و روشنايي كارگاه معين شدند.

و مامور بهداشت شهرداري و رئيس ادارۀ بهداري به عنوان مسئول بازرسي از كارگاه ها معرفي شدند.

1310: نظام نامۀ صندوق احتياط ادارات طرق در 14 ماده و 5 تبصره فراهم شد و به تصويب هيئت وزيران رسيد كه به مصرف هزينه هاي درماني كارگران و پرداخت غرامت براي نقص عضو و يا فوت ناشي از كار برسد.

1312: مقررات بالا براي همۀ كارگران تعميم يافت.

1320: تشكيل « هيئت حل اختلاف » براي مشكلات به وجود آمده به خاط جنگ جهاني دوم.

1323: تشكيل « ادارۀ كل كار» براي رسيدگي به شكايات و رفع اختلاف كارگران و كارفرمايان.

1325: نخستين طرح قانون كار به تصويب هيئت وزيران رسيد و در پي آن « ادارۀ كل كار» به «وزارتخانۀ كار و تبليغات » تغيير نام پيدا كرد.

1334: لايحۀ حفاظت فني در قانون كار به ثبت رسيد.

1337: انتشار مجلۀ كار و تأمين اجتماعي و تدوين و تصويب برخي آيين نامه هاي قانون كار.

1339: ارتباط وزارت كار با سازمان بين المللي كار(ILO).

1344: وزارت كار و تبليغات، به وزارت كار و امور اجتماعي تغيير نام يافت.

1345: مركز تحقيقات و تعليمات حفاظتي در ادارۀ كل بازرسي كار تشكيل شد و در سال 1348 اين مركز از ادارۀ كل بازرسي كار جدا شد و به صورت يك شاخۀ جداگانه در معاونت فني به كار خود ادامه داد.

1354: مدرسۀ عالي حفاظت و بهداشت كار ايجاد گرديد كه بعد از چند سال به دانشكدۀ حفاظت و بهداشت كار تغيير نام يافت. 

1369: جديدترين قانون كار تصويب شد.

پیشینه بهداشت حرفه ای

پيشينۀ بهداشت حرفه اي

دانش بهداشت حرفه اي به  عنوان يك تخصص ويژه به نسبت تازه است اما مفاهيم آن از زمان هاي كهن مورد توجه بوده است.

بقراط اولين كسي بود كه در قرن چهارم قبل از ميلاد،به مسموميت با سرب در كارگران معدن و ذوب فلزات پرداخت.

در قرن نخست پس از ميلاد پلني دانشمند رومي از مثانۀ حيوانات يك ماسك تنفسي ساخت و كاربرد ان را براي معدنچيان جيوه پيشنهاد كرد. وي اولين كسي بود كه يك روش كنترلي را در بهداشت حرفه اي معرفي كرده است.

 در قرن دوم پس از ميلاد گالن پزشك يوناني عوارض مسموميت هاي اسيدي را در معدنچيان بيان كرد.

 تا اينكه النبوگ در سال 1472ميلادي كتابچه اي هشت صفحه اي را در بارۀ اثرات سمي ناشي از كار كردن با سرب و جيوه را نوشت، اين نخستين نوشته اي بود كه تا آن زمان چاپ شده بود.

پارسلوس نخستين فردي بود كه كتابچۀ كاملي را در مورد خطرهاي كار در معدن نوشت، كه يك سال بعد از مرگش به چاپ رسيد، همچنين با استناد به نوشته هاي اين دانشمند سوئيسي بود كه مفهوم «آستانۀ حد مجاز» شكل گرفت، وي به توصيف بيماري هاي مزمن ريوي و ناراحتي هاي گوارشي در كارگران معدن پرداخت و نشانه هاي دقيق مسموميت با جيوه و گاز منواكسد كربن را بيان نمود.

جورج باور «آگريكولا»در سن 33 سالگي به كار در نواحي معدني به عنوان پزشك پرداخت كه در اين سال ها 12 جلد كتاب دربارۀ فناوري كار در معادن و خطرات مربوط به آن نوشت  و بيماري هاي ريوي و تنفسي ناشي از گردوغبار معدن را بيان نمود و به مانند پلني براي كاهش ورود گردوغبار به دستگاه تنفسي كاربرد ماسك را پيشنهاد كرد.

بعد از آگريكولا، «برناردينو رامازيني» پزشك معروف ايتاليايي كتابي با عنوان بيماري هاي كارگران نوشت و به بررسي وضع كار و درمان كارگران صنايع گوناگون پرداخت و اولين كسي بود كه به توصيف كارهاي گوناگون و بيماري هاي ناشي از آنها پرداخت و به پزشكان پيشنهاد كرد كه به هنگام پرسش هاي خود از بيمار، كار او را نيز جويا شوند زيرا ممكن است ارتباط نزديكي ميان پيشۀ فرد و بيماري او وجود داشته باشد، به خاطر اين زحمات، وي « پدر پزشكي صنعتي » ناميده شد.

پس از كارهاي رامازيني، پزشكان به عوارض ناشي از كاربيشتر توجه كردند. براي نمونه مي توان از دكتر توماس پرسيوال پات نام برد كه به بروز سرطان بيضه در كودكان شومينه پاك كن پي برد و به اين خاطر در سال 1840 ممنوعيت كار كودكان در اين كار به تصويب رسيد.

چارلز ترنر تاكرا پزشك انگليسي  نيز خدمات ارزنده اي را براي بهداشت حرفه اي انجام داد.

پس از انقلاب صنعتي و با رشد صنعت و فناوري و افزايش سطح توليد، آسيب ها و بيماري هاي ناشي از كار افزايش چشمگيري داشت و به خاطر مشكلات به وجود آمده قوانيني مانند قانون صنايع در سال 1833 درانگلستان  و قوانين ماسوچوست در سال 1877 در امريكا به تصويب رسيدند.

در سال 1918 آليس هميلتون رشتۀ بهداشت صنعتي را در دانشگاه هاروارد پايه گذاري كرد و در سال  1919 سازمان بين المللي كار«ILO» و در سال هاي بعد سازمان هاي ديگري شكل گرفتند.

Climate

Climate

مجموعه آماری، ارایه شرایط و چگونگی آب و هوا برای یک منطقه معین در طول یک فواصل زمانی مشخص که معمولاً دوره ده سال، است. همراه با توصیف حالت سیستم مناطق خارجی و شرایط مرزی که هوا را توصیف می کنند، شرایط گرمایی( درجه حرارت هوای سطحی و آب و زمین و یخ ها) ، جنبش، ( باد و جریان های اقیانوسی و همراه با حرکات عمودی و حرکات توده هوا، هوای شرجی و مطلوب، هوای روشن و بی ابر و ابرهای بارانی و آب های زیر زمینی و دریاچه ها، و ذخایر آبی روی زمین و دریا و خصوصیات استاتیکی پایدار و ثابت)؛ فشار ، چگالی اتمسفر ، اقیانوس و ترکیب هوای خشک، شوری اقیانوس ها و شرایط ژئومتری(هندسی) و فیزیکی ثابت سیستم. این خصایص بوسیله فرایندهای فیزیکی مختلف بهم پیوسته هستند. مثل ریزش ها، تبخیر ، تابش های مادون قرمز، انتقال گرما و اغتشاش هوا در اثر تغییرات درجه حرارت و تلاطم وآشفتگی که همگی در یک پیوستگی سیستمیک، جریان های آب و هوایی را برقرار می سازند.

Aerosol

Aerosol

ذرات معلق یا مایع در یک گاز: یک سیستم کلوئیدی که در آن فاز پخش از ذرات جامد یا مایع تشکیل شده و در این حالت بستر پخش یا انتشار، یک گاز است که معمولاً هوا می باشد. اندازه این ذرات معمولاً کمتر از یک میکرون است .آئروسل ها در اتمسفر وقتی به صورت هسته های فشرده شده به وسیله قطرات آب و کریستال های یخ در می آیند، در چرخه های شیمیایی مختلف شرکت می کنند، تشعشعات خورشیدی را جذب کرده، پراکنده می سازند و روی بودجه بندی تشعشعات سیستم زمین و اتمسفر تاثیر گذاشته و در نتیجه بر روی آب و هوای سطح زمین اثر می گذارند و از این نظر مهم اند.

باران اسیدی

Acid Rain

شکلی از نشست اسید است. زمانی که سوخت های فسیلی می سوزند، گازهای دی اکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن (NOX) آزاد شده و وارد اتمسفر می شوند. این گازها می توانند با بخار آب ( یا مواد شیمیایی مشتق از آن) واکنش نشان داده و باعث تشکیل اسید گردند. در صورتی که این اسیدها با ذرات هوا ترکیب شوند، می توانند به صورت باران های اسیدی در مجاورت منبع ایجاد کننده آلودگی (منبع آلاینده) ریزش نمایند. به این مسئله نشست اسیدی گویند. اسیدها حتی می توانند به صورت باران اسیدی، برف یا تگرگ اسیدی که به صورت کلی به عنوان رسوبات یا ریزش های اسیدی شناخته می شوند. اغلب در مناطقی دورتر از منبع آلاینده ریزش نمایند. به طور مثال کانادا در معرض باران های اسیدی قرار گرفت که منبع آلاینده آن در امریکا قرار داشتبنابراین باران اسیدی، آلودگی هوا است هنگامی که مواد شیمیایی اسیدی با باران ، برف، مه در اتمسفر ترکیب می شوند. اسید در باران اسیدی از اکسیدهای گوگردی و اکسیدهای نیتروژن، محصولات حاصل از سوختن ذغال سنگ و دیگر سوخت ها و از فرایندهای مشخص صنعت به وجود می آید. اکسید گوگرد و اکسید نیتروژن به دو اسید قوی به نام اسید سولفوریک و اسید نیتریک تبدیل می شوند. هنگامی که دو اکسید سولفور و اکسید های نیتروژن از کارخانه ها یا نیروگاه ها و دیگر منابع رها می شوند باد آنها را از منابع شان دور می کند. اگر مواد شیمیایی با باد انتقال یافتند و به نواحی برسند که مرطوب باشند، اسیدها تشکیل شده می توانند با باران، برف و مه به زمین برسند. در نواحی که آب و هوای آن خشک است این مواد شیمیایی امکان دارد به صورت گرد و غبار و دود درآیند. باران اسیدی می تواند به محیط زیست، سلامتی بشر و دارایی وکالاهای آن آسیب برساند. لذا این که به این ریزش ها باران های اسیدی گقته می شود، صحیح است گرچه این اسیدها محصولات جانبی فعالیت های صنعتی هستند که به صورت اکسیدهای ازت و گوگرد وقتی که زغال سنگ و مواد نفتی می سوزند در اتمسفر رها می شوند، تولید می گردند ولی در سطح جهان، غلظت بالای گازها را بیشتر می توان در نواحی شهرها پیدا کرد. علاوه بر پیامدهای مذکور، این ترکیبات موجب آسیب رساندن به حیوانات آبزی، حیات وحش گردیده، موجب خردگی آثار باستانی، تاریخی و پل ها شده، سبب تخریب نماهای ظاهری اجسام، از بین رفتن درختان و جنگلها، آسیب رساندن به خاکهای کشاورزی، ایجاد ترکیبات سمی در آبهای قابل شرب و ایجاد کدورت در آن  میگردند.

هزینه حوادث و فجایع سال 2010

هزینه حوادث و فجایع جهان در سال ۲۰۱۰ چه قدر بود؟

سال گذشته نزدیک به 304 هزار نفر در سراسر جهان در اثر فجایع طبیعی و انسانی جان خود را از دست دادند، این در حالی است که این آمار در سال 2009 حدود 15 هزار نفر بود.

ابوالفضل کریمی:یک شرکت بیمه‌ با نام سوئیس ری‌ اینشورنس با انتشار آماری اعلام کرد مجموع هزینه‌های اقتصادی و طبیعی حاصل از فجایع طبیعی و انسانی در سال 2010 نزدیک به 218 میلیارد دلار بوده است. این رقم در سال 2009 تقریبا 68 میلیارد دلار بود که نشان دهنده رشد سه برابری طی مدت یک سال است. در این بین زلزله‌ها مهم‌ترین دلیل افزایش تعداد کشته‌ها و خسارات ناشی از بلایای طبیعی اعلام شده‌اند.

به گزارش ام‌.اس.ان.بی.سی، در سال 2009 تقریبا 15 هزار نفر در فجایع طبیعی و انسانی کشته شدند، اما در سال گذشته میلادی این تعداد افزایش بسیار چشم‌گیری داشت و به 304 هزار نفر رسید.

زلزله هائیتی به تنهایی عامل مرگ 222 هزار نفر بوده است. 56 هزار نفر در موج گرمای تابستان روسیه جان خود را از دست دادند و بیش از 6 هزار و 200 نفر نیز در سیل‌های چین و پاکستان کشته شدند.

تخمین‌های این شرکت که در زوریخ واقع است نشان می‌دهد شرکت‌های بیمه تقریبا 43 میلیارد دلار از این خسارات را متقبل شده‌اند که نسبت به سال قبل از آن رشد 60 درصدی داشته است. زلزله‌های رخ داده در شیلی و نیوزیلند 12 میلیارد دلار برای شرکت‌های بیمه هزینه به همراه داشته است. هشت فاجعه دیگر از جمله طوفان‌های رخ داده در آمریکا، آلمان، فرانسه و استرالیا نیز یک میلیارد دلار هزینه برای شرکت‌های بیمه داشتند.

تنها فاجعه انسانی که جزو 10 حادثه پر هزینه جهان بوده است، انفجار Deepwater Horizon بوده است که باعث نشت مقادیر عظیمی از نفت در خلیج مکزیک شد.

در این گزارش هم‌چنین پیش‌بینی شده است، خسارات ناشی از زلزله‌های نیوزلند و ژاپن نیز سال 2011 را به یکی از سال‌های پرهزینه برای شرکت‌های بیمه بدل خواهند کرد.

بالز گرولیماند یکی از نویسندگان این گزارش در این باره گفت: تعداد کشته‌ها و خسارات ناشی از زلزله هم‌چنان در حال افزایش است. یکی از دلایل این موضوع رشد جمعیت و افزایش تعداد افرادی است که در شهرها زندگی می‌کنند.

در این گزارش هم‌چنین آمده است: پوشش بیمه‌ای برای فجایع و حوادث در بسیاری از کشورهای توسعه یافته جهان ضعیف است. برخی از کشورهای جهان مانند چین به تازگی به ثروتمند رسیده‌اند بهتر می‌توانند در مقابل حوادث و فجایع آمادگی کسب کنند.

بیش‌ترین خسارت در این بین متوجه قاره آسیا بوده است که تقریبا 75 میلیارد دلار از مجموع خسارات را به خود اختصاص داده بود. زلزله‌های هائیتی و شیلی در مجموع 53 میلیارد دلار خسارت به همراه داشته که بالغ بر 1.1 تولید ناخالص ملی این منطقه را تشکیل می‌دهد. در مقابل در آسیا با 57 میلیارد دلار خسارت، فقط 0.28 درصد از تولید ناخالص ملی منطقه را شامل می‌شود.

تقریبا در هر سال تعداد تعداد فجایع طبیعی افزایش پیدا می‌کند و سال 2010 نیز با داشتن 167 مورد حادثه، در این بین استثنا نیست. از سوی دیگر از سال 2005 تعداد حوادث و فجایعی که توسط بشر به وجود آمده بودند رو به کاهش گذاشته است. در کل این گزارش، شاید فقط این یک مورد امیدوار کننده بوده و خبر خوشی به حساب بیاید.

در سال گذشته 304 هزار نفر در فجایع جان خود را از دست دادند و به این ترتیب از سال 1970، سال 2010 سومین سال پر حادثه با بیش‌ترین تعداد تلفات به حساب می‌آید.

تاريخچه پيدايش H.S.E در ايران و جهان

تاريخچه پيدايش H.S.E در ايران و جهان

تصويب اولين قانون HSE در كشور مصادف بود با اولين قانون نفت در ايران . ماده 26 قانون نفت مصوب سال 1353 اشاره به موضوع محيط زيست دارد و شركت ملي نفت ايران را مكلف مي كند در جريان عمليات مربوط به هر قرار داد ، دقت و مراقبت كامل را جهت حفظ منابع ثروت طبيعي و همچنين جلوگيري از آلودگي محيط (هوا آب زمين)به عمل آورد .

در سال 1366 تعاريف عمليات نفتي به صورت جامع و با ذكر اقدامات مربوط به حفاظت محيط زيست و بهداشت صنعتي كه اكنون به عنوان ( HSE ) شناخته مي شود توسعه يافت. مديريت HSE در نمودار سازماني وزارت نفت ، زير نظر بالاترين مقام در هر سازمان و يا شركت مستقلأ انجام وظيفه مي كند و هدف آن دستيابي به محيط هاي كاري است كه در آن روند حوادث و آسيب هاي بهداشتي و زيست محيطي به صفر ميل مي كند.

 توسعه HSE در امريكا :

توسعه HSE در امريكا در 3 دوره سازمان يافته است :

 1.دوره1887 الي 1921 (دوره دپارتمان بهداشت)

 2.دوره 1921 الي1941 (دوره sundwall ) 

3.دوره1941 تاكنون (دوره مدرن)

 اداره ايمني در امريكا در سال 1969 ميلادي تحت عنوان دپارتمان پرسنلي بوجود آمد و امروزه به دپارتمان منابع انساني تغيير نام پيدا كرده است . در اواسط دهه 1970 ميلادي تقاضا براي ارائه خدمات ايمني به شكل چشم گيري افزايش يافت و جايگاه سازماني آن در معاونت قائم مقام اداري قرار گرفت . دپارتمان مديريت ريسك و ايمني(SRM) تشكيل شد كه اطلاعات اوليه خود را از بازرسي محيط كار و كميته هاي مديريت ريسك و ايمني دريافت كرده و مهمترين وظيفه آنها پيشگيري و كنترل تلفات و ضايعات بوده و مأموريت دپارتمان مذكور مطابق قوانين (OSHA) انجام مي شد. دپارتمان بهداشت "صنعتي- محيط" در سال 1970 ميلادي از ادغام دپارتمانهاي بهداشت صنعتي و بهداشت محيط زيست ايجاد شد.در سال 1979 موضوع سم شناسي نيز به اين دپارتمان اضافه شد . از آن به بعد در اثر ادغام رشته هاي ديگر دانشگاه با اين رشته ، تعداد دپارتمانهاي بهداشت محيط از عدد 9 به عدد 5 كاهش يافت و از سال 1995 دپارتمان علوم بهداشت محيط با گنجانيدن رشته تغذيه به دپارتمان HSE در امريكا به يك نظام يكارچه تبديل شد.

سیستم نوین بهداشت ، ایمنی و محیط زیست

امروزه فلسفه HSE با نگرشی نوین به عوامل بهداشتی، ایمنی و زیست محیطی در صنعت نفت، از اهمیت ویژه ای در توسعه همه جانبه كشور و پیشرفت و رشد جامعه انسانی برخوردار است. سیاستهای اتخاذ شده در این نگرش براساس اهدافی از جمله كاهش آثار نامطلوب صنعت بر محیط، افزایش آثار مثبت صنعت بر جامعه، افزایش تامین ایمنی كاركنان، تجهیزات و تاسیسات در مراكز صنعتی، كاهش حوادث و آسیب های محیط های صنعتی، به پایین ترین میزان ممكن از طریق حذف شرایط ناامن و حفاظت هرچه بیشتر از محیط زیست تعیین و تبیین شده اند.

در طول سالیان متمادی، مباحث ایمنی، بهداشت و محیط زیست در صنعت نفت مطرح بوده است. امروزه با نگاهی ریزبین و پر دقت همراه با نظارت مدیریتی واحد به صورت سیستماتیك و همه جانبه به این مباحث پرداخته شده است.

شكل۱ و۲ مفهوم HSE و تعامل آنها با یكدیگر را نشان می دهد. همچنین چرخه نظام مدیریت HSEدرصنعت نفت در این نمودارها تبیین شده است.

نظام مدیریت فراگیر HSE با ایجاد بستر فرهنگی به تبیین تاثیر متقابل عوامل بهداشت، ایمنی و محیط زیست پرداخته و از این روش نواقص، مخاطرات بالقوه، حوادث و مشكلات را مورد ارزیابی قرار داده و روشهای مبتنی بر پیشگیری را ارایه می دهد.

هر چند دستیابی به نظامی خلاق در ساختار مدیریت فراگیر بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE.MS) و رویكرد یكپارچه سازی فرایندها و گردش كار فعالیتهای سه گانه بهداشت، ایمنی و محیط زیست در تمامی سطوح صنعت نفت نیازمند تلاشهای زیادی است اما متخصصین و مدیران صنعت در سالهای اخیر گامهای موثری درجهت شكل گیری ساختار HSE.MS و ارتقای اهداف این نظام مدیریتی برداشته اند.

بطوریكه امروزه صنعت نفت در این فاصله زمانی كوتاه شاهد كسب موفقیت هایی در این سه مقوله بوده است. از میان این موفقیت ها می توان به موارد زیر اشاره كرد:

- انتخاب فرایندها و تولید محصولات سازگار با محیط زیست در طرحهای جدید و اجرای طرح ارزیابی آثار زیست محیطی قبل از احداث و استقرار سیستم مدیریت زیست محیطی در تمامی مجتمع ها. همچنین، اصلاح فرایندهای موجود به منظور به حداقل رسانیدن ضایعات تولیدی، حركت به سمت Zero discharge و تصفیه پساب های صنعتی و بهداشتی و توسعه فضای سبز.

- جلوگیری از سوزانده شدن۲۴۱ میلیون فوت مكعب گاز و كاهش انتشار آلاینده ها در حدود۱۸ هزار تن با اجرای طرح آماك یكی از بزرگترین پروژه های جمع آوری گازهای همراه نفت، جلوگیری از سوزانده شدن۳۲۰ هزار بشكه نفت با بهره گیری از دستگاه سیار فراورش نفت (MOT) در مناطق نفت خیز جنوب، كاهش آلاینده های هوا از طریق تولید و توزیع بنزین بدون سرب در سراسر كشور (از ابتدای سال۱۳۸۱) و توزیع گازوییل كم گوگرد (۵۰۰ PPM) در شهرهای بزرگ.

- كاهش آلودگی هوای۱۹ شهر بزرگ با احداث۷۱ جایگاه عرضه گاز طبیعی فشرده (CNG) ، افزایش سهم گاز طبیعی در سبد انرژی كشور از۳۸ درصد (در سال۱۳۷۵) به۵۶ درصد (در سال۱۳۸۳) و افزایش خانوارهای برخوردار از گاز طبیعی از تعداد۹ میلیون و۴۴۵ هزار و۳۸۶ خانوار (در سال۱۳۸۲) به۱۰ میلیون و۲۲۲ هزار خانوار (در سال۱۳۸۳) بخشی از فعالیتهای مجموعه صنعت نفت در زمینه محیط زیست و در راستای توسعه پایدار است.

سرب

سرب«LEAD»‌ : سميت سرب هزاران سال است كه براي انسان ها شناخته شده است به طوري كه دانشمنداني نظير سقراط، بقراط و ابوعلي سينا در اين مورد مطالبي را نوشته اند. كارگران صنايع ريخته گري، لحيم كاري، باتري سازي، ساخت لوله و مخازن آب، ساخت حشره كش ها، مواد شيميائي، سراميك و كاشي سازي، رنگ سازي،گلوله و حروف چاپ و ... در تماس با اين مادۀ سمي هستند. سرب از هر طريقي وارد بدن مي شود و در اعضائي مانند كبد، استخوان، عضلات، كليه و طحال تجمع پيدا مي كند، كه90% آن در استخوان ها و بقيه در ساير قسمت ها جمع مي شوند كه نيمۀ عمر سرب در كليه 7 سال و در استخوان 32 سال مي باشد.

سرب بيشتر از راه تنفسي وارد بدن مي شود همچنين از راه گوارشي نيز وارد بدن مي شود كه تنها 10% آن قابل جذب مي باشدو بقيه از راه مدفوع دفع مي شود، همچنين بيشترين مقدار سرب از راه ادرار دفع مي شود حدود76% و بقيه از طريق بزاق، مدفوع، عرق، مو و ناخن از بدن دفع مي شود.

مسموميت با سرب: مسموميت با سرب ساتورنيسم «SATURNISM» يا پلمبيسم «PLOMBISM» نام دارد كه علايم آن عبارتند از: 

·         زياد شدن اندازۀ دفع سرب از ادرار

·         افزايش ميزان سرب در خون

·         افزايش اندازۀ كوپروپورفيرين در ادرار

·         بروز عوارضي در دستگاه گوارش، مانند قولنج روده، يبوست، حالت تهوع و ...

·         بروز تغييرات خوني، مانند پيدا شدن سلول هاي منقوط و كم خوني

·         ضعف و پيدايش نشانه هاي مخصوص و سستي در مچ دست و قوزك پا(افتادگي مچ)

·         عوارض مغزي(آنسفالوپاتي)، مانند سردرد، توهم، فكر و خيال، اغما و سرانجام مرگ.

راه هاي تشخيص مسموميت با سرب: براي تشخيص مسموميت مي توان از موارد زيز استفاده نمود:

·         شمارش سلول هاي قرمز خون و گلبول هاي قرمز دانه دار

·         اندازه گيري فعاليت آنزيم آمينولوونيك اسيد دهيدراتاز

·         اندازه گيري پروتوپورفيرين در گلبول هاي قرمز

·         اندازه گيري كوپروپورفيرين در ادرار

·         اندازه گيري «ALA» و سرب ادرار و سرب خون

عوارض ناشي از مسموميت با سرب: قولنج روده اي، كوليك، كم خوني، نوريت، حاشيۀ بورتون يا خط سرب و پوسيدگي زودرس دندان ها و ... .

عوارض ناشي از مسموميت با تترا اتيل سرب«تل» : عوارض حاد روحي، هذيان، اغما و تشنج پيش از مرگ و در موارد خفيف تر ضعف، اختلال حافظه، بي خوابي، نبود تمركز فكر، تهوع و استفراغ.

سرب بر روي سيستم هاي خون ساز، اعصاب، كليه، دندان، دهان و دستگاه گوارش، قلبي و عروقي، توليد مثل اثر مي گذارد و باعث اثرات زيان آوري بر كار اين سيستم ها مي شود.

براي درمان مسموميت سرب از كلسيم اي دي تي آ و بال استفاده مي شود كه باعث كاهش عوارض، افزايش دفع سرب از راه ادرار و كاهش سلول هاي منقوط مي شود. همچنين مي توان در محيط كار از لولزم حفاظت فردي يراي جلوگيري از اثرات سرب استفاده نمود. اندازۀ آستانۀ مجاز- ميانگين زماني تراكم، سرب 05/0 و تل 1/0 ميلي گرم در متر مكعب است«ACGIH-2003».

جیوه

جيوه«MERCURY OR HYDRAGYRUM» : مهمترين سنگ معدن جيوه، سينا بار مي باشد كه حاوي 86% سولفور جيوه است و تنها فلزي مي باشد كه در دماي معمولي به صورت مايع مي باشد. جيوۀ فلزي، اكسيد جيوه، كلرورمركوريك (سوبليمه) و فولمينات جيوه از تركيبات زيان بار جيوه هستند، تركيبات جيوه در صنايع توليد دماسنج، فشار سنج، حشره كش ها، قارچ كش ها، كاغذ سازي، ساخت مواد منفجره، لامپ هاي جيوه اي، فرآورده هاي دندان پزشكي و داروئي و ... استفاده مي شوند.

جيوه بيشتر از راه تنفسي جذب مي شود و جذب آن از راه هاي گوارشي و پوستي كمتر اتفاق مي افتد، جيوه در كليه ها و عدسي چشم و ... جمع مي شوند و بيشتر جيوه از راه ادرار75% و بقيه نيز از راه مدفوع، عرق، بزاق، مو و ناخن و ... دفع مي شود.

استفاده از جيوه تا چند دهۀ پيش در آماده كردن كرك براي بافت كلاه هاي نمدي رواج داشت كه در كارگران اين صنعت لرزش هايي رخ مي داد كه آن را با نام «لرزش كلاه سازان» و گاهي اوقات با نام «كلاه سازان ديوانه» مي خواندند.

مسموميت با جيوه: جيوه و تركيبات آن از زمان هاي ديرين به عنوان سموم عمومي شناخته شده اند و مسموميت با جيوه ممكن است به شكل حاد يا مزمن باشد:

·         مسموميت حاد: عارضۀ اصلي در اين نوع مسموميت آسيب به كليه هاست، علاوه بر آن تهوع، درد شكم، استفراغ، اسهال، سردرد، تورم غدد بزاقي، شل شدن دندان ها، نفريت، قطع ادرار، استوماتيت، پيدايش آلبومين در ادرارو ... در فرد مسموم مشاهده مي شود.

·         مسموميت مزمن: كه پس از چند هفته يا پس از مدت بسيار دراز نمايان مي شود عوارضي مانند عوارض رواني، نبود تمركز فكر، سردرد، خستگي، ضعف، گيجي و بي خوابي در فرد مسموم مشاهده مي شود، همچنين مسموميت با جيوه را مركورياليسم «MERCURIALISM» يا هيدرآرژريسم «HYDRARGYRISM» مي نامند.

عوارض مسموميت با جيوه: بيشتر متوجه سيستم عصبي است و باعث عوارض چشمي «مركورياليسم» مي شود كه جيوه در عدسي چشم جمع مي شود، يا باعث زخم باروت در نوك انگشتان مي شود.

براي درمان مسموميت جيوه از بال استفاده مي شود، كه باعث افزايش دفع جيوه از ادرار مي شود، همچنين اندازۀ آستانۀ مجاز- ميانگين زماني تراكم جيوه در هوا 025/0 ميلي گرم در متر مكعب است «ACGIH-2003».

نیکل

نيكل: نيكل به صورت سولفور و سيليكات در معادن يافت مي شود، از نيكل در ساخت باطري، سكه هاي فلزي، قطعات مختلف ماشين آلات از ماشين گرفته تا موتور  جت ها و صنعت آبكاري و ... استفاده مي شود.

جذب نيكل از راه تنفسي بيشتر است و بيشتر دود فلزي نيكل جذب مي شود و جذب ان از راه گوارش به كندي انجام مي گيرد، نيكل پس از ورود به بدن بيشتر در ريه و مغز جمع مي شود و بيشتر از راه كليه و صفرا دفع مي شود.

علائم ناشي از مسموميت با نيكل:

استنشاق بخارات نيكل باعث آسيب به مخاط تنفسي مي شود و باعث تهوع و استفراغ، بي خوابي، هذيان، تشنج، توهم، اختلالات قلبي، تب، ادم ريه، سرفه، سيانوز، خونريزي در مغز و مننژ و ... در فرد مي شود.

عوارض ناشي از نيكل:

سرطان بيني، حنجره، ريه، معده، درماتيت، خارش ناشي از نيكل، اگزما

 

روي: مهمترين سنگ معدن روي، اسفالريت است، از روي در صنايع اتومبيل سازي، الكتريكي، سراميك سازي، كاغذ سازي، نساجي، رنگ سازي، باطري سازي و ... و در تهيۀ لوازم آرايشي، آلياژهاي مختلف، ماشين آلات، سر پيچ شيشه و بطري ها و ... استفاده مي شود.

فيوم و ذرات روي از راه تنفسي به سرعت جذب مي شوند و بعد از رد شدن از پلاسما در تمام بدن پخش مي شوند و جذب آن از راه گوارش اندك مي باشد و بيشترين مقدار روي از راه صفرا و مقداري نيز از راه ادرار دفع مي شود. كارگراني كه در تماس مداوم با روي هستند بايد از لحاظ عملكرد ريه، كبد، كليه، قلب و ساير اندام ها مورد آزمايش قرار بگيرند.

مسموميت با روي: كه به دو شكل حاد و مزمن اتفاق مي افتد:

·         مسموميت حاد: تماس حاد با روي باعث استفراغ، تهوع، اگزما، تنگي نفس، درد جناغ سينه، سرفه و ايجاد خلط، صدمه به ريه، تب،سردرد، احساس خستگي، تعريق، درد مفاصل، تند شدن نبض، تب روي و ... در فرد مسموم مي شود.

·         مسموميت مزمن: تماس مزمن با روي باعث آنمي، فيبروز كبد و پانكراس، سقط جنين و عقيمي مردان مي شود.

کادمیوم

كادميوم«CADMIUM»: مهمترين سنگ معدن كادميوم گرينوكيت مي باشد، از كادميوم در تيهۀ آلياژهاي مختلف و همچنين در جواهر سازي، لحيم كاري، رنگ سازي، پلاستيك سازي، عكاسي و در راكتورهاي اتمي به عنوان جاذب نوترون و قطب منفي باطري هاي قليائي و ... استفاده مي شود.

كادميوم بيشتر از راه تنفسي جذب مي شود و بيشتر كارگراني را كه در كارگاه هاي ذوب و تراش فلزات حاوي كادميوم مشغول به كارند تهديد مي كند، كه اين تهديد در استنشاق دود فلزي ذرات كادميوم بيشتر است به طوري كه در جنگ جهاني دوم از آن به عنوان گاز جنگي استفاده مي شد، جذب كادميوم از راه گوارشي به كندي صورت مي گيرد، و كادميوم بعد از پخش شدن در بدن در كبد و كليه و به مقدار كمي در بيضه ها جمع مي شود، و بيشترين مقدار آن از راه كليه ها و مقداري از راه صفرا و ادرار دفع مي شوند.

مسموميت با كادميوم: كه به دو صورت حاد و مزمن اتفاق مي افتد:

·         مسموميت حاد:  مسموميت حاد بيشتر بر اثر استنشاق دود فلزي كادميوم ايجاد مي شود و داراي علائم زير مي باشد: صدمه به دستگاه تنفسي، تحريك دستگاه تنفسي فوقاني، سرفه، تنگي نفس، احساس طعم فلزي در دهان، لرز، درد قفسۀ سينه و گاهي اوقات مرگ و در غلظت هاي كمتر برونشيت، فيبروز مجاري تنفسي و آمفيزم از علائم مسموميت هستند. در  مسموميت حاد گوارشي باعث بي آبي بدن، ترومبوز وريدي، كما و مرگ مي شود و در غلظت هاي كمتر علائم زير در فرد ديده مي شود: تهوع و استفراغ، دردشكم، شوك، افزايش ترشحات بزاق كلاپس و نارسائي كليه و ... كه فرد 2روزه بهبود مي يابد.

·         مسموميت مزمن: در فرد مسموم برونشيت، آمفيزم، آتروفي بيضه ها و صدمه به كليه و كبد ديده مي شود، نارسائي كليه شايعترين اثر مسموميت با كادميوم مي باشد، همچنين پيدايش خطوطي بر روي دندان، خستگي، كاهش حس بويائي، بيخوابي، عوارض كليوي و ششي، كم خوني، درد مفاصل و تغييرات ناگهاني استخوان ها در فرد مسموم ديده مي شود.

عوارض ناشي از كادميوم:

سرطان، ايتاي ايتاي، استئومالاسي«نرمي استخوان»، استئوپروز«پوكي استخوان»، دفورماسيون هاي استخواني و ... از عوارض مهم كار با كادميوم هستند.

براي درمان فرد مسموم از عوامل كيليت كننده مانند كلسيم اي دي تي آ استفاده مي شود همچنين   TLV-TWA دود فلزي اكسيد كادميوم در هوا01/0 ميلي گرم در متر مكعب پيشنهاد شده است «ACGIH-2003».

کروم

كروم«CHROMIUM» : مهمترين سنگ معدن اين ماده كروميت مي باشد، از كروم براي ساخت آلياژهائي همراه با نيكل و موليبديوم و ساخت فولادهاي مقاوم در برابر خوردگي استفاده مي شود، همچنين در صنايع آبكاري، دباغي، چرم سازي، الكتريك و به عنوان مادۀ رنگي در رنگ ها و جوهرها، در ساخت لاستيك، سراميك، كبريت، آجرهاي نسوز و ... استفاده مي شود.

كروم از ره هاي گوارشي، تنفسي و پوستي مي تواند وارد بدن شود و در كليه، كبد، ريه، طحال و استخوان جمع مي شود، كروم از راه ادرار و مدفوع دفع مي شود.

مسموميت با كروم: كه به دو شكل حاد و مزمن اتفاق مي افتد:

·         مسموميت حاد: علائم مسموميت گوارشي حاد عبارت است از: دردهاي شكمي، استفراغ، اسهال خوني و آنوري و اورمي كه گاهي اوقات ممكن است فرد به علت اورمي بميرد. در مسموميت تنفسي فرد دچار سرطان مي شود و علائم زير در فرد مسموم ديده مي شود: آتروفي مخاط، سوراخ شدن بيني. در مسموميت پوستي فرد دچار سوختگي هاي شديد مي شود و علائم زير در فرد مسموم ديده مي شود: استفراغ، اسهال خوني، آنوري و اورمي و زخم هاي عميق. همچنين سرطان شش در ميان كارگران صنايع كروم بسيار زياد گزارش شده است.

·         مسموميت مزمن: در اين نوع مسموميت علائم زير در فرد مسموم ديده مي شود: اختلالات گوارشي، مدفوع خوني، اختلالات تنفسي به صورت برونشيت، پنموني، فيبروز ريه و تنگي نفس و ... .

اندازۀ آستانۀ مجاز- ميانگين زماني تراكم فلزي و تركيبات سه ظرفيتي آن در هوا5/0 و تركيبات شش ظرفيتي قابل حل در آب كروم 05/0 ميلي گرم در متر مكعب است«ACGIH-2003».

وسایل کالیبراسیون اولیه

وسايل كاليبراسيون اوليه

اين وسايل نيازي به كاليبراسيون ندارند و براي كاليبراسيون وسايل استاندارد ثانويه مورد استفاده قرار مي گيرند، اين وسايل عبارتند از:

·         بطري ماريوتي: بطري ماريوتي، بطري شيشه اي مجهز به يك شير قابل تنظيم و يك دريچۀ ورودي هوا است، براي سنجش حجم هوا شير پائين بطري را باز مي كنند تا آب از بطري به بيرون هدايت شود كه اين امر باعث جايگزين شدن حجم مساوي هوا در قسمت بالا مي شود.

·         پيستون بدون اصطكاك: اين وسيله يك استوانۀ شيشه اي شبيه به بورت آزمايشگاهي مي باشد كه در حجم هاي مختلف از 100 ميلي ليتر تا 2 ليتر موجود مي باشد و ميزان حجم هوا از رابطۀ زير به دست مي آيد: 

H          : ارتفاع پيستون (بر حسب سانتي متر)

V          : حجم پيستون (بر حسب سانتي متر مكعب)

A          : مساحت سطح (بر حسب سانتي متر مربع)

·         تنفس سنج «SPIROMETR»: تنفس سنج از يك سيلندر خالي كه قاعدۀ آن بسته است و انتهاي باز آن در داخل مايعي قوطه ور است تشكيل شده است، اين سيلندر به كمك زنجيره هائي نگاه داشته شده و توسط پارسنگ هائي به حال تعادل درآمده است، هنگامي كه هوا از لولۀ ورودي وارد سيلندر مي شود سيلندر به سمت بالا حركت مي كند و قلمي كه به بدنۀ آن متصل است ميزان تغيير را بر روي كاغذ ثبت مي كند و حجم وارده با استفادۀ از رابطۀ قبل محاسبه مي شود.

اثرات وعوارض قرص شادي بخش  Ecstasy  

اثرات وعوارض قرص شادي بخش  Ecstasy  

مصرف مواد مخدر از راههاي متداول نظير كشيدن ترياك و مصرف هروئين در سالهاي گذشته اكنون به مصرف قرص هاي وارداتي يا دست ساز خطرناكتري به نام اكستيسي تبديل شده است. قرص هايي كه مصرف آنها با نام قرص شادي بخش - قرص X -قرص اكسي - قرص E پارتي و ...در بين جوانان متداول شده است كه رنگي شبيه اسمارتيز وطرح و نشانهاي مختلف از جمله صليب - لنگر - طرح پرندگان - دولفين و...دارد كه فرد پس از مصرف آنها دچار حالتي مي شود كه به آن سفر مي گويند سفري كه زاييده توهمات ذهني است

اكستيستي يااكستيسي چيست؟

اكستيستي يكي از مشتقات آمفتامين است در ابتدا در آلمان به عنوان ضد اشتها وسپس  تنظيم كننده خلق و خوي معرفي گرديد ولي تا كنون هيچ گونه كاربردي براي آن به عنوان دارو مورد پذيرش مجامع علمي قرار نگرفته است  اكستيسي اغلب به شكل قرص  كپسول پودر و گاهي تزريقي مورداستفاده قرار ميگيرد  پزشكان معتقدند كه يكي از علل اشتياق به مصرف اين قرص تاثير آن بر حافظه حسي است. واقعيت اين است كه با تقويت حافظه يك حس ارتباط برقرار ميشود وبدون وجود عوامل بيروني تحريك ميگردد . از قرار معلوم مصرف آن توسط جوانان موجب تخليه انرژي فراوان ميشود و مصرف كنندگان مدعي بدست آوردن احساسات مثبت از قبيل احساس داشتن انرژي فراوان همدلي و همدردي با ديگران كاهش اضطراب ودر عوض كسب آرامش و عالي به نظر رسيدن همه چيز هايي كه در اطراف مي گذرد هستند.نياز به خوردن و خوابيدن نيز كاهش پيدا مي كند . اثر آن 20 دقيقه تا يك ساعت پس از مصرف آغاز مي شودو4 تا 6 ساعت طول مي كشد.

تاثير عمده اكستيسي افزايش آزادسازي سروتونين از پايانه عصبي پيش سيناپسي و ممانعت از بازجذب آن -تخليه سروتونين مغز -مهار آنزيم مونو آمين اكسيداز و در نتيجه ممانعت از كاتابوليسم سروتونين و در نهايت كاهش غير مستقيم اثر دوپامين  است

اكستيسي در اولين بار مصرف عوارض ماندگار و دراز مدت بر جاي مي گذارد . ابتدا حالت سرخوشي  موقت به مصرف كننده دست مي دهد و شخص راغب مي شود براي حفظ اين حالت مقدار مصرف را افزايش دهد.

عوارض جانبي

عوارض جانبي كه ممكن است بسرعت ايجاد شود عبارتند از :گيجي و اختلال حواس- اختلال در خواب -اضطراب وتشويش -قفل شدن دندانها - تاري ديد- آكنه شبيه بثوران پوستي-عطش- بالا رفتن دماي بدن- آسيب مغزي - افسردگي - اعتياد - بدگماني- توهم- لرز و تعريق- آسيب كبدي و رفتار تهاجمي كه با ادامه مصرف تشديد مي شود.مصرف نكردن آب همراه قرص ميتواند بدن را با خطر كم آبي وتشنج روبه رو كند. علايم بد گماني در طول مدت مصرف آن دارو و حتي گاهي هفته ها پس از مصرف آن وجود دارد. حركات سريع چشم - غش و تلاش براي به دست آوردن دارو - گوشه گيري فرد از خانواده و دوستان -مشكلات عاطفي-ترس -ضعف و سستي نيز غالبا ديده مي شود.

سميت

مسموميت ناشي از اكستيسي به صورت كوتا مدت و بلند مدت و عمدتا در ارتباط با اختلالات رواني ظاهر مي شود.حقيقت اين است كه اثرات سمي اين دارو بسيار پيچيده است .

علايم مشخص مسموميت عبارتند از:گشاد شدن مردمك چشم -آشفتگي - بيقراري -تهييج-توهم- بي اختياري- تپش قلب - پرفشاري خون -افسردگي و مرگ در اثر نارساريي قلبي يا گرمازدگي شديد و ناراحتي هاي بنفسي .

اكستيسي سبب از بين رفتن سلولهاي توليد كننده سروتونين كه در تنظيم خواب و قعاليت جنسي وحساسيت به درد  نقش مستقيمي ايفا مي كنند در مغز مي شود.گاهي آسيب سلول هاي توليد كننده دوپامين نيز ديده شده است.

افرادي كه به صورت تنفني از آن مصرف مي كنند نيز همانند مصرف كنندگان دايمي در معرض آسيب هاي پايدار مغزي قرار دارند و گفته مي شود عوارض آن در زنان بيشتر است 

نكته ديگر مصرف قرص هاي اكستيسي اعتياد ويران كننده به آن است زيرا به تدريج باعث وابستگي رواني به آن مي شود بطوري كه معتاد به راحتي نمي تواند آن را ترك كند و اين در حالي است كه جوانان و خانواده هاي از عوارض اين ماده شيميايي تازه وارد اطلاع دقيقي ندارند.

 در پايان بايد بدانيم كه اگر چه اين ماده مخدر نيست و مصرف آن وابستگي جسماني به بار نمي آورد ولي چون از دسته داروهاي روان گردان است موجب تحمل در فرد مي گردد.و فرد مجبور است  مقدار آن را براي رسيدن به حالت سرخوشي اوليه مرتب افزايش دهد توليد اين قرص در تمام كشورها غير قانوني است و مخفيانه صورت مي گيرد در حقيقت در ليست مواد قاچاق قرار دارد

چرا آمار مبتلايان به ايدز در بين زنان و دختران بيشتر است ؟  

چرا آمار مبتلايان به ايدز در بين زنان و دختران بيشتر است ؟ 

حدود نيمي از افرادي كه با ويروس HIV زندگي مي‌كنند را زنان و دختران تشكيل مي‌دهند و نسبت آلودگي در ميان زنان در حال افزايش است. در كشورهايي كه به شدت تحت تاثير همه گيري قرار دارند، زنان و دختران ‌١٥ تا ‌٢٤ سال حدود ‌٦٤ درصد آلوده‌شدگان را تشكيل مي‌دهند. وزارت بهداشت اعلام كرد: دختران و زنان به نسبت مردان و پسران بيشتر در خطر ابتلا قرار دارند. تحقيقات نشان داده احتمال ابتلاي زنان به HIV حدود ‌٥/٢ برابر بيشتر از مردان است. در كشورهاي جنوب صحراي آفريقا، زنان و دختران جوان دو برابر بيشتر از مردان در معرض ابتلا قرار دارند. حتي در برخي مناطق،‌ تعداد زنان مبتلا شش برابر مردان است. در مناطقي از آفريقاي شرقي و جنوبي، بيش از يك سوم دختران جوان حامل HIV هستند. اين روند در برخي كشورهاي حوزه كارائيب هم قابل مشاهده است. ساختار بدني زنان به گونه‌اي است كه خطر انتقال از يك مرد آلوده به يك زن دو و نيم برابر حالت عكس است.با اينحال زنان براي حفاظت از خود نياز به همكاري مردان دارند. علاوه بر آن در سراسر دنيا مسائل اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مشابهي وجود دارد كه امكان حفاظت از خود را از زنان سلب مي‌كند. راهكارهاي اصلي براي توانمند كردن زنان در مبارزه با ايدز شامل بهبود روشهاي پيشگيري، آموزش، مبارزه با خشونت، حفظ حقوق اجتماعي و كاستن از بار مراقبت بيماران مي‌شود.كشورهايي كه بتوانند گسترش HIV در زنان را مهار كنند، گسترش اين بيماري را در كل جامعه مهار كرده‌اند. در اولين سالهاي اپيدمي،‌ عمده افراد مبتلا به HIV را مردان تشكيل مي‌دادند. در سال ‌١٩٩٧ زنان ‌٤١ درصد آلوده شدگان را به خود اختصاص دادند و در حال حاضر نزديك به ‌٥٠ درصد افراد آلوده زنان هستند. در روسيه با ‌٨٠٠ هزار مورد HIV مثبت، نسبت زنان آلوده به كل موارد از يك به چهار در سال ‌٢٠٠١ به نسبت يك به سه در سال ‌٢٠٠٢ افزايش يافته است. بالاترين ميزان آلودگي در آفريقاي جنوب صحرا ديده مي‌شود. نزديك به ‌٦٠ درصد افراد آلوده در اين منطقه زنان هستند همچنين ‌٧٥ درصد موارد آلودگي سنين ‌٢٤-15 سال را دختران تشكيل مي‌دهند. در كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا زنان كمتر از ‌٣٠ درصد موارد آلودگي را بخود اختصاص داده‌اند. بر اساس آمار منتشر شده افزايش خفيفي نسبت به سال ‌٢٠٠١ مشهود است. گزارش اخير از يمن نشان داده هفت درصد زناني كه مبادرت به فحشا مي‌كنند HIV مثبت هستند. براي روشن شدن نقش دقيق فحشا در گسترش HIV در اين منطقه، نياز به مطالعات گسترده در بين اين زنان، مشتريان آنها و در مرحله بعد همسران اين مشتريان وجود دارد. در آمريكا نيمي از ‌٤٠ هزار مورد آلودگي جديد سالانه، ‌مربوط به زنان آفريقايي، آمريكايي است و علت اصلي مرگ و مير زنان ‌٢٥ تا ‌٣٤ ساله آفريقايي - آمريكايي ابتلا به ايدزست. بسياري از اين زنان رفتارهاي پر خطر ندارند، ولي آلودگي را از طريق روابط جنسي حفاظت نشده با هسمران خود كه به تزريق مواد مخدر يا همجنس بازي مبادرت مي‌ورزند دريافت نموده‌اند.دختران كمتر از پسران امكان آن را دارند كه وارد مدرسه شوند. در بعضي از مناطق فقيرنشين كه امكان مالي تحصيل براي همه وجود ندارد والدين ترجيح مي‌دهند از ميان فرزندان خود پسران را انتخاب كنند. تصور بسياري از خانواده‌ها اين است كه دختران فقط بايد ازدواج كنند، تشكيل خانواده بدهند و در خانه به كار بپردازند. در بسياري از جوامع، دختران از نظر موقعيت اجتماعي در شرايط پايين‌تري قرار دارند و بار كارهاي خانه به عهده آنهاست در حالي كه دسترسي به همه منابع، حتي غذا براي آنها كمتر از پسرهاست.بار نگهداري والدين بيمار و بچه‌هاي كوچكتر خانواده بر دوش آنها گذاشته مي‌شود و همين امر باعث مي‌شود آنها نتوانند وارد مدرسه شوند. اين مساله در مناطقي كه به شدت گرفتار ايدز شده‌اند به نحو بارزي مشهود است. در حاليكه وارد هزاره جديد شده‌ايم ‌١٠٤ ميليون نفر از كودكاني كه بايد وارد مدرسه شوند نتوانسته‌اند تحصيلات خود را شروع كنند، از مجموع اين تعداد ‌٥٧ درصد دختر هستند. آمار نشان مي‌دهد در كشورهايي كه شيوع HIV/ ايدز بالاست ظرف دهه گذشته ورود دختران به مدرسه كمتر شده است. يكي از دلايل آن نگهداري از والدين بيمار و بچه‌هاي كوچكتر است. تحقيقات نشان داده است در رابطه با چگونگي محافظت از خود در برابر ابتلاي به اين بيماري، آگاهي دختران نسبت به پسران در سنين ‌١٥ تا ‌١٩ سالگي بسيار كمتر است. رفتن به مدرسه محافظت كننده است و آموزش در مدارس نقش كليدي در دفاع در برابر عفونت HIV و پيامدهاي آن دارد. رفتن به مدرسه و دريافت هرگونه خدمات آموزشي باعث افزايش آگاهي و مهارت‌هاي دختران مي‌شود. هرچه طول مدت تحصيل دختران در مدرسه بيشتر باشد آموزشهاي بيشتري در رابطه با مهارت‌هاي زندگي و همچنين مسائل جنسي كسب كرده، بهتر مي‌توانند اولين تماس جنسي خود را به تاخير بيندازند. جهت اطمينان از حضور دختران در مدارس بايد به مردم آموزش دهيم كه دختران خود را به مدرسه بفرستند و اطمينان داشته باشند مدرسه محيط سالمي است كه مي‌تواند آنها را به نحو مطلوبي حفظ كرده و به آنها ياد بدهد چگونه از خود محافظت كنند. براي اين منظور بايد تحصيل اريگان باشد. شواهد نشان مي‌دهد حتي در شرايط فقر شديد رايگان كردن تحصيل باعث مي‌شود امكان تحصيل براي قشر وسيع تري از مردم به خصوص دختران فراهم شود. اين مسئله در رابطه با تحصيلات دوره متوسطه به نحو بارزتري مشهود است. ضروري است كه مدرسه محيطي امن و خالي از خشونت و تبعيض باشد. استفاده از محرك‌هايي مثل ايجاد صندوق خيريه و توزيع غذاي رايگان در مدارس مي‌تواند در بعضي از مناطق فقير نشين موفق واقع شده. باعث افزايش تعداد دانش آموزان بخصوص دختران شود. خشونت عليه زنان و HIV/AIDS :خشونت عليه زنان يكي از مشكلات جهاني سلامت است و اين مساله باعث افزايش آسيب پذيري زنان مي‌شود. خشونت خانگي يكي از مهمترين دلايل آزار زنان در بيشتر كشورهاي جهان است كه طيف وسيعي از مشكلات سلامت جسمي، رواني و جنسي را بجاي مي‌گذارد. تجاوز و خشونت جنسي بر عليه زنان درجهان اخيرا افزايش يافته است. علاوه بر آن تجارت سكس و ساير اشكال سو استفاده‌هاي تجاري باعث افزايش آسيب پذيري زنان در مقابل HIV شده است. ترس از خشونت باعث مخفي كاري و در نتيجه عدم دسترسي زنان به اطلاعات، تست HIV، پيشگيري، خدمات مشاوره و درمان مي‌شود. اين مسئله عملا با انگ ناشي از HIV در ارتباط است. بين ‌٢٠ تا ‌٤٨ درصد از دختران ‌١٠ تا ‌٢٥ ساله گزارش كرده‌اند كه اولين تماس جنسي شان به اجبار بوده است. خطر تنها به زنان جواني كه رابطه جنسي خارج از محدوده ازدواج دارند محدود نمي‌گردد. حتي زنان جواني كه تنها با همسرانشان ارتباط جنسي دارند نيز در معرض خطر قرار دارند. استفاده از كاندوم در ارتباطات زناشويي به عنوان يك راه پيشگيري كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. در يك مطالعه در زامبيا، فقط ‌١١ درصد از زنان معتقد بودند كه مي‌توانند از همسرانشان درخواست استفاده از كاندوم بكنند، حتي اگر ثابت شده باشد كه آنان نسبت به همسران خود وفادار نبوده‌ يا HIV مثبت هستند. طي شش سال جنگهاي داخلي كنگو نزديك به ‌٤٠ هزار زن و دختر مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفتند.اين در حاليست كه هر روز بر تعداد قربانيان ايدز افزوده مي‌شود. تعدادي از اين قربانيان دختران نوجوان هستند كه برخي بيش از بيست بار مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته‌اند. به گزارش سي.ان.ان طي جنگ در جمهوري دموكراتيك كنگو از سال ‌٢٠٠٣ و آغاز جنگ تا كنون موارد خشونت و سوء استفاده‌هاي جنسي در اين كشور رو به افزايش بوده است. با وجود اينكه خشونت عليه زنان ادامه دارد بهر حال برنامه‌هاي اميد بخشي براي مقابله وجود دارد. واكنش و پاسخ فراگير در مقابل خشونت عليه زنان و HIV/ ايدز بايد شامل موارد ذيل باشد: - هدايت برنامه مبارزه با خشونت در سطح جهاني، ‌ملي و منطقه‌اي براي ارائه عملكردي كه منجر به تغيير خشونت عليه زنان شود. - انتشار شواهدي كه نشان دهد خشونت عليه زنان چه هزينه‌هاي اقتصادي و سلامتي را به دنبال دارد و ارتباط آن با HIV/ ايدز را مشخص نمايد. - افزايش فعاليتهايي كه باعث بهبود و پيشرفت آموزشها و قوانين موجود مي‌شود، در سطح ملي و منطقه‌اي،ناديده گرفتن حق مالكيت زنان و ايدزدر تمام جهان حق مالكيت در اسناد حقوقي و ملي و بين‌المللي گرامي داشته شده است اما علي‌رغم توسعه قوانين در زمينه اموال و ارثيه، حق زنان و دختران به ويژه در كشورهاي در حال توسعه ناديده گرفته مي‌شود.در كشورهايي كه حق مالكيت زنان بر خانه و زمين رسميت ندارد، آنان با محدوديت‌هاي اقتصادي، فقر، عدم امنيت فردي و بي خانماني مواجه مي‌شوند. فقر همچنين رفتارهاي پر خطر مانند تن فروشي در مقابل غذا، مسكن و پول را در زنان تشديد مي‌كند. در بسياري كشورها ازدواج باعث تامين حقوق زنان مي‌شود ولي اگر تأهل خاتمه يابد اين حقوق هم از بين مي‌رود. در كشورهايي كه قوانين حمايتي وجود دارد به دلايلي مانند بي سوادي و يا عدم دسترسي به وكلا زنان از حقوق خود بهره مند نمي‌گردند. در حاليكه حق مالكيت براي زنان به طور عام اهميت دارد اما HIV / ايدز اهميت آن را دو چندان مي‌كند. - در يك مطالعه در اوگاندا از ‌٢٩ بيوه مبتلا به ايدز ‌٩٠ درصد آنان دچار گرفتاري حقوقي براي حفظ اموالشان شده و ‌٨٨ درصد آنان در مناطق روستايي قادر به تامين نيازهاي خود بوده‌اند. شواهد بسياري در دست است كه در صورت تقويت حق مالكيت زنان، اثرات نفي اقتصادي ايدز در آنان تخفيف خواهد يافت.نكات كليدي براي موفقيت در اين امر عبارتند از: ‌١ - ثبت حق مالكيت زنان بر خانه و زمين و يا تضمين مالكيت استيجاري زنان در مناطق با شيوع بالاي HIV و ايدز.‌٢ - آموزش براي ارتقاء آگاهي عموم جامعه به ويژه سياستگذاران و خيرين.‌٣ - انجام اصلاحات لازم در قوانين‌٤ - فراهم كردن امكانات لازم براي طرح دعاوي و دادخواهي و دسترسي بيشتر زنان به ساختار قضايي.‌٥ - حمايت از حق مالكيت براي كودكاني كه در اثر ايدز بي سرپرست شده‌اند. زنان و وظيفه مراقبت از بيماراندر سراسر جهان بار مسؤوليت خدمات داخل منزل و مراقبت از افراد خانواده بر دوش زنان است. مسأله ايدز بر شدت اين بار افزوده است. فقر و كمبود سيستم‌هاي ارايه دهنده خدمات بهداشتي درماني شدت اين بار را به يك مرحله بحراني رسانده و در آينده عواقب مخرب اجتماعي، اقتصادي و بهداشتي آنرا بيشتر مشاهده خواهيم كرد. ارزش زمان، نيرو و منابع لازم براي اين شغل بدون دستمزد و سهم آن در اقتصاد كل جامعه بر همگان شناخته شده است. طبيعي است كه اشتغال به اين فعاليت از توانايي آنان در شركت كردن در فعاليت‌هاي درآمدزا خواهد كاست. اين امر نه تنها براي خود زنان بلكه براي كل اعضا خاواده مضر خواهد بود.ايدز باعث زنانه شدن چهره فقر گرديده است. ‌٩٠ درصد خدمات مراقبت از بيمار در داخل خانه ارائه مي‌شود. اغلب زناني كه اين مسؤوليت را بر دوش دارند نه آموزش لازم را ديده‌اند نه به ساده‌ترين وسايل حفاظتي نظير دستكش و غيره دسترسي دارند، در بسياري از موارد حتي از غذا يا هزينه آموزش فرزندان نيز برخوردار نيست. اين فشارها اغلب منجر به بي‌توجهي زنان نسبت به سلامت خود مي‌شود. زماني كه ايدز افراد در سنين كار خانواده را بيمار مي‌كند يا از بين مي‌برد، زنان مسن مجبور به برگشت به محيط كار مي‌شوند و دختران نوجوان تحصيل خود را قرباني مراقبت از اعضا بيمار خانواده خواهند كرد. رشد آثار مخرب اپيدمي ايدز نشان مي‌دهد كه خدمات بايد نه تنها فرد بيمار بلكه ساير اعضا خانواده را در بر گيرد. تمركز از مراقبتهاي بهداشتي بايد برداشته شده متوجه تامين بيمه، كمكهاي غذايي، هزينه تحصيل و ايجاد اشتغال براي بازماندگان و اعضا خانواده بيماران شود. بسياري از كشورها در جلب مشاركت مردان در انجام اين فعاليت‌ها موفق بوده‌اند. بهترين اقداماتي كه مي‌توان براي مقابله با اين مشكلات انجام داد از اين قرار است: روشن كردن گستردگي تاثيرات اقتصادي، اجتماعي ناشي از اين اشتغال بدون مزد براي خود زنان و جامعه‌اي كه در آن زندگي مي كنند. تشويق سياستگزاران ملي و بين‌المللي، خانواده‌ها و جوامع براي تقويت و گسترش برنامه‌هاي حفاظت و حمايت از مراقبت كنندگان در سطح خانواده و جامعه.تلاش براي تغيير فرهنگ موجود براي ايجاد برابري بين زنان و مردان در قبول مسئوليت مراقبت از بيماران.برنامه‌هاي درماني براي بيمارانمرگ ‌٣٠ ميليون نفر و ابتلا ‌٤٠ ميليون نفر به HIV/AIDS طي دو دهه اخير، WHO و UNAIDS را بر آن داشت تا در روز جهاني ايدز سال ‌٢٠٠٣ ميلادي، جزئيات برنامه اجرايي ‌٣ تا ‌٥ را در خصوص امكان تامين درمان ضد رتروويروس براي سه ميليون نفر تا پايان سال ‌٢٠٠٥ را اعلام نمايند.در كشورهاي فقير قريب به شش ميليون نفر آلوده به HIV/AIDS نيازمند دريافت درمان ضدرتروويروسي هستند در حالي كه تنها حدود چهارصد هزار نفر تحت پوشش اين درمان قرار گرفته‌اند. به عبارت ديگر كمتر از ‌٨ درصد نيازمندان به اين درمان، دارو دريافت مي‌كنند. زنان نزديك به نيمي از موارد نيازمند درمان را تشكيل مي‌دهند در اكثر مناطق جهان، زنان كمتر از مردان به مراقبت و درمان دسترسي دارند. مردان به دليل اشتغال، امكانات بهتري براي پرداخت هزينه‌هاي درمان و برخورداري از بيمه دارند. از طرف ديگر انگ، تبعيض و خشونت ناشي از HIV در زنان شديدتر بوده، وحشت از آن باعث مي‌شود زنان از دريافت خدمات مشاوره، تشخيص و حتي درمان پرهيز كنند. در برخي از كشورهاي آفريقايي از هر ‌٥ نفر زني كه به درمانگاه بارداري مراجعه مي‌كنند يك نفر آلوده به HIV است. تنها در سال ‌٢٠٠٣ ميلادي، ‌٧٠٠ هزار مورد آلودگي نوزاد رخ داده كه اين رقم ‌١٤ درصد كل موارد جديد را تشكيل مي‌دهد. در حالي كه براحتي از طريق درمان مادران قابل پيشگيري بوده است. سازمان جهاني بهداشت تاكيد خاصي روي برنامه‌هاي درمان براي زنان داشته و اعتقاد دارد زنان بايد ‌٥٠ درصد موارد تحت درمان را تشكيل دهند و كشورها بايد از طريق تقويت برنامه‌هاي مراقبت مادران به اين مهم دستيابي پيدا كنند.

ارتعاش

ارتعاش يكي از عوامل همراه با صدا در محيط هاي صنعتي است، كه برخي از ارتعاش ها تشديد كنندۀ صدا و حتي علت ايجاد صدا نيز مي تواند باشد.كه از نظر بهداشتي آنچه اهميت دارد اين است، كه انرژي امواج ارتعاشي در تماس مستقيم با اعضاء و اندام ها مي تواند در محدوده هائي مخاطره آميز باشد، انتقال انرژي مكانيكي از يك منبع مرتعش به بدن كارگر مي تواند باعث اختلال در راحتي، كاهش بازدهي در اثر خستگي، اختلال در اعمال فيزيولوژيك و و ضايعات اسكلتي و برخي بيماري هاي ديگر شود. براي مثال طبق، ارقام اعلام شده در امريكا 7 ميليون كارگر در معرض ارتعاش تمام بدن و 1ميليون نفر در معرض ارتعاش دست و بازو قرار دارند.

» VIBRATIONارتعاش«

ارتعاش يك حركت نوساني حول نقطۀ تعادل جسم است، كه فركانس، دامنۀ جابجائي، زمان تناوب، نيرو و طول موج از مشخصات اين حركت است و كليۀ اجسامي كه داراي جرم و فنريت هستند، قابليت پذيرش و توليد ارتعاش را دارند.

تجهيزات و وسايلي كه مولد ارتعاش هستند:

ابزارهاي الكتريكي گردان مانند مته، انواع موتورهاي درون سوز، ابزارهاي پنوماتيك و وسايل نقليه و ...

عوامل مؤثردر اندازه گيري ارتعاش 

بسامد: عبارت است از، شمار نوسان در واحد زمان.

دامنه: هرچه دامنۀ حركت ارتعاشي وارده به بدن بيشتر باشد، آسيب هاي جسماني ناشي از آن، نيز بيشتر خواهد بود.

سمت ورود ارتعاش: واكنش انسان به ارتعاش همۀ بدن تا اندازۀ زيادي، به سمت ورود ارتعاش به بدن بستگي دارد.

زمان: واكنش انسان به ارتعاش، تا اندازۀ زيادي به زمان رويارويي با ارتعاش بستگي دارد.

 

سيستم ارتعاشي بدن انسان

بدن انسان مانند ساير محيط هاي الاستيك، قابليت پذيرش و توليد ارتعاش را دارد، ارتعاش عضلات باعث تعادل بدن مي گردد.

دامنۀ فركانس هاي بحراني تمام بدن بين80-1 هرتز است و براي ارتعاش دست و بازو تا 1500 هرتز نيز مي رسد، براي مثال فركانس تشديد براي دست و بازو50-40 هرتز و چشم 90-20 هرتز و شكم 8-4 هرتز و پا 20-2 هرتز مي باشد.

روشنائی

پيشرفت صنايع، افزايش واحدهاي صنعتي و توليدي و نياز روزافزون به بازدۀ بيشتر صنايع براي فراهم آوردن نيازهاي مصرف كنندگان، باعث انجام كار بيشتر در محيط هاي بسته و در مدت شب و روز شده است، كه باعث استفادۀ از نور مصنوعي شده است.

امروزه، مسالۀ روشنائي براي كارگاه هاي بزرگ صنعتي اهميتي ويژه يافته است، زيرا كمبود روشنائي در محيط كار، علاوه بر ايجاد خستگي اعصاب، آسيب هاي ديگري را به سلامت و بينائي كارگران وارد مي آورد، از نظر فيزيكي براي نور و ماهيت نور، تئوري هاي مختلفي به وسيلۀ دانشمندان ارائه شده است، مانند تئوري ضربه اي نور كه به وسيلۀ نيوتن ارائه شد و تئوري موجي نور، كه به وسيلۀ هويگنس و فرنل ارائه شد و همچنين تئوري كوانتومي نور كه توسط پلانك مطرح و توسط انيشتين تكميل شد و تئوري الكترومغناطيس كه توسط ماكسول ارائه شد.

اين در حالي بود كه اولين تحقيقي كه به طور گسترده در مورد نور انجام گرفت در سال 1990 و توسط «KW-LAN HATILAKE » بود، كه در صنعت ذوب آهن و فولاد انجام شد، كه روشنائي در كارگاه هاي اين واحدها از تعداد توصيه شدۀ «IES»كمتر بوده، كه در نتيجه ناراحتي و پوشيده شدن عدسي و قرنيه نزد كارگران اين واحدها به ترتيب 23% و 30% بوده است.

همچنين در بررسي كه توسط «R-BROGILA» و «A-SARTI» و «A-CAVALLERIO» در سال 1998، و در مورد خستگي بينائي در اپراتور هاي «VDT» انجام شد، كه شرايط روشنائي درخشندگي كنتراست، طراحي ارگونوميكي محيط كار كه بر روي «VDT» فعاليت مي كردند مورد ارزيابي قرار گرفت، و نتيجه اين بود، كه ميزان روشنائي درخشندگي كنتراست در بروز علائم ناراحتي چشم، ضعف بينائي و نزديك بيني در درجۀ اول اهميت قرار دارند، و در صورتيكه فاكتورهاي فوق در حد مطلوب قرار داشته باشند، ضعف بينائي و نزديك بيني در نزد كارگران و اپراتورها مشاهده نخواهد شد.

در سال 1981 «BOGCE» بيان كرد كه تأثير روشنائي در بالا بردن بازده كار، جزئيات را براي ديدن و تشخيص رنگ ها آسانتر مي سازد و بازده را بالا مي برد.

همچنين در تحقيقي كه در سال 1970توسط «KOLIN» و «KENSON» انجام شد، سيستم روشنائي با طراحي مناسب در محيط كار عاملي مهم در افزايش كيفيت و بهره وري صنعتي و عملكرد اپراتورها و راحتي و آسايش آنها مي باشد.

ایمنی انبار

انبارها محل هاي نگهداري مواد مصرفي و مواد اوليه هستند كه نقش مهمي در نگهداري مواد در كارخانجات دارند، زيرا در بيشتر حوادثي كه در انبارها اتفاق مي افتد زيان هاي مالي زيادي به صاحبان صنايع وارد مي شود و اغلب غير قابل جبران مي باشد، اما با رعايت نكات ايمني مي توان اين خطرات را كاهش داد.

 

آيين نامه ايمني انبارها

مقررات عمومي

·         با توجه به نوع موادي كه درآن انبار مي شود طراحي و ساخته شود.

·         ديوارها و سقف و سرپناه تمام انبارها بدون استثناء بايد از مصالح غيرقابل اشتعال ساخته شود.

·         در فواصل مناسب از ديوارهاي جانبي زه كشي گردد تا از ايجاد رطوبت جلوگيري شود.

·         انبارها بايد در نقاطي طراحي شوندكه وسيله نقليه مورد لزوم بتواند به سهولت به محوطه انبار وارد شود.

·         طراحي آن طوري باشد كه مواد درون آن در معرض عوامل جوي «نورخورشيد- باران و....» قرار نگيرد.

·         ساختمان انبار بايد از مصالحي ساخته شود كه در برابر زلزله و حريق مقاوم باشد.

·         كف تمام انبارها بايد بتون يا آسفالت يا سنگ فرش شود و شيب و آبروي كف محوطه طوري باشد كه آب درزيركالا جمع نشود.

·         در داخل انبارها بايد به نسبت وسعت آن برحسب مورد، دستگاههاي هواكش نصب شود تا هواي انبار مرتباً تهويه گردد.

·         در برابر ورود جوندگان و حيوانات حفاظت شود.

·         از نور كافي برخوردار باشد و حتي الامكان اين روشنايي از نور طبيعي باشد.

·         لازم به ذكراست كه در طراحي نورگيرها بايستي طوري باشد كه از تابش مستقيم نور خورشيد به كالاها جلوگيري شود.

·         محوطه داخل انبار بايد از پوشال، خاشاك، خرده چوب، كاغذ و سايرمواد زائد قابل اشتعال پاك شود.

·     ميزان و مقدار ذخيره آب مورد لزوم آتش نشاني و همچنين  سيم كشي برق و تناسب خط سيم هاي برق يا بارالكتريكي لازم در كليه انبارها زيرنظر متخصصين امرتعين گردد.

·     محل انبار بايد طوري باشد كه دسترس افراد و خودروها در هنگام بارگيري مواد و كالاها و همچنين در مواقع اضطراري سريعاً و به سهولت ممكن باشد.

·         به منظور پيشگيري ازآتش سوزي محوطه اطراف انبار بايستي عاري از هرگونه بوته و علف خشك تا 10متر باشد .

·         انبار بايد مجهزبه درب اضطراري باشد.

 

مقررات اختصاصي

·     ديوارها و ستونهاي داخل انبار بايستي جهت افزايش ميدان ديد تا ارتفاع 2 متر از سطح زمين بارنگ هاي روشن يارنگ هاي ايمني (نوارمورب زردوسياه) رنگ آميزي شود.

·         مسير تردد وسايل چرخ داربايستي توسط خط كشي ممتد به رنگ زرد مشخص شود.

·         طراحي مسيرهاي داخلي انبار، نحوۀ چسبيدن قفسه ها و كالاها بايستي طوري باشدكه :

Ø       دسترسي افراد به درهاي خروجي دراسرع وقت و به سهولت انجام پذيرد.

Ø       امكان برخورد ليفتراك و وسايل نقليه به قفسه ها و كالا نباشد و اين وسايل قدرت مانور داشته باشند .

Ø       حتي الامكان در ايجاد مسيرهاي طولاني كه به بن بست منتهي مي شود، جلوگيري گردد.

·         جهت استقرار مسئول انبار بايستي اتاقكي شيشه اي در داخل انبار و نزديك به درب احداث گردد.

·         هر انبار مي بايستي حداقل با يكي از وسايل ارتباطي و تلفن بي سيم با قسمتهاي مختلف خارج انبار در ارتباط باشد .

·         ساختمان انبار بايد مجهز به الكترود برق گير (صاعقه گير) استاندارد باشد.

·     سيستم برق ساني در انبار بايستي دقيقاً منطبق با استانداردهاي ايمني بوده و ايجاد هرگونه تغيير در وضعيت شبكه برق داخل انبار منوط به اجازه كتبي مسئولين فني و ايمني خواهد بود.

·         استفاده از وسايل گرمازاي برقي در محوطه انبارممنوع و براي اين كار بايد از سيستم گرمايش بسته (شوفاژ ياكوئل) استفاده نمود.

·     براي تامين روشنايي مصنوعي انبار بايستي حتي الامكان از لامپهاي سقفي (چسبيده به سقف) استفاده شود. ارتفاع اين لامپهاي آويزان از سقف بايد حداقل يك متر از بالاترين سطح رديف كالاها و مواد موجود در قفسه بالاتر باشد.

·         هر انبار بايستي مجهز به سيستم هواكش مجهز به حفاظ كركره اي باشد.

·         درجه حرارت و رطوبت انبار بايد بطور مرتب چك شود.

·         تابلوهاي برق بايستي از انبار خارج  و در جاي ايمن قراربگيرد.

·         جاهايي كه سيستم اطفاء حريق مي باشد بايد به رنگ قرمز معين شود .

·         كالاهاي نامتجانس از يكديگر تفكيك شوند.

·         كليه كالاها بايستي كدبندي و مشخصات كالا روي آن برچسب شده باشد.

·     انبارهايي كه عرض آنها كمتر از20 متراست عرض راهرو داخل انبار نبايد از 5/1متركمتر باشد. انبارهايي كه عرض آنها از20 متر بيشتر باشد، عرض راهرو كمتر  از2 متر نبايد باشد و چنانچه به وسايل مكانيكي يا موتوري حمل و نقل مجهز باشد راهروي متناسب با عبور وسايل مذبور منظور خواهد شد.

·         راهروي طولي بايد تا انتها انبارخالي ازكالا بوده و رنگ سفيد از دو طرف خط كشي و مشخص شده باشد.

·         نكات زير بايد درمورد انبار كالا رعايت گردد :

Ø       انبارها بايد با توجه به امكانات محل مجهز به وسايل ارتباطي كافي باشند.

Ø       مقامات مربوطه هم بايد در برقراري وسايل ارتباطي انبارها تسريع نمايند و سهيلات لازم را فراهم آورند.

Ø       وسايل موتوري مخصوص رفت وآمد در داخل انبارها بايد هركدام مجهز به يك دستگاه كپسول آتش نشاني نوع مناسب باشد.

Ø       كپسولهاي آتش نشاني بايد درنقاطي قرارداده شوند كه از حرارت، نور، برف و باران مصون باشند.

Ø    قرار دادن هر گونه كالا و اجناس در مقابل تجهيزات اعلام وا طفاء حريق ممنوع است و تجهيزات بايد قابل روئيت و دسترسي به آن آسان باشد.

Ø       در هرانبار بايد حداقل يك دستگاه جعبه كمكهاي اوليه بهداشتي تعبيه و براي مواقع اضطراري آماده و نگهداري شود.

Ø       شماره تلفن هاي آتش نشاني با خط درشت و خوانا دركنار كليۀ تلفن هاي داخل انبار نصب گردد.

Ø       در اطراف باراندازها به منظور كنترل شبانه بايد روشنايي مناسبي پيش بيني شود.

·     كليه كاركنان انبارها بايد تعليمات مربوط به حفاظت ايمني وطرز كارباوسايل اوليه آتش نشاني را فراگيرند و سرپرست آتش نشاني مكلف است ترتيب آموزش كاركنان را بدهد.

·         بين سقف انبار و مرتفع ترين نقطه كالاي چيده شده فاصله زير بايد موجود باشد:

Ø       اگر ارتفاع كالاي چيده شده از50/4 متر بيشتر باشد فاصله تاسقف حداقل 5/1متر خواهد بود.

Ø       اگر ارتفاع كالاي چيده شده بين60/2 تا50/4 متر باشد فاصله تاسقف حداقل يك متر خواهد بود.

Ø       اگر ارتفاع كالاي چيده شده كمتر از60/2 متر باشد فاصله تاسقف حداقل 40 سانتيمترخواهد بود.

Ø    در انبارهايي كه عرض آنها كمتر از 35 متر باشد حداكثر سطح اشغال شدۀ هر قسمت كالا250 مترمربع و فاصله آن باقسمت ديگر يك متر خواهد بود و چنانچه عرض انبار از 35  متر بيشتر باشدحداكثر سطح اشغال شده موقت كالا 100 مترمربع و فاصله آن با قسمت ديگر حداقل 2 متر خواهد بود.

·         آتش زدن چوب و تخته و كاغذهاي باطله و نظايرآنها در داخل انبارها مطلقاً ممنوع است.

·     همه روزه مقارن با تعطيل انبار بايد تمام محوطه انبارها از نظر ايمني بوسيله مسئول انبار دقيقاً بازديد و نتيجه در دفتر مخصوص ثبت شود.

·     استعمال دخانيات  در محوطۀ داخل و خارج انبار مطلقاً  ممنوع و به تعداد كافي علائم استعمال دخانيات ممنوع است بايد نصب شود.

·     در صورتيكه كف انبار ها فاقد شيب و آبرو باشد به منظور انجام امور نظافت  بايد كالا حداقل  5 سانتيمتر با سطح زمين فاصله داشته باشد.

·     فاصله بين انبارهاي محصور و سقف با ديوارهاي مجاور از هر چهار طرف نبايد از 6  متركمتر باشد و اين فاصله بايد از هر نوع كالا خالي نگهداري شود و به نحوي كه اتومبيل هاي آتش نشاني بتوانند در انبار به سهولت دور بزنند.

·     علاوه بر رعايت مقررات عمومي انبارها بايد مجهز به لوله كشي آب مناسب با فشاركافي و جعبه آتش نشاني با تجهيزات كامل باشند.

·         نصب دستگاه هاي اعلام و اطفاء حريق با توجه  به نوع و جنس كالا در انبارها اجباري است.

·     اخذ مجوز از واحد آتش نشاني و ايمني جهت هرگونه عمليات فني«جوشكاري وبرشكاري و...» به منظور پيش گيري ازحوادث احتمالي الزامي است.

·     انبارهاي مواد شيميايي و دارويي و مايعات قابل اشتعال مي بايستي دريك طبقه احداث و نسبت هر100 مترمربع مجهز به 2 دستگاه كپسول پودر و گاز 12 كيلويي و يك دستگاه كپسول پودر و گاز50كيلويي باشد و همچنين به نسبت حجم انبارها تعداد سطل مخصوص آتش نشاني در باز محتوي ماسه خشك الك شده در محل هاي مناسب گذاشته شود «محاسبات طبق استاندارد NFPA».

·         در مورد انبارها موارد ذيل هم بايد رعايت شود:

Ø  تعبيه دريچۀ هواكش مناسب در بالاي هر پارتي كالا كه از30 متر مربع تجاوز نخواهد كرد، در سقف انبار به منظور خروج دود در صورت بروز حريق.

Ø    نصب شيشه هاي مات يا زنگ زده در دريچه هاي نورگير انبار.

Ø    نصب توري سيمي در جلوي تمام پنجره ها مخصوصاً آنهايي كه به خارج از انبار باز مي شوند.

ایمنی جوشکاری

جوشكاري يك لفظ كلي است كه براي اتصال سطوح قطعات فلزي به يكديگر به وسيلۀ فرآيندهاي گوناگوني به كار برده مي شود و عامل اصلي در پديدۀ جوشكاري ايجاد گرماي مستقيم مي باشد. در عمليات جوشكاري قطعات فلزي با استفاده از گرما يا فشار يا هر دو بهم متصل مي شوند.

تاريخچۀ جوشكاري

·         برنادوز روسي در سال 1886 قوس جوشكاري را مورد استفاده قرار داد.

·         موسيان در سال 1881 قوس كربني را براي فلزلت مورد استفاده قرار داد.

·         اسلاويانوف الكترودهاي قابل مصرف را براي اولين بار در جوشكاري بكار گرفت.

·         ژول در سال 1856 به فكر جوشكاري مقاومتي افتاد.

·         لوشاتليه در سال 1895 لولۀ اكسي اسيتلن را كشف و معرفي كرد.

·         اليهو تامسون امريكائي در سال 1877 از جوشكاري مقاومتي استفاده كرد.

تعاريف جوشكاري

·     جوشكاري يكي از روش هاي توليد مي باشد و هدف آن اتصال دائمي مواد مهندسي به يكديگر است به گونه اي كه خواص اتصال برابر خواص مادۀ پايه باشد.

·     جوشكاري اتصال دو يا چند قطعۀ فلزي همجنس در حالت مايع يا نيمه جامد و جامد مي باشد، مادۀ اتصال دهنده مي تواند به صورت اضافي به محل اتصال قطعات وارد شده و يا اينكه توسط مواد موجود در خود قطعات اتصال داده شده تأمين گردد. در جوشكاري، محل جوش از لحاظ خواص مانند ديگر بخش هاي قطعات جوش داده شده است.

 

لحيم كاري: شامل اتصال قطعات يك فلز با فلز يا آلياژي ( تركيبي از فلزات) پركننده
مي باشد كه نقطه ذوب آن از نقطه ذوب فلز اصلي كمتر است كه مواد پركننده ( مثل سرب و كادميوم ) ممكن است خيلي سمي باشند .

برش فلزات: در اثر گرم كردن فلز با شعله و برخورد مستقيم جرياني از اكسيژن خالص روي مسير برش انجام مي شود. بيش از 80 نوع فرايند جوشكاري وجود دارد كه برخي از انواع عمومي تر آن عبارتند از :

جوشكاري قوس الكتريكي، جوشكاري قوس الكتريكي با الكترود دستي «SMAW»، جوشكاري با گاز محافظ با الكترود مصرف شونده «MIG»، جوشكاري با گاز محافظ با الكترود تنگستني«TIG»، جوشكاري با قوس پلاسما «PAW» و جوشكاري زير پودري، دربرخي ديگر از روشهاي جوشكاري از گاز اكسي استيلن ، جريان برق، ليزر، پرتوهاي الكتروني، اصطكاك، امواج ماوراء صوت، واكنش هاي شيميايي، گرماي حاصله از گاز سوختني و روبوت و ... استفاده مي نمايند .

ایمنی ماشین آلات

ايمني ماشين آلت تمام زندگي ما را در خانه، محل كار و اوقات فراغت را تحت تأثير قرار مي دهد، در هر حال ماشين بخشي از زندگي ماست و ايمني ما وابسته به ايمن بودن ماشين آلات در همۀ اوقات است، از ديدگاه ايمني ماشين بايد از چند جنبه ايمن باشد: فيزيكي، مكانيكي، الكتريكي و عملكردي.

 

ماشين بايد از حنبه هاي زير ايمن باشد

1.       فيزيكي«PHYSICALLY SAFE»

·         لبه ها و گوشه هاي تيز نداشته باشد

·         شانس افتادن افراد در داخل آن نباشد

·         شانس انفجار يا تشعشع را نداشته باشد

·         شانس خروج گازها و بخارات سمي را نداشته باشد

2.       مكانيكي«MECHANICALLY SAFE»

·         بخش هاي گردندۀ ماشين قادر به رساندن آسيب به افراد نباشد

·         اگر خطري وجود دارد كه مي تواند اتفاق بيافتد، بايستي اقدامات حفاظتي صورت بگيرد

·         اگر شخصي در منطقۀ خطر است حفاظ هاي ثابت، متحرك و وسايل حسگر ناحيۀ خطرناك ماشن را به سرعت متوقف كند

3.       و 4. الكتريكي و عملكردي«ELECTRICAL & FUNCTIONALLY SAFE»

·         هيچ شانسي براي شوك الكتريكي و برقي يا اتصال وجود نداشته نباشد

·         تمامي سوئيچ هاي توقف، حفاظ ها و وسايل حسگري كه براي حفاظت از كارگران و افراد طراحي شده اند به درستي كار كنند

·         تمام كنترل هاي ايمني كه در زمان اشتباه و نقص از حركت ماشين جلوگيري مي كنند بايد قابل اعتماد باشند

 

تعريف ماشين«MACHINE OR MACHINERY»

·         به سوار شدن قطعات يا اجزاي مرتبط به هم، كه حداقل يكي از آنان مي چرخد يا مي گردد، با فعال كننده ها، كنترل ها و مدارهاي برق ماشين و ... براي كاربد خاص در فرآيندي خاص را ماشين مي گويند.

·         مجموعه اي از قطعات متحرك و ثابت مي باشد كه اين مجموعه بر روي فريم قرار دارد و براي هدف مشخصي يا اهداف مشخصي با توجه به نوع كار طراحي شده است.

تعريف ماشين ناقص

·         ماشيي ناقص است كه داراي يك يا مجموعه اي از خصوصيات زير باشد:

·         سيستمي كه منطقۀ عملياتي آن فاقد يك سيستم ايمني يا حفاظ باشد.

·         ماشيني كه سيستم انتقال نيرو در اين ماشين در معرض تماس باشند «انواع چرخ ها، تسمه ها، پولي ها، شفت هاي در حال چرخش و ...».

·         ماشيني ناايمن است كه داراي لبه هاي تيز و برنده باشد.

·         ماشيني ناايمن است كه سيستم ترمز اضطراري در موقع لزوم نداشته باشد.

·         ماشيني ناايمن است كه نسبت به ماشين هاي مشابه خود از شكل نامنظم هندسي و خيلي بزرگ باشد.

·         ماشيني ناايمن است كه يكي از آلودگي هاي شيميائي يا فيزيكي را دارد يا خطرات ديگري را توليد مي كند مانند گرماي بسيار زياد، دود و صداي زياد و ... .

·         ماشيني ناقص است كه نور را منعكس مي كند و فاقد سطوح صاف و صيقلي درخشان باشد.

·         ماشيني ناقص است كه فاقد سكوهاي مخصوص جهت بالا رفتن از ماشين و انجام عمليات باردهي باشد.

 

برخي از انواع ماشين ها

·         وسايل و ادوات خانگي

·         بالابرها، جرثقيل ها و ليفتراك ها

·         ابزارها و وسايل برش، اره و حفاري و ابزارهاي پرس

·         ابزارهاي ماشيني مانند ماشين تراش، ماشين آسياب، دريل هاي فلزي و اره هاي دوار

·         خطوط مونتاژ و سيستم هاي نوار نقاله و روبوت ها

·         ماشين هاي كشاورزي و ...

ایمنی ابزارآلات

علت بسياري از صدمات صنعتي استفادۀ نادرست و نابجا از ابزارهاي دستي مي باشد در بسياري از موارد صدمات به اين دليل ايجاد مي شوند كه كارگران بر اين باورند كه هر كس مي داند كه چگونه از ابزار استفاده كند، اما مطالعات و مشاهدات آمارهاي حوادث نشان داده كه حقيقت امر اين طور نيست و براي انجام هر شغل و كاري بايستي يكسري برنامه ها و دستورالعمل هاي مدوني وجود داشته باشد، لذا انتخاب درست و مناسب ابزار و نحوۀ بكارگيري درست و نگهداري خوب ابزار مي تواند از شدت و تعداد حوادث با ابزارهاي دستي بكاهد.

تعاريف ابزار دستي

·         وسايلي هستند كه براي اجراي برخي از اعمال به كار مي روند مانند ابزارهائي كه براي برش، كوبيدن، شكل دادن و ... استفاده مي شود.

·         وسايلي هستند كه براي كمك به افراد براي انجام اندازه گيري ها و محاسبات به كار مي روند مانند  مته، خط كش و ...

تاريخچۀ ساخت ابزار:

1.       عصر پارينه سنگي« 4 تا10 هزار سال ق.م»

2.       عصر برنز و مس« 4 تا1 هزار سال ق.م»

3.       عصر آهن« هزار سال ق.م تا400 سال ب.م»

4.       عصر قرون وسطي«400 تا 1500 سال ب.م»

5.       عصر انقلاب صنعتي«قرن 11 تا 17»

6.       عصر صنعتي«قرن 18»

7.       عصر ابزارهاي پيشرفته«قرن 18 تا به امروز»

 

چرا دست افزارها به وجود آمدند؟

دست افزارها به خاطر نيازها و احتياجات روزمرۀ انسان به وجود آمدند و نويسندگان و تئوري پردازان فاكتورهاي انساني مانند«كانتووتيز و ساركين 1983 و مك كورميك 1970» لظهار داشته اند كه محدوديت ها و ناتواني هاي متفاوت انسان چه از نظر فيزيكي و فكري منجر به واگذاري نسبي مسئوليت پذيري بين انسان و ماشين و سيستم انسان- ماشين شده است و بيشتر به خاطر موارد زير مورد استفاده قرار مي گيرد:

قدرت، قابليت نفوذ، عدم ظرافت، كوتاهي و كوچكي، انعطاف پذيري و محدوديت در سرعت و ...

درمورد ایمنی برق

جايي كه برق عصيان بر آدم صفي زد     ما را چگونه زيبد دعوي بي گناهي

اختراع برق توسط اديسون خطراتي را در پي داشت كه در سال هاي اول تلفات زيادي را بر جا گذاشت تا اينكه كارفرمايان مجبور شدند براي جلوگيري از خطرات ناشي از برق گرفتگي و گاهي اوقات آتش سوزي هائي كه توسط رعايت نكردن نكات ايمني به وجود مي آمدند و  قوانين و مقرراتي را در محيط كار اجرا كنند تا اين خطرات را كاهش دهند، اين در حالي است كه ايمني برق يكي از مهمترين موارد درمبحث  ايمني مي باشد، زيرا سالانه افراد زيادي بر اثر رعايت نكردن نكات ايمني جان خود را از دست مي دهند و يا دچار آسيب هاي ناشي از برق گرفتگي مي شوند.

 

برق گرفتگي: برق گرفتگي زماني به وجود مي‌آيد كه اختلاف پتانسيل بين دو نقطه از بدن ايجاد شده و باعث مي شود كه جريان الكتريكي از نقطه اي از بدن وارد و از نقطۀ ديگر خارج شود.

 

انواع برق گرفتگي: عبارتند از:

1.       تماس مستقيم: هنگامي كه سيستم الكتريكي سالم است و انسان بر اثر سهل انگاري يا بي توجهي با هادي برقدار در يك يا دونقطه تماس مي يابد، برق گرفتگي رخ مي دهد.

2.       تماس غير مستقيم: هنگامي كه در اثر خراب شدن عايق بندي يا هر علت ديگري، يك رساناي برقدار با سطوح فلزي دستگاه تماس پيدا كند و انسان نيز با همان سطح فلزي در تماس باشد به آن برق گرفتگي غير مستقيم گفته مي شود.

روش هاي حفاظت در برابر برق گرفتگي مستقيم

·         عايق بندي قسمت هاي برق دار

·         محصور كردن تجهيزات

·         استقرار در خارج از دسترس

·         كليد جريان نشتي به زمين يا كليد

روش هاي حفاظت در برابر برق گرفتگي غير مستقيم

·         حفاظت توسط سيم زمين

·         عايق بندي مضاعف يا دوبل

·         عايق كردن محيط

·         هم ولتاژ كردن بدون اتصال زمين

·         جدا كردن منبع تغذيه از زمين

·         قطع خودكار مدار تغذيه با استفاده از اتصال زمين

·         سيستم ارت وسايل برقي

·         حفاظت الكتريكي از طريق اتصال زمين(زمين الكتريكي و زمين حفاظتي)

 

چاه ارت «PEAT EARTH»: منظور از ارت يك اتصال مصنوعي برق به زمين است و در تمام دستگاه ها و سازه هاي بزرگ بايد تمامي كابل ها به يك نقطه به نام چاه ارت متصل است.

 

زمين الكتريكي: به منظور حفاظت تجهيزات الكتريكي و كاهش ولتاژ هاي بالا كه ممكن است در اثر اتصال كوتاه اضافه باري در مداربرقرار گردد، قسكتي از مدار الكتريكي را به وسيلۀ سيم هادي به زمين وصل مي كنند.

زمين حفاظتي: از اين اتصال براي حفاظت اشخاص در برابر برق گرفتگي در هنگام بروز عيب در مدارالكتريكي از جمله اتصال بدنۀ نامناسب استفاده مي شود و بدين منظور كليۀ قسمت هاي فلزي دستگاه هاي الكتريكي كه هيچ ارتباطي با مدار الكتريكي ندارند به زمين وصل مي شود، اگر شخصي بدنۀ دستگاه الكتريكي كه سيم فاز مدار با آن متصل شده است را لمس كند بين محل تماس فرد و دستگاه ولتاژي به نام ولتاژ تماسي به وجود مي آيدكه با اتصال يك سيم هادي به بدنۀ دستگاه و اتصال آن به زمين بيشتر ولتاژ به زمين منتقل مي شود.

ایمنی سیستم

سيستم«SYSTEM»

عبارت است از مجموعه اي از افراد، تجهيزات، قوانين، روش ها و دستورالعمل ها كه به منظور اجراي يك فعاليت معين در يك محيط خاص كنار يكديگر قرار مي گيرند.

مفهوم ايمني سيستم

1.       بكارگيري مهارت هاي فني و مديريتي خاص در قالبي نظامند و آينده نگر به منظور شناسائي و كنترل خطرات موجود در طول عمر يك پروژه، برنامه يه فعاليت.

2.       فرآيندهاي تجزيه و تحليل خطرات كه از فاز ايدۀ سيستم شروع شده و در كل فازهاي طراحي، ساخت، آزمايش، استفاده و كنار گذاشتن يا دفع آن ادامه مي يابد.

3.       شاخه اي از مهندسي سيستم هاست كه با به كارگيري اصول علمي، مهندسي و مديريتي در پي دستيابي به ايمني مناسب و كافي و يا در نظر گرفتن محدوديت هاي بازده، زمان و هزينه است.

4.       گردآوري آناليزها و فعاليت هاي مديريتي و مهندسي كه وضعيت هاي خطرناك را كنترل مي كند.

 

وظايف ايمني سيستم

·         توسعۀ سيستم هاو مستندسازي براي سيستم

·         ايجاد استانداردها، معيارها و نيازمندي هاي سيستم

·         آشنا كردن افراد با حوادث رخ داده در سيستم

·         تهيۀ طرح برنامۀ ايمني سيستم

·         تجزيه و تحليل ايمني سيستم

·         مروري بر داده هاي قابليت اطمينان سيستم

·         تعيين دلايل ايجاد خطرات سيستم

·         شناسائي خطرات سيستم

·         توسعۀ كنترل هاي مديريتي و همندسي براي كنترل و حذف خطرات يا كاهش خطرات

·         پايش سيستم پس از انجام اقدامات كنترلي و ...

چرخۀ حيات سيستم

·         مرحلۀ درك يا مفهومي: در اين مرحله ايده و نظريۀ مربوط به پروژه شكل مي گيرد.

·         مرحلۀ تعريف: در اين مرحله طراحي مقدماتي صورت مي گيرد.

·         مرحلۀ طراحي با جزئيات: در اين مرحله طراحي اصلي انجام مي شود و نقشه ها و محاسبات جزئي تهيه مي شوند.

·         مرحلۀ توسعه:در اين مرحله طراحي تكميل شده و سيستم ساخته مي شود.

·         مرحلۀ آزمايش و ارزيابي: در اين مرحله اگر مشكلات جدي در سيستم وجود داشته باشد بايد به مرحلۀ طراحي بازگشت.

·         مرحلۀ توليد: در اين مرحله سيستم وارد مرحلۀ توليد مي شود.

·         مرحلۀ نصب: در اين مرحله سيستم در موقعيت سرويس دهي خود قرار مي گيرد.

·         مرحلۀ عملكرد: در اين مرحله سيستم عملكرد مطلوب را انجام مي دهد.

·         مرحلۀ اصلاح: در اين مرحله با خاطر نقص هاي طراحي يا عملكردي كه شناسائي نشده اند لازم است كه سيستم يا محصول تغيير كند.

·         مرحلۀ دوراندازي يا انهدام: در اين مرحله سيستم از عملكرد باز مي ايستد و از رده خارج مي شود.

ایمنی و تعاریف

انسان از همان آغاز در پي راه هائي بوده كه بتواند در برابر خطرات خود را ايمن كند و اين كاربا را با ساخت ابزار و ... انجام مي داد تا اينكه پس از اختراع ماشين بخار در سال 1782 دگرگوني بزرگي در بخش صنعت ايجاد شد و حوادث ناشي از كار نيز افزايش يافت تا اينكه ايمني بيشنر مورد توجه گرفت و كارفرمايان متوجه شدند كه با هزينه اي كه بابت ايمني پرداخت مي كنند، مي توانند حوادث را كاهش دهند و سود بيشتري كنند، و به اين ترتيب ايمني شكل گرفت.

 

تاريخچۀ ايمني

·         سال 1815: در اين سال هامفري ديوي، اولين وسيلۀ ايمني را براي استفاده در معادن زغال سنگ كه چراغي ايمني بود اختراع كرد.

·         سال 1833: در اين سال اولين قانون بهداشت و ايمني در انگلستان به تصويب رسيد.

·         سال 1864: در اين سال قانون ايمني در معادن پنسيلوانيا به تصويب رسيد.

·         سال 1867: در اين سال تخستين برنامۀ بازرسي صنايع توسط مسؤولان دولتي در ايالت ماساچوست تدوين شد.

·         سال 1877: در اين سال قانون«بازرسي از صنايع» به تصويب رسيد .

·         سال 1896: در اين سال انجمن ملي حفاظت در برابر آتش «NFPA» در امريكا تأسيس شد.

·         سال 1906: در اين سال اولين بررسي منظم در مورد حوادث شغلي كه منجر به مرگ مي شدند در ايالت پنسيلوانيا صورت گرفت.

·         سال 1911: در اين سال انجمن مهندسان ايمني امريكا «ASSE» تأسيس شد.

·         سال 1914: در اين سال ادارۀ خدمات بهداشت همگاني «USPHS» در امريكا دفتر بهداشت و سلامت در صنايع را تأسيس كرد كه در سال 1971 به نام موسسۀ ملي ايمني و بهداشت شغلي «NIOSH» تغيير نام داد.

·         سال 1931: در اين سال هاينريش الگوي علمي را دربارۀ علل بروز حوادث ارائه كرد.

·         سال 1964: در اين سال مجلۀ «پژوهش در ايمني» آغاز به چاپ كرد.

·         سال 1968: در اين سال جانسون رئيس جمهور وقت امريكا، لزوم برپائي قوانين دولتي ايمني و بهداشت را اعلان نمود.

·         سال 1970: در اين سال نيكسون رئيس جمهور وقت امريكا قانون ياد شده را تصويب نمود و باعث ايجاد ادارۀ ايمني و بهداشت شغلي «OSHA» و مؤسسۀ ملي ايمني و بهداشت شغلي «NIOSH» شد.

در ايران نيز بحث ايمني در سال هاي 1288 و 1303 مطرح شد.

تعاريف رايج در ايمني

ايمني«SAFETY»

1.       در فرهنگ لغت اصطلاح ايمني به معني امنيت، آسايش،سلامتي و ... مي باشد ولي از نظر تعريف عبارت است از ميزان يا درجۀ فرار از خطر براي حفظ نيروي انساني و تاسيسات.

2.       ايمني پيشگيري از حادثه است.

3.       ايمني يعني ميزان رهايي از خطر، ميزان در امان بودن از خطر، ميزان رهايي از شرايط مخاطره آميز.

 خطر«HAZARD»:به شرايطي اطلاق مي شود كه داراي رساندن صدمه به كاركنان،خسارات به وسايل، تجهيزات، ساختمان ها و از بين بردن مواد يا كاهش قدرت كارائي در اجراي يك عمل از قبل تعيين شده باشد.

مخاطرۀ قابل قبول«TOLERABLE RISK»: مخاطره اي كه با توجه به مقررات قانوني و خط مسي ايمني و بهداشت حرفه اي به سطحي كه براي سازمان قابل پذيريش است كاهش يافته باشد.

مخاطره سنجي «RISK ASSESSMENT»: تركيبي از احتمال وقوع يك رويداد خطرناك و نتايج حاصل از آن.

حادثه «ACCIDENT »

1.       رويدادي است برنامه ريزي نشده و ناخوشايند كه مي تواند فعاليت هاي برنامه ريزي شده را متوقف سازد و منجر به مرگ، مصدوميت و خسارات مالي گردد.

2.       حادثه عبارت است از هر گونه رويداد برنامه ريزي نشده و ناخواسته كه ميتواند سبب آسيب و يا بيماري گردد

3.       سازمان IAPA حادثه را رويدادي ناخوشايند ميداند كه سبب ايجاد آسيب هاي فيزيكي به انسان و يا ايجادخسارت به تجهيزات مي شود.

شبه حادثه«NEAR MISS»: رويدادهايي هستند كه هر چند مي توانند باعث صدمه و يا جراحت شوند ولي به موارد فوق منجر نشده و به اصطلاح بخير مي گذرند.

آسيب «INJURY »: هر گونه لطمه و يا ضررهاي فيزيكي ناشي از حادثه را به بدن آسيب مي گويند

بيماري « ILINESS»: بيماري عبارت است از صدمه جسماني ناشي از تماس با مواد خطرناك و يا محيط خطرناك، كه برخلاف آسيب فوري حاصل نمي شود.

كمك هاي اوليه «FIRST AIDS »: مراقبتها  و يا معالجه هاي ارائه شدۀ فوري به شخص مصدوم قبل از رسيدن پزشك و كمك هاي پزشكي را كمك هاي اوليه مي نامند.

وسايل حفاظت فردي «PPE »: وسايل حفاظت فردي عبارتند از وسايل و يا البسه اي كه اشخاص مي توانند با پوشيدن و يا همراه داشتن آنها در برابر خطرات محفوظ بمانند.كه آخرين راه كنترل خطرات مي باشد.

ريسك«RISK»: عبارت است از امكان وقوع حادثه بر حسب احتمال وقوع و شدت آن.

سيستم«SYSTEM»: عبارت است از مجموعه اي از افراد، تجهيزات، قوانين، روش ها و دستورالعمل ها كه به منظور اجراي يك فعاليت معين در يك محيط خاص كنار يكديگر قرار مي گيرند.

مفهوم ايمني سيستم

1.       بكارگيري مهارت هاي فني و مديريتي خاص در قالبي نظامند و آينده نگر به منظور شناسائي و كنترل خطرات موجود در طول عمر يك پروژه، برنامه يه فعاليت.

2.       فرآيندهاي تجزيه و تحليل خطرات كه از فاز ايدۀ سيستم شروع شده و در كل فازهاي طراحي، ساخت، آزمايش، استفاده و كنار گذاشتن يا دفع آن ادامه مي يابد.

3.       شاخه اي از مهندسي سيستم هاست كه با به كارگيري اصول علمي، مهندسي و مديريتي در پي دستيابي به ايمني مناسب و كافي و يا در نظر گرفتن محدوديت هاي بازده، زمان و هزينه است.

4.       گردآوري آناليزها و فعاليت هاي مديريتي و مهندسي كه وضعيت هاي خطرناك را كنترل مي كند.

سازمان«ORGANIZATION»: شركت، بنگاه، اداره، مجتمع كاري، نهاد مسئول يا مؤسسه، بخش يا تركيبي از آنها اعم از ثبت شده يا نشده، دولتي، عمومي يا خصوصي كه داراي وظايف و تشكيلات اداري خاص خود باشند.

عملكرد يا اجرا «PERFORMANCE»: نتايج قابل اندازه گيري سيستم مديريت ايمني و بهداشت حرفه اي، مربوط به كنترل مخاطرات ايمني و بهداشت توسط يك سازمان با خط مشي و اهداف ايمني و بهداشت حرفه اي آن.

ارگونومی

 

مقدمه

سلامت همۀ آفاق در سلامت توست     به هيچ وجه عارضۀ شخص تو دردمند مباد

با پيشرفت تكنولوژي، صنعتي شدن جهان و تغيير در لوازم و ابزار، كارگران بايد خود را با اين تغييرات هماهنگ و متناسب كنند و با آن كنار بيايند، اما اين هماهنگي و تغييرات ممكن است  اثرات نامطلوب و وخيمي بر فرد در زندگي، تندرستي، ايمني و كاركرد فرد داشته باشند، كه ممكن باعث ايجاد ناراحتي هائي از قبيل: ناراحتي هاي اسكلتي و ماهيچه اي، ناراحتي هاي روحي و رواني به خاطر ناهماهنگي با وسايل و تغييرات، ناراحتي ها و عوارض جسماني و ... در فرد مي شود، كه براي پيشگيري از بروز اين ناراحتي ها و تأمين تندرستي نيروي كار ارگونومي مطرح شد، ارگونومي در قرن 19 توسط وجيسج جاسترزبوسكي مطرح و به جهان معرفي شد و اكنون نيز مورد استفاده قرار مي گيرد، ارگونومي ظرفيت ها و توانمندي هاي انسان را بررسي كرده و اين اطلاعات به دست آمده را در طراحي مشاغل، ابزارها و تجهيزات، محيط كار و ... به كار مي بندد. در ساليان اخير ارگونومي به عنوان رشته اي مستقل در دانشگاه ها تدريس مي شود و رشته هاي زيادي مانند بهداشت حرفه اي، مهندسي صنايع، روانشناسي و مديريت و ... در دانشگاه ها واحدهائي در اين زمينه به دانشجويان ارائه مي دهند. همچنين مهندسان بهداشت حرفه اي كه در كارخانجات و محيط هاي صنعتي مشغول به كار هستند با داشتن اطلاعاتي در زمينۀ ارگونومي و به كارگيري آنها مي توانند از آسيب هاي شغلي در محيط كار جلوگيري كنند يا آن را كاهش دهند.

 

تاريخچۀ ارگونومي

حوزۀ پيدايش ارگونومي به انقلاب صنعتي به اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم بر مي گردد، كارهاي پژوهشي فرانك و ليليان گيلبرت در زمينۀ كارسنجي و مديريت كارگاهي سر آغازي بر مطالعات ارگونوميك بود. اما با توجه به اسناد و مدارك موجود مي توان گفت كه ارگونومي نخستين بار توسط دانشمند لهستاني «وجيسج جاسترزبوسكي» به جهانيان معرفي شد و تا سال هاي 1930 به اين مورد زياد توجه نشد، تا اينكه «چاپانيس» در سال 1951 به تحقيق در مورد كساني كه با تسليحات و دستگاه هاي جنگي كار مي كردند پرداخت، همزمان با تحقيقات چاپانيس كشورهاي انگلستان و امريكا و بسياري از كشورهاي اروپائي به تحقيق در مورد ارگونومي پرداختند و در اين دوران بود كه نخستين انجمن ارگونومي در سال 1950با نام انجمن پژوهش ارگونومي «ERS» در انگلستان تشكيل شد و بعد از آن انجمن عوامل انساني در اكتبر 1956 در امريكا تشكيل شد، اين در حالي بود كه نخستين گردهم آيي بين المللي ارگونومي در سال 1961 در استكهلم سوئد برگزار شد و انجمن بين المللي ارگونومي«IEA» شكل گرفت كه اكنون در برگيرندۀ انجمن هاي كوچكتر «حدود 35 انجمن» از كشورهاي گوناگوني مانند ژاپن، استراليا، امريكا، انگلستان و بيشتر كشورهاي اروپائي مي باشد و بيشتر از20000 عضو دركشورهاي مختلف دارد، اين در حالي است كه در كشور مانيز در سال هاي اخير انجمن ارگونومي تشكيل شده و باعث پيوستن كشور ما به«IEA» شده است.

 

تعاريف و اصطلاحات رايج در ارگونومي

ارگونوميك«ERGONOMICS»: رشتۀ علمي چند رشته اي است كه حاوي رشته هاي مختلفي مانند: پزشكي، مديريت، روانشناسي،فيزيولوژي، مهندسي، طراحي و ... است.

ارگونومي«ERGONOMICS»:  واژه اي لاتين مي باشد كه از دو كلمۀ يوناني ERGO يعني كار و NOMICS يعني قاعده و قانون تشكيل شده است كه روي هم رفته قوانين طبيعي كار را تفهيم مي كند و داراي تعاريف مختلفي مي باشد:

·         دانش جواني است(از سال 1948) كه در آن سعي مي شود با در نظر گرفتن مجموعه اي از معلومات و شناخت علمي از انسان، وظايف، پست كار، ابزار، ماشين آلات و سيستم توليد به گونه اي طراحي شود كه به حداكثر راحتي، راندمان، ايمني و حداقل اشتباه و خستگي بتوان كار را انجام داد.

·         فرايند طراحي تغيير در جهت اصلاح و بهبود يا ساماندهي، ابزار، مواد، تجهيزات، فضاهاي كار، وظايف، مشاغل، محصولات سيستم ها و محيط هاي كار به گونه اي كه با استعداد، توان و قابليت هاي رواني، اجتماعي، بيومكانيكي و فيزيولوژيكي نيازها و محدوديت هاي انسان ها همساز باشد، پس ارگونومي علاوه بر دقايق و ملاحضات فيزيكي و مهندسي با جنبه هاي ادراكي، شناختي و اجتماعي و سازماني كار ارتباط دارد و با دخالت هاي هدفمند در راستاي بهبود شرايط كار در سطح فردي«MICRO ERGONOMICS» و در سطح سازماني «MACRO ERGONOMICS» ، كار مناسب را براي انسان طراحي مي كند.

·         متناسب كردن كار و شغل براي فردي كه كار را انجام مي دهد«طبق توصيف روجر و كاواناگ1962 و طبق نظريۀ شرر 1981»

·         دانشي است كه به چگونگي وضعيت بدني انسان در هنگام استفادۀ از ابزار گوناگون مي پردازد.

·         در اصطلاح كاربردي علم ارگونومي مجموعه دانشي است كه از تلفيق علوم زيستي، فيزيولوژي انساني، سيستم‌ها و روش ها، طراحي مشاغل و محيط كار به وجود آمده است كه سعي دارد ابزارها، دستگاه‌ها و محيط كار را با توجه به در نظر گرفتن توانايي هاي جسماني، فكري و محدوديت ‌ها و علائق انسان‌ها، طراحي كند. اين علم با هدف افزايش بهره‌وري با توجه به سلامتي، ايمني و رفاه كاركنان در محيط كار شكل يافته است.

·         ارگونومي علمي است كه انسان و تعامل آن را با محصولات، توليدات، تجهيزات، امكانات، روش ها و محيط كار و زندگي مورد مطالعه قرار مي‌دهد و عليرغم علوم فني ـ مهندسي (كه عمدتاً به تكنيك ها و فنون مي پردازد) بر انسان و طراحي وسائل براي افراد تاكيد دارد «ساندرز و ديگران 1378».

·         انجمن بين‌المللي ارگونومي، ارگونومي را چنين تعريف مي‌كند: ارگونومي علمي است كه دانش حاصل از علوم انساني را با مشاغل، سيستم‌ها، محصولات و محيط زيست با توجه به توانايي هاي جسماني و رواني و محدوديت‌هاي انساني مرتبط مي سازد «هانچينسون و ديل».

ارگونومي بيشتر واكنش هاي فيزيولوژيك بدن در برابر كارهاي جسماني، عوامل محيطي مانند گرما، صدا، ارتعاش، نوبت كاري، روشنائي و ... و اين كه كار چگونه بر بدن اثر مي كند و ... را بررسي مي كند.

مهندسي عوامل انساني«HUMANE FACTORS ENGINEAS»: اين فاكتور بيشتر در كشور امريكا استفاده مي شود و بيشتر بر روي ارتباط دوسويۀ انسان و ماشين يا مهندسي انساني گفت و گو مي كند، عوامل انساني، رفتار افراد در واكنش نسبت به تجهيزات، محيط كار و محيط پيرامون و اندازه هاي بدن و توانائي هاي جسمي افراد را بررسي مي كند و تأكيد آن بر كاهش خطاهاي انساني است.

ابزار: وسيله اي كه براي تغيير شكل مواد اوليه به منظور استفادۀ از آنها به كار مي رود كه بعضي از حيوانات از سنگ و چوب براي انجام كار استفاده مي كنند اما ساخت ابزار و استفادۀ از آن يكي از تفاوت هاي بارز بين انسان و حيوان به شمار مي آيد كه انسان قادر به خلق و ابداع اشياء است كه اين موضوع اصل ظهور تمدن و تكنولوژي مي باشد.

وظايف يك متخصص ارگونومي

 يك متخصص ارگونومي اصول آناتومي، فيزيولوژي، حركت شناسي و بيومكانيك را به خدمت مي گيرد تا رسالت خطيري چون كنترل بيماري هاي اسكلتي و عضلاني، بيماري هاي قلبي و عروقي را به انجام برساند، هدف نهائي يك متخصص ارگونومي ايجاد محيطي راحت و مناسب است، كه باعث بهره وري و كاهش اتفاقات و اشتباهات ناخواسته مي شود.

 

جايگاه ارگونومي در ارتباط با ديگر علوم

ارگونومي رشته اي است كه از علوم گوناگوني ياري مي گيرد مانند؛ فيزيولوژي، روانشناسي، مديريت، كالبد شناسي، طراحي، پزشكي و ... تا حل مشكلات طراحي، تناسب هر چه بيشتر انسان و محيط پيرامون را زمينه سازي نمايد، در اين مجموعه علوم زيستي، اطلاعات لازم در زمينۀ ساختار و اندازه هاي بدن، قابليت ها و محدوديت هاي جسماني انسان، توان و نيروي ماهيچه اي، حد مقاومت و تحمل فشارهاي جسماني و ... را در اختيار كارشناس قرار مي دهد، فيزيولوژي و روانشناسي، چگونگي كاركرد مغز و دستگاه عصبي و شكل گيري رفتارها را تشريح مي كند، علوم مهندسي اطلاعاتي را دربارۀ ماشين و محيطي كه انسان با آن سروكار دارد در اختيار كارشناس قرار مي دهد، و مديريت پيرامون كاربرد و هدايت منابع انساني اطلاعاتي را در اختيار كارشناس قرار مي دهد.

با گردآوري اين اطلاعات ارگونوميست مي تواند به سوي ايمني، تندرستي، عملكرد مطلوب و بهره وري بيشتر حركت كند و محيط و تجهيزات را به گونه اي طراحي و سازماندهي كند، كه آسيب ها به كمترين مقدار و بهره وري به بيشترين اندازۀ خود برسد.

با توجه به تعاريف فوق، علم ارگونومي از رشته هاي علمي نظير پزشكي، فيزيولوژي، آمار، روانشناسي، مردم شناسي، آناتومي، بيومكانيك و سنجش ابعاد و اجزاي بدن انسان، براي طراحي ماشين و محيط كار سود مي‌برد. در واقع، ارگونومي يك علم چند رشته‌اي است كه ارتباط متقابل تكنولوژي، محيط و نيازهاي روحي و جسماني انسان را برقرار مي سازد. در ايالات متحده آمريكا، بجاي واژه ارگونومي، عبارت مهندسي فاكتورهاي انساني را بكار مي‌برند.

کاغذ و صنعت کاغذسازی

کلمه کاغذ از واژه چيني کاکتز گرفته شد ( نام فارسي آن را رخنده يا پرزه است)، انسان اوليه به تدريج که نياز به تصوير کردن اشياء، يادداشت کردن وقايع و ارسال پيام هاي کتبي را درک کرد، اهميت و ضرورت شيئي که بتواند بر روي آن اثر به جا ماندني را ثبت کند، دريافته بود و همواره در راه دستيابي به آن تلاش مي‌کرد. در بين النهرين از لوحه هاي گلي، در مصر (1838 ق.م) از پاپـيروس، در چين از حکاکي بر روي لوحه هاي چوبي و نمد با قلم مو و پارچة ابريشمي، اين منظور را عملي مي کردند. با توجه به اينکه صنعت، نمد ما لي در خاور دور سنّت و متداول بود، فردي چيني به نام تسائي لون (105 ميلادي) از قطعات کهنه و اضافي ابريشم، خمير و بعد ورقه‌هايي به صورت نمد درست کرد و از آن به کمک قلم مو براي نقاشي و نوشتن استفاده کرد و بعد به جاي ابريشم، چوب خيزران و درخت توت را بکار گرفت. در حقيقت بايد او را اولين مخترع کاغذ در دنيا دانست (1).

سير تحولي رشد کارگران چيني که در سال 751 به دست ايرانيان اسير شدند اين فن را با استفاده از کتان و شاهدانه به مردم سمرقند آموختند و بعدها توسط مسلمانان در بغداد ، دمشق و حتي مراکش و اسپانيا متداول شد. اولين کارخانه کاغذ سازي درسال 1154 در اسپانيا و اولين آسياب تهيه پودر چوب در سال 1190 در فرانسه تأسيس شده بود. در ايران فعاليت کاغذ سازي اولين بار با تأسيس کارخانه مقواسازي و با استفاده از کاغذهاي باطله درسال 1313 شمسي در کرج شروع شد و حدود 15 سال است که با تأسيس دو کارخانه کاغذ سازي پارس در هفت تپه خوزستان و کارخانه چوب و کاغذ ايران (چوکا) در گيلان ، به صورت يک تکنولوژي مدرن و پيشرفته درآمده است (1).

گسترش شهرها همراه با ارتقای سطح آگاهی عمومی، علاوه بر افزایش میزان استحصال آب از منابع سطحی و زیرزمینی، افزایش آلودگی و تنوع آلاینده های منابع آب را نیز در پی داشته است. برداشت و تصفیه ی آب از منابع سطحی و زیرزمینی و نیز تصفیه فاضلاب تولید شده در سفره های زیرزمینی، ضمن آلودگی آبخوان ها، در چرخه ی طبیعی آب نیز اختلال ایجاد خواهد کرد. از سوی دیگر به دلیل امکان گسترش بیماری های متعدد ناشی از آلودگی آب به فاضلاب، ایجاب می کند تا به منظور حفظ سلامت جوامع و پیشگیری از بروز اختلال در چرخه ی آب، فاضلاب ها به نحو مناسب جمع آوری، تصفیه و به چرخه ی طبیعی آب بازگردانده شود. تأثیرات نامطلوب زیست محیطی ناشی از دفع نادرست فاضلاب شهری و صنعتی در حدی است که امروزه اجرای طرح های فاضلاب در مناطق شهری و روستایی کشور امری ضروری و بنیادی تلقی می گردد. مهمترین اهداف از احداث سامانه های تصفیه ی فاضلاب شامل حفظ بهداشت همگانی، حفاظت محیط زیست و جلوگیری از آلودگی منابع آب و استفاده مجدد از فاضلاب تصفیه شده در کشاورزی و صنعت می باشد (2).

تلاش در جهت حفظ محيط زيست و حفظ اكوسيستم طبيعي، يكي از سياست هاي دولتهاي كنوني جهان است و در عصر حاضر بشدت بر اجراي آن تأكيد ميشود. در همين راستا مقررات زيست محيطي مختلفي وضع گرديده است و روز به روز سخت گيري هاي شديدتري اعمال مي شود. اين قوانين شامل حال پساب هاي صنعتي نيز ميشود و بر اساس آن پساب هاي صنايع مختلف قبل از تخليه به فضاي عمومي مانند رودخانه يا مرداب، بايد استانداردهاي مربوطه را دارا باشد (3).

اما صنايع كاغذسازي با وجود نياز روز افزون به محصولاتشان، در عين حال يكي از بزرگترين صنايع در توليد فاضلاب هاي آلوده هستند. اين پساب ها به علت دارا بودن تركيبات مختلف استخراجي از درختان مانند ليگنين، رزين و ساير آلاينده هاي پليمري، علاوه بر رنگ بسيار شديد، روي زندگي موجودات آبزي نيز به شدت تأثير گذار است و تبعات زيست محيطي سنگيني در پي دارد. تخليه اين فاضلاب رنگي به محيط زيست مانع فعاليت فتوسنتزي گياهان و زياگان آبزي با كاهش نفوذ نور خورشيد به آب و كاهش ميزان انحلال اكسيژن جدا از تأثير مستقيم سميت مزمن و حاد آنها روي آبزيان ميشود . اين مسائل ضرورت تصفيه پساب ها پيش از تخليه به رودخانه يا محيط زيست را معين ميكند (3).

همين مسئله كاهش حجم بار آلودگي و حذف رنگ از اين پساب ها، يكي از بزرگترين موضوعات پژوهشي در طي چند دهه پيش بوده است و تلاش هاي بسياري در اين زمينه انجام شده است تا علاوه بر تأثير عملي و در حد استانداردهاي محلي، توجيه اقتصادي مناسب نيز داشته باشد (3).

فرايندهاي توليد كاغذ با تنوع بسيار زياد در مراحل توليد آن، از پيچيده ترين فرايندهاي صنعتي بشمار مي آيد كه اين فرايندها بشدت متأثر از هم هستند. بعنوان مثال تغيير نوع چوب مصرفي در توليد كاغذ، ممكن است بشدت بر پساب توليدي كارخانه تأثير گذارد و عمليات ويژه و متفاوت از قبلي را بطلبد. لذا آمادگي و اطلاعات براي هر نوع حالتي براي مهندسان تصفيه لازم بنظر مي رسد. همانطور كه پيشتر ذكر شد، رنگ پسابهاي توليدي در صنايع كاغذ سازي از مهم ترين آلوده كننده هاي اين صنعت بشمار مي آيد كه هرچه اين پساب ها از نظر انطباق با استاندارد هاي زيست محيطي كامل باشند، ولي رنگ آنها هرچند در حد جزئي، از لحاظ عرف عمومي ناپسند جلوه مي كند. همين امر، لزوم حذف رنگ از پساب هاي صنعتي و پيش از تخليه را به عنوان يكي از دغدغه هاي مهندسان تصفيه آشكار مي سازد (3).

مولد هاي رنگ در پساب صنايع چوب و كاغذ از تنوع زيادي برخوردارند. مهم ترين آنها، ليگنين است كه ساختار آلي - پليمري دارد. مشتقات ليگنين كه در اثر تخريب و تجزيه آن بوجود مي آيند نيز از عوامل مهم توليد رنگ هستند. ديگر تركيبات استخراجي از چوب مانند رزين، عصاره چوب ، رنگدانه هاي مصنوعي ،تانن (جوهر مازو)، اسيدهاي آلي آروماتيك، ترپن ها و فراورده هاي تخريبي حاصل از واكنش كلر و ليگنين و ... ديگر منابع رنگ زايي در اين پسابها هستند. اين تركيبات به علت داشتن بار منفي، يوني اند. بدليل ماكرومولكول بودن، داراي وزن مولكولي بسيار بالايي در حدود g/gmol30000 نيز هستند. تركيباتي آب گريز و داراي ساختار قطبي اند. شدت اين آلودگي ها و اهميت حفظ اكوسيستم طبيعي، لزوم بررسي جدي تر در مورد تصفيه پساب هاي كاغذسازي را روشن ميكند (3).

فعالیتهای صنعت کاغذسازی :

·     تولید دستمال کاغذی با خمیر کاغذ یا کاغذ باطله و پوشال

·     تولید کاغذ با استفاده از کاغذ باطله

·     کارتن سازی با استفاده از رول مقوا

·     تولید مقوای صنعتی، رول مقوا و ظروف مقوایی با استفاده از کاغذ باطله (4)

خصوصیات پساب کاغذسازی :

·     در کارخانه‌های کارتن سازی دو نوع پساب نشاسته‌سازی و رنگ وجود دارد. در پساب نشاسته سازی که pH بیش از 10 دارد، مقادیر زیاد TSS، BOD و COD (به ترتیب حدود 570، 160 و 500 میلی گرم بر لیتر) است.

·     pH متوسط این کارخانه‌ها در حد استاندارد و حدود 4/7 می‌باشد.

·     تصفیه پساب کارخانه‌های این صنعت، 62% تصفیه ناقص است. کارخانه‌های مقواسازی هیچ کدام تصفیه خانه نداشتند (4).

تمدن های قدیمی همواره در مجاورت منابع آب شکل گرفته اند. با این که مقدار آب موجود و قابل استفاده دغدغه اصلی نیاکان ما بوده است، اما تعریف درست و جامعی از کیفیت آب وجود نداشته است. با این وجود منابع تاریخی بسیاری حکایت از تلاش انسانهای عصر گذشته برای تصفیه آب و زدودن ذرات معلق و طعم و بو از آن دارد. اما قرنها طول کشید که انسانها به این نتیجه دست یافتند که حواس بینایی، بویایی و چشایی نمی توانند تنها ملاک های تشخیص کیفیت آب باشند. استفاده از روشهای مختلف جهت بهبود طعم و بوی آب به 4000 سال قبل از میلاد بر می گردد. در نوشته های باقي مانده از سانسکریت و یونان باستان استفاده از زغال چوب جهت فیلتر کردن آب، قراردادن آب در معرض نور آفتاب، جوشاندن آب و قراردادن تکه های فلز داغ در آب قبل از نوشیدن آن توصیه شده است (5).
رنگ از مهمترين عوامل آلوده کننده پسابهاي کاغذ سازي است که حذف آن همواره از لحاظ کنترل پساب و بهبود شرايط زيست محيطي آن حائز اهميت است. رنگ به لحاظ شيميايي از تركيباتي ناشي ميشود كه در طيف مرئي با جذب نور به صورت رنگي مشاهده ميشود چوب درختان نيز مانند بسياري ديگر از مخلوقات خداوند به رنگهاي مختلفي ديده ميشوند آنچه كه سبب رنگي بودن چوب ميشود تركيبات سازنده ديواره سلولهاي چوبي ميباشند. از ميان ترکيبات پيچيده پليمري موجود در چوب درختان مانند ليگنين و نيز مشتقات آن مهمترين آلاينده و مولد رنگ پسابهاي کاغذ سازي مي باشند. علاوه بر ليگنين و ترکيبات آن، مواد استخراجي چوب درختان مانند رزينها، تانن ها، اسيدهاي چرب، اسيدهاي آروماتيک، ترپنها، صمغ هاي گياهي و ... نيز نقش مهمي در ايجاد اين آلودگي ها دارند که اين ترکيبات ترکيبات قطبي و آبگريز داراي بار بسيار منفي، شکل يوني، وزن مولکولي بالا و گروههاي هيدروکسيل و کربوکسيل هستند. که توسط کاتيونها منعقد شده و به روشهاي فيزيکي به راحتي قابل جدا شدن مي باشند. در کنار آنها مواد شيميايي که در خلال فرآيند توليد مورد استفاده قرار مي گيرند، به همراه مواد افزودني و پيگمنت ها که جهت افزايش کيفيت و راندمان توليد بکار مي روند نيز عوامل عمده ايجاد آلودگي و رنگ پسابها ي کاغذ سازي مي باشند (6).

1.    پرواز ، دانشنامه رشد ، صنعت كاغذ ، 1389

2.    حسیني ، سیدامین ، تصفیه خانه های فاضلاب ،‌تهران ، 1388

3.    نوری ، افشین ،‌ روش هاي تصفيه شيميايي در پساب صنايع كاغذسازي با نگاه زيست محيطي ، 1389

4.    شکری ، عادل ، فاضلاب صنایع ، 1386

5.    باغبانپور آذري ، عليرضا ، مشاور زيست محيط ، تاريخچه فرآيندهاي تصفيه آب ، 1390

6.    وحيدي ، نويد ، منشاء رنگ در پساب صنايع كاغذ ، تهران ، 1390